قرار بود «نه جنگ شود و نه مذاکره»، اما حالا هم مذاکره شد هم جنگ. حمله گسترده و چند وجهی اسرائیل در بامداد ۲۳ خرداد، بزرگترین ضربه و حمله نظامی هوایی یک کشور خارجی به ایران در یک فرصت زمانی کوتاه بود. جمعه سیاهی بود برای کشور با آسمانی بیدفاع و برای حاکمانی بیتدبیر و غافلگیرشده. رهبرانی که به هزینه مردم ایران نظم جهانی و متحد منطقهای آن، اسرائیل را، بدون داشتن امکانات نظامی و اقتصادی لازم و بدون نظرخواهی از مردم، سالها به روشهای مختلف به چالش کشیدند.
آنچه مسلم است، روزهای تلخ و بحرانی است که مردم و کشور با آن روبهرو هستند. ایران با حمله نظامی و بیسابقهای روبهرو شده، اما کشورهای غربی که همیشه مدعی احترام به حقوق بینالملل و متعهد به محکوم کردن متجاوز میدانستهاند، این حمله را محکوم نکردند.
شاهزاده رضا پهلوی نیز در بیانیه ناشیانهای که در پی این حمله صادر کرد هیچ سخنی از محکومیت حمله اسرائیل که ویرانی بخشی از تاسیسات هستهای و نظامی کشور و عدهای از مردم بیگناه شد، نگفت. او امروز نیز در پیام ویدئویی خود از اسرائیل در حمله به ایران سلب مسئولیت کرد و حاکمان ایران را مسئول حمله نظامی به کشور دانست. در این پیام ویدئویی شاهزاده رضا پهلوی تلویحا مردم را به نافرمانی مدنی و نظامیان را به پیوستن به مردم دعوت کرد.
پرسشهای زیادی در شرایط بحرانی کنونی برای مردم مطرح است که شاید پاسخهای روشنی نداشته باشند یا در روزهای آینده ابعاد آن روشنتر شود:
۱. آیا تلاش امریکا برای مذاکره با ایران از آغاز برای راه گمکردن بوده است تا اسرائیل غافلگیرانه ایران را مورد حمله قرار دهد؟ آیا ترامپ علیرغم اعلام تمایل به مذاکره و توافق با ایران بر سر برنامه هستهای، سیاست تضعیف کامل قدرت نظامی ایران و نهتنها برنامه هستهای را در سر داشته است؟
۲. آیا اسرائیل بدون رضایت ترامپ دست به حمله زده است؟ یا اینکه با چراغ سبز ترامپ و برای امتیاز گرفتن از ایران در مذاکرات، ترامپ در ظاهر مخالف اما در پشت پرده خواستار حمله محدود اسرائیل به ایران بوده است؟ یعنی حمله و ضربه در خدمت مذاکره، و نه اینکه مذاکره برای راه گمکردن و در خدمت حمله نظامی به ایران؟
۳. آیا ترامپ چنانکه میگفت، واقعاً مخالف حمله اسرائیل به ایران بوده است؟ اما حال که اسرائیل موفق شده ضربات زیادی به تأسیسات اتمی و نظامی ایران وارد کند، میخواهد از این حمله و ضربات به تاسیسات اتمی و کشتن غافلگیرکننده فرماندهان ارشد نظامی بهعنوان برگ برندهای در مذاکرات با ایرانِ ضعیفشده استفاده کند؟
۴. آیا تغییر رژیم از طریق حمله نظامی در دستور کار اسرائیل و آمریکا قرار گرفته است؟ در این صورت، کدام رژیم فقط با حمله هوایی و بدون ورود نیروی زمینی سرنگون شده است؟
۵. آیا زدن پایگاههای نظامی ایران در غرب کشور ــ که ربطی نیز به برنامه هستهای کشور ندارد ــ تضعیف قدرت نظامی کشور به قصد فعال کردن کانونهای گریز از مرکز در مرزهای کشور است؟
آیا آقای خامنهای به عنوان رهبر کشور و فرمانده کل قوا و دیگر تصمیمگیرندگان حاکم، خارج از مسئولیتهایی که در رساندن ایران به چنین شرایط و روزهایی دارند، میتوانند تدبیر به خرج دهند و علیرغم حمایتهای غیرمستقیم سیاسی و پشتیبانی لجستیکی امریکا از اسرائیل در درگیری اخیر میان ایران و اسرائیل، وارد جنگ مستقیم با آمریکا در منطقه نشوند و بویژه میز مذاکره با آمریکا را ترک نکنند؟