حمله نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایران به خاک اسرائیل می‌تواند پیامدهای بلندمدتی در منطقه داشته باشد که کارشناسان درباره آن اتفاق نظر ندارند. در اولین روزهای پس از حمله از صاحبنظران درباره پیامدهای آن پرسیده‌ایم.

شیوه واکنش اسرائیل و وقایع روزهای آینده شاید تصویر واضح‌تری از تحولات پیش رو ترسیم کند. ما در حال حاضر این پرسش را مطرح کرده‌ایم: «با توجه به تغییر آشکار رویکرد ایران برای حمله مستقیم هوایی به خاک اسرائیل، این حمله چه تاثیری بر آینده تقابل پنهان و آشکار دو طرف خواهد داشت؟»

یادداشت صاحب‌نظرانی که پاسخ‌داده‌اند، به ترتیب حروف الفبا مرتب شده است.

سیامک آرام

سیامک آرام، استادیار دانشگاه هریسبرگ و فعال سیاسی

عوامل چندلایه‌ای در این مناسبات نقش دارد. اول از همه، جمهوری اسلامی رفتارهای خارجی و داخلی خود را بر اساس تحولات سیاسی داخلی اعمال می‌کند؛ از جمله نگرانی‌ از تکرار اعتراضات که منجر به اعزام گشت‌های خیابانی به بهانه اجرای قوانین حجاب شد و همچنین فشار نیروهای نزدیک به رژیم که بر پاسخ‌ به اسرائیل تأثیر می‌گذارد. این شرایط، جمهوری اسلامی را در یک پارادوکس گرفتار کرده‌است: حفظ حکومت و همزمان حفظ پایگاه طرفدارانش و از طرف دیگر تشدید تنش مستقیم با اسرائیل می‌تواند رژیم ایران را وارد جنگ با عاقبتی مبهم کند.

رژیم به دلیل تعریف عمق استراتژیک خود در نابودی اسرائیل در بن‌بست گرفتار است. در این راستا، تاکتیک کنونی جمهوری اسلامی برای برون‌رفت از انزوای جهانی و منطقه‌ای، اختلال در روابط آمریکا با اسرائیل و با دولت‌های عربی-اسلامی است. اشتباه محاسباتی رژیم ایران در فهم زمینه استراتژیک مناسبات آمریکا، کشورهای غربی و عربی است که در بلندمدت در داخل و خارج به ضرر جمهوری اسلامی‌ خواهد بود.

کمال آذری

منبع تصویر، bbc

حمله اخیر ایران به اسرائیل پیامدهای مهمی در منطقه داشته است. همزمان با توقف اعتراضات علیه نتانیاهو، وضعیت اسفبار فلسطینیان غزه هم کم‌تر مورد توجه است. در واکنش به این حمله، طیف وسیعی از کشورهای عربی تا کشورهای اروپایی با نتانیاهو ابراز همبستگی کرده‌اند.

صرف‌نظر از اینکه زمان حملات عمدا فاش شده باشد یا نه، بیش از ۳۰۰ پرتابه که شلیک شد، نتوانست به اهداف مورد نظر برسد. این نشان‌دهنده قابلیت‌های بالای دفاعی اسرائیل و ائتلاف است. تصور بر این است که سلسله رویدادهای اخیر یک دستاورد سیاسی برای نتانیاهو و یک عقبگرد برای قدرت نظامی ایران است. همچنین تفاوت بین انعطاف‌پذیری اسرائیل و تهاجم نابخردانه ایران، بر نبرد قدرت در خاورمیانه شدت می‌بخشد.

این یک بازی خطرناک پوکر است؛ مانورهای بی‌محابای منجر به شکست ایران، به طور بالقوه نشان‌دهنده چالش‌های اساسی رهبری در داخل ایران است که با فقدان مشورت منطقی یا فرآیند تصمیم‌گیری معیوب خود را نشان می‌دهد.

مرضیه آذرافزا

مرضیه آذرافزا، فعال سیاسی اجتماعی

آینده این تقابل بستگی به نگاه راهبردی آمریکا و غرب به تحولات در خاورمیانه و توازن نیروها در این منطقه دارد. اگر غرب در راستای مهار سرکشی‌های اسرائیل اراده‌ای جدی برای ظاهر شدن کشور فلسطین روی نقشه جهان داشته باشد و تنش‌زدایی با جمهوری اسلامی را نیز در شرایط برد – برد در دستور کار قرار دهد، لاجرم برای ایجاد صلح و ثبات، چشم‌اندازی وجود خواهد داشت. اگر چنین اراده‌ای وجود نداشته باشد، باید منتظر فضای دوقطبی و تشدید منازعات از دو طرف باشیم.

جمشید برزگر

منبع تصویر، bbc

جمشید برزگر، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی

در پاسخ به این پرسش مشخص، با توجه به نامشخص بودن ابعاد پاسخ اسرائیل و در نتیجه واکنش جمهوری اسلامی به حمله احتمالی اسرائیل، می‌توان گفت فارغ از اینکه اسرائیل پاسخ دهد یا ابعاد این پاسخ چه باشد، فصلی تازه در رویارویی چهار دهه‌ای جمهوری اسلامی و اسرائیل گشوده شده است. به نظر می‌رسد ظرفیت‌های موجود برای استفاده رویارویی غیرمستقیم و نیابتی، یا حملات موردی و موضعی مثل ترور و خرابکاری به پایان رسیده است و عملا جمهوری اسلامی و اسرائیل، در موقعیتی ناگزیر در مقابل هم صف بسته‌اند.

از قضا، حمله موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی، شرایط دشوار اسرائیل در جهان را یکسره عوض کرده است. کشوری که به دلیل عملیاتش در نوار غزه مورد انتقاد علنی نزدیک‌ترین متحدان خود قرار گرفته بود، اکنون بار دیگر از حمایت کامل آنها برخوردار شده است. به گمان من، اسرائیل در عین پاسخ دادن به حمله جمهوری اسلامی، این حمله را به شکلی انجام خواهد داد که این حمایت دوباره، بار دیگر از دست نرود.

مهرزاد بروجردی

مهرزاد بروجردی، رئیس کالج هنر، علم و آموزش دانشگاه فناوری میزوری

هنری کیسینجر جمله معروفی دارد که می‌گوید: «قانون من در امور بین‌الملل این است که با دیگران همان رفتاری را بکنم که با ما کرده‌اند بعلاوه ۱۰ درصد.» حمله اخیر اسرائیل به کنسولگری ایران در سوریه و حمله تلافی‌جویانه ایران به اسرائیل ما را با این سوال روبرو می کند که آیا هر دو طرف به اصل کیسینجر در ایجاد بازدارندگی پایبند خواهند بود یا خیر. اگر چنین باشد، ممکن است شاهد تشدید تنش به سمت مرحله «جنگ داغ» باشیم. ایران برگ برنده خود یعنی قدرت آتش حزب‌الله را برای رویارویی‌های آینده با اسرائیل حفظ کرده و از موقعیت استراتژیک خود در جنوب لبنان استفاده می‌کند. در مقابل، اسرائیل با یک تصمیم راهبردی روبرو است: آیا خاک ایران را هدف قرار دهد یا حملات به گروه‌های نیابتی ایران را تشدید کند. با این حال، به نظر می‌رسد که هیچ یک از طرفین به دنبال آغاز یک درگیری تمام عیار نیستند چون نقطه ضعف‌های بیشماری دارند. در حالی که ظرفیت ایران برای آسیب رساندن به اسرائیل محدود است، حملات هوایی اسرائیل نیز به تنهایی نمی‌تواند رژیم ایران را سرنگون کند. همچنین، این درگیری ایالات متحده را مجبور می‌کند بیشتر در «مدیریت بحران» شرکت کند تا وضعیت آرام‌تر شود.

فرشته پزشک

فرشته پزشک، کارشناس روابط بین‌الملل

گرچه هنوز اما و اگرهایی مانده تا تصویر دقیق‌تری از تغییر رویکرد ایران و اسرائیل داشته باشیم اما:

۱- درگیری مستقیم ایران و اسرائیل به معنای تمام شدن جنگ در سایه نیست، بلکه به تشدید آن می‌انجامد.

۲- اسرائیل تا این لحظه (دوشنبه عصر) به حمله مستقیم ایران به خاکش پاسخ نداده است. زمان و مقیاس پاسخ اسرائیل به این حمله و پاسخ احتمالی ایران به آن مهمترین عوامل تعیین کننده آینده هستند.

۳- از این پس اسرائيل برای حمله مستقیم به ایران برای خود حق مشروع قائل خواهد بود.

۴- روابط آمریکا و متحدان اروپایی با اسرائیل احتمالا با چالش‌های جدیدی مواجه ‌می‌شود؛ چرا که هیچ‌کدام از این کشورها به دنبال جنگ مستقیم میان ایران و اسرائیل و یا هر درگیری دیگری در خاورمیانه نیستند. اما اگر اسرائیل وارد درگیری شود بعید است ایالات متحده بتواند از ورود به آن اجتناب کند.

۵- اقتصاد و توسعه در ایران با چالش‌هایی بیش از گذشته مواجه می‌شود و بار هزینه تقابل با اسرائیل و سیاست خارجی جمهوری اسلامی را مردم ایران به دوش خواهند کشید.

فاطمه حقیقت‌جو

فاطمه حقیقت‌جو، نماینده مجلس ششم و مدیر مرکز خشونت‌پرهیزی برای دموکراسی

واکنش ایران می‌تواند سطح منازعات را متفاوت کند. اما نکاتی شرایط این منازعات را دیکته خواهد کرد:

طرفین برداشت واقعی‌تری از توانایی‌های یکدیگر پیدا کردند. همچنین دنیا آماده گسترش جنگ غزه در خاورمیانه نیست. کشورهای غربی به رهبری آمریکا این را می‌دانند و نمی‌خواهند جنگ ایران و اسرائیل وضعیت جنگ روسیه و اوکراین را بیش از پیش به نفع روسیه تغییر دهد. در نتیجه تلاش‌های بین‌المللی مانع از تقابل آشکار و حملات متقابل جدی و دامنه‌دار خواهد شد. اسرائیل برای حمله به ایران نیاز به همکاری آمریکا و کشورهای دیگر دارد و چنین همکاری‌هایی ممکن است منافع آن کشورها را نیز به خطر بیندازد. همچنین نه ایران و نه اسرائیل آمادگی جنگ متقابل را ندارند. من فکر نمی‌کنم که شرایط به تقابل جدی آشکار بکشد. اما جنگ پنهان در سطح جدیدتری ادامه پیدا خواهد کرد. از جمله در هفته‌ها و ماه‌های آینده باید منتظر سلسله ترور شخصیت‌های نظامی ایران در داخل ایران و منطقه باشیم.

حسن داعی

حسن داعی، تحلیلگر و فعال سیاسی

تقابل جمهوری اسلامی و اسرائیل پس از هفت اکتبر وارد دوران جدیدی شده و طرفین شمشیرها را از رو بسته‌اند. اسرائیل به‌منظور بازیافت قدرت بازدارندگی‌اش، ناگزیر به برخورد نظامی با حزب‌الله و سپاه قدس شده و به آن ادامه خواهد داد. این روند، رژیم ایران را در موقعیت دشواری قرار داده است. حمله موشکی- پهپادی به اسرائیل، تلاشی برای قدرت‌نمایی، روحیه دادن به نیروهای خودی در ایران و منطقه و شاید، ایجاد بازدارندگی بود.

طرفین از جنگ گسترده پرهیز می‌کنند اما ادامه درگیری‌ها و نیازهای دو طرف، تحرکات جدیدی ایجاد کرده که می‌تواند به جنگ منجر شود. ادامه درگیری‌های مقطعی و افزایش لاجرم حملات اسرائیل به حزب‌الله و سپاه قدس یا، جنگ گسترده، در هر صورت به ضرر جمهوری اسلامی است که در مقایسه با اسرائیل، از توان نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک بسیار ناچیزی برخوردار است. ضمنا، رژیم ایران با چالش‌هایی چون ورشکستگی اقتصادی، نفرت مردم از نظام و چشم‌انداز خیزش‌های مردمی روبرو است و توان استراتژیک مقابله با اسرائیل را در سطح کنونی یا بالاتر ندارد.

تقی رحمانی

تقی رحمانی، تحلیلگر و فعال سیاسی

به نظر من عملیات ایران یک عملیات تنبیهی، دفاع حیثیتی و تکاپوی بسیار محتاطانه‌ای بود تا جایی که روابط بین‌الملل را بر هم نزند. در واقع جمهوری اسلامی دفاع حیثیتی مدیریت‌شده کرد. ایران توانایی این را ندارد که مثل اسرائیل دو ژنرال بلندپایه را بکشد، از طرفی هم می‌خواهد قدرت‌نمایی کند و توان موشکی خود را نشان دهد. بنابراین از قبل حمله را اعلام کرد و عملیات تحت مدیریت آمریکا انجام گرفت. به همین خاطر من دو تحول را مهم می‌بینم. یکی همراهی بیشتر ایران با جو بایدن که گفته «اسرائیل جواب ندهد». تحول دیگر هم نشان داد کشورهای غربی در موقعیت دفاعی از اسرائیل حمایت می‌کنند، اما سیاست‌های هجومی نتانیاهو را تایید نمی‌کنند.

روح‌الله رحیم‌پور

روح‌الله رحیم‌پور، تحلیلگر سیاسی

در استراتژی‌های فراسرزمینی جمهوری اسلامی، توان موشکی و پهپادی به عنوان ابزار بالقوه در منطق بازدارندگی مورد تاکید قرار داشته است اما عملیات «وعده صادق» می‌تواند نمایشی از تغییر رویکرد تهران برای بالفعل کردن و تبدیل آن به ابزاری عملیاتی در منطق بازدارندگی مقابل تل‌آویو باشد. فعال کردن ابزاری که همواره فقط شعارش داده می‌شد از یک سو می‌تواند باعث رو شدن دست حکومت ایران در تاکتیک‌های نظامی و البته از طرفی هم می‌تواند منجر به ارسال پیامی آشکار به کشورهای متخاصمش شود تا در انجام اقدامات امنیتی و نظامی بر علیه منافع و مواضع آن در منطقه، دست به عصاتر باشند.

در چنین شرایطی سه وضعیت احتمالی را در تقابل منطقه‌ای ایران و اسرائیل می‌توان تصور کرد: ۱- توقف مناقشات ژئواستراتژیک و نظامی و تن دادن به یک تحمل اجباری و آتش‌بس بدون صلح. ۲- تداوم تنش‌ها و افزایش سطح مناقشه و رقابت خصمانه و بروز وضعیت جنگی. ۳- پذیرش عدم امکان نابودی هر کدام از طرفین توسط دیگری و تن دادن به راهکار رفع مناقشه در میز دیپلماسی و به رسمیت شناختن موجودیت همدیگر. آنچه باعث شکل‌گیری هر کدام از این وضعیت‌ها می‌شود، واکنشی‌ است که اسرائیل در قبال حمله اخیر جمهوری اسلامی نشان خواهد داد و به عبارت دیگر الان، توپ در زمین تل‌آویو است.

صادق زیباکلام

صادق زیباکلام، نویسنده و استاد علوم سیاسی

من فکر می‌‌کنم اقدام ایران را از دو منظر سمبلیک و عملی می‌بایستی نگریست. ارزش اقدام ایران از منظر سمبلیک برای انقلابیون به منزله شکستن ابهت نظامی اسرائیل بود. در حالی‌که جهان اسلام و به‌خصوص کشورهای عربی در قبال عملکرد اسرائیل در نوار غزه سکوت کرده‌اند، ایران اسرائیل رو مورد حمله قرار داد. از منظر شکستن ابهت جایگاه اسرائیل که بگذریم، از منظر عملی یعنی نظامی، عملیات دستاوردی نداشت. به‌همین خاطر آمریکا و اروپا با انتقام اسرائیل و حمله به ایران به عنوان تلافی، مخالفت کرده‌اند.

حسن شریعتمداری

حسن شریعتمداری، از بنیانگذاران شورای گذار

جمهوری اسلامی با این کار استراتژی خود را از «نه جنگ مستقیم و نه مذاکره» تغییر داد. حال علاوه بر جنگ نیابتی به برخورد مستقیم روی آورده و در دام نقشه اسرائیل در تحریکش به حمله مستقیم به خاک اسرائیل افتاده است.

این کار دست اسرائیل را در آینده در حمله به مراکز حساس جمهوری اسلامی باز خواهد گذاشت و ایران نیز در جواب همین کار را خواهد کرد. یعنی دو کشور در حالت جنگ هستند و بسته به موقعیت، دیگران نیز ممکن است، در یاری طرفین دخالت کنند و جنگی تمام‌عیار به وقوع بپیوندد که نتیجه آن برای ما معلوم است. این نظام ماجراجو ایران را به کام جنگی هولناک خواهد انداخت که خود نیز از آن رهایی نخواهد داشت.

عباس عبدی

عباس عبدی، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی

این اتفاقات موجب می‌شود تنش میان دو طرف از حالت انعطاف‌پذیر و الاستیکی به وضعیت متصلب تغییر شکل دهد. پیش از این طرفین اقداماتی را علیه یکدیگر انجام می‌دادند. گاه مستقیم، گاه غیرمستقیم و اغلب بدون پذیرش رسمی، در حالی که ناظران سیاسی می‌دانستند که کدام طرف، مستقیم یا با واسطه پشت ماجراست. با این حال وضعیت آنها مثل مشت‌هایی است که بوکسورها به کیسه چرمی لاستیکی می‌زنند. ابتدا قدری تغییر شکل داده، فرورفتگی و عقب‌نشینی کرده، سپس بازگشت به حالت اول را شاهدیم.

اکنون ماجرا فرق کرده و از حالت الاستیکی و انعطاف پذیری به حالت نیمه شکننده تبدیل شده و در ادامه به وضعیت شکنندگی خواهد رسید. به عبارت دیگر ضربات علیه یکدیگر پرهزینه است و به‌صورت متعارف قابل ترمیم نیست و هزینه بازی را بالا برده و امکان ادامه بازی را کم کرده است.

رضا علیجانی

رضا علیجانی، تحلیلگر سیاسی

آینده منازعه مستقیم اسرائیل و جمهوری اسلامی را مذاکره بایدن و نتانیاهو و تصمیم جدید مسئولانی که حسین سلامی اعلام کرد، تعیین می‌کند.

فرهنگ دیرینه سیاسی اسرائیل (مشت آهنین) و غرور آسیب‌دیده آنها اقتضا می‌کند حتما، به نحوی تلافی کنند. بنابراین ممکن است حمله موشکی نکنند ولی به شکل دیگری ضربه مهمی به جمهوری اسلامی بزنند؛ به‌طور مستقیم در خاک ایران یا غیرمستقیم در سوریه و لبنان.

حسین سلامی بعد از حمله پهپادی و موشکی گفت «تصمیم گرفتیم معادله‌ای جدید بسازیم. از این به بعد رژیم صهیونیستی در هر نقطه‌ای به منافع، دارایی‌ها، شخصیت‌ها و شهروندان ما تعرض کند، از مبدأ جمهوری اسلامی ایران او را مورد تهاجم متقابل قرار خواهیم داد». اگر جمهوری اسلامی روی این موضع بماند، روزهای تیره‌تری در انتظار کشور ما و منطقه خواهد بود.

تا اینجا سرجمع برنده خامنه‌ای و نتانیاهو بوده‌اند؛ خامنه‌ای از حیثیتش نزد بدنه ولایی و نیابتی دفاع کرده و نتانیاهو فعلا از گوشه رینگ فشار جهانی در باره تراژدی غزه نجات یافته است. اما در صورت تداوم این منازعه پرخطر شاید فقط یک نفر برنده باشد؛ نتانیاهو.

قیس قریشی

قیس قریشی، تحلیلگر سیاسی

به نظر می‌رسد جنگ غزه توانسته‌ نقاط ضعف اسرائیل را در ابعاد مختلف سیاسی، امنیتی، نظامی، اقتصادی و حتی اجتماعی برای ایران و متحدان ایران در منطقه آشکار کند؛ اینکه اسرائیل حتی با کمک همه‌جانبه نظامی، امنیتی، اقتصادی، سیاسی آمریکا و اروپا توان پایان دادن به چالش غزه را ندارد برای ایران و متحدان ایران امیدوارکننده و انگیزه‌بخش است.

منطقه پس از آتش‌بس دائم در غزه شباهتی به منطقه پیش از هفتم اکتبر نخواهد داشت و اتحاد ایران و انصارالله و حزب‌الله و حشدالشعبی و… را باید در معادلات آتی غرب آسیا بسیار جدی گرفت.

نازلی کاموری

نازلی کاموری، نویسنده و پژوهشگر

بازیگران بسیار بیشتر از دو طرف هستند. از جمله آنها که کت تن‌شان است، کاخ سفید است که گفت دنبال «پاسخ سیاسی» ‌به ایران است. این یعنی آن کت دچار پیچیدگی شده: کشورهای شمال و از جمله آمریکا که از لحاظ تاریخی بقیه جهان را در حرکت‌هایی مانند کودتای ۲۸ مرداد تضعیف کرده‌ و به حاشیه رانده‌اند، باید با این مواجه شوند که مقاومتی در برابر سیاست‌های آنهاست که اکنون به تقابل مستقیم انجامیده است. جدا از تمام بوق‌های تبلیغاتچی‌های ایران و اسرائیل، دست‌کم آمریکا، به دلیل این مقاومت است که تلاش‌های سیاسی را کافی می‌داند. این عملا یعنی یک مذاکره هر روزه برای شرایطی که هم جنگ است، هم صلح.

این شرایط هم جنگ و هم صلح بین هر کدام از این بازیگران که در حال شکل‌گیری باشد، جمهوری اسلامی دست پاسخ نظامی را باز کرد و این را قبولاند که در این ماتریس روابط قدرت، هنوز سر جایش است و صندلی‌اش در سازمان ملل را هم دارد. نگرانی من اما این است که حتی اگر به احتمال کم، جنگ شود، جمهوری اسلامی در برابر شهروندان ایران مسئولانه عمل نکرده؛ ما حتی به اندازه کافی در ایران پناهگاه نداریم. بخشی از اپوزیسیون هم که به جنگ‌طلبان اسرائیل پیوسته و این ایده را مطرح کرده که در این جنگ احتمالی رهایی خواهد بود، مسئولانه عمل نمی‌کند.

ایرج مصداقی

ایرج مصداقی، پژوهشگر و فعال حقوق بشر

اسرائیل به دلیل جنگ غزه، به لحاظ افکارعمومی تحت فشار زیادی قرار داشت. زدن کنسولگری، تصمیم هوشمندانه‌ای بود که خامنه‌ای را مجبور به واکنش کرد. این چیزی است که اسرائیل می‌خواست. اسرائیل امروز، هم از حمایت دیپلماتیک عظیمی برخوردار شده و هم توجهات را از غزه متوجه ایران کرده که سر مار در آن‌جاست. حمله ایران توان نظامی ضعیف نظام اسلامی را هم به نمایش گذاشت. در آینده رجزخوانی‌های مسئولان نظام تأثیر معکوس خواهد داشت. اسرائیل به دلیل تهدیدی که از پیش کرده مجبور به واکنش است و سطح حمله پس از رایزنی‌های دیپلماتیک مشخص می‌شود. این حمله یا نرم (سایبری) یا سخت (نظامی) خواهد بود. برای مردم ایران بهترین حالت سکوت نظام اسلامی بود چرا که موجب شکاف عظیمی در نیروهایش می‌شد. هنوز نمی‌توان آینده نزاع بین اسرائیل و نظام اسلامی را پیش‌بینی‌ کرد. اما جهان بیش از پیش خطر نظام اسلامی برای صلح و امنیت جهانی را احساس می‌کند.

علی اکبر موسوی خوئينی

علی‌اکبر موسوی خوئینی، نماینده مجلس ششم و پژوهشگر فناوری برای صلح

به نظر می‌رسد آقایان خامنه‌ای و نتانیاهو به خاطر بی‌ثباتی و بحران‌های ناشی از سیاست داخلی در تداوم حکومت‌شان به‌شدت بیش از قبل، به یکدیگر نیاز جدی پیدا کرده‌اند تا وارد مرحله جدیدی از گسترش و ارتقای سطح تنش در خاورمیانه شوند.

در نتیجه حمله‌ای که خلاف قوانین بین‌المللی به کنسولگری ایران در دمشق صورت گرفت، آقای خامنه‌ای را در یک تله قرار داد. پس از هرگونه حمله احتمالی مستقیم از خاک اسرائیل به ایران در آینده، شکست سیاست منطقه‌ای آقای خامنه‌ای رقم خواهد خورد. فراموش نکنیم که سیاست قبلی منطقه‌ای ایشان با این توجیه بود که اگر در منطقه (به‌طور نیابتی) نجنگیم، در آینده ناچار می‌شویم در خاک ایران بجنگیم.

طبعا نتانیاهو ابتدا سعی خواهد کرد ورق را به نفع خود برگردانده و حداکثر منافع و اجماع سیاسی بین‌المللی را مقابل حکومت ایران و سپاه به‌دست آورد و بعد از آن در موقعیت‌های بعدی حمله مستقیم به خاک ایران را نیز عملی سازد. این شروع فصل تازه‌ای از بالا گرفتن تنش‌ها و شکست سیاست منطقه‌ای آقای خامنه‌ای و آغاز فرآیند توجیه داشتن سلاح اتمی از سوی برخی نئوانقلابیون خواهد بود که به نظر تبعات به مراتب ویران‌گرتری بر اقتصاد، معیشت و امنیت مردم ایران می‌گذارد.

علیرضا نامور حقیقی

علیرضا نامورحقیقی، تحلیلگر سیاسی

حمله ایران چشم‌اندازهای جدیدی را در منازعات دو کشور و مناسبات بین‌الملل ایجاد می‌کند، هر چند صورتحساب سنگین اقتصادی نیز برای ایران به ارمغان خواهد آورد.

نخستین ملاحظه به نحوه پاسخگویی اسرائیل به این حملات برمی‌گردد. با توجه به قصد پاسخگویی اسرائیل و تهدید ایران به پاسخگویی مجدد، شرایط می‌تواند بسیار مبهم وخطرناک شود و هرنوع اشتباه محاسباتی از دو طرف که احتمالش کم نیست، می‌تواند وضعیت را به مرحله «منازعات غیر قابل کنترل» برساند. درگیر شدن در یک نبرد گسترده ده‌ها سال اقتصاد و توسعه ایران را درگیر می‌کند.

در این چالش جدید باید دو نکته دیگر را هم در نظر داشت: حفره اطلاعاتی ایران در برابر نفوذ اسرائیل در مسائل هسته‌ای و امنیتی و نزدیکی بیشتر اعراب به آمریکا و اسرائیل. کشورهای عربی حوزه خلیج فارس طبیعتا بیش از گذشته نگران توان و اقدام نظامی ایران می‌شوند؛ بخصوص که در اعلامیه‌های سپاه آنها در مورد همکاری با آمریکا علیه ایران مورد تهدید قرار گرفته‌اند.

از تبعات دیگر این‌که ممکن است سطح و میزان گفتگوهای ایران و آمریکا افزایش یابد. یعنی ایران برای پرهیز از ورود گسترده جنگ با اسرائیل و جلب حمایت آمریکا و اروپا در این زمینه، سعی خواهد کرد در مدیریت تنش در منطقه همکاری بیشتری انجام دهد.

فرخ نگهدار

فرخ نگهدار، فعال سیاسی

از بدو تاسیس دو نظریه راهبردی در جمهوری اسلامی وجود داشته است: خامنه‌ای‌گرایان می‌گویند آمریکا استقلال نظامی ما را تحمل نخواهد کرد و تنها قدرت نظامی ماست که بقای ما را تضمین می‌کند. رفسنجانی‌گرایان می‌گویند، علیرغم قدرت نظامی ما، توافق با آمریکا و تعامل با غرب شدنی است.

طرز فکر آقای خامنه‌ای دولت راست‌گرای نتانیاهو را تشویق می‌کند که درگیر کردن آمریکا و غرب به جنگ با ایران را هدف استراتژی خود قرار دهد.

هدف نتانیاهو از حمله موشکی به کنسولگری همین بود که «جنگ اسرائیل و غزه» را به «جنگ اسرائیل و غرب علیه ایران» تبدیل کند و جنایات ناشی از اشغالگری و نسل‌کشی برای حذف فلسطین از جهان را به حاشیه براند.

ارزیابی من این نیست که این نقشه به نتیجه می‌رسد. چون ایران همچنان خوددارانه عمل می‌کند و شرق و غرب جهان هم در جلوگیری از تبدیل «جنگ اسرائیل با غزه» به جنگ با ایران کاملا با هم متحدند.

با این همه تا آخرین روزی که نگاه دولت نتانیاهو در اسرائیل، و خامنه‌ای‌گرایی در ایران، نگاه غالب است قطعا باید منتظر تداوم تشبثات نظامی مستقیم و غیرمستقیم اسرائیل علیه اهداف ایرانی باشیم بی آن‌که این حملات، و پاسخ‌های احتمالی ایران، به یک جنگ تمام‌عیار منطقه‌ای بدل شود. اما جنگ در غزه ادامه خواهد یافت و چند ماه دیرتر یا زودتر نتانیاهو مقهور اراده مردم اسرائیل خواهد شد.

print