ظاهراً در شرایط سختی که شاهدیم جنگ ادامه خواهد یافت . مردم ما پس از زندگی نزدیک به نیم قرن در شرایط بحرانی و جنگ و از همه بدتر زیر سرکوب مداوم رژیم که 6 تا 7 میلیون نفر از ایرانیان را از کشور فراری داده، گرفتار این وضعیت شده اند. حکومت طی این مدت در تکه پاره کردن مردم به گروه های مختلف کمترین کوتاهی نکرده است. بعید است آمریکا و اسراییل سرباز به کشور ما بفرستند ولی تا بخواهی مزدور اجیر شده درست کرده اند که برای یک دستمال بخواهند قیصریه ای را آتش بزنند . مردم ما نه مردم ویتنام هستند و نه یمن . شرایط جغرافیایی و خطر گروهک های قومی تجزیه طلب و غیره با زمینه ای که حکومت در طی این سال ها با جباریت و بلاهت کامل ساخته است، ایران را بسیار ضربه پذیر کرده است .
در این شرایط خاص گفته می شود که باید مردم روحیه داشته باشند و در مقابل دشمن مقاومت کنند. البته مردم با جان و دل از کشور محافظت خواهند کرد و در همین روزهای بحرانی و حساس نیز یکدلی و همبستگی خود را نشان دادند.
کشوری چند هزارساله که از میان تهاجم ها و غارت ها هنوز دوام آورده بطور غریزی در مواقع خطرناک تمایل به افزایش مقاومت جمعی نشان می دهد. چنان که در این روزها دیدیم که در کار خیر و کمک به یکدیگر بسیاری پیشقدم بودند. در این که این حس همبستگی و همدلی در هنگام جنگ و درگیری، در میان ایرانیان بسیار شدید است ولی نباید همه چیز را بدان موکول کرد.
سران رژیم اکنون از نظر امنیتی ناچار به تجدید نظر شده اند و باید جان خود را حفظ کنند .آیا در این موقعیت کسانی هستند که بتوانند در این شرایط پر تب و تاب، مردمانی را که آسیب دیده اند و نیازمند کمک هستند یاری کنند و اوضاع را مدیریت کنند؟
تا آنجا که می دانم بهای نان و سایر مواد غذایی بطور سرسام آوری بالا رفته است . این وضع قابل دوام نیست و باید هرچه زودتر فکری شود. بزرگترین چالش برای هر حکومتی که در جنگ است آنست که زندگی عادی مردم مختل نشود و مردم از حداقل مایحتاج برخوردار باشند.مردمی که سال ها با تحریم و تورم بالا زیسته اند اکنون تاب بالا رفتن سرسام آور روزانه را ندارند.
همه جنگ ها دیر یا زود تمام می شود ولی آیا در فردای این جنگ مانند پایان جنگ با عراق اعدام و زندان برای زهرچشم گرفتن ادامه خواهد داشت ؟ از مسایل روزمره بگذریم بجز خواندن سرود ایران در میان سینه زنی ما هیچ قدمی از تغییر سیاست رژیم ندیده ایم . در این مدت آنقدر مردم دروغ شنیده اند و ملایان بقدری حقه بازی کرده اند که مردم اطمینانی به این نوع مانورها ندارند.
مردم به چه امید و به چه عشقی به میدان بیایند ؟ چه دورنمای برای ایران ببینند که مقاومت کنند و جان ببازند؟ از کجا اطمینان پیدا کنند که فردا این حکومت و شارلاتان هایش یکی پس از دیگری کلاه جدیدی بر سر مردم نگذارند؟ مردم باید در حال حاضر تغییرات جدی حکومت را برای مشارکت دادن ملت در سرنوشت خود و در راندن رانتخواران و دزدان و مجازات آنها ببینند تا دلگرمی پیدا کنند.
حکومت هنوز مخالفان خودی ، خود را هم در این شرایط از زندان آزاد نکرده است پس چه تضمینی برای آزادی دگر اندیشان است؟ باید مردم امیدی از آزادی و امنیت ببینند و به میدان بیایند وگرنه از همهُ ما سوء استفاده خواهد شد و خودمان را مسئول تداوم این دیکتاتوری خواهند دانست که البته باور ندارم در آن صورت اصولاً این حکومت دوام زیادی بیاورد.
۱۹تیر ۱۴۰۴
2025-07-10