خـرداد 1370 بود که شادروان حسن حبیبی معاون اول وقت رییس‌جمهور سوت خصوصی‌سازی و آزاد‌سازی فعالیت‌های بنگاه‌های دولتی و مصادرشده و نیز فعالیت‌های به بند کشیده را به صدا درآورد. در این 33سال اما آزاد‌سازی اقتصاد هرگز رخ نداده و خصوصی‌سازی نیز به بیراهه کشیده شده است.

بدترین بیراهه را محمود احمدی‌نژاد و خط‌دهندگان او بر سر راه این پدیده کشیدند و از دل خصوصی‌سازی خصولتی‌سازی بیرون آمد و فعالیت‌های اقتصادی با ترفندهایی ادامه پیدا کرد. دولت‌های حسن روحانی نیز به‌اندازه‌ای در چاله‌های سیاست خارجی و لجبازی‌های داخلی افتادند که به زور خود را به آخر دوره قانونی رساندند. دولت سیزدهم نیز باور نداشت که باید خصوصی‌سازی و آزاد‌سازی را اجرا کند. حقیقت تلخ این است که اقتصاد ایران اکنون در دام، تله و چاله‌های بزرگی افتاده است و در گرداب‌ها فرو رفته و باید برای بیرون کشیدنش از این چاله‌ها و دام‌ها یک اتفاق بزرگ بیفتد. آن اتفاق بزرگ اما بدون تردید آزادسازی اقتصاد و نیز آزادسازی بنگاه‌ها از چنگ دولت خصولتی‌هاست. آزاد‌سازی و خصوصی‌سازی ابعاد بزرگی دارد و در این راهبرد که در غرب اجرا شد یک هدف بزرگ وجود داشت: با پس رفتن بنگاه‌ها از نهادهای دولتی و شبه‌دولتی و دمیدن روح آزادسازی و رقابت بنگاه‌های موجود در هر بخش قدرت سیاسی دولت را کاهش داده و بر قدرت نهادهای مدنی افزود. به این ترتیب است که شهروندان، بنگاه‌ها و نیز حزب‌ها از نهاد دولت مستقل شده و کار خود را انجام خواهند داد.

اما آزادسازی در پهنه سرزمین به دلایل گوناگون مفید فایده نیست و تنها به سود نهادهای خصولتی تمام خواهد شد بنابراین آزادسازی و خصوصی‌سازی باید در ابعاد جهانی انجام شود. باید اجازه داد شرکت‌های بزرگ سرمایه‌گذاری در بورس یا بازار سهام ایران فعالیت داشته باشند. باید اجازه داد بانک‌های بزرگ جهانی با بانکداران ایرانی رقابت کنند.

باید آزادی داد غول‌های خودروسازی دنیا به بازار خودرو ایران وارد شوند. باید اجازه داد بنگاه‌های بزرگ جهانی در توزیع حامل‌های انرژی مثل برق، بنزین و گازوئیل فعالیت داشته باشند. باید راه را باز کرد تا مدیران درجه یک به ایران بیایند و مدیر موسسه‌های بزرگ شوند. آزادسازی در ابعاد جهانی شاید در نگاه نخست برای چسبیدگان به قدرت و فرمانروایان ناکارآمد ایرانی که با رانت‌های سیاسی بالا آمده‌اند ترسناک باشد اما بدون چون و چرا برای شهروندان ایرانی خیر و برکت است. هیچ کشوری در فقدان آزادی اقتصادی در ابعاد جهانی نتوانسته است در مسیر پرش و توسعه قرار گیرد. فرو رفتن در پیله داخلی همین خواهد بود که هست

print