متاسفانه جریانهای چپ همچنان از موضع بالا تلاش دارند تحلیلهائی ارائه کنند که روی زمین در ایران صدق نمی کند جنبش دچار افت نیست بلکه برای اجتناب از همان اتفاقی که در خارج افتاد و تظاهرات همه با هم شده است تغییر تاکتیک داد به همین جنبش اعتراضی خیابانی را با تاکتیکهای سر مزار یادبودها شعارهای شبانه و جنبش دادخواهی و … هدایت نمود از طرف دیگر میدان و کف خیابان را به اعتراضات علنی صنفی واگذار کرد تا رژیم دچار عقب نشینی Continue Reading
افراد و گروههایی که علیه یک نظام شمولگرا مبارزه میکنند، همواره با این خطر روبهرو میشوند که در جریان مبارزه اندکاندک شبیه رژیم بشوند. امروز در ایران نیز با این خطر روبهرو شدهایم. مبارزهای که اکنون در جریان است چالشهای متعددی را در برابر فعالان و
روایت: رحیم، جوانی حدود ۳۵ ساله، به خاطر ورشکستگی و بدهی به زندان افتاده است. همسرش او را ترک کرده و پسر حدودا ده ساله اش هم پیش خانواده خواهرش زندگی می کند.فرخنده، دوست دختر رحیم، که منتظر آزادی رحیم و ازدواج با او است، یک کیف زنانه حاوی ۱۷ سکه پیدا کرده است. آنها برنامه ریخته اند که با فروش سکه ها بتوانند بدهی رحیم را داده و او را آزاد کنند. رحیم دو روز مرخصی می آید که
(دکتر علی کیافر، معمار، شهرساز، پژوهشگر و استاد دانشگاه است) “من خیلی اهل بحث و نظریات و تئوریک نیستم. یعنی در کار حرفهای و معماریام به جای مراجعه به منابع نظری این تمرین را از طریق سفارشهای معماری که میگیرم و در کارهایی که به آنها
نیچه و نژادپرستی: اصلاً نباید نیچه را بخوبی شناخت و یا از درایت بسیاری برخوردار بود تا به تناقضی دربارۀ او گمان برد. چنانکه نگارندۀ این سطور هم (که مانند هر ایرانی دیگری با «بنی آدم اعضای یکدیگرند» تربیت شده بود) در جوانی از خود میپرسید، چطور ممکن
برای رهبران فکری در غرب درک این که دو سوم جمعیت جهان حاضر به حمایت از غرب در این جنگ نیستند قابل درک نیست. اما، من معتقدم که پنج دلیل برای اینکه چرا جنوب جهان طرف غرب را نمی گیرد وجود دارد. این دلایل را در این مقاله کوتاه مطرح می کنم
الهه توکلیان، معترضی که بر اثر اصابت گلوله به ناحیه سر و چشم مجروح شده، ویدیویی از خود پیش از عمل جراحی در ایتالیا منتشر کرده است. او برای خارج کردن گلوله از سرش در ایتالیا بستری است. خانم توکلیان در پستی اینستاگرامی نوشته است: «من نه تنها
فاطمه سیاح، بعد از ۳۲ سال زندگی در مسکو، تازه به تهران رسیده بود که احمد کسرویِ تاریخنگار در مجلهی پیمان سلسلهمقالاتی دربارهی رمان مینوشت و میگفت: هر آدمی، چه مرد و چه زن، باید خواندن و نوشتن
ادبیّاتِ زنان نویسنده و شاعر ایرانی پژواکِ مطالبات و خواستهای زنان این کشور است. مطالباتی که روز به روز رادیکال تر شده و به خواست تغییر رژیم ملاها رسیدهاست. ملاهائی که زنان را از حضور و سخنگفتن در جامعه محروم کردهاند. بدین سان صفحه به صفحهی
شاید دردناک ترین چیزی که در تصاویر منتشر شده از هک دوربینهای زندان اوین می توان دید نه خشونت که بی تفاوتی عمومی کارمندان زندان به وقایعی است که هر روز جلوی چشم آنها رخ می دهد. گروهی پرسنل و سرباز زندانیان را کتک می زنند و بر روی زمین
فراخوان تظاهرات بروکسل را در اینستاگرام میبینم و به خانمی که نام کوچک و شمارهی تلفنش در پوستر شهر محل زندگیام منتشر شده پیام میفرستم. هزینهی رفتوبرگشت به بروکسل را که برایش واریز میکنم، اسمم را میپرسد. چند دقیقه طول میکشد تا