صلحی دشوارتر از جنگ؛ ایران در آستانه بازگشت خشم فروخورده
جنگ هنوز تمام نشده، اما جمهوری اسلامی از هماکنون با پرسشی سنگین روبهروست: اگر آتش جنگ خاموش شود، با جامعهای که زیر فشار تورم، خاموشی، بیکاری، سرکوب و زخمهای اعتراضات خونین دیماه مانده است، چه خواهد کرد؟ حاکمان ایران در ماههای جنگ کوشیدند با تکیه بر «وحدت در برابر دشمن خارجی» شکافهای داخلی را پنهان کنند، اما نشانهها میگوید بازگشت به صلح، اگر با گشایش اقتصادی و سیاسی همراه نشود، میتواند به مرحلهای پرخطرتر از خود جنگ تبدیل شود.
گزارش پاتریک وینتور در گاردین تصویری از ایرانِ پس از جنگ احتمالی ترسیم میکند؛ کشوری با تورم افسارگسیخته، اقتصاد کوچکشده، قطع برق، اینترنت محدود، زیرساختهای آسیبدیده و دستگاه امنیتیای که در سایه جنگ، شکار مخالفان را بیسابقهتر کرده است. اقتصاددانان ایرانی برآورد میکنند خسارتهای جنگ، از انرژی و فولاد و مسکن تا مدارس و زیرساختها، به صدها میلیارد دلار رسیده است؛ رقمی که حتی آزادسازی بخشی از داراییهای بلوکهشده یا کاهش محدود تحریمها نمیتواند بهسادگی جبرانش کند.
شرایطی که به اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ انجامید، نهتنها برطرف نشده، بلکه به گفته بسیاری از ناظران وخیمتر شده است. فؤاد حبیبی، استاد جامعهشناسی دانشگاه کردستان، میگوید بحران اقتصادی و نارضایتی معیشتی آشکارا افزایش یافته است. به گفته او، محاصره دریایی و پیامدهای جنگ موجب جهش قیمتها شده و قطع و محدودسازی اینترنت نیز به بیکاری مستقیم یا غیرمستقیم دستکم دو میلیون نفر انجامیده است. او هشدار میدهد در جامعهای که اعتراض در قالب حزب، سندیکا و نهادهای رسمی امکان بروز ندارد، حکومت همیشه از انفجار ناگهانی نارضایتی غافلگیر خواهد شد.
تورم غذایی به سطحی کمسابقه رسیده است. بر اساس آمار مرکز آمار ایران، تورم سالانه مواد غذایی در ماه مه به ۱۳۰ درصد رسیده و تورم گوشت و مرغ تا ۱۷۶ درصد بالا رفته است. کارشناسان سلامت از افزایش سوءتغذیه، پوکی استخوان و اختلال رشد سخن میگویند، زیرا بسیاری از خانوادهها ناچار شدهاند لبنیات را از سفره خود حذف کنند. محمدجواد آذری جهرمی، وزیر پیشین ارتباطات، در کانال تلگرامی خود نوشته است بمب بعدی ترامپ و نتانیاهو شاید باروت نباشد، بلکه تورم باشد؛ میدانی که این بار سفره مردم، اجاره خانه و معیشت روزانه است.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، مأمور نگه داشتن چرخهای داخلی دولت به نظر میرسد و بارها از روزهای دشوار پیش رو و ضرورت حفظ انسجام اجتماعی سخن گفته است. همزمان، وزارت نیرو ناچار شده گزارشها درباره آغاز خاموشیهای کنترلشده دو ساعته از ماه آینده را تکذیب کند، هرچند مقامهایی در اتاق بازرگانی از مردم خواستهاند خود را برای دو ساعت خاموشی روزانه آماده کنند. به خانوارهایی که مصرف انرژی خود را کاهش دهند، تخفیفهایی پیشنهاد شده است؛ نشانهای از اینکه بحران برق، حتی پس از جنگ نیز همراه زندگی روزمره مردم خواهد بود.
با بازگشت قطرهچکانی اینترنت، صدای نارضایتی دوباره از زیر خاکستر بیرون آمده است. رفع نسبی فیلترینگ و محدودیتها آنقدر برای تندروها حساس بوده که شماری از نمایندگان مجلس در پی استیضاح وزیر ارتباطات برآمدهاند. رحیم قمیشی، فعال سیاسی، در یادداشتی نوشت مردم از «قایقی شکسته» بیرون افتاده بودند و حالا که به قایق بازگشتهاند، فقط به زنده ماندن نمیتوان قانع بود. او یادآوری کرد فقر نباید عادی میشد، مردم نباید هر صبح با خبر اعدام بیدار میشدند و دغدغه اصلی زندگی نباید فقط پر کردن شکم میبود.
در کنار بحران معیشت، سرکوب نیز شدیدتر شده است. پس از اعتراضات دیماه، قوانین تازه جاسوسی، مصادره اموال مخالفان، اعدامها و پروندهسازیها افزایش یافته است. مجلس هنوز اجازه برگزاری نشست حضوری ندارد و فضای امنیتی جنگی بر سیاست داخلی سنگینی میکند. حزب اتحاد ملت، از احزاب اصلاحطلب، این هفته نامهای سرگشاده خطاب به پزشکیان منتشر کرد و خواستار توقف اعدامها شد؛ اعدامهایی که به گفته این حزب، شکافهای داخلی را عمیقتر میکند، الزامات دادرسی عادلانه را ندارد و تصویر کشور را در زمانی که حکومت مدعی «برتری اخلاقی» در جنگ است، مخدوش میسازد. بنا بر گزارشها، دستکم ۲۲ زندانی سیاسی میان ۱۷ مارس تا ۲۷ آوریل اعدام شدهاند.
اما چشمانداز گشایش سیاسی بسیار محدود است. حتی بستری شدن میرحسین موسوی، نخستوزیر پیشین و از رهبران جنبش سبز که از سال ۱۳۸۹ در حصر خانگی است و خانهاش در جنگ آسیب دیده، تازه به رئیسجمهور امکان داد در حدی محدود با نهادهای امنیتی وارد گفتوگو شود. این نشانهای است از اینکه ساختار امنیتی همچنان بر تصمیمهای اصلی سایه دارد و دولت رسمی در برابر دستگاههای قدرتمندتر، اختیار محدودی دارد.
بحثهای درونی حکومت درباره آینده پس از جنگ تازه آغاز شده است. برخی از گشایش بیشتر سخن میگویند و برخی دیگر معتقدند جنگ نشان داده ایران ضعیف نیست و باید راه توسعه را از مسیر خوداتکایی ادامه دهد. اما مسئله اصلی همچنان پابرجاست: بدون رفع محاصره اقتصادی، بدون ورود سرمایه، فناوری، مواد اولیه و منابع لازم برای بازسازی، و بدون پاسخ به بحران معیشت و سرکوب، ویرانی جنگی میتواند از یک وضعیت موقت به شرایط دائمی زندگی مردم تبدیل شود.
جمهوری اسلامی در فاصله جنگ دهروزه ۲۰۲۵ تا جنگ تازه در فوریه ۲۰۲۶ نشان داد میتواند خود را برای نبرد بازسازمان دهد. آزمون واقعی اکنون در راه است: آیا میتواند خود را برای صلح نیز بازسازمان دهد؟ صلحی که اگر فقط توقف بمباران باشد و نه پایان محاصره، فقر، اعدام، خاموشی و بیحقوقی، نه آرامش که بازگشت خشم فروخورده خواهد بود.