اندیشه ، فلسفه
تاریخ
اقتصاد
  • برقراری اجباری سانترالیسم دموکراتیک
    یکم- آیا نظام موجود بانکداری در ایران کارآمدی دارد؟ همه کسانی که به نظام بانکی نگاه کارشناسانه و نیز مطابقت دادن این نظام با بانکداری مدرن دارند بر این باورند آنچه به عنوان بانکداری در جمهوری اسلامی عمل می‌کند فاقد
  • مسعود نیلی: کار صندوق بازنشستگی در ایران تمام شد
    شکی نداریم که کشور ما در شرایط بسیار سختی قرار گرفته که هیچ‌گاه در تاریخ با مشکلاتی به این عمق و تنوع به‌صورت همزمان مواجه نبوده است. این روند تدریجی قابل پیش‌بینی بود. کارشناسان با تهیه گزارش‌های مختلف،
  • ستون فقرات حکمرانی باید «رشد و توسعه اقتصادی» باشد
    استاد دانشگاه گفت: ستون فقرات حکمرانی باید «رشد و توسعه اقتصادی» باشد. بر اساس برآورد کارشناسان انرژی و محیط زیست، برای رسیدن به شرایط نرمال، کشور به ۴۵۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در بازه زمانی ۱۰ تا ۱۵
  • چشمشان رابرروی خطر می بندند
    یکم- چند روزی بیشتر به اجرای تهدید کشیدن ماشه در پرونده هسته‌ای از سوی سه‌گانه اروپایی باقی نمانده است. براساس تهدیدی که از سوی سه غول اروپایی صورت گرفته اگر جمهوری اسلامی برخی شرایط اعلام شده از

اگرچه درباره اعتبار و بی‌طرفی جایزه صلح نوبل دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد و برخی آن را ابزاری در خدمت سیاست‌های قدرت‌های غربی می‌دانند، این جایزه همچنان در افکار عمومی نمادی از مشروعیت اخلاقی و صلح‌طلبی به‌شمار می‌رود. همین مشروعیت است که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری جنجالی آمریکا — که با ارسال سلاح به اسرائیل و وتوی قطعنامه‌های شورای امنیت برای آتش‌بس در غزه همچنان حامی جنایاتی‌ست که در دادگاه بین‌المللی به نسل‌کشی متهم شده‌اند — مشتاقانه در پی آن است و سودای دریافت چنین جایزه‌ای را در سر دارد. او نوبل را نه برای صلح، بلکه برای تطهیر چهره‌اش می‌خواهد؛ چهره‌ای که در آیینه افکار عمومی، بیش از آن‌که پیام‌آور صلح باشد، بازتابی از خشونت، عوام‌فریبی و قدرت‌طلبی است. اما آیا جهان آماده است که چنین شوخی تلخی را به رسمیت بشناسد؟

***

در این مقاله، نینا ال. خروشچوا نگاهی تحلیلی به تلاش‌های دونالد ترامپ برای دریافت جایزه صلح نوبل انداخته و آن را در تقابل با عملکرد، رویکرد و سابقه سیاسی او قرار می‌دهد. این نوشته که در پروژه سندیکایی منتشر شده، ابعاد مختلف این جاه‌طلبی را در بستر سیاست داخلی و بین‌المللی بررسی می‌کند.

به نظر می‌رسد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، نمی‌تواند تحمل کند که باراک اوباما جایزه صلح نوبل دارد، اما او ندارد. با این حال، هرچند جایزه اوباما زودهنگام بود و تنها چند ماه پس از آغاز ریاست‌جمهوری‌اش اهدا شد، دریافت چنین جایزه‌ای توسط ترامپ بیشتر به یک طنز شبیه خواهد بود که جایزه صلح را به یک شوخی تبدیل می‌کند.

نیویورک – تلاش چهره‌های شناخته‌شده – به‌ویژه مردان جاه‌طلب – برای دریافت جایزه نوبل چیز جدیدی نیست. دانشمندان، اقتصاددانان، و حتی شاعران نیز چنین می‌کنند. اما جهان هرگز شاهد کارزاری به این اندازه بی‌پرده و دور از واقعیت نبوده که دونالد ترامپ برای دریافت جایزه صلح نوبل به راه انداخته است.

جایزه صلح نوبل، مشهوررترین جایزه جهانی برای احیای صلح یا تحکیم آن است. برندگان این جایزه توسط کمیته‌ای متشکل از نروژی‌های برجسته انتخاب می‌شوند که توسط پارلمان نروژ منصوب شده‌اند. دشوار است تصور کنیم که آن‌ها به باور ترامپ مبنی بر شایستگی‌اش برای این جایزه، اعتنایی نشان دهند.

یکی از دلایل این امر آن است که ترامپ در هر فرصتی، اروپا – که نروژ نیز بخشی از آن است – را تحقیر و خیانت می‌کند. او بارها تهدید کرده است که گرینلند، قلمرو خودمختارِ همسایه نروژ یعنی دانمارک، را تصاحب خواهد کرد و به نظر می‌رسد مشتاق است اتحاد ناتو (که نروژ نیز عضو آن است) را تضعیف کند. در عین حال، ترامپ در برابر خودکامگی که مسئول بزرگ‌ترین جنگ زمینی اروپا از زمان جنگ جهانی دوم است کرنش می‌کند، و نسبت به رئیس‌جمهور کشوری که در حال دفاع از خود است، رفتاری از سر بالا دارد.

ترامپ به‌طور کلی به نظر می‌رسد که از خودکامگان حمایت می‌کند. او اخیراً تعرفه‌های سنگینی علیه برزیل وضع کرده است تا این کشور را به‌خاطر تلاش برای پاسخگو کردن ژائیر بولسونارو، رئیس‌جمهور پیشین برزیل، بابت تحریک به کودتایی به سبک ترامپ در سال ۲۰۲۲، مجازات کند. او همچنین با شدت از بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، حمایت کرده است، حتی در شرایطی که نتانیاهو حمله‌ای بی‌رحمانه به غزه را شدت بخشیده و ضربه نهایی را به توافق‌نامه اسلو – بزرگ‌ترین دستاورد دیپلماتیک نروژ در نیم‌قرن گذشته – وارد کرده است.

هرچند توافق‌نامه اسلو به‌طور صریح تأسیس آینده‌ی کشور فلسطینی در کنار اسرائیل را تأیید نکرد، اما پایه‌های راه‌حل دوکشوری را با ایجاد نهادهای خودگردان فلسطینی در کرانه باختری و غزه بنا نهاد. اکنون، علاوه بر ویران‌سازی غزه و گرسنگی دادن به جمعیت آن، اسرائیل پروژه شهرک‌سازی جدیدی را در کرانه باختری تصویب کرده است که عملاً امکان تشکیل کشور فلسطینی را در آن منطقه از بین می‌برد. اما ترامپ نه تنها از اقدامات نتانیاهو دفاع می‌کند، بلکه منتقدان او – از جمله نروژ – را مجازات می‌نماید.

رفتار ترامپ در داخل کشور نیز نشان‌دهنده همان بی‌اعتنایی به گفتگو و آشتی است. در دوره نخست ریاست‌جمهوری‌اش، گزارش شده که او از رئیس ستاد مشترک ارتش، ژنرال مارک میلی، پرسیده بود آیا نیروهایی که برای سرکوب اعتراضات به واشنگتن دی‌سی اعزام کرده، می‌توانند به پای معترضان شلیک کنند. امروز نیز، او نیروهای گارد ملی را به شهرهایی می‌فرستد که نه نیازی به آن‌ها هست و نه از آن‌ها استقبال می‌شود، در حالی که پناه‌جویان، مهاجران قانونی و حتی شهروندان آمریکایی – از جمله کودکان – را بدون رعایت روند قانونی بازداشت و اخراج می‌کند.

البته، در دنیای ترامپ – جایی که پاسخ‌گویی «شکار جادوگر» نام می‌گیرد، واقعیت‌ها به عنوان افسانه کنار گذاشته می‌شوند و دروغ‌گویی امری همیشگی است – هر چیزی ممکن است. ما پیش‌تر شاهد آن بوده‌ایم که یکی پس از دیگری، رهبران جهان در برابر ترامپ سر فرود آورده‌اند و تسلیم زورگویی‌هایش شده‌اند. و در واقع، او پیش‌تر نامزدی برای جایزه محبوب خود، یعنی نوبل، دریافت کرده است. یکی از این کشورها، پاکستان است که دقیقاً نماد صلح به شمار نمی‌رود و کشور دیگر، کامبوج است که رهبری از نوع مستبدانی دارد که ترامپ ستایش‌شان می‌کند.

با این حال، کمیته نوبل در گذشته نیز فریب نمایش‌های حتی زننده‌تر از آن‌چه ترامپ ارائه کرده را نخورده است. در سال ۱۹۳۹، دوازده عضو پارلمان سوئد، نخست‌وزیر وقت بریتانیا، نویل چمبرلین را برای نقش‌اش در مذاکره درباره «توافق مونیخ» با آدولف هیتلر در سال پیش از آن، برای دریافت جایزه صلح نوبل نامزد کردند. در نهایت، کمیته نوبل تصمیم گرفت که آن سال جایزه‌ای اهدا نکند.

این تصمیم آینده‌نگرانه بود: توافق چمبرلین، که به رژیم نازی چراغ سبز داد تا منطقه “سودتن‌لند” چکسلواکی را ضمیمه خاک خود کند، تنها هیتلر را جسورتر کرد تا حملات برق‌آسای خود به دیگر دموکراسی‌های اروپایی را آغاز کند. طعنه‌آمیز است که ترامپ تصور می‌کند بهترین شانسش برای دریافت جایزه صلح نوبل، توافقی شبیه به مونیخ است؛ توافقی که اوکراین را وادار می‌سازد بخش‌هایی از قلمرو حاکمیتی‌اش را به روسیه واگذار کند – کشوری که احتمالاً تا زمانی که اوکراین کاملاً تحت سلطه درنیاید، قانع نخواهد شد.

بر خلاف ترامپ، کمیته نوبل بیشتر تمایل دارد در کنار مخالفان استبداد بایستد تا در کنار طرفداران آن. در سال ۲۰۱۰، این کمیته جایزه صلح را به لیو شیائوبو، مخالف چینی زندانی، اعطا کرد؛ به‌خاطر «مبارزه‌ای طولانی و غیرخشونت‌آمیز برای حقوق بنیادین بشر در چین». مقام‌های چینی این تصمیم را محکوم کردند که به شکافی بلندمدت میان چین و نروژ انجامید، اما کمیته نوبل بر ارزش‌های خود ایستاد. اهدای جایزه به ترامپ برای تشویق به تجزیه اوکراین، پیامی کاملاً مخالف ارسال خواهد کرد و حتی ممکن است شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین را به حمله به تایوان جسورتر کند.

پس، چرا اصلاً ترامپ خواهان جایزه صلح نوبل است، آن هم با توجه به بی‌اعتنایی آشکارش به اصول (و سختی‌های) صلح‌سازی؟ محتمل‌ترین پاسخ آن است که باراک اوباما یکی دارد. از ترویج دروغ درباره اینکه اوباما در خارج از ایالات متحده به دنیا آمده، گرفته تا متهم کردنش به خیانت، کینه‌توزی ترامپ در برابر نخستین رئیس‌جمهور سیاه‌پوست آمریکا پایانی ندارد. با این حال، اوباما برنده نوبل است، و ترامپ – به طرز تحمل‌ناپذیری – نیست.

البته، مشخص نیست دقیقاً چرا اوباما این جایزه را دریافت کرد، آن هم تنها چند ماه پس از آغاز ریاست‌جمهوری‌اش در سال ۲۰۰۹، زمانی که تنها دستاورد واقعی‌اش، الهام‌بخشی با سخنرانی‌های پرشورش بود. شاید او بیش از آنکه به‌خاطر کاری مشخص پاداش گرفته باشد، برای متفاوت بودنش با جورج دبلیو بوش، رئیس‌جمهور پیشین که در سال ۲۰۰۳ بر پایه ادعای ساختگی وجود سلاح‌های کشتار جمعی در عراق به آن کشور حمله کرد، مورد تجلیل قرار گرفت.

اگرچه جایزه صلح نوبل اوباما زودهنگام بود، اما دریافت آن توسط ترامپ کاملاً مضحک خواهد بود. اگر او به طریقی بتواند کمیته نوبل را با فشار وادار به اهدای جایزه کند، جایزه صلح بدل به یک شوخی خواهد شد.

print

مقالات
سکولاریسم و لائیسیته
  • لائیسیته در قدرت و سکولاریزاسیون در جامعه ایران – جلال ایجادی
    (بخش 1): جامعه ایران نیازمند یک مبارزه بزرگ فکری در باره سکولاریزاسیون و لائیسیته است. بررسی رشد گیتی مداری و عرفی گرایی در جامعه کنونی و ضرورت تدارک یک قدرت سیاسی لائیک پس از رژیم اسلامی، از چالش های
  • یاد و خاطره خانجان جبل عاملی گرامی باد!
    با تاسف و ناباوری بسیار باخبر شدیم رفیق دیرین و دوست مهربانمان خانجان جبل‌عاملی (بهمن) سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۴ (سوم ژوئن ۲۰۲۵)، در استکهلم زندگی را وداع گفت.‬‬‬‬‬‬‬‬ خانجان فرزند رشیدخان بود که در سال ۱۳۴۳ (۱۹۶۴میلادی)، در تهران توسط رژیم شاه اعدام شد.
  • سکولاریسم (Laïcité): تبیین، کاربردها و چالش‌ها در جوامع امروز
    سکولاریسم، مفهومی اساسی در جوامع مدرن، به دنبال یافتن راهی برای همزیستی مسالمت‌آمیز میان آزادی وجدان، برابری شهروندان و بی‌طرفی دولت در جوامعی است که با تنوع مذهبی فزاینده‌ای روبرو هستند. با این حال، تعریف و اجرای این مفهوم در کشورهای مختلف می‌تواند به طور چشمگیری متفاوت باشد، حتی در دو کشور همسایه
  • روابط دین و دولت در فرانسه
    تاریخچه‌ی «دین فرانسوی» و چالش‌های امروزه‌ی لائیسته: **مقدمه** در میانه‌ی بحث‌های داغ و غالباً مبهم امروز پیرامون مفهوم لائیسته (سکولاریسم دولتی) در فرانسه، اثر ژان-فرانسوا کولوسیمو با عنوان «دین فرانسوی»
Visitor
0266806
Visit Today : 317
Visit Yesterday : 696