سایت تجدد سایت تجدد

گزارش تحلیلی هفتگی | ۱۱ تا ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ (۲ تا ۸ اوت ۲۰۲۶)

نوشتهٔ مدیر وب سایت — آگوست 8, 2026

بشنوید
نسخهٔ صوتی این نوشتار
۰:۰۰

۰:۰۰

هفته‌ای که در ایران گذشت جنگ در منطقه، بن‌بست در بالا، اعتصاب در خیابان و طناب دار در زندان. خلاصهٔ گزارش: هفته‌ای که گذشت، یکی از پرتناقض‌ترین هفته‌های شش ماه اخیر بود. در جبههٔ بیرونی، دونالد ترامپ اعلام کرد بزرگ‌ترین حملهٔ نظامی آمریکا از جنگ جهانی دوم به این‌سو را در واپسین لحظه لغو کرده است؛ تهران وجود هرگونه مذاکرهٔ مستقیم را تکذیب کرد؛ ایران و عمان به توافقی مقدماتی دربارهٔ مسیرهای کشتیرانی در تنگهٔ هرمز رسیدند؛ و در روز جمعه، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در مکه پیمان دفاع مشترکی امضا کردند که معماری امنیتی منطقه را دگرگون می‌کند. در همان روزها، حملات نیروهای متحد ایران به خاک عربستان ادامه یافت.

در جبههٔ درونی، تصویر تیره‌تر است: ریال به پایین‌ترین سطح تاریخ خود سقوط کرد، تورم نقطه‌به‌نقطه به مرز سه‌رقمی رسید، شایعهٔ استعفای رئیس‌جمهور به جنگ علنی روزنامه‌های حکومتی انجامید، اعتصاب‌ها و تجمع‌های صنفی در ده‌ها شهر ادامه یافت و موج اعدام‌های سیاسی — به گواهی نهادهای حقوق بشری — با شدت پیش رفت.

این گزارش می‌کوشد این چهار لایه — جنگ، سیاست، اقتصاد و سرکوب — را نه به‌عنوان چهار خبر جدا، بلکه به‌عنوان چهار وجه یک بحران واحد بخواند.

یادداشتی دربارهٔ روش و منابع

پیش از هر چیز باید صادق بود: گزارش‌نویسی دربارهٔ ایرانِ امروز کاری است که در تاریکی نسبی انجام می‌شود. خاموشی گستردهٔ اینترنت که از دی‌ماه ۱۴۰۴ آغاز شد و به گفتهٔ نهادهای بین‌المللی طولانی‌ترین قطعی سراسری اینترنت در تاریخ مدرن به شمار می‌رود، هم‌زمان دو کار کرده است: هم اقتصاد دیجیتال کشور را فلج کرده و هم امکان راستی‌آزمایی مستقل رویدادها را از میان برده است. جمهوری اسلامی از سال ۲۰۲۴ آمار تولید ناخالص داخلی منتشر نکرده و آمار رسمی — آنجا که منتشر می‌شود — از دیرباز محل تردید بوده است.

در نتیجه، بخشی از داده‌های این گزارش از منابع اپوزیسیون (شورای ملی مقاومت، ایران‌اینترنشنال، ایران‌وایر) و بخشی از رسانه‌های بین‌المللی (رویترز، الجزیره، سی‌ان‌ان، واشنگتن‌پست) و نهادهای رسمی (سازمان ملل، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، صندوق بین‌المللی پول) گرفته شده است. هر دستهٔ این منابع سوگیری خاص خود را دارد: منابع اپوزیسیون انگیزهٔ برجسته‌سازی بحران دارند، رسانه‌های دولتی انگیزهٔ کتمان آن. در سراسر متن کوشیده‌ام منبع هر ادعا را نام ببرم تا خواننده خود بتواند وزن آن را بسنجد. آنجا که ارقام متناقض‌اند، هر دو دامنه را آورده‌ام.

این احتیاط روش‌شناختی خودش بخشی از خبر است: حکومتی که برای ادارهٔ جامعه ناچار به قطع اینترنت شده، عملاً اعتراف کرده که دیگر نمی‌تواند از راه اقناع حکومت کند.

۱. جبههٔ بیرونی: حمله‌ای که انجام نشد، مذاکره‌ای که وجود نداشت

۱۱. لغو «بزرگ‌ترین حمله از جنگ جهانی دوم»

هفته با یک اعلام غافلگیرکننده آغاز شد. شامگاه یکشنبه ۱۱ مرداد (۲ اوت)، دونالد ترامپ در گفت‌وگو با خبرنگاران در ایرفورس‌وان گفت که حملهٔ نظامی گسترده‌ای علیه ایران را که «همه‌چیزش آماده بود» لغو کرده است. به گفتهٔ او، این درخواست از سوی عربستان سعودی، امارات، قطر و خودِ ایران مطرح شده بود و متحدان منطقه‌ای واشنگتن باور داشتند که «توافق نزدیک است».

ترامپ این حمله را «بزرگ‌ترین حمله از جنگ جهانی دوم» توصیف کرد و افزود که اگر انجام می‌شد «عملاً چیزی باقی نمی‌ماند». او هم‌زمان اعلام کرد مذاکرات مستقیم با ایران بعدازظهر دوشنبه آغاز خواهد شد.

روز بعد، این روایت فروپاشید. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجهٔ ایران، در نشست خبری تصریح کرد که تهران هیچ برنامه‌ای برای اعزام یا پذیرش هیئت مذاکره‌کننده ندارد و مذاکرات جاری تنها با عمان و تنها دربارهٔ تنگهٔ هرمز است. او افزود که آمریکا در خرداد «همهٔ تعهدات خود را نقض کرده است». مقام‌های آمریکایی نیز به شبکهٔ سی‌بی‌اس گفتند مذاکرهٔ «جدیدی» در کار نیست و آنچه ادامه دارد همان مسیر قدیمی استیو ویتکاف و جرد کوشنر با تیم ایرانی از طریق واسطه‌هاست.

واکنش ترامپ تند بود: او رهبری ایران را «به‌طرز باورنکردنی دورو» خواند و گفت این «آخرین فرصت» تهران برای امضای توافق است. در پاسخ به این پرسش که چه چیزی این‌بار متفاوت است — چون او پیش‌تر هم چند بار حمله را لغو کرده بود — گفت می‌خواهد «آخرین فرصت را پیش از سربُری (decapitation)» بدهد. نکتهٔ سیاسی مهم در سخنان او این بود که گفت محدودیت زمانی ندارد چون خودش نامزد انتخابات نیست — اشاره‌ای غیرمستقیم به انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر که در آن جمهوری‌خواهان اکثریت شکنندهٔ مجلس نمایندگان را در خطر می‌بینند.

این الگو — تهدید، لغو، تکذیب، تهدید دوباره — در شش ماه گذشته چندین بار تکرار شده و اکنون به یک چرخهٔ شناخته‌شده بدل شده است. تحلیل‌گران آن را «دیپلماسی لبهٔ پرتگاه دوسویه» می‌خوانند: هر دو طرف از تشدید کامل می‌ترسند، اما هیچ‌کدام حاضر به پرداخت هزینهٔ سیاسی عقب‌نشینی آشکار نیست.

۱۲. تنگهٔ هرمز: توافقی که بازگشایی نیست

مهم‌ترین پیشرفت واقعی هفته در جای دیگری رخ داد. طبق گزارش رسانه‌های دولتی ایران و اظهارات بقایی در ۱۴ مرداد (۵ اوت)، ایران و عمان پیش‌نویس بیانیه‌ای مشترک تهیه کرده‌اند که نحوهٔ عبور کشتی‌ها از تنگهٔ هرمز را از نو تعریف می‌کند: کشتی‌های ورودی به خلیج فارس از مسیری شمالی زیر نظارت نیروی دریایی ایران و کشتی‌های خروجی به سوی دریای عمان از مسیری جنوبی زیر نظارت عمان تردد خواهند کرد.

اما تهران با دقت مرزبندی کرد. معاون وزیر خارجه هشدار داد که نهایی‌شدن این چارچوب لزوماً به معنای «بازگشایی» تنگه نیست. به گزارش خبرگزاری فارس، مسیرهای ایرانی و عمانی به‌صورت موقت به کار گرفته می‌شوند تا بعداً جای خود را به یک مسیر مرکزی بدهند. نمایندگان مجلس نیز روز جمعه طرحی برای تنظیم ترافیک دریایی در تنگه تهیه کردند که بر اساس آن، محموله‌های نظامی یا غیرنظامی مرتبط با کشتی‌های اسرائیلی و نهادهایی که «به ایران آسیب زده‌اند» تا پرداخت غرامت اجازهٔ عبور نخواهند داشت.

منطق راهبردی تهران در اینجا روشن است: ایران نمی‌خواهد تنگه را ببندد — بستن کامل، هم درآمد نفتی خودش را قطع می‌کند و هم چین را که بزرگ‌ترین خریدار نفتش است می‌رنجاند. آنچه می‌خواهد این است که عبور از تنگه به امتیازی تبدیل شود که ایران آن را اعطا می‌کند، نه حقی که از آنِ همه است. این تفاوت ظریف اما بنیادی، هستهٔ منازعهٔ کنونی است و دقیقاً همان چیزی است که واشنگتن حاضر به پذیرشش نیست.

مقام‌های خلیجی به رسانه‌ها گفته‌اند شانس توافق را «پنجاه‌پنجاه» می‌دانند. ماجد الانصاری، سخنگوی وزارت خارجهٔ قطر، در روز سه‌شنبه گفت تلاش‌ها «در مراحل بسیار پیشرفته» است و پیش‌نویس‌هایی در حال گردش‌اند — اما تأیید نکرد که چه کسی با چه کسی مذاکره می‌کند.

۱۳. جنگی که به سوی جنوب می‌چرخد

در حالی که توجه رسانه‌ها به هرمز بود، جنگ خودش جغرافیای تازه‌ای پیدا کرد. عربستان سعودی به کانون اصلی حملات بدل شده است.

در آغاز هفته، جنگنده‌های آمریکایی و سعودی چند نقطه در عراق را هدف قرار دادند؛ پاسخی به پرتاب پهپاد از سوی گروه‌های شبه‌نظامی مورد حمایت ایران به سوی خاک عربستان. روز پنجشنبه، انصارالله (حوثی‌ها) اعلام کرد عملیاتی «در مقیاس بزرگ» با موشک بالستیک و پهپاد علیه نیروهای سعودی در چند منطقه انجام داده است. رویترز گزارش داد ۳۰ سرباز دولت یمن در حملات حوثی‌ها به اردوگاه‌های نظامی کشته شده‌اند. روز جمعه، حوثی‌ها منطقهٔ مرزی نجران در جنوب عربستان را هدف قرار دادند؛ ائتلاف تحت رهبری سعودی از دست‌کم ۱۱ زخمی خبر داد، از جمله کودکی چهارساله با سوختگی درجهٔ دو.

یک مقام سعودی به سی‌ان‌ان گفت ریاض خود را برای «چند حملهٔ هماهنگ» از سوی شبه‌نظامیان عراقی در همکاری با حوثی‌ها آماده می‌کند.

هم‌زمان، مسئلهٔ کمبود پدافند هوایی به یک نگرانی جدی بدل شده است. بر پایهٔ برآورد مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (CSIS)، آمریکا پیش از آغاز جنگ حدود ۲۲۰۰ موشک پاتریوت (از دو نسخهٔ مدرن‌ترِ این سامانه) و ۴۵۲ موشک تاد در انبار داشت. کشورهای عربی خلیج فارس که به این سامانه‌ها متکی‌اند، نگران‌اند که کمبود موجودی توان آنها را در رهگیری موشک‌ها و پهپادهای ایرانی — به‌ویژه در صورت تشدید یک‌جانبهٔ آمریکا — کاهش دهد. ترامپ روز پنجشنبه پذیرفت که عرضهٔ برخی مهمات «تنگ‌تر» شده، اما تأکید کرد آمریکا سلاح‌های دیگری برای ادامهٔ جنگ دارد.

در مورد تلفات آمریکایی نیز شفافیت محل مناقشه است. پایگاه دادهٔ DCAS پنتاگون تا سه‌شنبه ۱۸ نظامی کشته و ۶۸۷ زخمی از ۲۸ فوریه به این‌سو ثبت کرده بود که ۴ کشته و ۲۷۰ زخمی آن مربوط به ۷ ژوئیه و پس از آن است. نمایندگان دموکرات کمیتهٔ نظارت مجلس نمایندگان اعلام کرده‌اند که در حال بررسی نحوهٔ گزارش‌دهی وزارت دفاع‌اند؛ شماری از کشته‌ها و زخمی‌ها مدتی از پایگاه داده ناپدید شده بودند و پنتاگون آن را به «خطای فنی» نسبت داد.

۱۴. پیمان مکه: معماری تازهٔ امنیتی منطقه

مهم‌ترین رویداد راهبردی هفته روز جمعه ۱۷ مرداد (۷ اوت) در کاخ الصفا در مکه رخ داد: محمد بن سلمان، ولیعهد و نخست‌وزیر عربستان؛ رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه؛ و شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، «توافق دفاع مشترک مکه» را امضا کردند. متن توافق تصریح می‌کند که «هرگونه حملهٔ مسلحانه به هر یک از سه دولت، حمله به هر سه تلقی خواهد شد».

اهمیت این پیمان را نباید دست‌کم گرفت. برای نخستین بار از دوران پیمان بغداد در دههٔ ۱۹۵۰، سه ارتش بزرگ جهان اسلام زیر یک فرمول دفاعی واحد گرد آمده‌اند: ترکیه با دومین ارتش بزرگ ناتو، پاکستان به‌عنوان تنها کشور مسلمان دارای سلاح هسته‌ای (با زرادخانه‌ای برآوردشده حدود ۱۷۰ کلاهک)، و عربستان به‌عنوان بزرگ‌ترین صادرکنندهٔ نفت جهان و متولی حرمین شریفین. این توافق حاصل نزدیک به یک سال مذاکره است و بر پیمان دوجانبهٔ سعودی–پاکستانی سپتامبر ۲۰۲۵ بنا شده است.

انتخاب مکه به‌عنوان محل امضا تصادفی نیست: بار نمادین دینی این شهر، پیمان را از یک قرارداد نظامی صرف به یک بیانیهٔ هویتیِ سنی‌محور ارتقا می‌دهد — درست در برابر «محور مقاومت» شیعی.

واکنش تهران سریع و تحقیرآمیز بود. ابراهیم رضایی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در شبکهٔ ایکس نوشت: «سعودی‌ها باید بفهمند که یک توافق کاغذی با ترکیه و پاکستان امنیت نمی‌آورد، همان‌طور که ده‌ها سال وابستگی یک‌جانبه به آمریکایی‌ها نیاورددفتر نتانیاهو از اظهارنظر خودداری کرد و سخنگوی وزارت خارجهٔ هند گفت دهلی‌نو این تحول را «به دقت دنبال می‌کند».

۱۵. پروندهٔ هسته‌ای: خلأ نظارت

در سایهٔ همهٔ این‌ها، پروندهٔ هسته‌ای در وضعیتی بی‌سابقه از ابهام مانده است. بقایی روز سه‌شنبه تأیید کرد که هیچ بازرس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در ایران حضور ندارد. رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، در ۲۵ ژوئیه گفته بود ایران هیئتی از آژانس را «ظرف چند هفته» دعوت کرده است؛ بقایی گفت این سفر «کمتر از ده روز دیگر» انجام می‌شود و ایران در چارچوب آن دربارهٔ نحوهٔ تعامل آینده تصمیم خواهد گرفت — البته «با در نظر گرفتن مصوبهٔ مجلس که برای ما الزام‌آور است».

این جملهٔ آخر گرهِ اصلی است. مجلس قانونی تصویب کرده که همکاری با آژانس را معلق می‌کند؛ ماندن در پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای مستلزم پذیرش بازرسی است؛ و خروج از پیمان عملاً اعترافی به نیت تسلیحاتی و دعوتی به حملهٔ نظامی تازه خواهد بود. تهران در میان این دو ناممکن گیر افتاده است.

از نظر مادی، آژانس برآورد کرده بود که ایران تا زمان حملات نظامی، ۴۴۰.۹ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده تا سطح ۶۰ درصد و ۱۸۴.۱ کیلوگرم تا سطح ۲۰ درصد انباشته بود. عباس عراقچی در اسفند گفته بود این مواد «زیر آوار» است و ایران «برنامه‌ای» برای بازیابی آن ندارد. مقام‌های آمریکایی و ایرانی در سال جاری گفته‌اند غنی‌سازی از سر گرفته نشده است. اما در نبود بازرسی، همهٔ این گزاره‌ها ادعا باقی می‌مانند — و همین ابهام، سوخت اصلی تنش را تأمین می‌کند.

۲. جبههٔ درونی: بحران در بالا

۲۱. ساختار قدرت پس از خامنه‌ای

برای فهم آنچه این هفته در تهران گذشت، باید یک قدم عقب رفت. با کشته‌شدن علی خامنه‌ای در حملهٔ ۲۸ فوریه، مجلس خبرگان در ۸ مارس مجتبی خامنه‌ای، فرزند ۵۶ سالهٔ او را به رهبری برگزید — کسی که هرگز در انتخاباتی شرکت نکرده، هیچ مقام عمومی نداشته و شهرتش از پیوندهای عمیقش با سپاه پاسداران می‌آید.

پژوهش‌های اخیر (از جمله تحلیل مرکز استیمسون که همین هفته منتشر شد) نشان می‌دهد که جنگ، روندی را که سال‌ها در جریان بود به نقطهٔ اوج رسانده است: تمرکز بی‌سابقهٔ قدرت در سپاه و شبکه‌های امنیتی وابسته به آن. رهبر جدید، رئیس مجلس و فرماندهان نظامی همگی خاستگاه سپاهی دارند و در این ساختار جایی برای چهره‌های مدنی با گرایش اصلاح‌طلبانه باقی نمانده است.

در این ساختار، دو جریان اصلی در برابر هم ایستاده‌اند:

جریان عمل‌گرا/واقع‌گرا، شامل مسعود پزشکیان، محمدباقر قالیباف و شماری از فرماندهان ارشد سپاه، که استدلال می‌کند بقای نظام به تنش‌زدایی و مذاکره با آمریکا برای کاهش فشار اقتصادی و پایان محاصرهٔ دریایی وابسته است. همین جریان بود که رهبر جدید را به پذیرش آتش‌بس و مذاکره متقاعد کرد.

جریان تندرو، متجسم در جبههٔ پایداری و شبکهٔ سعید جلیلی، که هرگونه امتیازدهی را رد می‌کند و خودِ مذاکره را نشانهٔ ضعف و خیانت می‌داند. این جریان در اواخر اردیبهشت کوشید قالیباف را از ریاست مجلس برکنار کند.

نکتهٔ کلیدی این است که تفاهم‌نامهٔ خرداد از همان آغاز با یک مهندسیِ مسئولیت همراه بود. مجتبی خامنه‌ای در نخستین اظهارنظر عمومی خود دربارهٔ توافق نوشت که «نظر دیگری» داشته و تنها به این دلیل اجازه داده که رئیس‌جمهور، «به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی»، تعهد کرده حقوق ملت و «جبههٔ مقاومت» را حفظ کند و «صراحتاً مسئولیت آن را پذیرفته است». نام قالیباف — که عملاً مذاکره‌کنندهٔ اصلی بود — در آن متن نیامد. ترجمهٔ سیاسی این چیدمان ساده است: اگر توافق نتیجه بدهد، پیروزی از آنِ قالیباف است؛ اگر شکست بخورد، شکست از آنِ پزشکیان.

۲۲. شایعهٔ استعفا و جنگ روزنامه‌ها

این هفته، همان مکانیسم قربانی‌سازی به‌طور علنی به کار افتاد.

روز دوشنبه، ویدئویی از محمدباقر خرازی، دبیرکل «حزب‌الله ایران» و شوهرخواهرِ مسعود خامنه‌ای (برادر رهبر)، منتشر شد که در آن مدعی شد پزشکیان «۲۸ بار» استعفا داده و تنها زمانی دست برداشته که به او هشدار داده‌اند استعفای بعدی‌اش پذیرفته خواهد شد. خرازی جملهٔ منسوب به رهبر را چنین نقل کرد: «اگر یک بار دیگر استعفا بدهد، تأیید می‌کنم؛ زیرش می‌نویسم موافقت شد و تمامو افزود: «پزشکیان دیگر جرئت نمی‌کند

نهاد ریاست‌جمهوری این ادعا را تکذیب کرد و پزشکیان روز سه‌شنبه ۱۳ مرداد (۴ اوت) در پیش‌نمایش یک مصاحبهٔ تلویزیونی شخصاً وارد میدان شد: «من استعفا نمی‌دهم و می‌ایستم. اینها می‌خواهند اختلاف بیندازند، طوری که انگار رهبر یک چیز می‌گوید و ما چیز دیگریاو تأکید کرد دولتش «کاملاً با نیروهای نظامی هماهنگ» است.

باید یادآوری کرد که این نخستین بار نیست: ایران‌اینترنشنال در ۳۱ مه گزارش کرده بود که پزشکیان نامهٔ استعفای رسمی به دفتر رهبری فرستاده و در آن نوشته که دولت از فرایند تصمیم‌گیری‌های حیاتی کنار گذاشته شده و خلأ ناشی از آن، جناح‌های تندرو در سپاه را بر امور مسلط کرده است. خبرگزاری تسنیم آن گزارش را تکذیب کرده بود.

اما جالب‌ترین بخش ماجرا، جنگ علنی مطبوعات حکومتی بود. روزنامهٔ کیهان در ۱۳ مرداد اصلاح‌طلبان را «شبکهٔ غرب‌پرستان» خواند که خواهان «تسلیم بی‌قید و شرط، خلع سلاح نیروهای مسلح و سر خم کردن در برابر دشمن خائن» هستند. روزنامهٔ جمهوری اسلامی در پاسخ به «جنگ‌طلبانی» تاخت که «در نهایت آسایشدر خانه‌های امن» زندگی می‌کنند و به دیگران راه‌های وادار کردن پزشکیان به استعفا را می‌آموزند، و از رئیس‌جمهور خواست با قاطعیت «دست فرصت‌طلبان جنگ‌طلب را قطع کند».

به این‌ها باید سانسور صداوسیما را افزود: بنا بر گزارش‌های رسانه‌های نزدیک به حکومت، بخش‌هایی از سخنرانی اخیر پزشکیان حذف شد — بخشی که در آن گفته بود برای پیگیری مذاکرات از رهبری تأییدیه گرفته است. هم‌زمان تلاش‌هایی برای رسمی‌کردن کنترل شدیدتر بر ارجاعات عمومی به رهبر گزارش شده است.

معنای این آشفتگی روشن است: آنچه چهار دهه پشت درهای بسته مدیریت می‌شد، اکنون به عرصهٔ عمومی سرریز کرده است. جناح‌ها یکدیگر را علناً به خیانت، ضعف و کودتای خزنده متهم می‌کنند و نظام قادر نیست حتی در مسائل عادی موضعی واحد ارائه دهد. این خودْ نشانهٔ فرسایش سازوکار داوری نهایی است که تمام معماری ولایت فقیه بر آن بنا شده بود.

نکتهٔ درخور توجه دیگر، بازگشت محمدجواد ظریف به گفتار عمومی است. وزیر خارجهٔ پیشین که اکنون هیچ سمتی در ساختار ندارد، این هفته گفت رهبری ایران باید از «پنجرهٔ دیپلماسی» با آمریکا استفاده کند و مرحلهٔ کنونی منازعه ممکن است به تهران کمک کند در جایگاه بهتری بر صحنهٔ جهانی چانه بزند.

۳. اقتصاد: سقوط آزاد

اگر یک عدد بخواهد وضعیت این هفته را خلاصه کند، همین است: در ۱۰ مرداد (۱ اوت) نرخ دلار در بازار آزاد به حدود ۱٬۹۴۴٬۰۰۰ ریال رسید — پایین‌ترین ارزش ریال در تاریخ. برای مقایسه، در آستانهٔ انقلاب ۱۳۵۷ این نرخ ۷۰ ریال بود.

تصویر کلان‌تر:

  • صندوق بین‌المللی پول در گزارش چشم‌انداز اقتصاد جهانی (آوریل ۲۰۲۶) پیش‌بینی کرده بود اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۶ ۶.۱ درصد کوچک شود و تورم به ۶۸.۹ درصد برسد. واقعیت از این پیش‌بینی جلو زده است.

  • تورم نقطه‌به‌نقطه بر پایهٔ گزارش‌های منتشرشده به ۹۶ درصد رسیده و پیش‌بینی می‌شود برای نخستین بار در تاریخ کشور سه‌رقمی شود. یکی از اعضای کمیسیون اقتصادی مجلس روز دوشنبه هشدار داد که اگر روند سقوط ریال با «مدیریت فاجعه‌بار» فعلی ادامه یابد، موج تورمی تازه‌ای ظرف یکی دو ماه در راه است.

  • قیمت نان و غلات تا پایان اسفند نسبت به سال پیش ۱۴۰ درصد، گوشت ۱۳۵ درصد و لبنیات ۱۱۶.۸ درصد افزایش یافته بود.

  • بانک‌ها اسکناس ده‌میلیون‌ریالی — بزرگ‌ترین اسکناس تاریخ ایران — را منتشر کرده‌اند؛ اقدامی که در اقتصادِ سیاسیْ نشانهٔ کلاسیک تسلیم در برابر تورم است.

  • ایرج رهبر، رئیس انجمن انبوه‌سازان تهران، گفت پس از حملات آمریکا و اسرائیل قیمت مصالح ساختمانی ۱۰۰ درصد افزایش یافته و سازندگان توان آغاز پروژهٔ جدید ندارند. هزینهٔ ساخت هر متر مربع در تهران در بهترین حالت حدود ۵۵۰ میلیون ریال (نزدیک به ۲۹۳ دلار) است.

  • محمدجعفر قائم‌پناه، معاون اجرایی رئیس‌جمهور، هشدار داد کشور در زمستان پیش‌رو با کسری روزانهٔ حدود ۱۰۰ میلیون متر مکعب گاز روبه‌رو خواهد شد — بخشی به دلیل آسیب پالایشگاه‌ها در جنگ، اما بخش عمده به دلیل کم‌سرمایه‌گذاری مزمن. این در کشوری است که دومین ذخایر گاز جهان را دارد.

اما شاخصی که بیش از همه گویاست، شاخص شغل دوم است. بر پایهٔ آمار رسمی پلتفرم‌های حمل‌ونقل، اسنپ تا اوایل تیرماه بیش از ۸.۵ میلیون راننده و تپسی حدود ۱.۴ میلیون راننده ثبت‌نام‌شده داشته‌اند — روی هم نزدیک به ۱۰ میلیون نفر. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد بیش از ۸۶ درصد این رانندگان از این پلتفرم‌ها به‌عنوان شغل دوم یا سوم استفاده می‌کنند. به بیان دیگر: در ایران امروز، اشتغال تمام‌وقت دیگر تضمین‌کنندهٔ گذران زندگی نیست. فاصلهٔ سنتی میان «شاغل» و «فقیر» فرو ریخته است.

به این باید هزینهٔ خاموشی اینترنت را افزود: بر پایهٔ برآوردها، قطعی سراسری روزانه بین ۳۰ تا ۸۰ میلیون دلار به اقتصاد دیجیتال کشور خسارت زده است. وزیر ارتباطات پیش‌تر رقم روزانهٔ ۵۰ هزار میلیارد ریال را اعلام کرده و پذیرفته بود که رقم واقعی بسیار بالاتر است.

در سطح جهانی نیز اثر این بحران دیده می‌شود. بانک جهانی اختلال در تنگهٔ هرمز را «بزرگ‌ترین شوک بازار نفت در تاریخ» خوانده است. قیمت برنت پس از امضای تفاهم‌نامهٔ خرداد به زیر ۷۰ دلار بازگشته بود، اما با بازگشت تنش از تیرماه دوباره وارد نوسان شده است. مدل‌سازی فدرال رزرو دالاس نشان می‌دهد بستن تنگه‌ای که حدود ۲۰ درصد عرضهٔ جهانی نفت از آن می‌گذرد، رشد تولید ناخالص داخلی جهان را در یک فصل تا ۲.۹ واحد درصد کاهش می‌دهد.

۴. اعتصاب‌ها و اعتراض‌های صنفی: نبض خیابان

در دل این فروپاشی اقتصادی، جنبش اعتراضی صنفی بی‌وقفه ادامه دارد — نه به شکل خیزش سراسری، بلکه به شکل هزاران تجمع کوچک، پراکنده و مکرر. بر پایهٔ گزارش شورای ملی مقاومت، تنها میان ۶ تا ۱۲ مرداد (۲۸ ژوئیه تا ۳ اوت) دست‌کم ۲۶ حرکت اعتراضی در سراسر کشور ثبت شده است.

نمونه‌های شاخص این هفته:

بازنشستگان مخابرات در بیجار و شماری از شهرهای دیگر تجمع کردند. آنان ستاد اجرایی فرمان امام، بنیاد تعاون سپاه و کنسرسیوم مبین را به‌عنوان سهام‌داران اصلی شرکت مخابرات ایران نام بردند و خواستار رسیدگی به مطالبات معیشتی و کارگری خود شدند. این نام‌بردن اهمیت دارد: بازنشستگان دیگر فقط از «دولت» شکایت نمی‌کنند، بلکه انگشت اتهام را به سوی نهادهای خاص و شناسنامه‌دارِ اقتصادِ نظامی–بنیادی نشانه می‌روند.

۵۲ کارگر اخراجی واحد تعمیرات پتروشیمی سلمان فارسی در ماهشهر مقابل فرمانداری و دفتر نمایندهٔ مجلس تجمع کردند. این کارگران که همگی بیش از پنج سال سابقه دارند، از اسفند ۱۴۰۴ بیکارند؛ می‌گویند دیگر کارکنان به کار بازگشته‌اند اما قرارداد آنها تمدید نشده و به‌رغم پیگیری‌های مکرر و چند تجمع، پاسخی نگرفته‌اند.

این موارد بخشی از الگویی گسترده‌تر است که ماه‌هاست ادامه دارد: پرستاران با ماه‌ها حقوق معوق، رانندگان تاکسی، کارگران فولاد، کشاورزان بی‌آب، مرغداران بدون نهاده، مالباختگان، و متقاضیان مسکن ملی. شعاری که تابستان گذشته در تجمع هفتگی بازنشستگان تأمین اجتماعی در شوش خوزستان سر داده شد، جوهر این موج را نشان می‌دهد: «لبنان را رها کن، فکری به حال ما کن

این شعار دقیقاً همان جایی است که مسئلهٔ صنفی به مسئلهٔ سیاسی گره می‌خورد — و به همین دلیل است که حکومت این تجمع‌های کوچک را با حساسیتی به‌مراتب بیش از اندازهٔ ظاهری‌شان سرکوب می‌کند. خبرگزاری کار ایران (ایلنا) پیش‌تر پذیرفته بود که اعتراض پرستاران با «تنبیه به‌جای شنیدن صدایشان» پاسخ داده می‌شود: تبعید، تعلیق طولانی‌مدت و بازداشت.

باید یادآوری کرد که این جنبش صنفی بستری است که خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴ از دل آن سر برآورد. آن خیزش که با سقوط ریال در ۷ دی آغاز شد، بر پایهٔ مستندات هرانا در دست‌کم ۲۵۷ نقطه در ۸۸ شهر و ۲۷ استان و ۱۷ دانشگاه جریان یافت، و با قطع سراسری اینترنت در ۱۸ دی و سرکوب خونین پاسخ گرفت. برآوردها از شمار کشته‌شدگان به‌شدت متفاوت است — از رقم رسمی حدود ۵٬۰۰۰ نفر (که یک مقام ایرانی اعلام کرد و شامل ۵۰۰ نیروی امنیتی می‌شد) تا برآوردهای اپوزیسیون که تا ۳۶٬۵۰۰ نفر بالا می‌رود؛ فهرست تأییدشدهٔ ایران‌اینترنشنال ۶٬۶۳۴ نام دارد و هرانا رقم مستند خود را جداگانه منتشر کرده است. این پراکندگی عظیم، خود سنجه‌ای است از عمق تاریکی اطلاعاتی.

۵. اعدام و زندان: ماشین ترس

اگر یک موضوع باشد که همهٔ منابع — از نهادهای حقوق بشری غربی تا سازمان‌های اپوزیسیون — بر آن اتفاق نظر دارند، افزایش بی‌سابقهٔ اعدام‌های سیاسی است.

ارقام:

  • «ایران اچ‌آر‌ام» از ۲۸ فوریه (آغاز جنگ) تا اواخر تیر دست‌کم ۳۵ اعدام سیاسی را مستند کرده است: ۸ نفر از اعضا یا هواداران سازمان مجاهدین خلق و ۲۷ نفر در پرونده‌های مرتبط با اعتراض‌ها یا اتهامات امنیتی. ۹ اعدام دیگر با اتهام جاسوسی جداگانه ثبت شده است. زندان قزل‌حصار به کانون اصلی این اعدام‌ها بدل شده است.

  • مرکز حقوق بشر در ایران (CHRI) در گزارشی در ۳۰ آوریل اعلام کرد که تنها میان ۱۷ مارس و ۲۷ آوریل دست‌کم ۲۲ زندانی سیاسی اعدام شده‌اند — به‌طور میانگین یک اعدام هر دو روز — که ۱۰ نفرشان بازداشت‌شدگان اعتراض‌های دی‌ماه بودند. بیشتر این اعدام‌ها مخفیانه و بدون اطلاع قبلی به خانواده‌ها و وکلا انجام شده و بر پایهٔ محاکمه‌های شتاب‌زده و «اعترافات» زیر شکنجه بوده است.

  • بنیاد عبدالرحمن برومند تا اواخر آوریل ۶۱۲ اعدام از آغاز سال ۲۰۲۶ ثبت کرده بود و هشدار داد که به دلیل قطع اینترنت و بی‌شفافیت قوهٔ قضاییه، رقم واقعی احتمالاً بسیار بالاتر است.

  • منابع نزدیک به مجاهدین خلق مدعی‌اند که در یک سال گذشته بیش از ۲٬۴۰۰ اعدام انجام شده است. (این رقم از سوی منابع مستقل تأیید نشده و باید با احتیاط خوانده شود.)

  • کمیتهٔ زنان شورای ملی مقاومت گزارش می‌دهد که در سال ۲۰۲۵ شمار ۶۵ زن اعدام شده‌اند — رقمی که در مقایسهٔ جهانی بی‌سابقه است.

رویدادهای این هفته در زندان‌ها:

  • ۱۰ مرداد (۱ اوت): یگان‌های ویژهٔ زندان اوین حوالی ساعت ۱۱:۳۰ صبح بدون ارائهٔ حکم انتقال یا دستور کتبی به بند ۷ (بند زندانیان سیاسی) یورش بردند. شش زندانی سیاسی در جریان انتقال اجباری مورد ضرب‌وشتم شدید قرار گرفتند؛ گزارش‌ها از جراحت و پاره‌شدن لباس آنان حکایت دارد.

  • ۱۱ مرداد (۲ اوت): افشین رنگ‌ریز حیراتی، زندانی سیاسی، از بند ۲ اوین به بند زندانیان عادی منتقل شد.

  • ۱۲ مرداد (۳ اوت): ۱۰۰ زندانی — عمدتاً متهمان جرایم عادی — از زندان فشافویه (تهران بزرگ) به بندهای زندانیان سیاسی اوین منتقل شدند. حجت علیزادگان از زندان یزد به سراوان و عبدالسلام شهمیری از زندان زاهدان به ایرانشهر تبعید شدند.

  • در زندان گنبد کاووس، به گزارش منابع حقوق بشری، به ازای هر سه زندانی تنها یک قرص نان داده می‌شود و فروشگاه زندان از فروش نان خودداری می‌کند.

  • ۱۳ مرداد (۴ اوت): کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» صد و سی‌ودومین هفتهٔ خود را با اعتصاب غذای زندانیان در ۵۹ زندان سراسر کشور برگزار کرد — از اوین، قزل‌حصار، قرچک و رجایی‌شهر گرفته تا زندان‌های اهر، اراک، خرم‌آباد، یاسوج، شیبان اهواز، عادل‌آباد شیراز و ده‌ها زندان دیگر. بیانیهٔ این کارزار هشدار داد که حکومت با تشدید اعدام‌ها و ساختن فضای رعب می‌کوشد از شکل‌گیری هرگونه اعتراض و خیزش تازه پیشگیری کند.

انتقال زندانیان عادی به بندهای سیاسی، تبعید به زندان‌های دورافتاده، محرومیت از نان — این‌ها روش‌های تازه‌ای نیستند، اما تراکم و هم‌زمانی‌شان در یک هفته معنادار است. تحلیل رایج در میان ناظران حقوق بشری این است که حکومت، در آستانهٔ زمستانی که با کسری انرژی و تورم سه‌رقمی همراه خواهد بود، پیشاپیش می‌کوشد ستون فقرات هر جنبش احتمالی را در زندان بشکند.

۶. وضعیت انسانی و اجتماعی

آنچه در پس این آمار سیاسی و اقتصادی پنهان می‌ماند، بافت روزمرهٔ زندگی است. چند شاخص:

  • سازمان ملل در گزارش اضطراری خود برآورد کرده بود که تا ۱۲ مارس میان ۶۰۰ هزار تا یک میلیون خانوار — حدود ۳.۲ میلیون نفر — آواره شده‌اند.

  • جمعیت هلال احمر ایران گزارش داده بود که تا اوایل آوریل ۳۰۷ مرکز بهداشتی، درمانی و امدادی آسیب دیده و بیش از ۸۲ هزار سازهٔ غیرنظامی تخریب یا آسیب دیده است.

  • وزارت میراث فرهنگی از آسیب به دست‌کم ۵۶ محوطهٔ میراث فرهنگی خبر داده، از جمله کاخ گلستان در تهران، محوطه‌های ثبت‌شده در فهرست یونسکو در اصفهان، و بناهای شاخص در کردستان، لرستان، کرمانشاه، بوشهر و ایلام.

  • شمار کشته‌شدگان در ایران بر پایهٔ منابع مختلف متفاوت است: وزارت بهداشت ایران رقم ۳٬۴۶۸ را اعلام کرده، هرانا ۳٬۶۳۶ مورد را مستند کرده، و برآوردهای آمریکایی و اسرائیلی تا بیش از ۶٬۰۰۰ نفر می‌رسد؛ شمار زخمی‌ها میان ۱۵ تا ۲۶ هزار نفر تخمین زده می‌شود.

  • در لبنان، وزارت بهداشت این کشور در بیانیهٔ ۲۸ ژوئیه از ۴٬۳۳۳ کشته و ۱۲٬۲۳۶ زخمی از ۲ مارس به این‌سو خبر داد.

  • برنامه‌های کمک تغذیه‌ای برای حدود ۲۶۲ هزار کودک در ایران فعال است — رقمی که به‌تنهایی وسعت بحران سوءتغذیه را نشان می‌دهد.

  • در سال گذشته نزدیک به دو میلیون افغان زیر فشار مقام‌های ایرانی به افغانستان بازگردانده شده‌اند؛ بحرانی که اکنون با آوارگی داخلی ایرانیان هم‌پوشانی پیدا کرده است.

۷. جمع‌بندی: چهار گرهی که به هم بسته‌اند

اگر بخواهیم از انبوه رویدادهای این هفته یک ساختار تحلیلی بیرون بکشیم، چهار گره به هم پیچیده را می‌بینیم:

گرهِ نخست: بن‌بست راهبردی. آمریکا نمی‌تواند بدون هزینه‌ای عظیم — نظامی، اقتصادی و انتخاباتی — ضربهٔ نهایی را بزند؛ کمبود مهمات پدافندی متحدان خلیجی، تلفات فزاینده و انتخابات میان‌دوره‌ای همه محدودکننده‌اند. ایران هم نمی‌تواند تسلیم شود، چون تسلیم آشکار به معنای فروپاشی روایت مشروعیت‌بخشی است که تمام ساختار قدرت بر آن استوار است. نتیجه، جنگی است که نه پایان می‌یابد و نه به اوج می‌رسد — و در این میان، جامعهٔ ایران هزینه را می‌پردازد.

گرهِ دوم: فروپاشی داوری نهایی. نظام ولایت فقیه بر این پیش‌فرض ساخته شده بود که در نهایت یک مرجع، اختلافات را فیصله می‌دهد. رهبر جدید نه اقتدار دینی پدرش را دارد، نه سرمایهٔ نمادین سه دههٔ حکومت را، و نه استقلالی از سپاهی که او را بالا آورده است. بنابراین اختلافات فیصله نمی‌یابند؛ فقط علنی می‌شوند. جنگ کیهان و جمهوری اسلامی، شایعهٔ استعفای رئیس‌جمهور و سانسور سخنرانی او در صداوسیما، همه نشانهٔ یک چیز‌اند: نظام دیگر مرکز ثقل ندارد.

گرهِ سوم: اقتصادی که دیگر ترمیم‌پذیر نیست. با تورم نزدیک به صد درصد، ریالی که در شش ماه بخش عمدهٔ ارزش خود را باخته، ده میلیون نفر که برای گذران زندگی شغل دوم و سوم دارند، و زمستانی با کسری روزانهٔ صد میلیون متر مکعب گاز پیش رو — بازسازی به سرمایه‌ای نیاز دارد که تنها از راه گشایش سیاسی می‌آید؛ و آن گشایش دقیقاً همان چیزی است که این نظام ۴۷ سال است از آن می‌گریزد. این پارادوکس، هستهٔ سخت وضعیت ایران است.

گرهِ چهارم: سرکوب به‌جای اقناع. وقتی نه پول برای خریدن رضایت هست و نه روایتی برای تولید مشروعیت، تنها ابزار باقی‌مانده ترس است. افزایش اعدام‌ها، یورش به بند ۷ اوین، تبعید زندانیان، و قطع طولانی‌مدت اینترنت همه در یک منطق قرار می‌گیرند: هزینهٔ اعتراض را چنان بالا ببر که خیزش شکل نگیرد. اما تجربهٔ دی‌ماه ۱۴۰۴ نشان داد که این منطق سقف دارد؛ وقتی هزینهٔ نکردنِ اعتراض هم بالا برود، معادله می‌شکند.

آنچه این هفته را متمایز می‌کند، امضای پیمان مکه است. اگر جنگ روزی تمام شود، ایران با منطقه‌ای روبه‌رو خواهد بود که در آن سه قدرت بزرگ سنی — یکی عضو ناتو، یکی دارای سلاح هسته‌ای، یکی صاحب بزرگ‌ترین ذخایر نفتی — زیر یک چتر دفاعی مشترک قرار گرفته‌اند. راهبرد «عمق راهبردی» که تهران چهار دهه بر آن سرمایه‌گذاری کرد، اکنون در برابر یک ائتلاف متقارن قرار گرفته است. این تحول، مستقل از سرنوشت مذاکرات هرمز، معادلهٔ بلندمدت منطقه را دگرگون می‌کند.

پرسش‌هایی برای تأمل

۱. آیا می‌توان میان «دفاع از تمامیت ارضی ایران» و «دفاع از حکومت مستقر» مرزی نظری و عملی کشید؟ در شرایط جنگی، این تمایز چگونه قابل صورت‌بندی است؟

۲. جنبش‌های صنفی پراکنده — بازنشستگان، پرستاران، کارگران پتروشیمی — چه شرایطی لازم دارند تا به یک نیروی سیاسی منسجم بدل شوند؟ تجربهٔ دی‌ماه ۱۴۰۴ چه چیزی دربارهٔ این گذار به ما می‌آموزد؟

۳. اگر بپذیریم که بازسازی اقتصاد ایران بدون گشایش سیاسی ممکن نیست، و بپذیریم که این نظام گشایش سیاسی را تهدید وجودی می‌داند، از این دو مقدمه چه نتیجه‌ای می‌گیریم؟ آیا راه سومی وجود دارد؟

۴. پیمان دفاعی مکه چه معنایی برای مفهوم «امنیت ملی ایران» — جدا از امنیت حکومت — دارد؟ آیا سیاست منطقه‌ای چهار دههٔ گذشته را باید بازنگری کرد؟

۵. خاموشی اینترنت را چگونه باید فهمید: ابزار امنیتی، یا اعترافی ساختاری به ناتوانی از حکومت‌کردن از راه اقناع؟

۶. در وضعیتی که آمار مستقل وجود ندارد و منابع همه سوگیر هستند، مسئولیت اخلاقی و معرفتی یک نویسنده یا پژوهشگر ایرانی چیست؟

منابع و خواندنی‌ها

گزارش‌های خبری هفته

  • Al Jazeera, Iran war live blogs, 3–7 August 2026

  • CNN, Iran war live updates, 1–7 August 2026

  • Reuters / NBC News, «Saudi Arabia, Turkey, Pakistan pledge mutual defense», 7 August 2026

  • The Washington Post, «Iran rejects Trump’s claim that talks will restart», 2 August 2026

  • CBS News, «Rubio says progress made in Strait of Hormuz talks», 3 August 2026

  • IranWire, «Trump Calls Off ‘Massive’ Iran Strike, Announces Nuclear Talks», 3 August 2026

تحلیل سیاسی

  • Stimson Center, Iran’s Political System After the War, August 2026

  • Al Jazeera Opinion, Who will shape post-war Iran?, 3 August 2026

  • Al Jazeera Opinion, In Iran, Pezeshkian will be the scapegoat for the failed MoU, 13 July 2026

  • Foreign Policy, Iranian Elites Are Not in Agreement About What to Do Next, 30 June 2026

  • AP / Times of Israel, «Iran’s leadership vacuum leaves two factions battling over war’s aim», 2 August 2026

اقتصاد

  • IMF, World Economic Outlook, April 2026

  • FDD Center on Economic and Financial Power, Iran’s Economic Catastrophe, 26 June 2026

  • CNBC, Iran’s economy in charts: Hyperinflation and depreciating rial, 23 April 2026

  • World Bank, Commodity Markets Outlook, April 2026

  • Federal Reserve Bank of Dallas, What the closure of the Strait of Hormuz means for the global economy, March 2026

  • RFE/RL, War and Internet Blackout Push Iran’s Economy Even Further Toward the Brink, May 2026

حقوق بشر

  • Center for Human Rights in Iran (CHRI), Iran’s Execution Machine, 30 April 2026

  • Iran Human Rights Monitor, Iran’s Escalating Political Executions 2026

  • Abdorrahman Boroumand Center — گزارش‌های اعدام ۲۰۲۶

  • HRANA — گزارش جامع خیزش دی ۱۴۰۴، ۲۳ فوریه ۲۰۲۶

  • NCRI / Iran News in Brief, 2–7 August 2026 (منبع اپوزیسیون؛ با احتیاط)

وضعیت انسانی

  • UN OCHA, Islamic Republic of Iran: Humanitarian Updates No. 01 & 02, March–April 2026

  • Center for American Progress, The Human and Environmental Costs of the War in Iran, 20 April 2026

  • Council on Foreign Relations, The Iran War Is Breaking Global Humanitarian Aid Efforts

پروندهٔ هسته‌ای

  • IAEA Board of Governors, GOV/2026/8, 27 February 2026

  • Congressional Research Service, Iran and Nuclear Weapons Production, به‌روزرسانی اوت ۲۰۲۶

  • Arms Control Association, The Status of Iran’s Nuclear Program


این گزارش بر پایهٔ منابع در دسترس تا روز ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ (۸ اوت ۲۰۲۶) تهیه شده است. وضعیت به‌سرعت در حال تغییر است و برخی ارقام ممکن است تا زمان انتشار به‌روز شده باشند.

print
این نوشتار را دوست داشتید؟