یک سال از انتخاب مسعود پزشکیان به عنوان چهاردهمین رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران میگذرد، و اکنون زمان آن رسیده که نگاهی عمیقتر به آنچه در این دوره گذشت بیندازیم. این مقاله، بر اساس گفتوگوی انجام شده در تلویزیون دیدار با جناب آقای دکتر غلامعلی جعفرزاده ایمنآبادی، نماینده پیشین مردم رشت در مجلس شورای اسلامی و فعال سیاسی، به بررسی چالشها، انتظارات عمومی و واقعیتهای حاکم بر دولت و ملت در این برهه حساس میپردازد.
مقدمه: مردم پای کار، حکمرانی در حاشیه؟
دوازده ماه پس از آنکه مردم ایران، علیرغم قهر با صندوقهای رأی و ناراحتیهای عمیق، به مسعود پزشکیان رأی دادند، این سؤال مطرح میشود که آیا دولت ایشان “قدر مردم را دانسته است”؟ به گفته دکتر ایمنآبادی، اتفاق باورنکردنی رخ داد که مردم، باوجود ناراحتیها، کملطفیها، بیمهریها و همه مشکلات، پای نظام و وطن ایستادند و با دشمن همراهی نکردند. تحلیل نتانیاهو این بود که پس از حمله، مردم به خیابانها میریزند، اما مردم بر سر “فصل مشترک وطن و اعتقاد به این وطن و آب خاک” ایستادند. این ایستادگی فراتر از “موشک” بود؛ “موشک” اثربخش بود، اما “فراتر از موشک مردم کمک کردند”. اگر مردم نمیایستادند، حتی با میلیونها موشک نیز هیچ کاری از پیش نمیرفت.
اما سؤال اصلی اینجاست: آیا پس از این حمایت بینظیر، “از مردم دلجویی شد”؟ دکتر ایمنآبادی تأکید میکند که چنین دلجویی دیده نشده است. حتی چهرههایی مانند مصطفی تاجزاده که به ناحق در زندان است، یا سروش، خانم رهنورد، و آقای خاتمی، که مورد بیمهری قرار گرفته بودند، همه داستانها را کنار گذاشتند و “پای این حکومت و پای ایران” ایستادند. اما نتیجه چه شد؟ “۵ سال زندان آقای تاجزاده اضافه شد”. این رفتارها نشان میدهد که “چه خصومتی با مردم دارید؟ چه خصومتی با این حکومت دارید؟ چرا میخواهید همش مردمو عصبانی کنید؟”.
سهم اندک دولت در “کیک اقتصاد” و لزوم اصلاحات جسورانه
یکی از نکات مهمی که در این گفتگو مطرح شد، موضوع سهم دولت از اقتصاد است. دکتر ایمنآبادی اشاره میکند که دولت تنها حدود 17 درصد از “کیک اقتصاد” را در اختیار دارد، در حالی که بخش خصوصی 63 درصد و نهادها و ارگانها سهم بالاتری دارند. این آمار، نقد اصلی به دولت پزشکیان را شکل میدهد: “آقای پزشکی آمده است رئیس جمهور بشود یا اون نواقصی که تا الان وجود داشته است اصلاح بکند؟ من به شما میگم من اصلاحات نمیبینم”.
انتظار مردم از رئیس جمهور، اصلاح امور است. نمیتوان پس از چهار سال دوباره گفت “سهم دولتها از کیک اقتصاد پایین است”. کشور نیاز به یک “شجاعت” برای کوچک کردن دولت و سپردن کار به بخش خصوصی دارد. نقش بخش خصوصی در بحران 12 روزه اخیر، حیاتی و غیرقابل انکار بود. دکتر ایمنآبادی با شهادت کامل میگوید که “اگر بخش خصوصی نبود این وزارتخونههای فشل پدر مردم درراومده بود” و “نه آرت بود نه مواد غذایی بود نه مواد پروتئینی هیچی نبود”. در آن 12 روز سخت، “وزارتخونهها تعطیل بودن” و “بخش خصوصی اشک میریخت”. این یک واقعیت تلخ است که نشان میدهد دولت در ابتداییترین مسائل رفاه و آسایش مردم، حتی در زمان بحران، عملکرد ضعیفی داشته است.
نفوذ، ضعف امنیتی و آدرسهای غلط
یکی از صریحترین و انتقادیترین بخشهای این گفتوگو، به ضعف دستگاه امنیتی کشور و موضوع “نفوذ” اختصاص داشت. دکتر ایمنآبادی به شدت از سیستم امنیتی گلهمند است و میپرسد: “چرا هیچکی بازخواست نشد؟ چرا وزارت اطلاعات استیضاح نشد تو مجلس؟”. او فقدان سرمایههایی چون سردار رشید و دانشمندان هستهای مانند شهید مقدم را “فاجعه” میداند و با تأسف میگوید این افراد دیگر “تولید نمیشوند”.
بحث “نفوذ” به ویژه در پی اتفاقاتی مانند عدم کشف کارگاههای تولید ریزپرنده در پایتخت، در حالی که دوربینهای سازمان انرژی اتمی مشغول “شمردن تار موی دختران” بودند، مورد انتقاد قرار گرفت. دکتر ایمنآبادی تأکید میکند که “نفوذ” الزاماً نظامی نیست و “نفوذ مغزی و فکری هم هست”. او با قاطعیت رد میکند که نفوذ به مهاجرین افغان خلاصه شود، بلکه معتقد است سطح نفوذ “بالاتر از این حرفاست و اتفاقاً در بالاترین ردههای این کشوره“. این به معنای آن است که “همه چیز ما شنود شده زندگینامه همه اینا رو داشتن از دی انی اینا تا نمیدونم گروهی خونش شون تا حساب بانکیشون تا چه چه چه”. این نوع آدرس غلط دادن به مردم، “ابزار” برای انحراف افکار عمومی است.
در مورد مهاجرین افغان نیز، دکتر ایمنآبادی تأکید دارد که هر کسی که غیرمجاز است، باید برود. اما او با سیاست فعلی پذیرش مهاجرین قانونی نیز مخالف است و میپرسد: “کی به شما این اجازه رو داد از جیب من جیب شما و جیب همه مردم شما سه و نیم میلیون مهمان بپذیرید؟”. او این را یک “فاجعه” میداند و معتقد است که باید یک “نرخ پذیرش مهاجر” مشخص شود.
صدا و سیما، رسانههای خارجی و عدم شفافیت
عملکرد صدا و سیما نیز مورد نقد جدی قرار گرفته است. در بحبوحه بحران 12 روزه، در حالی که مردم از طریق تلگرام دنبال اخبار واقعی بودند و “اوضاع اوضاع خوبی نیست” را در خیابانها میدیدند، “تلویزیون روشن میکردی میبینی نه اصلاً انگار توی صدا و سیما جنگ تموم شده ایرانم پیروز اون میدونه”. این تناقض باعث شد که “رسانه اینترنشنال میاد از این فرصت استفاده میکنه هر آنچه که مردم دلشون میخواست از صدا و سیما بشنون از اینترنشنال میشنون”.
دکتر ایمنآبادی صدا و سیما را “یک فرقهای” میداند که “رفته اونجا لونه کرده از صبح تا شبم دارن فحش میدن و دارن مردمو بدبین میکنن”. او این را “عملکردی” میداند که مردم را “نسبت به این نظام نسبت به این حکومت نسبت به این جمهوری اسلام بدبین میکنه”. در حالی که انتظار میرفت همه “نه چپ داریم نه راست داریم نه وسط داریم همه یه حرف بزنیم جمهوریه اسلامی ایران وطن ایران غیر از این همه گفتیم یه حرف بزنیم”، این دوستان به جای قدردانی، “تصویب حساب میکنن”.
مجلس و دغدغههای مردم: از تار مو تا اقتصاد
مجلس نیز از انتقادات بینصیب نمانده است. دکتر ایمنآبادی صریحاً میگوید: “مجلس نداریم، خودمون گول نزنیم”. او از اینکه مجلس به جای پرداختن به مشکلات اصلی مردم، دنبال “سگ و گربه مردم” و “تار موی دختران” است، انتقاد میکند. در حالی که “۹۷ ۸ مشکلات مردم اقتصاد” است، “مصوبات مجلس ما بیشتر از ۷ درصد در حوزه اقتصاد نبود”. این نشان میدهد که مجلس از نیازهای واقعی مردم دور است و به جای “قوه عاقله” مردم، برای آنها “تصمیم میگیرد”.
غرور ملی و تفاوت “حکومت” و “ایران“
بحث مهم دیگری که مطرح شد، تلاش برخی برای تفکیک “حمله به جمهوری اسلامی” از “حمله به ایران” بود. دکتر ایمنآبادی این را “حرف مفتی” و “آدرس غلطی” میداند. او تأکید میکند که “شما مردم ما رو کشتید به خاکمون تجاوز شد به خاکمون تجاوز کردید”. برای مردم ایران، “خاک است و خاک است و خاک” که با هیچکس بر سر آن “تعارف ندارن”. او تصریح میکند: “ما یه خانوادهایم خیلی هم با هم مشکل داریم… با حکمرانی این کشور مشکل داریم با اداره این کشور مشکل داریم با برخورد با این مردم مشکل داریم و برخورد نامهربانانه با این مردم مشکل نمی اما بحثهای ما خانوادگیستا این اجازه رو نمیدیم یکی از بیرون بیاد این به خدا به خدا نزدیک عذارم هست اینو نمیگم تبلیغات بشه بابا اینو دارم میگم بدانید تو مغز ما چه میگذره ما بحثامون خانوادگیه.”. این جمله، روحیه وحدت ملی در برابر دشمن خارجی را به وضوح بیان میکند.
بیاعتمادی به متحدان خارجی و لزوم بازنگری استراتژیک
دکتر ایمنآبادی به شدت از عدم شفافیت در سیاست خارجی و بیاعتمادی به برخی متحدان انتقاد میکند. او به این نکته اشاره میکند که “همین پوتین که واقعاً پوتینه اومد گفت که اسرائیل کشور دوم ماست” و ما را تنها گذاشت. او میپرسد: “کی میخوایم بفهمیم کجای کاریم؟”. این وضعیت نشان میدهد که کشور نیاز مبرم به “تغییر حکمرانی سیاسی” و “بازنگری” در استراتژیها دارد. باید نقاط قوت و ضعف شناسایی شوند و “قوه عاقله الان باید بشینه فکر کنه برنامه داشته باشه”.
کلام آخر: انتظارات از رئیسجمهور و امید به آینده
در پایان، ارزیابی دکتر ایمنآبادی از عملکرد پزشکیان نه چندان مثبت است. او معتقد است که آقای پزشکیان “نه ارادهش الان وجود داره نه برنامه داره”. با وجود اینکه مردم چارهای جز انتخاب او نداشتند و “مجبور بودیم به این آدم تنها” رأی دهیم، اما او انتظارات را برآورده نکرده است. دوستان نزدیک آقای پزشکیان نیز “خیلی دلخورن”.
مسئولین “مردود شدند، نه تجدید شدند”. آنها نشان دادند که “اصلاً قابل اتکا نیستند و نتونستن این مردمو نگه”. اکنون انتظار میرود که “دستی رو سر این مردم کشیده بشه” و “دلجویی بشه”. باید “عفو عمومی” و “آشتی ملی” اتفاق بیفتد. این کشور مال “۹۰ میلیون نفره” و “چتر این نظام باید این ۹۰ میلیون نفرو پوشش بده نه اون دو سه میلیون میلیون نفرو”.
در نهایت، ایران کشوری است که مردمش، علیرغم مشکلات و ناملایمات داخلی، همچون یک خانواده در مقابل تهدیدات خارجی متحد میمانند. اما انتظار دارند که مسئولین نیز این اتحاد و فداکاری را ببینند و با “تدبیر مدیریتی” و “شجاعت” به سمت اصلاحات واقعی حرکت کنند.
همانند یک کشتی که در طوفان دریا قرار گرفته، مردم ایران با همه وجود به این کشتی چسبیدهاند و آن را از غرق شدن نجات دادهاند. اما ناخدایان کشتی (مسئولین) باید این تلاش بیدریغ را درک کرده، مسیر خود را بازنگری کنند و با استفاده از توانایی همه سرنشینان، کشتی را به ساحل آرامش برسانند، نه اینکه تنها به چند سرنشین خاص اهمیت دهند و باقی را در توفان رها کنند.