🔸حجت الاسلام ابراهیم رئیسی ( که رسانه های دولت با ولع علاقه دارند پیشوند آیت الله و دکتر را برای او به مردم بقبولانند) در سال 1396 اسب خود را از آستان قدس رضوی برای تاختن به سمت پاستور زین کرده بود.
🔸شورای نگهبان اما اشتباها! حسن روحانی را از گردونه خارج نکرد و راه فتح کاخ پاستور برای رییسی میسر نشد.
🔸او همان گاه که در آوردگاه مناظره با حسن روحانی لکنت گرفت، کارش تمام شد؛ اما حب جاه، عزم او را برای بخت آزمایی در 4 سال بعد، جدی کرد.
🔸رئیسی همچون قالیباف و یکی دو نفر دیگر خیال میکنند مردم ایران یکی دو دوره ریاست جمهوری به آنها بدهکارند!
🔸اسفند 97 که رئیسی حکم ریاست قوهقضاییه را گرفت،برایش برگ زرینی بود که با گام استوارتر به سمت انتخابات ریاست جمهوری برود. کرسی ریاست قوه قضاییه، عطش ریاست طلبی او را فرو ننشاند و رئیسی همچنان عاشق پاستور ماند.
🔸او در این دوره، سفرهای استانیاش را آغاز کرد و در هر سفر، ادعای “من آنم که رستم بود پهلوان” کرد. میگفت فلان کارخانه تعطیل را دایر کردم؛فلان تعداد کارگر بیکارشده را سر کار گذاشتم؛ چرخ خط تولید را در فلان شهر به چرخش درآوردم و…
همه اینها نمایش بود برای اینکه او را در برابر نامزدهای احتمالی بعدی دارای توانمندی و کارنامه نشان دهد.
🔸اما نکته ای که شاید تا کنون نشنیدهاید اینکه حواریون رئیسی میدانستند او چندمرده حلاج است. در بین این نزدیکان ، بودند کسانی که دلسوزش بودند و اوایل بهار 1400 به او هشدار جدی دادند که پایش را در کفش ریاست جمهوری نکند. حتی صراحتا به او گفتند و نوشتند که : ” این دوره، دوره شما نیست” و ” شرایط به گونهای است که زمین خواهید خورد ” و…
🔸قهرمان داستان ما، اما رویایی دیگر در سر پرورانده بود. این رویا با قلع و قمع بعضی کاندیداها و نیز فراهم کردن شرایطی برای کاهش جمعیت رای دهنده، رویایی شیرین شد و حداقلیترین رئیس جمهور ایران به پاستور رفت.
🔸ابراهیم رئیسی که لقب سیدمحرومان را در پوسترهای تبلیغاتیاش حک کرده بود، در مراسم تنفیذ حکمش گفت به تورم 44 درصدی پایان میدهد. او البته مدتی بعد برای اینکه قهرمانیاش را گندهتر نشان دهد، گفت تورم دولت قبل بالای 60 درصد بوده! وعدههای تکرقمیکردن تورم و ایجاد یک میلیون شغل در سال و ساخت 4 میلیون مسکن که این روزها دستمایه لطیفههای کوچه و خیابان و تاکسی و اتوبوس است، یکی پس از دیگری روانه بازار تبلیغات شد.
🔸اکنون 31 ماه از رویای شیرین رئیسی که برای اقتصاد ایران عین کابوس بوده،سپری شده است. تورم 44 درصدی دولت قبل اکنون در آمارهای رسمی 46 درصد و در سفره مردم بالای 70 درصد است. بازیهای پرسروصدا و خندهدار پیمان شانگهای و بریکس هم ، حتی یک نان بربری به سفره مردم نیفزوده. بیاعتمادی شهروندان هم که در انتخابات ۱۱اسفند۱۴۰۲ خودش را نشان داد، نتیجه کارنامه مشعشع دولت سیزدهم است.
🔸به راستی اگر آقای رئیسی به حرف حواریونش که او را در سال 1400 از ورود به عرصه انتخابات نهی کرده بودند گوش میداد و جاهطلبی و حب ریاست را کنار می گذاشت و رئیس جمهوری توانمند بر کرسی می نشست الان کجا بودیم؟
🔸همان حس جاه طلبی 4 سال پیش که کشور را اقلا 10 سال عقب انداخت، همچنان بر آقای رئیسی مسلط است و بحول و قوه الهی! در انتخابات 1404 با تکرار همت قهرمانانه شورای محترم نگهبان، یک بار دیگر، سهم پاستورگردانی به سیدمحرومان تعلق خواهد گرفت.
🔸میماند یک نکته کوچک که اسمش خرابترشدن وضع اقتصاد و اضمحلال امید مردم به آینده است. این نکته کوچک اصلا اهمیت ندارد. فدای سر جاه طلبی های سیدمحرومان.
یادداشتهای نوروز- شماره 2
🔹 این رویاپردازهای مقدسنمای صاحب قدرت
🔸اگر مثلا مسئولی،نماینده ای، خطیبی، استادی، دکتری ، مهندسی، کاسبی،خبرنگاری و زبانم لال حجتالاسلامی دروغ بگوید مرتکب کار زشتی شده. گناه کبیره ای انجام داده که حسابش با خداست و اگر زیانش به مردم رسیده باشد ، حق الناس هم به گردنش افتاده.
🔸با این حال دروغ قابل جبران است. مثلا فرد دروغگو می تواند حرفش را تصحیح کند یا کسی که دروغ به او نسبت داده شده تکذیب نماید. یا زیانی که از ناحیه دروغ به حلق الله رسیده قابل جبران -ولو به طور نسبی – است. و یا از او به دادگاه شکایت کنند و او مجازات ببیند و یا نهایتا فرد دروغگو از مردم عذر بخواهد و قال قضیه کنده شود.
🔸اما رفتار دیگری وجود دارد که ظاهرا گناه به حساب نمیآید. و کسی که آن را انجام میدهد نه تنها احساس شرمندگی ندارد که چون خود را دارای قدرت ماورایی در فهم حقایق! می داند، حس “خود برتر بینی” هم دارد. یگ جورهایی به عالم غیب وصل است! و به همین دلیل اعتماد به نفسش بسیار بالاست. گاهی هم صاحب کرامت است و یا از کرامات دیگران نقلهای عجیب دارد.
🔸چنین آدمی مطالبی بیان میکند که گاه دروغ است،گاه تهمت و افتراست ولی چون خودش آدم ظاهراً متشرعی است اصلا نمیتوان گفت عمدا دروغ میگوید و لاطائلات میبافد. ظاهر موجهی دارد و در بیان تهمت و دروغ هم قصد قربت میکند.
🔸گاهی حرفهایش را به رویا گره میزند؛ گاهی به بزرگان متوفی منتسب میکند؛ و البته غالبا منبع حرفهایی را که می زند ارائه نمیدهد؛ چرا؟ چون هیچ واقعیتی وجود ندارد و هرچه هست توهم و خیال است.
🔸توهم و خیال قابل ردکردن و تکذیب کردن نیست. آدم متوهم خودش را در چنبره هاله قدسی مییابد و برای دروغها و تهمتهایش قداست قائل است. از نگاه او هرکه سخنش را نپذیرد کافر و دنیاطلب و بیسواد است.
🔸آدم متوهم مجرم نیست؛گنهکار نیست؛ نمیشود شکایت کرد و به دادگاهش برد. او بیمار است اما تفاوتش با سایر بیماران این است که قبول ندارد که دچار مرض است. به همین دلیل تن به مداوا نمیدهد و هر روز متوهم تر و خیال پرداز تر از دیروز میشود. بشدت ترحم برانگیز است و کاری هم نمیتوان برایش کرد.
🔸او را همه جا میتوان یافت؛ بر فراز منبر وعظ، در کسوت پزشک سنتی، در مقام سیاستمدار و دیپلمات، در جایگاه رئیسجمهور و وزیر، بر کرسی مجلس، در قامت اقتصاددان وجامعه شناس و…
🔸حتی میتواند نماینده مجلس و با حدود 500هزار رای نفر اول تهران در مجلس دوازدهم باشد اما توهمش آنقدر بالا زده باشد که (چندسال قبل) بگوید اگر ایران عضو FATF شود باید حاج قاسم سلیمانی را کت بسته تحویل امریکایی ها بدهیم! همین قدر تباه،همین قدر ترحم برانگیز.
🔸نمونه های افراد متوهم فراوان است. کاش روزی حوصلهای پیدا شود و آنها را لیست کنم.
یادداشتهای نوروز – شماره 3
🔹آقای وزیر ارشاد! واقعا فکر میکنید مردم با بهانه کردن «معین» اسکل شما میشوند؟
🔸جناب وزیر ارشاد وقتی اسم نصرالله معین- خواننده خارج از کشور- را میبرد قند توی دلش آب می شود. چرا؟ کاملا روشن است. او هیچ و تاکید میکنم هیچ کاری برای فرهنگ و هنر مملکت نکرده و فقط دنبال آن است که خواننده ای را که بیش از 4دهه در غرب زندگی میکند به ایران بیاید و همین بشود ” آس ” او و این دستاورد را فروکند توی چشم دولت و خرامان آواز سر دهد که :”این منم طاوس علیین شده”.
🔸آقای وزیر! آقای معین لابد در میان بخشی از جامعه ما علاقمندانی دارد. اگر خواست بیاید قدمش روی چشم اما بقول هموطنان آذری زبان، شما را سنه نه؟ شما در این ماجرا سر پیازید یا ته پیاز؟ معین یک ایرانی است که آمدن و نیامدنش به خودش مربوط است و اگر قرار باشد وارد ایران شود تصمیمش با نهادها و دستگاههایی است که هیچکدام لازم نمیدانند حتی نظر وزیر ارشاد را جویا شوند.
🔸آقای وزیر ارشاد! فرض کنیم معین به ایران بیاید؛ شما برای بقیه هنرمندان چه کرده اید که برای او بکنید؟ جز ممنوع التصویر کردن و بی احترامی و بلاتکلیف گذاشتن شان هنر دیگری داشتید؟ همین آقای علیرضا قربانی را توانستید جلوی تعطیلی کنسرتش را بگیرید؟ آخرش مجبور شدید قائم مقام خود را بفرستید تا با خواهش و تمنا کنسرت برگزار شود . و میدانید که میدانم تصمیم برای مجوز آن کنسرت نه به وزارت ارشاد که به دستگاههای دیگر مربوط بود.
🔸آقای وزیر! غیر از سهچهارتا فیلم طنز که البته دست سازندگانشان درد نکند و انصافا هم کارهای قابل قبولی است،هیچ اتفاقی در صحنه هنر کشور در دوران وزارت شما نیفتاده. نه در تئاتر،نه موسیقی،نه هنرهای تجسمی و… کاری که شما عاملش باشید انجام نشده. ساده بگویم اگر دولت آقای رئیسی وزیر و وزارت ارشاد نداشت،هیچکس جای خالیاش را حس نمیکرد.
🔸مردم دست شما را خوانده اند. معین را بهانه کرده اید برای جبران همه ضعفهای وزارتخانه . مردم میفهمند میخواهید اسکلشان کنید. آنها اسکل نمیشوند، پس لااقل خودتان را اسکل نکنید!