نمیدانم انتخاب پزشکیان را یک موفقیت و پیروزی بنامم یا نوعی موفقیت در رفع بلا، من از این انتخاب خوشحالم ولی به این واقعیت هم واقفم که نظر به عدم شرکت اکثریت در این انتخابات ما نمیتوانیم ادعا کنیم که پزشکیان منتخب واقعی اکثریت جامعه است. صادق زیباکلام هشدار داد که اگر جلیلی انتخاب شد آنوقت باید با چراغ دنبال احمدینژاد بگردید، او به این ترتیب خواست عمق فاجعه را در صورت گزینش جلیلی به مسند ریاست جمهوری نشان دهد.
من از نتیجه این انتخاب راضیام و موافق دوستانی نمیباشم که معتقدند تفاوتی بین حضور پزشکیان یا جلیلی در این مسند وجود ندارد. عقب افتادگی، درد، زجر، فقر و جور و اختناق در چنان سطح وسیعی جامعه را در چنگال خود گرفتار کرده که هر گام ضعیفی در جهت التیام آلام و زجر و جورها چند گام به جلو میباشد. بله اگر منظورتان تغییر ساختاری این سیستم میباشد نه فقط پزشکیان بلکه هیچ فرد دیگری در این جایگاه موفق به تغییرات کلان نخواهد گردید.
دولت جدید، اگر در مرحله اول، قادر به رفع فشار و سرکوب زنان در رابطه با پوشش و حجاب اجباری گردد و با قدمهای مثبت در رابطه باغرب موفق به حل مشکلات اقتصادی و بهبود معیشت مردم گردد، نظر به عمق فاجعهای که دچار آن هستیم، میتوانیم امیدوار باشیم که بهبودیهای بیشتری در راه خواهد بود.
من قبل از ادامه این مقاله مایل بودم اشارهای کنم به کلیپی که از یک شخصیت فرهیخته به دستم رسید. محمدجواد اکبرین در این کلیپ با فروتنی، ادب و متانتی که کمتر در این گونه مباحث به چشم میخورد، کسانی را که موافق شرکت در این رایگیری بودند مورد خطاب قرار داده و با ذکر نمونههائی مانند استقبال بسیار ضعیف مردم سیستان و بلوچستان از این انتخابات، و ذکر مشکلاتی که کشور ما با آن روبروست، با طرح یک سوال پرسیده که چرا حتی یک جواب از کسی دریافت نکرده. به درستی میپرسد نظر به این که هیچ تغییری تا کنون در جهت بهبود وضع اقتصاد و معیشت مردم بوجود نیامده چه میتوان کرد که با وجود انسداد در جامعه حتی یک بهبودی مختصر در وضع معیشت مردم به وجود بیاید و چرا تاکنون بوجود نیامده.
بهدرستی اشاره نموده به عدم موفقیت حسن روحانی در صحنه بینالمللی برای شکستن تحریمها آن هم فقط بخاطر مخالفت یک نفر. به عبارت دیگر اکبرین میپرسد چه کسی جوابی دارد برای شکستن این سد، که موفقیت تمام تصمیمها منوط به موافقت یک نفر (مقام رهبری) دارد و با وجود انسداد حاکم در این کشور، خاصیت وجودی یک رئیس جمهور که برای تمام تصمیماتش با وتوی رهبر روبرو میشود، چیست؟ بعد هم اعلام میکند که او ترجیح میدهد در کنار زندان سیاسی و میرحسین موسوی و زهرا رهنورد بایستد.
با احترام، در وحله اول، برای شخص خودش و تصمیمش، من هم به نوبه خود سئوالی از خود او داشتم که تا کنون، نه فقط از شخص او، ولی از دیگر تحریمکنندگان هم جوابی دریافت نکردهام. خیلی ساده، راه حل چیست؟ بله، بر منکرش لعنت، تصمیمگیرنده در این مملکت فقط یک نفر است، بهقول خودشان یک رئیس جمهور، در بهترین حالت، چیزی بیش از یک کار گزار نیست. فقر، ظلم و فساد هم بیداد میکند. راهحلتان چیست؟ راهحلی که همخوان با امکانات و شرایط وضع موجود و نیروهائی که توانائی انجام این تغییر را دارا باشند چیست؟ به خودتان زحمت ندهید چون حدس میزنم که جوابتان چیست. هم شما و هم من میدانیم که در حال حاضر امکانات، جو، شرایط و توازن قوا برای تغییر این وضع وجود ندارد مگر این که از درون رژیم نیروهائی به دلیل ضرورت و جبر زمان ضرورت تغییراتی را احساس کرده باشند. اینجاست که ظهور شخصیتی مانند پزشکیان میتواند محرک، کاتالیزاتور و شاید هم عاملی در جهت حرکت بهسوی تغییر باشد.
این زینتبخش شخصیت اوست که در کنار زندانیان سیاسی و موسوی و رهنورد عزیزمان ایستاده ولی آیا صلاح و مصلحت این عزیزان در گرو تحولات هر چند سطحی در درون رژیم نیست؟ آیا نشست پزشکیان بر مسند ریاست جمهوری بسی بیش از نشست جلیلی بر این مسند نمیتواند امیدی برای آزادی این عزیزانمان از بند و حصر باشد؟
چرا با توجه به سخنان اخیر پزشکیان و امیدهای ضعیفی که به وجود آمده آستینها را بالا نزنیم و بهجای جلسات توجیحی خارج کشوری، نقب به داخل نزنیم و نظر به رشتهها و تماسهائی که وجود دارد صدا و مبلغ آنها در خارج کشور نباشیم. آقای اکبرین بیش از من به این حقیقت واقف است که شانس ایجاد یک آلترناتیو از درون ایران و از میان گروههای میانی و میانهرو بیش از هر گزینه دیگری شانس موفقیت دارد. اصلاحطلبانی که از رژیم گذر کردهاند (موسوی، رهنورد، فائزه، تاجزاده و یارانشان)، شورای هماهنگی اصلاحطلبان (خاتمی و یارانش)، منفردین مانند نرگس محمدی، نسرین ستوده، فعالین جامعه مدنی و فرهنگی، صنفها و سندیکاهای کارگری، کارمندی، معلمان و اصناف، و تحلیلگران و صاحبنظرانی از قماش محسن رنانی، هم از نظر کمیت و هم از حیث کیفیت و هم بهخاطر حضورشان در داخل و در درون جامعه بیش از هر گزینه دیگری قادر به ایجاد یک آلترناتیو سالم، توانا دارای امکانات بالقوه و بالفعل میباشند.
بیائید با امکانات و تماسهائی که در داخل وجود دارند نوعی ملاط یا سریشم برای چسباندن این قطعات موزائیک از هم جدا بوجود آوریم و مطمئن باشید که نیروهای خفتهای هم در درون رژیم وجود دارند که چنانچه این قطعات از هم جدا تبدیل به یک بستر موزائیک مانند گردند، ما را از حمایت خودشان بینصیب نخواهند گذاشت. جامعه مدنی و فرهنگی و طیف تحولطلب جامعه درون مرزمان تفاوت بزرگ و فاحشی با همین طیف در زمان خاتمی و روحانی دارد. حضور پزشکیان در صحنه میتواند محرکی برای ایجاد یک موزائیک وسیع درصحنه میانی سیاست کشورمان گردد. تا دیر نشده داخل کشور را بیابید. بقول معروف: مسجد و بتخانه و معبد همه آنجاست، اینجا خبری نیست.
داریوش مجلسی، جولای ۲۰۲۴