اندیشه ، فلسفه
تاریخ
اقتصاد
  • برقراری اجباری سانترالیسم دموکراتیک
    یکم- آیا نظام موجود بانکداری در ایران کارآمدی دارد؟ همه کسانی که به نظام بانکی نگاه کارشناسانه و نیز مطابقت دادن این نظام با بانکداری مدرن دارند بر این باورند آنچه به عنوان بانکداری در جمهوری اسلامی عمل می‌کند فاقد
  • مسعود نیلی: کار صندوق بازنشستگی در ایران تمام شد
    شکی نداریم که کشور ما در شرایط بسیار سختی قرار گرفته که هیچ‌گاه در تاریخ با مشکلاتی به این عمق و تنوع به‌صورت همزمان مواجه نبوده است. این روند تدریجی قابل پیش‌بینی بود. کارشناسان با تهیه گزارش‌های مختلف،
  • ستون فقرات حکمرانی باید «رشد و توسعه اقتصادی» باشد
    استاد دانشگاه گفت: ستون فقرات حکمرانی باید «رشد و توسعه اقتصادی» باشد. بر اساس برآورد کارشناسان انرژی و محیط زیست، برای رسیدن به شرایط نرمال، کشور به ۴۵۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در بازه زمانی ۱۰ تا ۱۵
  • چشمشان رابرروی خطر می بندند
    یکم- چند روزی بیشتر به اجرای تهدید کشیدن ماشه در پرونده هسته‌ای از سوی سه‌گانه اروپایی باقی نمانده است. براساس تهدیدی که از سوی سه غول اروپایی صورت گرفته اگر جمهوری اسلامی برخی شرایط اعلام شده از

پرچم بیست‌متری فلسطین از برج پیزای ایتالیا آویزان است. دختر‌بچه‌ای، شاید پنج‌ساله، در تظاهرات چند صد هزار نفری لندن علیه نسل‌کشی در غزه شعار می‌دهد. زن و مردی سالخورده، که حتماً راه رفتن برایشان سخت است، به بالکن خانه‌شان آمده و انگشتانشان را به علامت پیروزی به صف طویل معترضین در خیابان نشان می‌دهند. زن سالخورده اشک‌هایش را پاک می‌کند. دختری که در دانشگاه میشیگان برای دریافت دانشنامه‌اش به روی سن رفته، فریاد «پیروزی فلسطین» سر می‌دهد. او توسط مأموران امنیتی دستگیر می‌شود. پسری در دانشگاه کلمبیا توسط تیم حراست کتک می‌خورد، اما فریادش خاموشی نمی‌گیرد. در هلند، زنی میانسال، دست‌بسته، در حالی‌که در محاصره‌ی یک دوجین پلیس خشمگین است، حاضر نیست سکوت کند. دستی از پشت روی دهان او قرار می‌گیرد و تکه‌پارچه‌ای را در حلق او فرو می‌کنند. در جشن‌های فارغ‌التحصیلی دانشگاه‌های تراز اول آمریکا، به‌رغم جو پلیسی، فریاد «رهایی فلسطین» طنین‌انداز است. در برلین، پلیسی که بیش از دو متر قد و احتمالاً صد و بیست کیلو وزن دارد، با اجرای یکی از فنون رزم انفرادی، دختر‌بچه‌ای را به گوشه‌ای پرتاب و زانویش را روی گردن او می‌گذارد. این پلیس شایسته‌ی دریافت یک نشان از نتانیاهو است.

خطوط و نقطه‌های چفیه‌ها چشم‌انداز غالب خیابان‌های مرکزی تمام شهرهای بزرگ اروپایی در این روزهاست. این شال‌ها بر گردن کودکان، نوجوانان، جوانان و زنان و مردان سالخورده، به آنان هویت یک مبارز فلسطینی بخشیده است.

البته نه این اعتراضات وسیع و نه آن خشونت‌های پلیس، هیچ‌گاه امکان دیده‌شدن از رسانه‌های دیداری و نوشتاری دولتی و خصوصی را تقریباً در هیچ‌ جای جهان نمی‌یابند. حتی سخنرانی نخست‌وزیران ایرلند و اسپانیا و نمایندگان تعدادی از کشورها در شورای امنیت سازمان ملل و پارلمان اروپا در محکومیت نسل‌کشی اسرائیل، و یا نادر اعتراضات در مجالس قانون‌گذاری انگلیس و ایتالیا هم به‌شدت سانسور می‌شوند. در آمریکا، نرم‌ترین انتقادها از عملکرد اسرائیل در غزه، مصداق یهودستیزی و مستوجب کیفر است. و شگفت اینکه خاستگاه یهودستیزی جهان غرب بوده که از زمان ظهور مسیحیت آغاز، در قرون وسطی تشدید و در عصر جدید به فاشیسم ختم شد. اما اکنون، همین برساخته‌ی خودشان را به چماقی برای سرکوب منتقدین نظام سرمایه‌داری و صهیونیسم تبدیل کرده‌اند.

به‌راستی، این برخوردهای خشونت‌آمیز و بایکوت خبری برای چیست؟ و زنان و مردانی را که تهدید می‌شوند، کتک می‌خورند و دستگیری و بازداشت را تحمل می‌کنند، چه نیرویی راهی خیابان‌ها کرده است؟

جهان حال و روز خوبی ندارد. فاشیسم اسبش را زین و سنگرهای مهمی را نیز فتح کرده و در تدارک گشودن جبهه‌هایی تازه است تا لیبرالیسم را، که بزرگ‌ترین افتخار نظام سرمایه‌داری بود، کاملاً زیر لگدهایش له کند. و سرمایه‌داران که قند در دلشان آب شده، آماده‌اند اصول آزادی و رقابت را با فاشیست‌ها و نوابغ هوش مصنوعی طاق بزنند و خود را از تعهدات دست‌وپاگیر ناشی از برخی آزادی‌های مدنی، قوانین کار، تحمل اتحادیه‌های کارگری نیمه‌جان، مالیات و الزامات زیست‌محیطی و مواردی از این دست خلاص نمایند.

نظام سرمایه‌داری جهانی، چونان ماری حریص و سیری‌ناپذیر، به خود می‌پیچد تا پوست‌اندازی تازه‌اش را با موفقیت به پایان برساند و قصد کرده است هر مانع در این مسیر را ببلعد. و همانند دهه‌ی سی میلادی (ظهور فاشیسم)، یا باید به لانه‌ی مارها خزید و در روند پوست‌اندازی آن‌ها مشارکت کرد، و یا بنده‌ای مطیع و گوش‌به‌فرمان بود. و خارج از این دو وجه، هرچه هست فقط طعمه است. در این تقسیم‌بندی، هیچ حد واسطی پذیرفته نیست؛ یا باید کنار فاشیسم ایستاد، و یا باید منتظر عقوبت نافرمانی بود. البته شدت این عقوبت در مورد همه یکسان نیست. چپ‌ها و جریان‌های ضد صهیونیسم در زمره‌ی دشمنان غیرقابل تحمل‌اند و باید خفه، منزوی و در صورت امکان، حذف فیزیکی شوند؛ مشابه همان اقداماتی که هیتلر، موسولینی و فرانکو انجام دادند. البته فاشیسم نوظهور هنوز در میانه‌ی راه است و در تشابه با اسلاف خود گام‌به‌گام پیش می‌رود. تحدید آزادی‌های اجتماعی و مدنی و پلیسی‌کردن فضای سیاسی، در زمره‌ی نخستین گام‌هاست که هم‌اکنون در ایالات متحده و اروپا جریان دارد. کشتار غیرقابل وصف فلسطینی‌ها در غزه و کرانه‌ی باختری نیز چهره‌ی دیگر همین امپریال‌فاشیست‌هاست.

ساده‌اندیشی است اگر وقایع تأسف‌بار در فلسطین اشغالی را غیرمرتبط با قدرت گرفتن جریان‌های راست افراطی در جهان، بالاخص در آمریکا و اروپا، بدانیم. صهیونیسم که موجودیت سرزمینی‌اش را مدیون فاشیسم است، الگوی نظری و عملی‌اش را نیز از همین جهان‌بینی گرفته است. از این رو، حاکمیت کنونی اسرائیل و تمامیت راست افراطی در سطح جهان، اجزائی از یک سازه‌ی فکری یکپارچه و در ضدیت با صلح، مدارا و هم‌زیستی انسان‌ها هستند؛ رویدادهایی که باید به‌عنوان بخشی از فرآیند پوست‌اندازی سرمایه مورد توجه قرار گیرند.

البته همنوایی با رژیم اسرائیل در جهان سرمایه‌داری، محدود به دولت‌ها، جریان‌ها یا افرادی نیست که با شناسنامه‌ی فاشیستی در میدان سیاست عمل می‌کنند؛ بلکه از قضا، احزاب ظاهراً میانه‌روی اروپایی در مسند قدرت، از قبیل انگلیس، آلمان و فرانسه، بعد از آمریکا، بیشترین حمایت‌های تسلیحاتی، لجستیکی و سیاسی را از رژیم اسرائیل داشته‌اند. اینان، به‌رغم ادعای ظاهری مقابله با سیاست‌های راست افراطی، بسیاری از ارزش‌های اروپایی را به دست فراموشی سپرده‌اند و به‌مثابه اردوگاه ذخیره‌ی فاشیسم، فعلاً با دست پس می‌زنند و با پا پیش می‌کشند تا تدریجاً شرایط برای برداشتن نقاب از چهره فراهم گردد.

به این ترتیب، پاسخ به سؤالی که مطرح شد، روشن است: آنان‌که ماشین کشتار در غزه و کرانه‌ی باختری را هدایت می‌کنند، و آنان‌که سوخت این ماشین را تأمین می‌کنند، با آنان‌که دستور سرکوب در خیابان‌ها و دانشگاه‌ها و دیگر کانون‌های اعتراض در کشورهای مختلف را صادر می‌نمایند، جملگی شاخه‌های یک درخت سمی هستند که ریشه‌اش در دهه‌های سی و چهل میلادی است. و آنان‌که فریاد می‌زنند، کتک می‌خورند و از حقوق اجتماعی و مدنی خود محروم می‌شوند، در زمره‌ی کسانی هستند که صدای پای فاشیست‌ها را شنیده‌اند و از پیامدهای ضدبشری اندیشه و رفتار آن‌ها احساس خطر می‌کنند.

این مبارزات، هرچند که هنوز در شرایط جنینی خود هستند، اما از اهمیتی تاریخی برخوردارند؛ تا جایی‌که اگر بگوییم جهان در آستانه‌ی چرخش به‌سوی نابودی ارزش‌های انسانی است، و یگانه عامل بازدارنده‌ی این روند، تشدید این مقاومت‌هاست، سخنی به گزاف نگفته‌ایم.

آن‌چه در غزه و مقابل چشم جهانیان در حال رخ دادن است، چهره‌ی عریان و بزک‌نکرده‌ی فاشیسم نوظهور و حاصل هم‌پوشانی منافع آن‌ها با صهیونیسم، به‌عنوان پیشتازان تحقق نظم گورستانی در جهان است. آنان یکی از بزرگ‌ترین فاجعه‌های انسانیِ قابل محاسبه‌ی تاریخ را رقم زده‌اند تا این پیام را به جهانیان برسانند که برای رسیدن به اهداف شومشان، هیچ جنایتی را فرو‌گذار نیستند.

بنابراین، چه بخواهیم و چه نخواهیم، جنگی آغاز شده است. یا باید در این جنگ شرکت کرد و با هر وسیله‌ی ممکن، مقابل پیشروی سرمایه‌داری هار ایستاد، و یا باید منتظر شد تا هرگونه علایق انسان‌دوستانه و گرایشات نوع‌خواهانه، به جرائمی غیرقابل بخشش تبدیل شوند.

این جنگ، هرچند که بین انسان به‌مثابه انسان، با انسان به‌مثابه ضد انسان است و حسب ظاهر، جنگی فراطبقاتی است، اما از آن‌جایی‌که ایدئولوژی فاشیسم با هدف نجات نظام سرمایه‌داری از بحران به میدان آمده و تحقق چنین امری جز از طریق تشدید استثمار عملی نیست، و از سوی دیگر، اساساً زحمت‌کشان نه‌تنها هیچ منافعی در پایمال شدن ارزش‌های انسانی ندارند، بلکه بالعکس، چون در نهایت، رهایی انسان در گرو رهایی آنان است، این ویژگی‌ها آنان را در زمره‌ی پیگیرترین مدافعان این ارزش‌ها و منادی پاک‌ترین روابط انسانی قرار می‌دهد؛ خصوصیاتی که موجب شده است دشمنی کینه‌توزانه‌ی فاشیسم همواره متوجه آنان باشد.

پس جنگی که به‌صورت مسلحانه در فلسطین اشغالی و در قالب اعتراضات مدنی در سایر نقاط جهان جریان دارد، زنجیره‌ای واحد از یک مبارزه‌ی جهان‌شمول، انسان‌مدار و ضد فاشیستی است که هدف آن نه فقط دفاع از حقوق ملتی تحت ستم، بلکه ایستادگی مقابل زیاده‌خواهی جهان‌خواران و مقاومت در برابر هجمه به ارزش‌های انسانی، عاطفه، عشق، احترام، مدارا و مبانی زیبایی‌شناختی روابط انسان‌ها، فارغ از عقیده، نژاد، دین، زبان، جغرافیا و… است.

صحنه روشن و طرف‌های متخاصم با وضوح کامل و بدون کمترین ابهامی روبه‌روی ما ایستاده‌اند. سکوت، بی‌طرفی و بی‌تفاوتی تحت هر عنوان، خطایی است که نتایج زیان‌بار آن، دامن بشریت را خواهد گرفت. این خطا را چند نسل قبل‌تر از ما در آلمان مرتکب شدند تا بزرگ‌ترین فاجعه‌ی تاریخ رقم بخورد.

باید همواره به یاد داشت: انسان‌دوستی، والاترین ویژگی انسان خردمند و محک انسان بودن است. و این گزاره نه استثنایی دارد و نه مرز می‌شناسد. آنان‌که چنین حسی در درونشان می‌جوشد اما با هر توجیهی حاضر نیستند در صف محکومیت نسل‌کشی ملت فلسطین بایستند، لازم است بارها و بارها به خود رجوع کنند.

م. رشید

 

print
مقالات
سکولاریسم و لائیسیته
  • لائیسیته در قدرت و سکولاریزاسیون در جامعه ایران – جلال ایجادی
    (بخش 1): جامعه ایران نیازمند یک مبارزه بزرگ فکری در باره سکولاریزاسیون و لائیسیته است. بررسی رشد گیتی مداری و عرفی گرایی در جامعه کنونی و ضرورت تدارک یک قدرت سیاسی لائیک پس از رژیم اسلامی، از چالش های
  • یاد و خاطره خانجان جبل عاملی گرامی باد!
    با تاسف و ناباوری بسیار باخبر شدیم رفیق دیرین و دوست مهربانمان خانجان جبل‌عاملی (بهمن) سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۴ (سوم ژوئن ۲۰۲۵)، در استکهلم زندگی را وداع گفت.‬‬‬‬‬‬‬‬ خانجان فرزند رشیدخان بود که در سال ۱۳۴۳ (۱۹۶۴میلادی)، در تهران توسط رژیم شاه اعدام شد.
  • سکولاریسم (Laïcité): تبیین، کاربردها و چالش‌ها در جوامع امروز
    سکولاریسم، مفهومی اساسی در جوامع مدرن، به دنبال یافتن راهی برای همزیستی مسالمت‌آمیز میان آزادی وجدان، برابری شهروندان و بی‌طرفی دولت در جوامعی است که با تنوع مذهبی فزاینده‌ای روبرو هستند. با این حال، تعریف و اجرای این مفهوم در کشورهای مختلف می‌تواند به طور چشمگیری متفاوت باشد، حتی در دو کشور همسایه
  • روابط دین و دولت در فرانسه
    تاریخچه‌ی «دین فرانسوی» و چالش‌های امروزه‌ی لائیسته: **مقدمه** در میانه‌ی بحث‌های داغ و غالباً مبهم امروز پیرامون مفهوم لائیسته (سکولاریسم دولتی) در فرانسه، اثر ژان-فرانسوا کولوسیمو با عنوان «دین فرانسوی»
Visitor
0267251
Visit Today : 762
Visit Yesterday : 696