در حالی که جمهوری اسلامی ایران با فشارهای فزاینده بینالمللی بر سر برنامه هستهای خود مواجه است، نگاهی به درون این حکومت، ابعاد هولناکی از **فساد سیستماتیک و ثروتاندوزی نجومی** توسط افراد نزدیک به قدرت و خانوادههایشان را آشکار میسازد. این ثروتاندوزی که اغلب زیر چتر “زهد و مسلمانی” پنهان شده است، نه تنها بخش قابل توجهی از داراییهای مردم را به یغما برده، بلکه به پاشنه آشیل رژیم در مواجهه با بحرانهای داخلی و خارجی تبدیل شده است.
**نوکیسههای زیر عبای آخوندها: پرونده امامی کاشانی و شبکه اشتیاق**
برنامه “برگ آخر” به جزئیات زندگی “نوکیسههایی” میپردازد که “زیر عبای آخوندها ثروت بیحساب به دست آوردهاند”. یکی از بارزترین نمونههای این فساد، پرونده آیتالله محمد امامی کاشانی، دامادش وحید اشتیاق و دخترش سها امامی است.
آیتالله امامی کاشانی، عضو شورای نگهبان، مجلس خبرگان و امام جمعه تهران، که خامنهای از او به عنوان “عالم متقی و خدوم” یاد کرده است، در واقع متولی موقوفه عظیم میرزا حسین خان سپهسالار بود. این موقوفه، که زمانی خودگردان بود و هزاران طلبه و موسسات عامالمنفعه را اداره میکرد و شامل دهها هزار سند اجاره رسمی، چندین شهرک در تهران، هزاران هکتار زمین کشاورزی و صدها مغازه در بازار تهران بود، **پس از انقلاب به حکم آیتالله خمینی زیر نظر امامی کاشانی رفت و به تدریج به “ملک طلق شخصی” او و خانوادهاش تبدیل شد**.
جزئیات فساد این شبکه شامل موارد زیر است:
* **معدنخواری**: عباس پالیزدار در سال ۱۳۸۷ افشا کرد که دستکم چهار معدن سنگهای مرغوب، از جمله **معدن سنگ مرمریت دهبید فارس، یکی از مرغوبترین و بزرگترین معادن سنگ دنیا**، به امامی کاشانی واگذار شده است.
* **شبکه صادرات پوششی**: وحید اشتیاق با تأسیس یک شرکت صوری سوری در مالزی، سنگهای این معادن را با **یکدهم یا حتی یکپنجاهم قیمت واقعی** از ایران به مالزی صادر کرده و از آنجا با **۵۰ برابر قیمت** به ایتالیا میفروخته است. این تفاوت قیمت نجومی به جیب این شبکه سرازیر میشده است.
* **ثروتاندوزی خارجی**: ردپای این پولها به خارج از ایران نیز رسیده است. یک نمونه بارز، **ویلای مجلل وحید اشتیاق در محله اشرافی مارکهام در انتاریو کانادا** است که حداقل **۳۰ میلیون دلار** ارزش دارد. این ثروتاندوزی در خارج از کشور، بدون پرداخت مالیات در ایران و تحت پوشش مؤسسات به اصطلاح “خیریه” صورت میگرفته است.
* **فساد خانوادگی**: وحید اشتیاق و همسرش سها امامی (دختر امامی کاشانی) در **دستکم ۱۰ شرکت و معدن** فعالیت دارند که زمینههای کاری آنها هیچ ربطی به یکدیگر ندارد، از معدنداری گرفته تا مؤسسات حقوقی و آموزشی. این شبکه طوری سازماندهی شده که حتی پس از مرگ امامی کاشانی در اسفند ۱۴۰۲ نیز فعالیتهای آن بدون وقفه ادامه دارد.
* **شگردهای جدید**: یکی از جدیدترین شگردهای این شبکه، **”زمینخواری”** در اطراف پروژههای بزرگ شهری است. آنها با استفاده از رانت اطلاعاتی، زمینهای بیابانی اطراف پروژههای در دست ساخت (مانند پروژه شهرکار سالار) را به قیمت پایین خریداری کرده و با توسعه پروژه، از افزایش صدها برابری ارزش زمینها بهرهمند میشوند.
**انکار فساد سیستماتیک و “جهاد تبیین”**
رهبر جمهوری اسلامی، آیتالله خامنهای، به کرات ادعا کرده است که “فساد در رأس و بدنه نظام ریشه نکرده” و آن را “دروغ” میخواند. این ادعا در حالی مطرح میشود که **اسناد و شواهد متعددی وجود فساد ساختاری و سیستمی** را اثبات میکند.
برای مثال، فردی مانند **علی انصاری، صاحب بانکهای تات و آینده، ۱۳۳ هزار میلیارد تومان به بانک خودش بدهکار است** و در حالی که در هر کشور قانونمداری باید تا آخر عمر در زندان باشد، او و خانوادهاش آزادانه در آمریکا و کانادا رفت و آمد میکنند. حضور مقامات ارشد و خانوادههایشان در مراسم ختم پدر او و پیوندهای نزدیک با بیت رهبری، عمق این فساد را نشان میدهد.
مقامات حکومتی، از جمله حجتالاسلام پژادفر، عضو شورای دستگاههای نظارتی کشور، با ادعای سلامت دستگاهها، مشغول “جهاد تبیین” برای سفیدنمایی هستند. اما به نظر میرسد این انکار، به دلیل **سوددهی و حفظ نظامی است که با همین فساد سیستماتیک سرپا مانده است**.
**سلاح هستهای و طبل جنگ: محاصره جمهوری اسلامی از دو طرف**
در کنار فساد داخلی، جمهوری اسلامی با فشار بیسابقهای بر سر برنامه هستهای خود روبروست. مذاکرات غیرشفاف پشت پرده بین فرستادگان ترامپ و خامنهای در عمان و ایتالیا، به نتیجه مشخصی نرسیده است.
جدیدترین گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی در نهم خرداد ۱۴۰۴ (۲۰۲۵) افشا کرده است که **ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی ایران به بیش از ۴۰۸ کیلوگرم رسیده است که برای ساخت بیش از ۱۰ بمب اتمی کفایت میکند**. رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، تأکید کرده است که ایران تنها کشور غیرهستهای است که تا این سطح بالا غنیسازی میکند و این یک “گام فنی کوتاه تا سطح ۹۰ درصد (تسلیحاتی)” است.
این گزارش قرار است در نوزدهم خرداد به شورای حکام آژانس ارائه شود و میتواند **پرونده هستهای ایران را به شورای امنیت سازمان ملل متحد منتقل کرده و تحت بند هفتم منشور ملل متحد، اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی را مشروعیت بخشد**.
در واکنش به این گزارش، وزارت خارجه و سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی آن را “غیرحرفهای، غیرتخصصی، سیاسی” و مبتنی بر “ادعاهای معدود فعالیتها و مکانهای اعلام نشده در دهههای گذشته” خواندهاند. با این حال، گروسی بر شفافیت به عنوان “عنصر ضروری” هرگونه توافق تأکید کرده و یافتههای آژانس از رگههای اورانیوم غنیشده در مکانهای اعلام نشده (مانند لویزانشیان، ورامین و تورقوزآباد) را دلیلی بر نگرانی شدید بینالمللی میداند.
آیتالله خامنهای نیز با لحنی تند، غنیسازی را “حیثیتی” دانسته و خطاب به منتقدان گفته است: “به شماها چه ما غنیسازی میکنیم؟”. این در حالی است که آژانس بینالمللی انرژی اتمی تنها مرجع حقوقی سازمان ملل برای رصد فعالیتهای هستهای است و ایران به عنوان عضو آن موظف به پاسخگویی است.
**نتیجهگیری**
جمهوری اسلامی اکنون از دو طرف در محاصره قرار گرفته است: از یک سو، **گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی که میتواند منجر به اقدام نظامی علیه آن شود**، و از سوی دیگر، **اصرار آمریکا بر توقف کامل غنیسازی**. در این وضعیت، اولویت رژیم، حفظ “حیثیت” غنیسازی است، در حالی که “نان و آبروی مردم” برای آن حیثیتی نیست. این تمرکز بر برنامه هستهای در کنار فساد بیسابقه داخلی، چشماندازی مبهم و خطرناک را برای آینده ایران رقم میزند.