اندیشه ، فلسفه
تاریخ
اقتصاد
  • برقراری اجباری سانترالیسم دموکراتیک
    یکم- آیا نظام موجود بانکداری در ایران کارآمدی دارد؟ همه کسانی که به نظام بانکی نگاه کارشناسانه و نیز مطابقت دادن این نظام با بانکداری مدرن دارند بر این باورند آنچه به عنوان بانکداری در جمهوری اسلامی عمل می‌کند فاقد
  • مسعود نیلی: کار صندوق بازنشستگی در ایران تمام شد
    شکی نداریم که کشور ما در شرایط بسیار سختی قرار گرفته که هیچ‌گاه در تاریخ با مشکلاتی به این عمق و تنوع به‌صورت همزمان مواجه نبوده است. این روند تدریجی قابل پیش‌بینی بود. کارشناسان با تهیه گزارش‌های مختلف،
  • ستون فقرات حکمرانی باید «رشد و توسعه اقتصادی» باشد
    استاد دانشگاه گفت: ستون فقرات حکمرانی باید «رشد و توسعه اقتصادی» باشد. بر اساس برآورد کارشناسان انرژی و محیط زیست، برای رسیدن به شرایط نرمال، کشور به ۴۵۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در بازه زمانی ۱۰ تا ۱۵
  • چشمشان رابرروی خطر می بندند
    یکم- چند روزی بیشتر به اجرای تهدید کشیدن ماشه در پرونده هسته‌ای از سوی سه‌گانه اروپایی باقی نمانده است. براساس تهدیدی که از سوی سه غول اروپایی صورت گرفته اگر جمهوری اسلامی برخی شرایط اعلام شده از

مقدمه شش ماه پیش، هشدارهایی در مورد آنچه بر سر ایران خواهد آمد، داده می‌شد. اکنون، با توجه به تحولات اخیر و چشم‌انداز بازگشت احتمالی دونالد ترامپ به قدرت، وضعیت ژئوپلیتیک ایران در کانون توجه تحلیلگران قرار گرفته است. دکتر مهدی مطهرنیا، با تحلیلی عمیق و راهبردی، به بررسی ابعاد گوناگون این وضعیت پرداخته و سناریوهای پیش‌رو را برای ایران، منطقه و نظم جهانی تشریح می‌کند. این مقاله، برگرفته از سخنان ایشان، به واکاوی وضعیت ایران در مواجهه با فشارهای حداکثری، استراتژی‌های آتی غرب و مسیری که جمهوری اسلامی در پیش رو دارد، می‌پردازد.

۱. دکترین ترامپ: “حداکثر حداکثرها” و تقابل تهاجمی به گفته دکتر مطهرنیا، ترامپ به عنوان یک “بیزینس‌من” مذاکره می‌کند و هرگز راه مذاکره را نمی‌بندد، حتی “با شیطان هم در جهنم مذاکره می‌کنند”. اما نکته کلیدی این است که او در مذاکراتش به دنبال “حداکثر حداکثرها” است، نه “حداقل حداکثرها” که اوباما به دنبال آن بود. به دلیل عدم پذیرش برجام توسط ایران و بی‌اعتماد دانستن آمریکا، اکنون ایران باید به جای “حداقل حداکثرها”، “حداکثر حداکثرها” را بپردازد و به ضعف کشانده شود. ترامپ پس از آمدن به قدرت، “احکام جدید ریاست جمهوری” بسیاری را اعلام خواهد کرد، که در ارتباط با ایران نیز خواهد بود.

استراتژی ترامپ در دوره قبل “بازیگر دیوانه” و “جوجیتسو” بود، اما اکنون پارادایم او “اقتدار جهانی آمریکا را تهاجمی نشان خواهد داد” و استراتژیش “فشار و تقابل” است. این بدان معناست که او فشار زیادی وارد می‌کند تا رقیب “سرخم” کند، و اگر سرخم نکرد، وارد تقابل می‌شود که می‌تواند از بعد فرهنگی و اقتصادی تا “جنگ مستقیم” را شامل شود. تاکتیک جدید ترامپ “رسانه‌ای کردن همه بحران‌ها و وقایع” خواهد بود؛ به عنوان مثال، اگر ایران کوچک‌ترین عقب‌نشینی در بحث هسته‌ای داشته باشد، خود آمریکا آن را رسانه‌ای می‌کند تا “هیبت و حیثیت” ایران را از بین ببرد. تحریم‌های فلج‌کننده به “تحریم‌های کمرشکن” تبدیل خواهند شد و حتی چین نیز برای عدم خرید نفت از ایران تحت فشار قرار خواهد گرفت.

۲. طرح گام به گام فشار بر ایران: از جنگ مینیاتوری تا فروپاشی اقتصادی دکتر مطهرنیا یک استراتژی چهارگام (که در واقع شش فاز است) را برای اعمال فشار بر ایران تشریح می‌کند:

  • گام اول: تسری جنگ مینیاتوری. این جنگ از سال ۲۰۱۸ آغاز شده و گسترش پیدا خواهد کرد.
  • گام دوم: ایجاد ائتلاف علیه ایران. ائتلافی میان واشینگتن و تل‌آویو گسترش می‌یابد و کشورهای دیگر در منطقه و خارج از آن را نیز شامل خواهد شد. اسرائیل، به عنوان “نوک پیکان” این عملیات، به دنبال وارد کردن ایران به “صلح ابراهیم” است.
  • گام سوم: انتقال ترورها از بیرون به درون. ترورها از خارج به داخل ایران منتقل خواهند شد.
  • گام چهارم: گسترش نارضایتی عمومی بر اساس فروپاشی اقتصادی. تحریم‌ها فروپاشی اقتصادی را تکمیل کرده و نارضایتی عمومی را گسترش خواهند داد. این فروپاشی به دلیل “بستن تمام خروجی‌ها و ورودی‌ها” از جمله نفت توسط آمریکا صورت می‌گیرد.
  • گام پنجم: انتقال در داخل یا گذار از وضع موجود. وقتی نارضایتی عمومی گسترش یابد، دو راه پیش‌روست: یا “گذار از وضع موجود” در داخل صورت می‌گیرد، یا ایران مجبور به مذاکره می‌شود و “حداکثر حداکثر” امتیازات را واگذار می‌کند.
  • گام ششم (نتیجه): این روندها قطعی و “محتوم” هستند و جمهوری اسلامی توانایی محدودی برای جلوگیری از آن‌ها دارد. ایران وارد “جغرافیایی” شده است که “یا باید تسلیم شود به یک مذاکره‌ای که آن‌ها دیکته می‌کنند” و “همه ارزش‌ها و تمام تبلیغات و پروپاگاندا و مسائل هیبتی‌اش را زمین بگذارد”.

۳. نقاط ضعف داخلی و “تله آرمانی” ایران ایران در یک “تله آرمانی” افتاده و “پایش گیر است و نمی‌تواند تکان بخورد”. جامعه ایران اکنون با “اثر تشدیدار” ناشی از فروپاشی اقتصادی مواجه است. مردم دیگر نمی‌توانند اختلاس‌ها، ارتشا، سوءمدیریت‌ها، اتلاف انرژی، دعواهای سیاسی بر سر جانشینی و رانت‌ها را نادیده بگیرند؛ این مسائل برای همه “عریان شده” و در همه جا درباره آن‌ها صحبت می‌شود. این ضعف داخلی در کنار ناتوانی در عمل در عرصه سیاست خارجی، وضعیت را بحرانی‌تر می‌کند.

سیاست خارجی جمهوری اسلامی در نظریه بر مبنای دو گفتمان “سرخ شهادت” و “سبز امامت” فعال نشان می‌دهد، اما در عمل همواره “منفعل” بوده است. نمونه این انفعال، عدم توانایی در کمک‌رسانی هوایی و زمینی به غزه و جولان است، در حالی که در گذشته این امکان وجود داشت.

۴. پایان دوره خواستگاری و بحران‌های سه‌گانه به اعتقاد دکتر مطهرنیا، “دوره خواستگاری برای ایران تمام شده” است. آمریکا دیگر نیاز به حضور ایران در منطقه “تحت عنوان مبارزه با آمریکا” ندارد، زیرا “این حضور و ظهور انجام پذیرفته و مشروعیت هم به آن داده شده است”. بنابراین، “دستگاه دیپلماسی” ایران کار بسیار سختی دارد.

سه بحران اساسی پیش روی ایران قرار دارد که با یکدیگر در ارتباط هستند و بر حوزه دیپلماسی نیز اثر می‌گذارند:

  • بحران جانشینی در داخل: مسأله جانشینی در رهبری نظام.
  • بحران جایابی در منطقه: مرزهای جغرافیایی منطقه، از جمله در فلسطین و جولان، دستخوش تغییرات خواهد شد و اسرائیل به سادگی از مناطق تصرف شده عقب‌نشینی نخواهد کرد.
  • بحران جایگزینی در نظام بین‌الملل: جایگزینی نظم جدید به جای نظم کهن جهانی.

دالاس، دیپلمات کهنه‌کار، معتقد بود که “سیاست داخلی، سیاست خارجی است” و قدرت داخلی، سیاست خارجی را به نظام بین‌الملل متصل می‌کند. ضعف پایه سیاست داخلی، هر چقدر هم در خارج قوی عمل شود، منجر به فروپاشی خواهد شد. به گفته دکتر مطهرنیا، “دیر شده، خیلی دیر شده” و ایران باید “حداکثر حداکثرها را بدهد“.

۵. فراتر از هسته‌ای: هدف “تغییر رژیم پرونده هسته‌ای “ابزاری برای رسیدن به یک هدف دیگر” است. از سال ۲۰۱۸ به این سو، ایالات متحده و انگلستان وارد مقوله “چنج رژیم” (تغییر رژیم) شده‌اند. این تغییر رژیم در سال ۲۰۱۸ در “محتوا” بود و اکنون در “شکل” است؛ اگر ایران بنشیند و مذاکره کند و آنچه آمریکا می‌خواهد را انجام دهد، “محتوا عوض شده، تثبیت می‌شود” و “شکل را نگه می‌دارد، ولی آن شکل دیگر آینده را هم از دست می‌دهد”.

دکتر مطهرنیا تصریح می‌کند که ایران “گذشته را از دست داده، حال را از دست داده” و اکنون تلاش می‌شود “آینده را هم از دست” بدهد. این وضعیت را “جنگ شرافت” می‌نامد، زیرا هدف اصلی، از بین بردن “هیبت و حیثیت” ایران است که ابعادی از جنگ مینیاتوری و سایه است.

۶. چشم‌انداز آینده: “گردباد سازنده” و ضرورت “خردورزی استراتژیک دکتر مطهرنیا آینده را به مثابه یک “گردباد سازنده” می‌بیند که “آنچه را که وجود دارد بر می‌سازد و بلند می‌کند و از نو روی زمین می‌گذارد تا ساخت جدیدی به وجود بیاید”. این به معنای “دوران گذاری” است که “نظم موجود کاملاً با اختلال روبرو شود”.

ایشان با نقدهای تندی به سیاست‌های کنونی ایران اشاره می‌کند که “هزینه‌زاست، انرژی مملکت را هدر می‌دهد، منابع مملکت را هدر می‌دهد”. او معتقد است که ایران در قرن بیست‌ویکم باید “ژاپن آسیای جنوب غربی” شود و به عنوان یک “جغرافیای گرهی” در نظم آینده جهانی، تکلیفش مشخص گردد. آمریکا به ایران اجازه نخواهد داد تا در “کلونی قدرت” چین، روسیه یا اتحادیه اروپا قرار گیرد، چرا که ایران یکی از “شرکای استراتژیک” در چشم‌انداز نظم آینده جهانی است.

دکتر مطهرنیا آرزوی تشکیل “ایالات متحده فلات ایران” را دارد که بر مبنای “ادبیات قرن بیست‌ویکم” و “خردورزی تمدنی” و نه “سلطه نظامی” یا “فتح سرزمینی”، بتواند با دیگران متحد شود. وی بر ضرورت “دوراندیشی” و داشتن “راهبرد” و “نقشه راه” تاکید می‌کند.

نتیجه‌گیری وضعیت کنونی ایران بسیار پیچیده و بحرانی است. با توجه به تحلیل‌های ارائه شده، ایران در یک دوراهی حساس قرار گرفته است: “یا باید بنشیند مذاکره کند و حداکثر حداکثرها را بدهد… یا اینکه چیکار باید بکند؟ وارد ستیزش بشود، یا ترکیبی از این دو”. نادیده گرفتن واقعیت‌های عینی جهان و ادامه راهبردهای کنونی، می‌تواند منجر به از دست رفتن آینده و نابودی “هیبت و حیثیت” ایران شود. این تحلیل بر ضرورت فهم دقیق “آیین قدرت” و “واقعیت‌های جهان عینی” برای جلوگیری از به هدر رفتن منابع و انرژی یک کشور در ازای “هیچ و یک شعار” تاکید می‌کند. ایران از یک “تأثیرگذار بر جهان” به یک “مسئله جهان” تبدیل شده است، و برای خروج از این وضعیت، نیازمند بازنگری اساسی در رویکردهای داخلی و خارجی خود است. این وضعیت دیگر زمان گمانه‌زنی نیست؛ “دیر شده، خیلی دیر شده” و باید با درک سیگنال‌ها و پیش‌بینی آینده، برای حفظ منافع ملی اقدام کرد.

print
مقالات
سکولاریسم و لائیسیته
  • لائیسیته در قدرت و سکولاریزاسیون در جامعه ایران – جلال ایجادی
    (بخش 1): جامعه ایران نیازمند یک مبارزه بزرگ فکری در باره سکولاریزاسیون و لائیسیته است. بررسی رشد گیتی مداری و عرفی گرایی در جامعه کنونی و ضرورت تدارک یک قدرت سیاسی لائیک پس از رژیم اسلامی، از چالش های
  • یاد و خاطره خانجان جبل عاملی گرامی باد!
    با تاسف و ناباوری بسیار باخبر شدیم رفیق دیرین و دوست مهربانمان خانجان جبل‌عاملی (بهمن) سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۴ (سوم ژوئن ۲۰۲۵)، در استکهلم زندگی را وداع گفت.‬‬‬‬‬‬‬‬ خانجان فرزند رشیدخان بود که در سال ۱۳۴۳ (۱۹۶۴میلادی)، در تهران توسط رژیم شاه اعدام شد.
  • سکولاریسم (Laïcité): تبیین، کاربردها و چالش‌ها در جوامع امروز
    سکولاریسم، مفهومی اساسی در جوامع مدرن، به دنبال یافتن راهی برای همزیستی مسالمت‌آمیز میان آزادی وجدان، برابری شهروندان و بی‌طرفی دولت در جوامعی است که با تنوع مذهبی فزاینده‌ای روبرو هستند. با این حال، تعریف و اجرای این مفهوم در کشورهای مختلف می‌تواند به طور چشمگیری متفاوت باشد، حتی در دو کشور همسایه
  • روابط دین و دولت در فرانسه
    تاریخچه‌ی «دین فرانسوی» و چالش‌های امروزه‌ی لائیسته: **مقدمه** در میانه‌ی بحث‌های داغ و غالباً مبهم امروز پیرامون مفهوم لائیسته (سکولاریسم دولتی) در فرانسه، اثر ژان-فرانسوا کولوسیمو با عنوان «دین فرانسوی»
Visitor
0266910
Visit Today : 421
Visit Yesterday : 696