تعریف نسل و تفاوتهای بیننسلی: کلمه نسل «Generation» در علوم اجتماعی به گروهی از افراد اطلاق میشود که در یک بازهی زمانی مشخص متولد شدهاند و تجربههای تاریخی و فرهنگی مشترکی دارند. این تجربهها موجب شکلگیری نوعی هویت نسلی میشود که آنها را از نسلهای دیگر متمایز میکند.
به تعبیر کارل مانهایم، جامعهشناس آلمانی، نسلها تنها بر اساس فاصله سنی تعریف نمیشوند؛ بلکه آنها در «وضعیتهای تاریخی مشترک» شکل میگیرند و ارزشها، باورها و سبک زندگی خود را بر پایهی این شرایط میسازند. نسلها موتور اصلی تحول اجتماعی و اقتصادی هستند. در ایران، نسل متولد ۱۳۲۰ تا ۱۳۴۰ با جنبش دانشجویی و مشی چریکی، انقلاب ۵۷ را رقم زدند. در غرب، نسل بومرز با موسیقی و فرهنگ پاپ جهان را تغییر داد. در عربستان و مصر، نسل ناصری نظم سیاسی جدیدی ساخت. امروز، نسل دیجیتال در سراسر جهان با ابزارهای شبکهای، مهمترین چالش و فرصت برای آینده است: نسلی که هم میتواند موتور توسعه اقتصادی باشد و هم منشأ اعتراض و بحران اجتماعی. برآمدن جنبش «ژن-ژندگی-آزادی» موضوع نسل زد وتفاوت های بین نسلی و اهمیت انرا به صورت محوری هم برای حاکمیت وهم برای جامعه شناسی کشور مطرح ودردستورروزقرارداد.
تفاوتهای بیننسلی تا پیش از قرن بیستم چندان آشکار نبود، زیرا تغییرات اجتماعی به کندی رخ میداد. اما از نیمه دوم قرن بیستم به بعد، با انقلاب صنعتی دوم، گسترش رسانههای جمعی، آموزش عالی، و سپس انقلاب دیجیتال، شکافهای نسلی به سرعت افزایش یافت.
یکی از مهمترین نتایج این تفاوتها، دگرگونی در ساختار خانواده سنتی بود. خانوادههای گسترده جای خود را به خانواده هستهای دادند، اقتدار والدین به چالش کشیده شد و جوانان خواهان استقلال بیشتر شدند. این تغییرات در غرب بیشتر بر پایهی جنبشهای فرهنگی و مدنی رخ داد، اما در ایران و جهان عرب عمدتاً سیاسی–انقلابی بود. از مهم ترین نسل های دوران معاصر نسل موسوم به نسل زد پرهیاهو شده است. نسل Z گروهی از افراد هستند که عموماً بین دهههای ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۰ میلادی (حدوداً ۱۳۷۳ تا ۱۳۸۸ شمسی) متولد شدهاند. این نسل، که به عنوان بومیان دیجیتال شناخته میشوند، در دنیایی از فناوری و اینترنت رشد کردهاند و در مواجهه با چالشهایی چون تغییرات اقلیمی و بحرانهای اقتصادی، نسبت به نسلهای قبل نگاه متفاوتی به کار، ارزشهای اجتماعی و رشد شغلی دارند. بررسی و تدقیق تاریخی نشان می دهد که سالهای ظهوراین نسل اوج بحران سرمایه داری متکی بر نئولیبرالیسم است زیرا اگرچه خاستگاه اولیه این نسل درایران در جنبش «زن-زندگی-آزادی» شاهد برچیدن حجاب تحمیلی بود اما تدقیق در شعارها و تداوم مبازات بعدی نشان داد که در آغاز سده بیستویکم، جهان با بحرانهای پیچیده و درهمتنیدهای روبهرو بوده که نسل زد همزمان با شدت بحران اقلیمی، نابرابری اجتماعی، بحران اقتصادی جهانی و بیاعتمادی گسترده به نهادهای سیاسی، پا به عرصه گذاشته است که با نام نسل Z شناخته میشود. این نسل که در دهههای پایانی قرن بیستم و آغاز قرن بیستویکم متولد شده است، امروز خود را در متن این بحرانها مییابد.
این نسل نه صرفاً یک پدیده جمعیتشناختی، بلکه بازتاب مستقیم تناقضات سرمایهداری متأخر است. آنان نسلیاند که آیندهشان با ناامنی شغلی، بدهیهای تحصیلی، مسکن غیرقابل دسترس و تهدید نابودی محیط زیست گره خورده است. همین واقعیتها آنان را به سمت نوعی آگاهی سیاسی تازه و در مواردی رادیکال سوق داده است. آمارهای بیماری و بدهی دانشجویان در کشورهای متروپل و سرکوب عقیدتی- سیاسی آنان در مشورتهای دیگر مؤید آن است که این نسل بیش از هر نسل دیگری به شرح زیر مستقیماً از بحرانهای سرمایهداری آسیب دیده و خواهد دید:
- بیثباتی شغلی: اغلب آنان با قراردادهای موقت، کارهای پارهوقت و مشاغل کمدرآمد مواجهاند.
- بحران مسکن: دسترسی به خانه برایشان به رؤیایی دستنیافتنی بدل شده است.
- هزینههای تحصیل: وامها و بدهیهای دانشگاهی کمر نسل جدید را خم کرده است.
- بحران اقلیمی: هر روز نشانههای بیشتری از تخریب محیط زیست، گرمایش زمین و بیعملی دولتها را میبینند.
لذا بر خلاف دلدادگان نئولیبرالیسم ایرانی که امید داشتند این نسل به آغوش آنان بازگردد، این نسل بهوضوح تجربه میکند که سرمایهداری دیگر حتی قادر به تأمین ابتداییترین نیازهای جوانان نیست و دیدیم که سردمداران نئولیبرالیسم خجالتی ایران چگونه مبارزات «زن- زندگی – آزادی» را تخطئه کردند. به ویژه وقتی آنان دریافتند خواننده معروف این جنبش که با آوازِ «برای ..» مشهور شد، فرزند یکی از مبارزان دهه شصت و از مخالفان جدی نظام سرمایهداری چه رفاقتی و چه رقابتی بوده است. بدون شک و به طور طبیعی، محرومیتهای جدی این نسل که بعضا در بالا برشمرده شده و شرایط زیست و زندگی آنان را به سمت جستجوی راههای جایگزین سوق میدهد. پژوهشها و نظرسنجیها نشان میدهد که بسیاری از جوانان نسل Z دیدگاهی مثبت نسبت به سوسیالیسم انسانی متضمن رفاه و عدالت اجتماعی داشته و در مقایسه با نسلهای قبل، گرایش به عدالت اجتماعی، برابری اقتصادی و دگرگونی بنیادی در میان آنان بیشتر بوده و بیاعتمادی به سیاستمداران سنتی و نهادهای لیبرالدموکراتیک موجب شده است که بخش بزرگی از نسل Z به دنبال راههای رادیکالتر باشند. در واقع این همان روندی است که در دهه ۱۹۶۰ در قالب جنبشهای ضد جنگ و حقوق مدنی مشاهده شد، با این تفاوت که اکنون ابزار مبارزه دیجیتالی و بحرانها جهانیتر شدهاند.
نقش در جنبشهای اعتراضی:
نسل Z در سالهای اخیر بهعنوان نیرویی فعال در خط مقدم بسیاری از جنبشهای جهانی ظاهر شده که نمونه های آن حضورفعال در جنبشهای اقلیمی مانند «جمعهها برای آینده» که میلیونها دانشآموز و دانشجو را در سراسر جهان بسیج کرد و همچنین اعتراضات علیه تبعیض نژادی در قالب جنبش «جان سیاهپوستان اهمیت دارد» و اعتصابات کارگری و دانشجویی برای دستمزد بهتر، حقوق برابر و شرایط عادلانهتر. این مشارکت گسترده نشان میدهد که نسل Z از مرحله نارضایتی فردی عبور کرده و به نیرویی اجتماعی با قابلیت تغییر بدل شده است.
ضرورت سازمانیابی دیجیتالی
با این همه، تاریخ نشان داده است که شور و خشم اجتماعی، بدون سازماندهی آگاهانه، به آسانی میتواند یا سرکوب شود یا در سازوکارهای اصلاحطلبانه و بورژوایی مستهلک گردد. لذا نسل Z برای آنکه بتواند نقش واقعی خود را ایفا کند، نیازمند یک برنامه متحول و پیشرو منسجم است. این برنامه تنها در چارچوب سیستم مشارکتی میتواند چشماندازی روشن برای عبور از بحران سرمایهداری و ساختن جهانی نوین فراهم کند که در این راستا نسل زد برای دستیابی به پیروزی و احقاق حقوق اجتماعی – فرهنگی خود راهکاری مگر سازمانیابی طبقاتی و پیوند نسل جوان با جامعه کاروتولید به عنوان کلید اصلی تبدیل این انرژی بالقوه به نیرویی بالفعل ندارد. تاریخ نشان داده و تجربه ثابت کرده که در هر عصری نیروی متحولکننده یکی از ارکان جامعه کاروتولید بوده، لذا نسل Z درحال حاضر نسلی است که در خط مقدم مبارزه برای آینده بشریت ایستاده است. بحرانهای زیستمحیطی، نابرابری اجتماعی و بنبست سیاسی سرمایهداری آنان را به میدان کشانده است. اما همین شرایط تاریخی، امکان و ضرورت جستجوی راههای نوین را نیز فراهم میکند. تنها با تکیه بر برنامهای متکی بر یک تشکیلات سراسری شبکهای غیرسنتی که بتواند ساختارهای سنتی را برهم زند میتوان به تغییرات بنیادین موردنظر نسل زد دست یافت و این نسل را از سرگردانی نجات داد و ظرفیت اعتراضی آن را به نیرویی برای تغییر بنیادی جهان تبدیل کرد. آیندهای که در برابر نسل Z قرار دارد یا ادامه فلاکت و بحران سرمایهداری است، یا گذار به جامعهای انسانی متضمن رفاه و عدالت اجتماعی که پایگاه توسعه پایداراقتصادی خواهدبود.
نمایه برابری مورد نظر نسل زد

شاید نمونه اخیر اعتراضات گسترده خیابانی که منجر به سرنگونی دولت نپال شد در همین راستا قابل ذکر باشد.
اعتراضات ابتدا با هشتگهای «#NepoBaby» در شبکههای اجتماعی شکل گرفت: جنبشی که فساد، رانتخواری و امتیازات فرزندان سیاستمداران را نشانه گرفت. مردم نپال با پدیدهای به نام Nepo Kids روبرو هستند که مثل ایران؛ فرزندان سیاستمدارانی که به مدد مکیدن خون مردم توسط والدینشان، از زندگی لاکچری ورای تصور عموم، بهرهمند هستند. در حالی که نسل جوان از بیکاری و نداشتن معیشت زندگی و مسکن رنج میبرند. خشم عمومی زمانی اوج یافت که دولت در ۴ سپتامبر استفاده از ۲۶ پلتفرم، از جمله فیسبوک، یوتیوب، اینستاگرام و واتساپ را ممنوع کرد. تنها تیکتاک – که پس از سالها محدودیت از ۲۰۲۴ مجوز گرفته بود – فعال ماند و به بستری برای سازماندهی اعتراضات بدل شد. پس از شدت گرفتن خشونتها، وزیر کشور رَمِش لِکهاک روز دوشنبه استعفا داد، اما مخالفان این اقدام را ناکافی دانستند و بر کنارهگیری کل دولت و برگزاری انتخابات پیش از موعد تأکید کردند. نخستوزیر و بخشی از کابینه ناگزیر از استعفا شدند. دولت همچنین محدودیت شبکههای اجتماعی را لغو کرد و وعده داد کمیتهای برای بررسی رویدادها تشکیل دهد. نسل زدیهای به خیابان آمده فریاد میزدند «بهجای فیلترینگ شبکههای اجتماعی، شبکههای فساد را فیلترینگ کنید. این تازهترین دومینویی بود که فرو ریخت. دوسال پیش نیز در بحران اقتصادی ۲۰۲۲ سریلانکا، دهها هزار جوان به کلمبو هجوم بردند و کاخ ریاستجمهوری را اشغال کردند. جایی که گوتابایا راجاپاکسا، رئیسجمهور ۷۶ ساله وقت، ناگزیر شد با هواپیمای نظامی به مالدیو بگریزد. در بنگلادش، نیز درسال ۲۰۲۴ دانشجویان دانشگاه داکا رهبری شورشی مردمی را بر عهده گرفتند که شیخ حسینه، نخستوزیر ۷۷ ساله، را وادار به فرار به هند کرد.
نپال، کشور ۳۰ میلیون نفری میان هند و چین، سالهاست از بیثباتی سیاسی رنج میبرد. خود اولی بارها با ائتلافهای شکننده به قدرت بازگشته بود. فساد ساختاری، خدمات عمومی ناکارآمد و فرصتهای محدود شغلی نارضایتی جوانانی را دامن زده که میانگین سنیشان ۲۳ سال است. اقتصاد کشور عمدتاً بر کشاورزی و گردشگری کوهستانی استوار است و میلیونها کارگر نپالی برای گذران زندگی به کشورهای خلیج فارس و جنوب آسیا مهاجرت کردهاند. در سال مالی گذشته، این مهاجران بیش از ۱۲ میلیارد دلار برای خانوادههای خود فرستادند. جنبش نپال فارغ از نتیجه آن و دستیابی قدرتمندان به ثمره انقلاب نشان داد توانمندی نسل زد در میدان و خیابان در صورت سازماندهی مناسب و راهبری هدفدار قابل مهار نخواهدبود. پیام این خیزشها یکسان است، جوانان دیگر حاضر به تحمل ساختارهای فرسوده و تبعیضآمیز نیستند. وجه مشترک همه این خیزشها، طبقه سیاسی مسن و ریشهدار در کشورهای منطقه است که سود رشد اقتصادی را برای خود نگاه میدارند و به زندگی جوانان نمیرسد. بیکاری جوانان بالا، فساد گسترده و نابرابری اجتماعی سوخت اصلی این حرکتها و شبکههای اجتماعی ابزار بسیج معترضان و فساد و ناکارآمدی شعلهی سوخت خشم مردم را فراهم میکند. این موجِ منطقهای نشان میدهد که بحران مشروعیت و شکاف نسلی در جنوب آسیا و خاورمیانه نه یک حادثه مقطعی، بلکه روندی رو به گسترش است.
در ماداگاسکار و مراکش نسل زد برعلیه فساد حاکمان جامعه آزاد مدتهاست در خیابانها به مبارزه مدنی روی آوردهاند. اعتراضات «نسل زد» مراکش مشابه ناآرامیهایی است که در کشورهایی چون نپال، کنیا و ماداگاسکار جریان دارد. معترضان با استفاده از نارضایتی عمومی از وضعیت بیمارستانها و مدارس، سیاستهای هزینهای دولت را به چالش کشیدهاند. بر اساس برآوردهای وزارت کشور، حدود ۷۰ درصد شرکتکنندگان در این اعتراضات را نوجوانان تشکیل میدهند. جنبش اعتراضی که همچون ایران رهبری مشخصی ندارد و بیشتر از سوی جوانان آشنا با اینترنت هدایت میشود، برای بسیاری غافلگیرکننده بوده و به بزرگترین اعتراضات چند سال اخیر مراکش بدل شده است.
در اندونزی نیز اعتراضات خیابانی نسل زد در چندماه گذشته برعلیه شرایط کاری کارگران دولت را با چالشهای جدی مواجه کرد.
در جهان غرب که مدتها خبر نسل کشی اهالی غزه مسکوت و بایکوت شده بود به همت نسل زد در اروپا اعتراضات گستردهای که اواخر روز چهارشنبه یکم اکتبر پس از انتشار خبر توقیف ناوگان کمکرسانی به غزه توسط اسرائیل آغاز شد، روز پنجشنبه نیز ادامه یافت و بار دیگر هزاران نفر با پیشتازی نسل زد به خیابانهای شهرهای بزرگ در سراسر اروپا آمدند. این ناوگان، حامل کمکهای بشردوستانه و شامل بیش از ۴۰ قایق و حدود ۴۵۰ کنشگر، بزرگترین تلاش برای شکستن محاصره ۱۸ ساله اسرائیل بود. برخی فعالان حاضر در این قایقها عبارت بودند از قانونگذاران اروپایی، گرتا تونبرگ (فعال محیط زیستی و آب و هوایی)، ماندلا ماندلا (نوه نلسون ماندلا) همچنین آدا کولائو، شهردار سابق بارسلون.

نسلها در ایران: چارچوب تاریخی

جدول تطبیقی نسلها در جهان و ایران

گرایشهای فکری و فرهنگی نسلها
نسل خاموش «۱۹۴۱–۱۹۲۱»
- ایران: اقتدارگرایی، ملیگرایی، پایبندی به سنت.
- غرب: بازسازی پس از جنگ، اخلاق کاری.
- کشورهای عربی: مبارزه با استعمار.
- چین: اطاعت ایدئولوژیک.
نسل گذار به مدرنیته «۱۹۶۲–۱۹۴۲»
- ایران: جنبش دانشجویی، مشی چریکی، عدالتخواهی، موتور انقلاب ۵۷.
- غرب: جنبشهای مدنی، موسیقی راک، آزادیهای فردی.
- کشورهای عربی عرب: ناصریسم، پانعربیسم.
- چین: انقلاب فرهنگی و تندروی ایدئولوژیک.
نسل انقلابی– جنگی «۱۹۸۳–۱۹۶۳»
- ایران: انقلاب و جنگ، ارزشهای جمعگرایانه.
- غرب: محافظهکاری (ریگان/تاچر)، بحران نفتی.
- کشورهای عربی عرب: شکست نظامی، رشد اسلامگرایی.
- چین: اصلاحات اقتصادی.
نسل اصلاحات– اینترنتی «۲۰۰۴–۱۹۸۴»
- ایران: وبلاگ، موسیقی پاپ، اصلاحات سیاسی.
- غرب: جهانیشدن، فناوری.
- کشورهای عربی عرب: جنگ عراق و رسانههای ماهوارهای.
- چین: مصرفگرایی و رشد اقتصادی.
نسل دیجیتال« ۲۰۲۵–۲۰۰۵ »
- ایران: شبکههای اجتماعی، اعتراضات، موسیقی رپ.
- غرب: عدالت اقلیمی، هویتهای جدید.
- کشورهای عربی عرب: بهار عربی.
- چین: ملیگرایی دیجیتال.
نمادهای نسلی
- ایران: از نیما و رادیو در نسل خاموش تا تلگرام و رپ اعتراضی در نسل دیجیتال نظیر موسیقی و آواز معروف برای .. شروین حاجیآقاپور
- غرب: بیتلز، پینک فلوید، MTV، TikTok
- کشورهای عرب: ناصر، امکلثوم، فیروز، الجزیره، بهار عربی.
- چین: مائو، اصلاحات دنگ شیائو پینگ، ویچت.
نتیجه آن که مقایسه ایران با دیگر مناطق نشان میدهد:
- در غرب، فرهنگ و موسیقی نماد نسلها بوده است.
- در جهان عرب و ایران، سیاست و انقلاب محوریت داشته است.
- در چین، ایدئولوژی و سپس فناوری نماد اصلی بودهاند.
برنامه احزاب برای جذب یا مهار نسل زد
در یک جمعبندی میتوان گفت که احزاب و دولتها در سراسر جهان، از راست تا چپ، تلاش میکنند نسل Z را با شعارهای پوپولیستی جذب و مهار کنند زیرا این نسل ویژگیها و نقش اجتماعی ویژهای به شرح زیر دارد:
۱ .نقش جمعیتی و سیاسی
نسل Z (متولدین حدود ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۰) اکنون بهطور گسترده وارد عرصه رأیدهی و بازار کار شدهاند. وزن جمعیتی این نسل باعث میشود که در انتخابات و تحولات سیاسی نقش تعیینکننده داشته باشند. احزاب برای کسب رأی آنها ناچارند به زبان ساده و جذاب با آنان سخن بگویند. مختصات این نسل جمعیت گسترده و ورود به سن رأیدهی، تحصیلات دانشگاهی و مهارتهای دیجیتال، نقش در بازار مصرف و بازار کار و انرژی اعتراضی و تحرک اجتماعی فراوان است.
۲ .حساسیت به عدالت اجتماعی و اقتصادی
نسل Z بیش از نسلهای پیشین نسبت به نابرابری، تبعیض، بحران محیط زیست و فساد حساس است. احزاب و دولتها با شعارهای عدالتخواهانه، ضد فساد و محیطزیستی تلاش میکنند اعتماد و انرژی سیاسی آنان را به سمت خود هدایت کنند.
۳ .استفاده گسترده از شبکههای اجتماعی
این نسل منبع اصلی اطلاعات خود را از اینستاگرام، تیکتاک، یوتیوب و پلتفرمهای مشابه میگیرد. پیامهای کوتاه، احساسی و پوپولیستی در این فضا سریعتر پخش میشود و توجه نسل Z را جلب میکند. به همین دلیل، سیاستمداران بهجای برنامههای عمیق، بیشتر به تولید شعارهای ساده و همهفهم روی میآورند.
۴ .بیاعتمادی به نخبگان و سیاست سنتی
بسیاری از جوانان این نسل، تجربه زیستهای از بحرانهای اقتصادی، بیکاری، تغییرات آبوهوایی و ناکارآمدی دولتها و سنتگرائی و حتی پرنسیپهای خانوادگی پدر یا مادرسالاری دارند. این وضعیت باعث شده که علاوه بر تعارضات خانوادگی با والدین، شعارهای ضدنخبگانی و ضدساختار برایشان جذاب باشد و احزاب پوپولیست دقیقاً از همین گسل اجتماعی استفاده میکنند.
۵. انرژی اعتراضی و مطالبهگری
نسل Z در جنبشهای اعتراضی، از اعتراضات آبوهوایی در اروپا تا اعتراضات اجتماعی در ایران و آمریکا، حضوری فعال داشته است. احزاب و دولتها میکوشند این انرژی اعتراضی را از طریق شعارهای دلگرمکننده و وعدههای ساده، به مسیر قابلکنترل هدایت کنند تا از تبدیل آن به نیروی مستقل و رادیکال جلوگیری شود.
- ویژگیهای فکری، فرهنگی و اجتماعی
این ویژهگیهای نسل Z را می توان در حساسیت به عدالت اجتماعی و محیط زیست ، اهمیت تنوع (جنسیتی، قومی، فرهنگی)، گرایش به افقی بودن روابط و مخالفت با اقتدارگرایی و استفاده از زبان دیجیتال و شبکههای اجتماعی دانست.
چرا دولتها و احزاب از پوپولیسم برای “مهار” نسل Z استفاده میکنند؟
- جلوگیری از رادیکالیسم و اعتراضهای خارج از کنترل
- هدایت انرژی اعتراضی به مسیرهای قابل پیشبینی (انتخابات، رسانههای دولتی)
- تبدیل مطالبات پیچیده به شعارهای ساده و قابل مدیریت
تجربههای تطبیقی نسل زد در مناطق مختلف جهان
الف)- ایالات متحده و کانادا
- استفاده از شعارهای عدالت نژادی، محیط زیستی، و آموزش رایگان
- نمونه: برنی سندرز و الکساندریا اوکاسیو کورتز (چپگرایی پوپولیستی)
- نمونه: ترامپ و راستگرایی پوپولیستی با شعارهای ملیگرایانه
ب) – اروپا
- احزاب سبز با شعارهای محیطزیستی برای جذب جوانان
- احزاب راست افراطی با شعارهای مهاجرستیزانه و ملیگرایانه
- تجربه فرانسه (ماکرون با شعار تغییر و نوگرایی)
ج) – ایران
- اعتراضات اجتماعی (دی ۹۶، آبان ۹۸، شهریور ۱۴۰۱)
- تلاش جریانهای سیاسی برای جذب آنان با وعده آزادی، عدالت و رفاه
- استفاده از شبکههای اجتماعی (اینستاگرام و تلگرام) برای شعارهای سریع و اثرگذار
د) – کشورهای عربی و آفریقا
- نقش نسل جوان در بهار عربی
- شعارهای ضد فساد و عدالتخواهانه
- استفاده حکومتها از پوپولیسم برای کنترل دوباره جوانان. مثال: (تونس و مصر)
هـ)- چین
- نسل Z در بستر محدودیتهای سیاسی
- استفاده دولت از ملیگرایی و شعارهای میهنپرستانه برای مهار مطالبات اجتماعی.
در یک گزارش تحقیقی بهنام «نگاهی سیاسی و فرهنگی به آینده آمریکا: دیدگاههای نسل Z درباره تغییر نسلی و چالشها و فرصتهای پیش رو» که درتاریخ ۲۲ ژانویه ۲۰۲۴ درسایت «PRRI» منتشرشده درباره نسل زد آمریکا چنین گفته شده که: «نسل Z (متولدان حدود ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲) در حال ورود به عرصههای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است. این نسل متنوعترین نسل از نظر نژادی و قومی در تاریخ آمریکا به شمار میرود و درصد بالاتری از آنان نسبت به نسلهای قبل خود را عضو جامعه LGBTQ معرفی میکنند. همچنین همانند هزارهایها (Millennials) گرایش کمتری به ادیان سنتی دارند.
لازم به یادآوری است که واژه «هزارهایها» یا «Millennials» به نسل افرادی گفته میشود که تقریباً بین سالهای ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۶ به دنیا آمدهاند. این نسل بعد از نسل X (متولدان حدود ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۰) و قبل از نسل Z (۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲) قرار دارد. دلیل این نام گذاری، همزمانی دوران جوانی و ورود این نسل به بزرگسالی با آغاز هزاره جدید (سال ۲۰۰۰) است.
ویژگیهای مهم نسل هزارهای:
- نخستین نسلی که بهطور گسترده با اینترنت و موبایل بزرگ شد.
- اهمیت دادن به آموزش عالی، ولی در عین حال گرفتار بدهیهای تحصیلی.
- علاقهمند به برابری جنسیتی و تنوع فرهنگی.
- کماعتمادتر از نسلهای قبل به نهادهای سنتی مثل کلیسا یا احزاب سیاسی.
- در مقایسه با نسلهای قبلی، ازدواج و خرید خانه را دیرتر انجام میدهند.
درگزارش فوق الذکر به تفاوتهای نسل Z با نسلهای پیشین در ارزشها، دیدگاههای سیاسی و فرهنگی، اعتماد به نهادهای اجتماعی و سیاسی، نگرش به دین، و اهمیت تنوع و شمول در دموکراسی آمریکا میپردازد. دادهها مبتنی بر یک نظرسنجی ملی از آمریکاییها و همچنین ۱۰ گروه متمرکز (Focus Group) با مشارکت جوانان نسل Z است.
نکات کلیدی گزارش درباره نسل زد آمریکائی:
- وابستگی حزبی: تنها ۲۱٪ از بزرگسالان نسل Z جمهوریخواه هستند (مشابه نسل هزاره)؛ ۳۶٪ دموکرات و حدود ۳۰٪ مستقل. بیش از نیمی از نوجوانان نسل Z وابستگی حزبی مشخصی ندارند.
- ایدئولوژی سیاسی: ۴۳٪ از بزرگسالان نسل Z لیبرالاند (بالاتر از دیگر نسلها). حدود ۴۴% نوجوانان نسل Z بیشتر میانهرو هستند.
- تنوع مذهبی: نسل Z کمتر از «مسیحیان سفیدپوست» تشکیل شده و بیشتر بیدین یا دارای تنوع مذهبی است. نوجوانان اما بیشتر مشابه والدین خود در دین باقی ماندهاند و گرایش مذهبی قویتری نشان میدهند.
- نگرش به تغییر نسلی: ۵۸٪ از بزرگسالان نسل Z (و ۵۴٪ از هزارهایها) معتقدند مشکلات اساسی آمریکا تا زمانی که نسلهای قدیمی قدرت را در دست دارند حل نخواهد شد. در مقابل، کمتر از ۴۰٪ کل آمریکاییها باور دارند که با روی کار آمدن نسلهای جوان وضعیت کشور بدتر خواهد شد.
- آموزش و فرصتهای شغلی: تنها نیمی از بزرگسالان نسل Z کالج را سرمایهگذاری هوشمند میدانند، درحالیکه نوجوانان خوشبینترند (۵۶٪). اکثریت بزرگسالان نسل Z از بخشودگی وامهای دانشجویی و برنامههای حمایتی برای دانشجویان فقیر یا رنگینپوست پشتیبانی میکنند.
- ارتباطات اجتماعی: نسل Z بیش از نسلهای دیگر ارتباطات معنادار خود را از طریق شبکههای اجتماعی (۵۲٪)، بازیهای ویدئویی (۴۸٪) یا ورزش سازمانیافته (۴۲٪) شکل میدهد.
- اعتماد به نهادها: نسل Z اعتماد کمتری به پلیس (۵۳٪)، دستگاه قضایی (۴۲٪) و دولت فدرال (۴۱٪) دارد. نوجوانان نسل Z اندکی خوشبینتر از بزرگسالاناند.
- فعالیت سیاسی: بزرگسالان نسل Z بیش از نوجوانان در سیاست فعالاند؛ آنها بهویژه در فعالیتهای آنلاین (پتیشن، پستهای سیاسی، دنبالکردن کمپینها) مشارکت میکنند. در عین حال، نسبت به رأیدادن بهعنوان مؤثرترین ابزار تغییر تردید بیشتری دارند.
- تجربه تبعیض: حدود یکپنجم بزرگسالان نسل Z تجربه تبعیض بر اساس نژاد، جنسیت، مذهب یا گرایش جنسی گزارش کردهاند؛ نرخ بالاتری نسبت به نسلهای قدیمیتر.
- وضعیت روانی: بزرگسالان نسل Z بیش از نوجوانان احساسات منفی (اضطراب، افسردگی، تنهایی، خشم) را تجربه میکنند و سطح امیدواری آنها پایینتر است (۴۹٪ در برابر ۵۷٪ نوجوانان). کسانی که ارتباطات حضوری دارند، احساسات منفی کمتری گزارش کردهاند. بخش قابلتوجهی معتقدند دستمزد فعلی کیفیت زندگی مطلوبی برایشان فراهم نمیکند و تنها ۳۷٪ از آنان باور دارند که اکثریت آمریکاییها فرصت اقتصادی عادلانهای دارند.
- دموکراسی و آینده: نسل Z دموکراسی را با ارزشهایی چون آزادی بیان و حق رأی تعریف میکند، اما از سلطه پول و لابیهای شرکتهای بزرگ بر سیاست ناامید است. با این حال، بسیاری نسبت به آینده متنوعتر و فراگیرتر سیاست آمریکا امید دارند.
- نسل Z با ویژگیهای تنوع نژادی، فرهنگی و جنسی، گرایش به لیبرالیسم، فاصلهگرفتن از دین سنتی و استفاده گسترده از رسانههای دیجیتال، نسلی متفاوت از نسلهای پیشین است. آنها نسبت به نهادهای سیاسی بدبینتر، اما نسبت به تغییر و آیندهای عادلانهتر و فراگیر امیدوارند. چالش اصلی آنها اقتصاد (هزینههای بالا، بدهیهای دانشجویی، عدم دسترسی به مسکن و مشاغل پایدار) و بحرانهای روانی ناشی از فشارهای اجتماعی و دیجیتال است.
از طرف دگر بنیاد مطالعات پیشرو اروپایی (FEPS) و اندیشکده ThinkYoung طی سه سال، با مشارکت ۱۹ هزار جوان (۱۶ تا ۳۸ سال)، بزرگترین مطالعه اروپا بر نسلهای جوان بهویژه نسل Z را انجام دادندکه به نام پژوهش بزرگ نسل Z در اروپا معروف و نکات کلیدی خلاصه تحلیلی این پژوهش شامل موارد زیر بودهاست:
- دموکراسی و حقوق بشر: ۶۵٪ معتقدند اتحادیه اروپا باید تأمین مالی کشورهایی را که به حقوق بشر و اصول دموکراتیک پایبند نیستند متوقف کند.
- عدالت اجتماعی: ۴۰٪ کاهش شکاف دستمزدی را مؤثرترین اقدام برای برابری جنسیتی میدانند. ۶۹٪ خواستار حداقل دستمزد اتحادیهای و ۷۱٪ خواستار ارتباط شفافتر سیاستمداران با شهرونداناند.
- کرونا و جنگ اوکراین: ۶۸٪ بحران کرونا را نشانه ضرورت همکاری بیشتر در سطح اتحادیه میدانند. همچنین ۷۴٪ خواهان پذیرش پناهجویان اوکراینی و ۷۰٪ حامی افزایش هزینههای حمایتی اتحادیه اروپا برای آنان هستند.
- نگرانیهای اصلی: امنیت شغلی، سلامت و تغییرات اقلیمی مهمترین دغدغههای جواناناند. ۶۱٪ مشکلات سلامت روان گزارش کردهاند اما تنها ۱۰٪ به روانشناس مراجعه کردهاند.
- مشارکت و سیاست: ۶۷٪ خواستار نقش پررنگتر نسل جوان در سیاستهای اروپایی هستند. اکثریت از همگرایی بیشتر اتحادیه، گسترش آن و حضور یکپارچه در عرصه جهانی حمایت میکنند.
- اقلیم و انرژی: بیش از دو سوم خواهان سختگیری شدیدتر علیه شرکتهای آلایندهاند و ۶۵٪ کاهش وابستگی انرژی به منابع خارجی را ضروری میدانند.
- حقوق اقلیتها: ۶۱٪ خواهان حمایت بیشتر اتحادیه اروپا از حقوق افراد LGBTQI+ هستند.
بررسی تحقیقات بعمل آمده درامریکا واروپا نشان می دهد که دغدغه و اولویت نسل زد به عدالت اجتماعی، برابری جنسیتی، حمایت از حقوق اقلیتها و مقابله جدی با تغییرات اقلیمی بوده و همزمان، خواستار مشارکت مستقیمتر در تصمیمگیریهاست و بر این باور است که آینده آمریکا و اروپا تنها با همبستگی و یکپارچگی بیشتر تضمین میشود.
پیامدهای مثبت و منفی این روند
نسل Z نیروی اجتماعی تازهای است که میتواند هم تهدید و هم فرصت باشد. احزاب و دولتها برای جلوگیری از بیثباتی سیاسی و اعتراضات گسترده، تلاش میکنند با شعارهای پوپولیستی این نسل را جذب و مهار کنند. اما اگر این شعارها به عمل واقعی منجر نشود، خطر بیاعتمادی و تقویت جریانهای رادیکال بیشتر خواهد شد زیرا شاه بیت خواستههای نسل زد جهانی همچون ایران درهم شکستن حصارهای سنت وگرایشات واپسگرا، برقراری برابری، آزادی و عدالت اجتماعی و دفاع از حقوق محرومان و آسیب دیدگان است که بعید بنظر میرسد دولتهای حافظ منافع سرمایهداری جهانی بدان تن دهند.

شباهتهای نسلهای گذشته با نسل زد
اگر بخواهیم در تاریخ معاصر نسلی مشابه با «نسل Z » پیدا کنیم، باید به دنبال نسلی باشیم که ویژگیهایی مانند دسترسی به فناوریهای نو، شورش علیه سنتهای پیشین، ارزشگذاری بر فردیت، و نارضایتی از وضع موجود داشته باشد. چند نمونه مقایسهای قابل ذکر است:
۱. نسل بیت (Beat Generation) در دهه ۱۹۵۰ آمریکا
- پس از جنگ جهانی دوم، جوانانی در آمریکا با مصرف رسانههای نو، موسیقی جاز و اشعار آزاد، در برابر نظم سنتی ایستادند.
- مانند نسل Z، آنها هم به «آزادی فردی، سبک زندگی متفاوت و طرد اقتدار» توجه داشتند.
۲. نسل هیپیها در دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰
- هیپیها در آمریکا و اروپا علیه جنگ ویتنام، سرمایهداری و ارزشهای خانوادگی سنتی شوریدند.
- مانند نسل Z، به «صلح، محیط زیست، برابری جنسیتی و آزادیهای اجتماعی» اهمیت دادند.
۳. نسل می ۱۹۶۸ اروپا (دانشجویان و کارگران)
- جنبشهای دانشجویی در فرانسه، آلمان و ایتالیا، خواهان آزادیهای سیاسی و فرهنگی شدند.
- شباهت با نسل Z در «استفاده از رسانههای جدید (آن زمان رادیو، تلویزیون، نشریات) برای بسیج جمعی» و اعتراض به ساختار قدرت دیده میشود.
۴. نسل پستکمونیسم در اروپای شرقی دهه ۱۹۹۰–۱۹۸۰
- جوانان لهستان، چکسلواکی و شوروی سابق، با فرهنگ پاپ غربی و رسانههای ماهوارهای بزرگ شدند و در فروپاشی کمونیسم نقش داشتند.
- مانند نسل Z، «پیوند جهانی، سرعت انتقال ایدهها و تأثیرپذیری از اینترنت (در مراحل اولیه)» را تجربه کردند.
براساس این یافتهها میتوان نتیجه گرفت:
- هیپیهای دهه ۶۰ بیشترین شباهت را از نظر فرهنگی و ارزشی با نسل Z دارند.
- دانشجویان ۱۹۶۸ اروپا از نظر سیاسی شبیهاند.
- جوانان اروپای شرقی در دهه ۸۰ و ۹۰ از نظر «نقشآفرینی در گذار تاریخی» شبیهاند. خیلی عالی در ادامه یک جدول مقایسهای میان نسل Z و سه نسل تاریخی مشابه (هیپیها، دانشجویان ۱۹۶۸ اروپا، و نسل پستکمونیسم) به شرح زیر نمایش داده شده است :
جدول مقایسهای نسل Z با نسلهای مشابه در تاریخ معاصر

تحلیل جامعهشناختی شباهتها
۱. از منظر کارل مانهایم و نظریه «نسلها»- مانهایم میگوید نسلها نه صرفاً براساس سن، بلکه بر اساس تجربههای تاریخی مشترک تعریف میشوند.
- هیپیها تجربه جنگ ویتنام و مصرفگرایی آمریکایی را داشتند.
- نسل ۱۹۶۸ اروپا تجربه انسداد سیاسی و بحران سرمایهداری رفاهی را تجربه کرد.
- نسل پستکمونیسم تجربه فروپاشی ایدئولوژی و ورود به اقتصاد بازار را داشت.
- نسل Z تجربه انقلاب دیجیتال، بحران محیط زیست و بیاعتمادی به سیاست را دارد.
شباهت اصلی اینجاست که همه این نسلها در لحظهای از تاریخ متولد شدند که ساختارهای پیشین اعتبار خود را از دست داده بودند.
۲. از منظر آلوین تافلر و «موجهای تمدنی»- الوین تافلر سه موج بزرگ (کشاورزی، صنعتی، اطلاعاتی) را معرفی کرده که براساس این نظریه :
- هیپیها در گذار از صنعتی به پساصنعتی زندگی کردند.
- دانشجویان ۱۹۶۸ اروپا در برابر نظم صنعتی و سرمایهداری بوروکراتیک ایستادند.
- نسل پستکمونیسم در شکاف بین سوسیالیسم دولتی و اقتصاد آزاد افتاد.
- نسل Z اما در قلب موج سوم (اطلاعاتی و دیجیتال) شکل گرفته است.
از نگاه تافلر، نسل Z ادامهی همان حرکت اعتراضی نسلهای قبلی است، اما در بستری تمامدیجیتال.
۳. از منظر ارزشها و فرهنگ سیاسی
- هیپیها با شعار «صلح و عشق» به فردگرایی رادیکال و آزادی فرهنگی گرایش داشتند؛ نسل Z نیز به «هویتهای متکثر» و «آزادی انتخاب» حساس است.
- نسل ۱۹۶۸ اروپا به دموکراسی مشارکتی و رادیکالیسم سیاسی گرایش داشت؛ نسل Z نیز در فضای مجازی نوعی «دموکراسی شبکهای» را پیگیری میکند.
- نسل پستکمونیسم پایان یک نظم بزرگ (کمونیسم) را تجربه کرد؛ نسل Z هم احتمالاً پایان یک نظم دیگر (سرمایهداری متکی به سوخت فسیلی و سیاستهای اقتدارگرایانه) را حس میکند.
۴. تحلیل وجوه تاریخی نسل زد – نسل Z ترکیبی از سه وجه تاریخی است:
- هیپیوار در فرهنگ و سبک زندگی (فردیت، تنوع، محیط زیست).
- ۱۹۶۸وار در سیاست (ضداقتدار، جنبشهای خیابانی و آنلاین).
- پستکمونیسموار در گذار تاریخی (زندگی در مرز یک تحول بزرگ ساختاری).
به بیان دیگر، اگر هیپیها «فرزندان آزادی فرهنگی»، نسل ۱۹۶۸ «فرزندان آزادی سیاسی»، و نسل پستکمونیسم «فرزندان تغییر نظام» بودند، نسل Z همهی اینها را یکجا تجربه میکند.
در پاسخ به این پرسش که نسل زد آگاهانه یا غیراگاهانه به کدامیک از مکتب های سیاسی -اجتماعی نزدیکتراست با توجه به خواستگاه و شعارهای این نسل باید گفت اگر چه وقتی از «نسل Z »صحبت میکنیم، باید توجه داشته باشیم که این نسل یکپارچه و همنظر نیست؛ درون خودش طیفهای مختلفی دارد. اما بر اساس دادههای پژوهشی، نظرسنجیها و روندهای اجتماعی-سیاسی، میشود چنین تحلیلی ارائه کرد:
۱. نسبت نسل Z با سرمایهداری
- نسل Z در بستر سرمایهداری متأخر (پلتفرمی، دیجیتال، نئولیبرال) رشد کرده است.
- مصرفگرایی دیجیتال (اینستاگرام، تیکتاک، برندها، استارتاپها) بخش مهمی از هویت فرهنگی این نسل است.
- بنابراین، از منظر سبک زندگی، نسل Z تا حدی در منطق سرمایهداری مصرفی و پلتفرمی ادغام شده است.
اما نکته مهم: نسل Z اعتماد کمتری به وعدههای سرمایهداری دارد، چون خودش مستقیماً آثار منفی آن (بیکاری، بیثباتی، بحران محیط زیست) را لمس میکند.
۲. نسبت نسل Z با سوسیالیسم و گرایشهای چپ
- در نظرسنجیهای آمریکا و اروپا، بخش بزرگی از نسل Z دیدگاه مثبت به «سوسیالیسم» دارند حتی بیش از نسلهای قبلی مثل X یا«Boomers»
- موضوعات مهم برای این نسل مثل عدالت اجتماعی، برابری جنسیتی، مبارزه با نژادپرستی و بحران محیط زیست بیشتر با گفتمانهای چپ و سوسیالیستی همخوانی دارد.
- بسیاری از جنبشهای اعتراضی سالهای اخیر که رنگ وبوی سوسیالیسم و عدالت اجتماعی دارند نظیر جنبشهای اقلیمی تا «جان سیاهان اهمیت دارد»، توسط جوانان نسل Z هدایت یا حمایت شدند.
بنابراین با توجه به این که نسل Z محصول مستقیم بحرانهای سرمایهداری متأخر است، بنابراین شرایط عینی آنان را به سمت گرایشهای ضدسرمایهداری سوق میدهد. اما از منظر جامعهشناسی سیاسی، نسل Z هنوز کاملاً «سوسیالیست» نشده است، بلکه بیشتر در موقعیت اعتراض، بیاعتمادی به نظم موجود، و جستجوی آلترناتیو قرار دارد. شاید بتوان نتیجه گرفت اگرچه نسل Z از سرمایهداری ناامید و به ارزشهای سوسیالیستی نزدیک است، اما سازماندهی و نظریه سیاسی منسجم در میان آنها هنوز در حال شکلگیری است. زیرا اگر بخواهیم طیفی تصور کنیم، نسل Z به لحاظ اقتصادی و سیاسی نزدیکتر به سوسیالیسم است (به دلیل دغدغه عدالت، محیط زیست و برابری)، ولی از نظر سبک زندگی و مصرف رسانهای هنوز در دام سرمایهداری دیجیتال قرار دارد.

نتیجهگیری:
تلاش احزاب و دولتها برای جذب نسل Z با شعارهای پوپولیستی، بیش از هر چیز ناشی از اهمیت عددی و سیاسی این نسل، حساسیتهای اخلاقی و اجتماعی آنان، و نقش رسانههای دیجیتال است. پوپولیسم برای سیاستمداران ابزاری است تا این نسل پرانرژی اما بیاعتماد را مهار کرده و از اعتراض و بیثباتی بالقوه به سمت حمایت انتخاباتی یا تبعیت اجتماعی سوق دهند. درمقابل نیروها و احزاب ترقیخواه وظیفه دارند با شکستن سد حائل بین خود و این نسل و قرابت فکری با آنان تلاش نمیکند تا همسوئی خاصی را با برنامههای معیشتی – فرهنگی آنان بعمل آورند و در عمل به آنان نشان دهند که برای ارتقای جایگاه اجتماعی – اقتصادی و فرهنگی این نسل راهکاری مگر مبارزه جهتدار با بانیان و وارثان کجاندیشیهای اجتماعی – اقتصادی نیست وآنان را از سراب الیگارشهای تکنوسالار که جز سودای ثروت اندوزی بههر قیمتی ندارند، برحذر نمایند. بدون شک با توجه به گرایش اصلی این نسل در برابری افقی همه اقشار جامعه و دفاع از مسائل زیست محیطی و آینده بشریت میتوان امیدوار بود جنبش نسل زد در انتقال به نسل بعدی پرچم آزادی و برابری و مقاومت در برابر زورمندان نظام سرمایهداری جهانی را برافراشته خواهندکرد که نمونه آنرا در مسافرت ناوگان صمود با همراهی فعال زیست محیطی و مبارزحقوق بشری خانم کرتا تونبرگ سوئدی به سمت غزه را میتوان مشاهده کرد.
به گفته سازماندهندگان ناوگان صمود که عموماً نسل زدی هستند، کشتیهای مورد استفاده در این ناوگان نه تنها کمکهای بشردوستانه را به سمت غزه حمل میکنند، بلکه حامل پیام «محاصره باید پایان یابد» نیز هستند. این فعالان میگویند رژیم اشغالگر اسرائیل به عمد غزه را تحت محاصره زمینی، دریایی و هوایی قرار داده است تا آن را از دیگر مناطق جهان منزوی کند.
—————-
منابع فارسی:
۱-دوانی، غلامحسین. ۱۴۰۳. نسلها در توسعه اقتصادی و تحولات اجتماعی. تهران: نشر مستقل.
۲-گزارش اندیشکده FEPS و مؤسسه ThinkYoung درباره نسل زد در اروپا (۱۴۰۲). ترجمه و تحلیل نویسنده.
۳-گزارش PRRI درباره دیدگاههای نسل زد در ایالات متحده (ژانویه ۲۰۲۴).
۴-گزارش مککینزی درباره ویژگیهای اقتصادی نسل زد (۲۰۲۳)
۵- منابع تاریخی و جامعهشناختی نسلها از کارل مانهایم و الوین تافلر، نقل و تفسیر در متن مقاله.
۶- نسل زد در کشورهای آسیائی – یورونیوز ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۵