بالاترین صفاتی که به خدا داده می‌شود، «آفرینندگی» و «همه‌چیزدانی» است. حال این پرسش را طرح می‌کنیم که آیا الله، خدای مسلمانان، همه‌چیزدان است یا نه؟ زیرا اگر همه‌چیزدان نباشد نمی‌توان جایگاه خدایی به آن داد و آنگاه باید آن را تا سطح یک انسان زمینیِ میرا تنزل داد. مسلمانان می‌گویند که قرآن، کلام‌الله است یعنی هر آنچه در قرآن آمده است، فکر و سخن الله است. به همین دلیل، درست در آغاز قرآن، آیۀ 2 از سورۀ 2، آمده است:

ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ  هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ

اين است همان كتابى كه در آن هيچ شكى نيست. پرهيزگاران را راهنماست [آیتی]

«همه‌چیزدان» یعنی اینکه آن پدیدۀ همه‌چیزدان از دانشِ بی‌کران برخوردار است و هر آنچه را که می‌گوید درست است. یعنی هیچگاه نمی‌گوید 2 به علاوه 2 می‌شود 7 و بعداً سخن‌اش را عوض کند و بگوید 5 و یا سرانجام اعلام کند 4. همه‌چیزدان، همیشه مورد درست را می‌گوید و نیازی به تصحیح دوباره آن ندارد.

همانگونه که گفته شد طبق باورِ مسلمانان، قرآن، کلام‌الله است. به همین علت کسی اجازه توهین به آن را ندارد و توهین‌کننده باید به اشدِ مجازات برسد.

در قرآن دستِ کم 5 آیه و طبقِ آرای قرآن‌شناسان 228 آیه توسط الله نسخ و سپس تصحیح شده است. تعداد آيا ت منسوخ به عقيده ابن جوزى ۲۴۷ ، از منظر ابن حزم ۲۱۴ ، به باور ابن سلامه ۲۱۴ ، از نگاه نحاس ۱۳۴ و به گفته سيوطى ۲۰ آيه است .البته عده ای از علمای شیعه وسنی به این باور اند که فقط چند آیه نسخ شده اند. فرقی نمی کند چند تا، مهم این است که الله سخن خود را تغییر داده است و به مردم می گوید: ببخشید، اشتباه کردم این آیه درست است، قبلی درست نبود! برای نمونه:

– آیه نجوا که توسط آیه بعد از آن نسخ شده است

– آیه عدد مقاتلین که این به صراحت نسخ شده است (توسط آیه 66)

– آیه امتاع توسط دو آیه دیگر نسخ شده است

– آیه جزای فحشاء برای زنان زناکار، توسط آیه 2 سورۀ نور نسخ شده است.

– شراب‌نوشی که در آیه‌های 7 (آیه 33)، 2 (آیه 2019) و 3 (آیه 43) ناپسند ارزیابی می‌شود و به مسلمانان پیشنهاد می‌شود که هنگام نمازخواندن شراب ننوشند، یکباره الله به نتیجه‌ای دیگر می‌رسد و در سورۀ 5، آیه 90 آن را «شیطانی» ارزشگذاری می‌کند و برچسبِ ممنوعیت تام بر شراب‌نوشی می‌زند.

تازه این آیه‌های نامبرده، آنهایی هستند که مسلمانان در زندگی روزمره با آنها دست و پنجه نرم می‌کنند. ولی گویا خودِ مسلمانان در 1400 سال می‌دانستند که قرآن، کلام‌الله نیست و به همین علت قوانین دینی و عرفی خود را منطبق با سنتِ منطقۀ خود نوشته‌اند. برای نمونه:

اگر قرآن کلام‌الله است، پس چرا مسلمانان پنج بار در روز نماز می‌خوانند و نه سه بار، آنگونه که در قرآن آمده است؟ یا چرا حکم سنگسار را دارند در حالی که چنین حکمی در قرآن وجود ندارد؟

الله خدای مسلمانان به دلیلِ این همه اشتباه و تصحیح دوباره، نمی‌تواند همه‌چیزدان باشد و اگر همه‌چیزدان نباشد آنگاه نمی‌تواند آفریننده هم باشد. «همه‌چیزدان» از همان آغاز، سخن «راست و درست» را می‌زند و ضرورتی برای اصلاح یا «به‌روز کردن» (update) سخن خود ندارد. در علوم قرآنی به این «به‌روز کردن»ها یا آپدیت‌کردن‌ها، «ناسخ و منسوخ» می‌گویند. امروزه هر فرد می‌داند که «کمبودها را باید آپدیت‌ کرد» ولی ما انسان‌ها می‌دانیم کامل نیستیم و همواره باید آپدیت بشویم ولی چرا الله باید خودش را آپدیت کند؟ مگر همه چیزدان نیست؟

امروز دیگر می‌دانیم که قرآن توسط انسان نوشته شده و دست کم 50 نویسنده با سبک و سیاق ادبی-نوشتاری خود در نگارش آن سهیم بودند. این را برای نخستین بار جی. جی. والتر[1] چندین سال پیش توسط یک ماشین تخصصی تشخیص متن [ماشین هوشمند] کشف کرد. حتماً ما در آینده به طور دقیق خواهیم دانست که چه کسانی قرآن را نوشتند و آنهم در چه زمانی.

print