تیرگی رابطه اوکراین ولهستان به دلیل تجلیل زلنسکی از همکارِ نازی ها- استفانو دی لورنزو، برگردان: میترا تهامی
لهستان برای سالیان متمادی از حامیان جدی اوکراین به شمار می رفت. از زمان استقلال اوکراین در سال ۱۹۹۱، لهستان این کشور را به عنوان یک متحد کلیدی میدید. اما تصمیم اخیر ولادیمیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین، آتش یک نزاع تاریخی را دوباره شعله ور کرده است . یک زخم کهنه دوباره سرباز کرده است.
اوکراین در قرن هفدهم در جریان یک قیام از لهستان-لیتوانی جدا شد و به دولت تزاری روسیه پیوست.
پس از جنگ جهانی اول، بخشی از اوکراین در غرب این کشور برای مدت کوتاهی استقلال یافت، اما این استقلال ناپایدار بود و به لهستان ضمیمه شد.
تجلیل زلنسکی از رهبری که در مورد قهرمان بودن او اختلاف نظر وجود دارد
در ماه مه، زلنسکی اعلام کرد که اوکراین بقایای جسد «آندری ملنیک»، رهبر یکی از دو جناح «سازمان ملیگرایان اوکراین» در زمان جنگ جهانی دوم را به کشور بازخواهد گرداند.
ملنیک پس از خاتمه جنگ جهانی دوم در آلمان زندگی کرد و در سال ۱۹۶۴ در کلن درگذشت. او در لوکزامبورگ به خاک سپرده شد. در ۲۵ مه سال جاری، بقایای جسد ملنیک و همسرش با تشریفات نظامی در کیف به خاک سپرده شد. زلنسکی نیز در این مراسم حضور داشت.
جناح دیگر «سازمان ملیگرایان اوکراین» توسط « استپان باندرا»، که قهرمانی او نیز بحث برانگیز است، رهبری میشد. باندرا فعالیتهای خود را در لهستان با ترور آغاز کرد .سازمان او، از جمله وزیر کشور لهستان را ترور کرد.
ملنیک نسبت به باندرا میانهروتر به تصویر کشیده میشود. با این حال، این ارزیابی جای سوال دارد. ملنیک نیز مانند باندرا، توسط مقامات آلمانی دستگیر و به عنوان “زندانی ویژه” نگهداری شد. اما ملنیک و واحدهای تحت رهبری او با مقامات نازی در اوکراین اشغالی به میزان زیادی همکاری می کردند. ملنیک همواره از همکاری با آلمان نازی حمایت میکرد.
این تصور که «سازمان ملیگرایان اوکراین» اساساً ضد نازی بوده، بسیار جای سوال دارد. هدف ملیگرایان اوکراینی یک «اوکراین برای اوکراینیها» بود. در حالت ایدهآل، «خالص» و عاری از سایر گروههای جمعیتی.
چنین ایدهآلی منجر به قتل عام حدود صد هزار لهستانی توسط ملیگرایان اوکراین در سال ۱۹۴۳ شد.
در زمانی که نازیها در حال عقبنشینی از اوکراین بودند. ایدهآلِ ملیگرایان اوکراین ،کشوری بود که از نظر قومی همگن باشد. از این رو، لهستانی تبارها را مانعی برای ساختن یک کشور مستقل میدانستند.
با این حال، باید تأکید کرد که ملیگرایی اوکراینی در طول جنگ جهانی دوم سبب یکپارچگی همه اوکراینی ها نشد. این نوع از ملی گرایی در غرب کشور، که پیش از سال ۱۹۳۹ متعلق به لهستان بود، به طور قابل توجهی قویتر از سایر مناطق بود.
بیشتر اوکراینیها در طول جنگ جهانی دوم در صفوف ارتش سرخ علیه مهاجمان آلمانی جنگیدند. بین ۵ تا ۸ میلیون اوکراینی در جنگ جهانی دوم جان باختند.
زلنسکی پس از به خاکسپاری بقایای جسد ملنیک به منظور یادبود وی نوشت:
«تردیدی وجود نداشت که دشمن واقعی اوکراین کیست و دوستان، شرکا و برادرانش چه کسانی هستند. […]رهبر، «آندری ملنیک» به یک اوکراین متفاوت بازگشت – نه اوکراینی که مجبور به ترک آن شد، بلکه به اوکراینی که آرزویش را داشت. – مانند هزاران چهره برجسته دیگر اوکراینی. من از همه کسانی که تلاش میکنند تا خاطره ملی اوکراین ما زنده بماند، سپاسگزاری میکنم. من از همه کسانی که برای بازگرداندن چنین چهرههای برجسته ای به اوکراین و برپائی پانتئون برای قهرمانان تلاش کردند، سپاسگزارم.»
(م. پانتئون، معبد خدایان در رم)
اوکراین و لهستان
تصمیم رئیس جمهور اوکراین برای اعاده حیثیت از یک چهره مورد مناقشه، بحث داغی را در لهستان و درباره سیاست این کشور در قبال اوکراین برانگیخت.
چند روزی است که مفسران لهستانی در رسانههای اجتماعی به ندرت در مورد موضوع دیگری بحث میکنند. بسیاری از لهستانیها احساس میکنند که اوکراین به آن ها خیانت کرده است و به زخم های تاریخی لهستان (کشتار صد هزار لهستانی توسط ملی گرایان اوکراینی) اعتنائی نمی شود.
پیش ازین مدال «عقاب سفید» ، بالاترین نشان لهستان به زلنسکی اهداء شده بود. اما پس از بازگرداندن بقایای جسد ملنیک به اوکراین وبزرگداشت وی توسط زلنسکی، کارول ناوروکی، رئیس جمهور لهستان، در حال گذراندن مراحل قانونی برای بازپس گیری مدال «عقاب سفید» از زلنسکی است.
لخ والسا، رئیس جمهور سابق لهستان، به نشانه اعتراض نوشت:
«رئیس جمهور اوکراین با تجلیل از راهزنان (ملی گرایان اوکراین در زمان جنگ جهانی دوم)،به من و همه هموطنان کشته شدهام توهین کرده است. بنابراین، من به طور علنی نشان پرچم اوکراین را از سینهام برداشتهام. من همچنان به مردم اوکراین در مبارزهشان علیه روسیه کمک خواهم کرد. اما از زلنسکی حمایت نخواهم کرد.»
اوکراینیها استدلال میکنند که «هیچکس حق ندارد به آنان دیکته کند که به چه کسی باید احترام گذاشت» و طبق معمول، همه واکنش ها را ناشی از تبلیغات روسیه میدانند. رسانههای اوکراینی حتی به «تحریک کردن لهستان» اشاره می کنند.
در اروپای غربی، به ندرت کسی با اختلافات عمیق بین لهستان و اوکراین آشنا است. سالها به شهروندان غربی این باور القا میشد که ناسیونالیسم اوکراینی صرفاً محصول تبلیغات روسیه است. اما در لهستان، خاطرات واقعی است و محو شدنی نیست.
اوکراین و آلمان
لهستان و اوکراین همسایه هستند و مدت زمان زیادی یک واحد سیاسی مشترک را تشکیل می دادند.
اما آلمان نیز نقش محوری در توسعه تاریخی اوکراین ایفا کرده است.
یک ماه پیش از انعقاد پیمان معروف برست-لیتوفسک، در ۹ فوریه ۱۹۱۸، نمایندگان جمهوری خلق اوکراین،( یک دولت موقت اوکراینی)، پیمانی را با آلمان امضا کردند که در تاریخ با عنوان «صلح نان» به ثبت رسید. برای نخستین بار پس از قرنها، یک کشور مستقل اوکراینی ایجاد شد. اما جنگ هنوز تمام نشده بود و دولت جدید تنها به طور محدود به رسمیت شناخته شد. مشروعیت دولت جدید توسط بسیاری مورد تردید قرار گرفت. وقتی جنگ چند ماه بعد پایان یافت، اوکراین خود را تقسیم شده مابین اتحاد جماهیر شوروی و لهستان مشاهده کرد.
آلمان جنگ را باخته بود و با این شکست، نقش آلمان به عنوان قدرتِ محافظِ اوکراین در آن زمان به پایان رسیده بود. لهستان مدتها خود را شریک برتر اوکراین میدانست. پیش از سال ۲۰۲۲، لهستان یکی از معدود کشورهای اتحادیه اروپا بود که در آن اوکراینیها به بازار کار دسترسی داشتند. اما اوکراینیها نقشههای دیگری داشتند. به گفتهی مورخ و استاد لهستانی، یان ژارین:
«…روابط بسیار قوی اوکراین و آلمان تصادفی نبوده است، زیرا به پیمان برست در سال ۱۹۱۸ برمیگردد. این پیمان باید امروز مورد توجه لهستانیها، بهویژه سیاستمداران لهستانی، قرار گیرد تا آنها تداوم فکری ملت اوکراین را درک کنند.»
در آلمان، روزنامه فرانکفورتر آلگماینه سایتونگ یکی از معدود رسانههایی است که به مناقشه فعلی لهستان و اوکراین پرداخته است.
اما مقاله منتشر شده در این روزنامه، مسئله ملیگرایی اوکراینی و همکاری ملی گرایان اوکراینی با نازیها را کماهمیت جلوه میدهد. این روزنامه به نقل از ناوروکی ،رئیس جمهور لهستان گزارش میدهد:
«ناوروکی، زلنسکی را متهم کرد که با تجلیل از ملنیک ،بستر مناسبی برای تبلیغات روسیه فراهم کرده است .رئیس جمهور زلنسکی با تجلیل از راهزنان ثابت کرده است که اوکراین آمادگی ندارد که بخشی از خانواده اروپا باشد.»
نویسنده مقاله در روزنامه فرانکفورتر آلگماینه سایتونگ بر این نظر است که :
« ناوروکی به این ترتیب وارد «قلمرو خطرناکی» شده است…مسکو، ملی گرایان اوکراینی در زمان جنگ جهانی دوم را نازی و دولت فعلی اوکراین را جانشینان آن ها معرفی میکند. اما ارتش زیرزمینی اوکراین، مانند بسیاری از رویدادهای تاریخی، موضوع پیچیدهای است. بنابراین، مشکل نه در ناسیونالیسم اوکراینی، بلکه در حزب محافظهکار راستگرای لهستان نهفته است»
.
آگاهی تاریخی
کشتار بیرحمانه و جنایتکارانه یهودیان و غیرنظامیان لهستانی توسط ملیگرایان اوکراینی در Wolhynien
با این استدلال که اوکراینیها علیه همه اشغالگران – چه آلمانیها و چه شورویها – جنگیدند، توجیه میشود. این شیوه از استدلال، مطابق با شیوه تاریخنگاری معاصر در اوکراین است.
تاریخنگاری ملتی جوان با گذشتهای دشوار که ارزش زیادی برای انتقاد از خود قائل نیست و اغلب با خشم و اتهامات سنگین به ارزیابیهای انتقادی واکنش نشان میدهد.
هویت اوکراینی توسط رادیکالترین گفتمان ناسیونالیستی شکل گرفت. با این حال، اوکراینی که ناسیونالیسم خشن را هسته هویت خود قرار میدهد، حتی متحدان و دوستان خود را نیز از دست میدهد.
اسلاومیر دبسکی، استاد روابط بینالملل لهستانی، می گوید:
«به سختی میتوان از این نتیجهگیری فرار کرد که اوکراین امروز، همچنان یک تاکتیک جنگی متعلق به گذشته های دور را به کار می بندد: شلیک همزمان به همه جهات – به دشمن، به متحدان و به هر کسی که اتفاقاً در همان نزدیکی باشد.»
با این حال، برخی صداهای انتقادی از اوکراین شنیده میشود. این صداها به شدت با جریان اصلی گفتمان عمومی اوکراین در تضاد هستند.
ولادیمیر ایشنکو، جامعهشناس اوکراینی که از سال ۲۰۱۹ در آلمان زندگی میکند، در مورد تصمیم زلنسکی برای اعاده حیثیت از ملنیک اظهار داشت:
«اگر کسی بپرسد که چرا زلنسکی اصلاً اقدام به تدفین مجدد و تجلیل از آندری ملنیک، کرد – اقدامی نمادین و ظاهراً غیرضروری که به طور قابل پیشبینی به کاهش همدردیهای بینالمللی اوکراین می انجامد و موجب بروز مشکل با لهستان و اسرائیل شده است – پاسخ این است: اگر اکثریت نمیخواهند بجنگند، باید از اقلیت بسیجشده حمایت کرد، تا به این اقلیت یادآوری شود که فقط برای این دولت فاسد نمیجنگند.»
اما چنین صداهایی در حال حاضر در اوکراین ناخوشایند به نظر می آیند و حتی ضد اوکراینی تلقی میشوند.
در حالی که تصویر اوکراین و تفسیر جنگ در اوکراین تا حد زیادی در انحصار گفتمان اتحادیه اروپا و ناتو است، اکثر اروپاییها حتی از وجود چنین صداهایی در داخل اوکراین آگاه نیستند.
منبع: https://globalbridge.ch/die-ukraine-verprellt-nun-sogar-polen/