سایت تجدد سایت تجدد

سلام جمعه جان عذرا رحمانی

نوشتهٔ مدیر وب سایت — جولای 31, 2026

سلام جمعه جان.  آقای پزشکیان حی علی الفلاح : اشکال عمدهٔ ما سکوت و تمکین در مقابل هیاهو است. باید جرات داشت. باید مثل ابراهیم با ستارگان حرف زد .باید آفتاب را به زمین آورد و باید ستارگان را خاموش کرد ، باید بر روی آتش پایداری ها رفت تا گلستان بر آتش تجلی کند .فلما رء االشمس بازغة ، قال هذا ربی ، هذا اکبر ،،،باید دست اسماعیل را گرفت تا جبلی آباد را تقصیر کرد .
آقای ريیس جمهور امروز باید نماز را به جماعت خواند. رئیس جمهور قدرتش را از مردم می گیرد ، هیچ قدرتی نمی تواند دستش را حوالهٔ بی قانونی کند ، هیچ پایدارچی نباید جرات داشته باشد برای مردم شکلک در بیاورد ،
هر وقت ریه های کاسبان تحریم را عفونت می گیرد ، عطسه جنگ از دماغ پایدارچی ها می پرد و مجری های نشان دار کاسه کوزه های شکستهٔ شان را با واژه های به عاریت گرفته به رطوبت کف دهانشان ترمیم می کنند، شوربختانه قواعدی که سالهاست به قدرت زور و تمامیت خواهی رعایت می شود .
جمعه جان. مغز تاریخ همیشه به وسیله ترامپ ها و جلیلی ها و جبلی ها هدایت می شود. تاریخ چهل و هفت ساله این کشور عبارت است از قدرت تفنگ خلخالی و،،،، احمدی نژاد ،،، و اشغال سفارت ها ،،، جلیلی و ده نمکی و ازغندی و،،،، تقریبا جنگ های صلیبی که در بیت المقدس نفس انسان ایرانی روی داده است!!!
آقای پزشکیان اگر دٌم تاریخی اینها را ببرید کف دهانشان سونامی رجز خوانی قله های جهل خواهد بود ، به همین دلیل است که صدا و سیما سوژهٔ ابدی شده.
جناب پزشکیان خورشید را بی سایه بودن انصاف نیست
باید مه آلودگی این ابهام را به مردم نشان دهید ، این جاده با این وفاق به مقصد نخواهد رسید این جاده نیست ، کوره راه است ، این جاده به هیچ دماوندی ختم نمی شود ، خود دماوند جاده است.
پایدارچی ها همه را دست انداخته اند , آنها در آبادی کاسبان تحریم می زیند. آنها ذاتا اهل جنگ اند. آنها تمدن ها را سرکوب می کنند
آنها همه باهم همشهری بردگان زر و زورند .آنها نان بربریت خود را از احساسات مردم در تنور تماشای جدل مجریان با کارشناسان نشاندار می خورند. ترس های کودکی آنها در بیلاق های پایان ناپذیر شرهای جلیلی می چرند ، آنها از تبرئه های شفافیت می ترسند. آنها دونده هایی هستند که در ماراتن تکامل شر و دروغ به خط پایان رسیده اند، و اکنون آشکارا کالسکهٔ پیشرفت و صلح و آرامش را پنجر می کنند.و تخته سنگهای جهالت را بر مسیر آرامش مردم می گذارند. آنها شقاد و ناعرند.
آقای پزشکیان به تکلم خود بیشتر جرات تزریق کنید. چهرهٔ ریاضی زندگی مردم بهم ریخته ، به آناتومی نگرانی های مردم خیره شوید ،رودخانه ای از سیال ناآرام ذهن را با خود می برد. خیالی که هستهٔ مرکزیش روی شهروندی ذی حق است.
این مردم دارای حق حیاتی هستند که به او عزت می بخشد .
این مردم را کمتر تحقیر کنید.
با سیستم باز و توانا و عملگرا به پهنهٔ حکمرانی بنگرید. باید حقیقت را به چیزی تشبیه کرد ، و تا آنجا که قانون اجازه می دهد، سیب حقیقت را به زیر چاقوی عمل بیاورید و جامعه را به سوی صلح و آرامش و بازار را از فساد و دست تراستی ها و خصولتی ها را از بیت المال کوتاه و جلو اعدام های نوجوانان را بگیرید.
ذوالفقار تکلم را با عصای عمل به دریای مدیریت عقلانی بزنید و‌ دستهای ما را بگیرید و سرهای بریدهٔ ما را بر شمشیره های گردن کشیده مان بگذارید و برای جوانان ما زندگی را تفسیر کنید و برای ما تلفظ انسان با عزت و شهروند ذی حق را آسان و متبرک کنید. !!!!
عذرا رحمانی
نهم مرداد ۱۴۰۵

print

این نوشتار را دوست داشتید؟