تغییر حقیقی در هر جامعه ای با تحول طبقات بیشتر آسیب دیده آن جامعه آغاز می شود،‌ و هدف تمام جنبشهای تاریخی مقاومت مدنی از جنبش سیاهان، تا جنبش حق رای زنان و سندیکاهای کارگری به تمامی تنها برای یک هدف بوده است، اینکه آسیب دیده ترین اقشار جامعه از بی عدالتی بتوانند بر زندگی و سرنوشت خود حاکمیت یابند.

درست به همین دلیل است که کنشگران حقوق کارگران، زنان و کودکان، و همچنین وکلای زندانیان سیاسی و در زیست بوم بزرگتر ما به عنوان سرزمین، کنشگران محیط زیست و حقوق حیوانات، بزرگترین قهرمانان جامعه ما و بزرگترین دشمنان استبداد هستند.

شريفه محمدی، فعال کارگری، مادر کودکی ۱۲ ساله به اعدام محکوم شده است، و این حقیقت عریان نظام سیاست و عدالت در جامعه ماست.

حقیقت هر نظام سیاسی را می توان از شیوه برخورد آن نظام به عنوان بالاترین نهاد قدرت در جامعه با آسیب پذیرترین بخش‌های آن جامعه دریافت. حکم شريفه، حکم بریدن صدای کارگران در جامعه است.

هیچ شرافتی در زندگی بالاتر از ایستادن برای حقوق آسیب دیده ترین اقشار جامعه نیست. انسانهای ارزشمندی چون شریفه محمدی تنها نمایندگان کارگران نیستند، آنها تحول بخش جامعه خود هستند.

اگر آنها بلند نشوند، هرگز ما که بی حرکت نشسته ایم نخواهیم فهمید که زنجیرهایی بر دست و پای خود داریم، زیرا زنجیرها را تنها آنگاه احساس خواهیم کرد که تلاش کنیم حرکت کنیم! و یا ببینیم بهای حرکت و کنشگری اجتماعی چیست!

آنها هستند که با برخاستن خود به جامعه در سکون نشسته، نشان می دهند وزن حقیقی زنجیرهای سنگین جامعه چقدر است. وزن حقیقی زنجیرهای ما، حکم اعدام شريفه محمدی هاست. به این بی عدالتی و به زنجیرهای خود بی تفاوت نباشیم.

print