سرمایهداری ترکیه دیگر به جمهوری نیاز ندارد، اما جامعه نیاز دارد – کمال اوکویان
کمال اوکویان، دبیرکل حزب کمونیست ترکیه، در گفتوگویی درباره بحثهای تازه پیرامون «سلطنت»، بحران رژیم سیاسی در ترکیه، مداخله حکومت در اپوزیسیون و آینده جمهوری گفت ترکیه از مدتها پیش از جمهوری فاصله گرفته و روند کنونی را نمیتوان فقط با تصمیمهای اخیر دادگاهها یا اقدامات حزب عدالت و توسعه توضیح داد. به گفته او، مسئله ریشهایتر است: سرمایهداری ترکیه دیگر به جمهوری، به معنای دستاوردهای مترقی دهه ۱۹۲۰، نیاز ندارد، اما جامعه ترکیه همچنان به آن نیاز دارد.
اوکویان که در برنامه «روایتهای گوناگون» به پرسشهای حلمی حاجیاوغلو پاسخ میداد، در واکنش به این پرسش که آیا ترکیه در حال نفی میراث جمهوری و نابودی کامل جمهوری لائیک است، گفت این روند از امروز آغاز نشده است. به گفته او، از همان دورهای که با عنوان گذار به نظام چندحزبی معرفی شد، گرایشی نظاممند برای فاصله گرفتن از جمهوری در ترکیه شکل گرفت و حتی باید ریشههای آن را به عقبتر برد. او تأکید کرد ارزشهای مترقی و انقلابی نخستین سالهای جمهوری، مرحله به مرحله کنار گذاشته شدند و این روند در دورههای مختلف سیاسی ادامه یافت.
دبیرکل حزب کمونیست ترکیه گفت تحولات انقلابی دهه ۱۹۲۰ در ابتدا نقشی مهم در رشد سرمایهداری ترکیه داشت، اما با پیشرفت سرمایهداری، همان دستاوردها بهتدریج از یک ضرورت به مانع تبدیل شدند. او از لائیسیته، اصل استقلال جمهوری و برابری شهروندان به عنوان نمونههایی یاد کرد که در مرحلهای برای توسعه سرمایهداری لازم بودند، اما بعدها دیگر با نیازهای سرمایهداری ترکیه سازگار نبودند. به گفته او، حزب عدالت و توسعه در این مسیر یک گسست کیفی ایجاد کرد و از همین رو حزب کمونیست ترکیه از آغاز قدرتگیری این حزب، آن را «ضدانقلاب» نامید.
اوکویان تأکید کرد فاصله گرفتن از جمهوری فقط در نادیده گرفتن احکام دادگاه قانون اساسی یا مداخلات آشکار قوه قضاییه خلاصه نمیشود. به گفته او، یکی از نقاط آغازین این روند، موج گسترده خصوصیسازیها در نخستین سالهای حاکمیت حزب عدالت و توسعه بود؛ روندی که بخش مهمی از مخالفان امروز حکومت در آن زمان به اندازه کافی در برابر آن نایستادند. او گفت خصوصیسازیها دیواری را شکستند و پس از آن حملهها گامبهگام ادامه یافتند. به باور او، آنچه امروز در حوزه قضا، بیقانونی و دخالت مستقیم حکومت در احزاب سیاسی دیده میشود، نتیجه همان مسیر طولانی است.
در بخش دیگری از این گفتوگو، اوکویان از نقش حزب جمهوریخواه خلق در تضعیف مقاومت اجتماعی انتقاد کرد. او گفت در جامعه ترکیه هنوز بخش گستردهای وجود دارد که به ارزشهای جمهوری حساس است، ترکیه حزب عدالت و توسعه را نمیپذیرد و نسبت به نابودی دستاوردهای جمهوری واکنش دارد. اما به گفته او، میان این مقاومت اجتماعی و عرصه رسمی سیاست شکافی جدی وجود دارد. اوکویان ریشه این شکاف را در حزب جمهوریخواه خلق دانست و گفت این حزب در طول سالها مقاومت جامعه را «فلج» کرده است.
او افزود این مسئله را نمیتوان فقط به یک فرد، مثلاً کمال قلیچداراوغلو، نسبت داد، زیرا روند سازگاری حزب جمهوریخواه خلق با ترکیه حزب عدالت و توسعه از دوره دنیز بایکال آغاز شد و سپس با قلیچداراوغلو ادامه یافت. به گفته او، انرژی و مقاومت جامعه با مقاومت موجود در عرصه رسمی سیاست همخوانی ندارد و این وضع بسیار خطرناک است، زیرا جامعه ترکیه در نهایت موقعیت خود را با نگاه به آنچه در عرصه سیاست میگذرد تنظیم میکند.
اوکویان جمله محوری خود را چنین بیان کرد: «سرمایهداری ترکیه به جمهوری نیاز ندارد، اما جامعه نیاز دارد.» او گفت علت فرسایش نظاممند جمهوری در ترکیه، طبقاتی است و باید بارها بر این نکته تأکید کرد. به گفته او، حتی بخش مهمی از اقشار محافظهکار جامعه ترکیه نیز با جمهوری پیوند برقرار کردهاند و نسبت به معنای جمهوری، بهویژه جمهوری دهه ۱۹۲۰، نوعی تعلق خاطر دارند. او تأکید کرد جامعه ترکیه، با همه پیچیدگیهایش، هنوز به جمهوری نیاز دارد و این میراث برای بخش وسیعی از مردم بیاهمیت نشده است.
در ادامه گفتوگو، بحثهایی که در روزهای اخیر درباره «سلطنت»، الگوی جمهوری آذربایجان و سخنان سفیر آمریکا درباره منطقه مطرح شده، مورد پرسش قرار گرفت. اوکویان در پاسخ گفت نمیتوان برای ترکیه جایگزینی از نوع سلطنت یا ساختاری کاملاً مشابه جمهوری آذربایجان تصور کرد. او این بحثها را در چارچوب «نوعثمانیگری» توضیح داد؛ مفهومی که به گفته او حزب کمونیست ترکیه از سالهای نخست دهه ۲۰۰۰ درباره آن هشدار میداد، اما در آن زمان جدی گرفته نمیشد.
اوکویان گفت وقتی حزب کمونیست ترکیه راهبرد حزب عدالت و توسعه را نوعثمانیگری مینامید، بسیاری این تحلیل را مسخره میکردند و میگفتند ترکیه مگر امپراتوری است. به باور او، این نگاه ناشی از دستکم گرفتن حزب عدالت و توسعه و سرمایهداری ترکیه بود. او افزود ترکیه الزاماً قرار نیست شبیه کشور دیگری شود و ذات سرمایهداری ترکیه به الگوی جمهوری آذربایجان تبدیل نخواهد شد. با این حال، او تأکید کرد هیچ کشور سرمایهداری امروز واقعاً به جمهوری نیاز ندارد، اما ساختارهای جمهوری یا دموکراسی پارلمانی همچنان ابزارهایی برای قانع کردن جامعهاند.
دبیرکل حزب کمونیست ترکیه سخنان سفیر آمریکا درباره منطقه و سازگاری «سلطنت» و «شیخنشینها» با خاورمیانه را نشانهای از نگاه تحقیرآمیز و استعماری واشنگتن دانست. او گفت فارغ از اینکه حزب عدالت و توسعه چنین چیزی را بخواهد یا نه، نمیتوان ترکیه را به آن نقطه برد. به گفته او، ترکیه نمیتواند بدون انتخابات به مسیر خود ادامه دهد. ممکن است در آینده اقداماتی در این جهت صورت گیرد، اما با توازنهای کنونی نمیتوان گفت دیگر انتخاباتی در ترکیه برگزار نخواهد شد.
اوکویان در ادامه درباره مداخله حکومت در حزب جمهوریخواه خلق و کنار زدن اکرم اماماوغلو گفت اگر به موضوع در معنای محدود نگاه کنیم، هدف عملیات، حذف نامزدی بود که میتوانست در انتخابات پیروز شود. اما به گفته او، این عملیات هنوز ادامه دارد، زیرا حزب عدالت و توسعه دیگر نمیتواند جامعه را قانع کند. او افزود حذف اماماوغلو کافی نیست؛ در شرایطی که گرانی زندگی و بحران اعتماد به حزب حاکم ادامه دارد، هر نامزد دیگری از حزب جمهوریخواه خلق نیز میتواند در انتخابات شانس پیروزی داشته باشد. از همین رو، حکومت در تلاش است به شکلی نظاممند راه این امکان را ببندد و برای آن روایتهایی مانند «مبارزه با فساد» یا «امنیت ملی» بسازد.
به گفته اوکویان، حزب عدالت و توسعه توانایی گذشته خود را برای اداره جامعه از راه سازوکارهای غیرمستقیم از دست داده و به همین دلیل به مداخله مستقیم در احزاب سیاسی و سازوکار انتخاب شدن و انتخاب کردن روی آورده است. او گفت داستانی که حزب عدالت و توسعه برای جامعه تعریف میکرد، دیگر قانعکننده نیست و جامعه در برابر آن میگوید «تا همینجا کافی است». به باور او، مقاومت اجتماعی از بین نرفته و همین مسئله حکومت را به عملیات تازه و فشارهای پیاپی سوق میدهد.
او در پاسخ به احتمال مداخله علیه منصور یاواش و اوزگور اوزل گفت چنین چیزی ممکن است، زیرا حکومت با حذف یک چهره، ناچار میشود با چهره دیگری روبهرو شود. به گفته او، نمیتوان فقط با حذف طرف مقابل یا بیرون راندن موقت او از بازی، انتخابات را برد، اگر خود حکومت تغییر نکند. اوکویان تأکید کرد آرای حزب عدالت و توسعه افزایش نمییابد، با وجود حمایت رسانهای، حمایت قضایی و عملیاتهای متعدد. علت آن هم روشن است: روایت حزب عدالت و توسعه اعتبار خود را از دست داده است.
اوکویان گفت حکومت با این عملیاتها از نظر فنی میتواند هرچه میخواهد انجام دهد، زیرا نیرویی وجود ندارد که فوراً مانع شود، اما این روند خود حزب عدالت و توسعه را نیز دشوارتر میکند. به گفته او، در ترکیه حق انتخاب کردن و انتخاب شدن هنوز اهمیت دارد. او تأکید کرد نمیتوان این کشور را بدون انتخابات اداره کرد، زیرا از دستاوردهای جمهوری، آنچه برای بسیاری از شهروندان باقی مانده، حق رأی دادن است. او افزود این کافی نیست، زیرا سیاست باید در همه جا و در همه زمانها جریان داشته باشد، اما برای مردمی که از سیاست سازمانیافته فاصله گرفتهاند، صندوق رأی هنوز ارزش دارد.
اوکویان در بخش پایانی گفت در درون حزب عدالت و توسعه نیز کشمکشهای جدی وجود دارد. به گفته او، طراحیهای متفاوتی درباره دوران پس از اردوغان مطرح است و نامهایی مانند بلال اردوغان و هاکان فیدان در این بحثها شنیده شدهاند. هرچند ظاهراً بر سر نامزدی دوباره اردوغان نوعی توافق وجود دارد، اما این توافق اختلافها را از بین نبرده است. او همچنین گفت امروز شاید خطی آتلانتیکگرا و ناتوگرا در سیاست ترکیه غالب به نظر برسد، اما در درون حاکمیت نیز کسانی هستند که نسبت به برخی اقدامات، از جمله عملیات علیه حزب جمهوریخواه خلق، تردید و اعتراض دارند.
دبیرکل حزب کمونیست ترکیه در جمعبندی خود تأکید کرد نخستین نامی که باید برای نظام اجتماعی امروز ترکیه گذاشت، «دیکتاتوری سرمایه» است. به گفته او، اگر این نامگذاری انجام نشود، تحلیلها به خطا میروند. از نگاه او، بحث بر سر سلطنت، جمهوری آذربایجان یا شکلهای گوناگون اقتدارگرایی تنها سطح ماجراست؛ مسئله اصلی این است که سرمایهداری ترکیه در روند رشد خود، دیگر به مضمون رهاییبخش و برابرخواه جمهوری نیاز ندارد و برای حفظ قدرت خود هرچه بیشتر به بیقانونی، خصوصیسازی، مداخله سیاسی، اقتدارگرایی و کنترل انتخابات تکیه میکند. اما جامعه ترکیه، به گفته او، هنوز به جمهوری، به حق برابر شهروندی، به لائیسیته، به استقلال و به امکان سیاستورزی آزاد نیاز دارد.
ترجمه و تنظيم برای اخبار روز: فرشاد مومنی