آمریکا فشار را بیشتر کرده، تعرفه‌ها را بالا برده و فناوری را به ابزاری برای اعمال قدرت تبدیل کرده است. اما چین نه‌تنها عقب ننشسته، بلکه در این کارزار پرتنش توانسته قواعد بازی را به سود خود تغییر دهد. امروز این جنگ تجاری دیگر صرفاً بر سر کالا و صادرات نیست؛ بلکه بازتابی از دو نگرش متفاوت به آیندهٔ نظم جهانی و مناسبات قدرت در قرن بیست‌ویکم است. در این مقاله، اکونومیست به این رقابت می‌پردازد و تحلیل می‌کند که چرا چین در این رقابت تجاری دست بالا را دارد.

دونالد ترامپ و شی جین‌پینگ قرار است هفته آینده در کره جنوبی دیدار کنند. با این حال هنوز مشخص نیست که این دیدار واقعاً انجام شود. چنین وضعیتی به‌خوبی نشان‌دهندهٔ آشفتگی در مهم‌ترین رابطهٔ دوجانبهٔ جهان است. در هفته‌های اخیر، آمریکا و چین بی‌وقفه به یکدیگر حمله کرده‌اند: آمریکا محدودیت‌های صادرات فناوری را تشدید کرده و تهدید به وضع تعرفه‌های بالاتر نموده است؛ در مقابل، چین نیز با اعمال تحریم‌ها و محدودیت بر صادرات عناصر نادر واکنش نشان داده است. ارتباط میان دو کشور بسیار ضعیف است. در کاخ سفید این باور وجود دارد که آمریکا در این آزمون قدرت، اعصاب و تحمل درد، دست بالا را دارد. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری، می‌گوید چین «ضعیف» است. اما واقعیت چیز دیگری است.

چین در حال پیروزی در جنگ تجاری است. این کشور آموخته که به همان اندازهٔ آمریکا، در تشدید و تلافی مؤثر عمل کند. همچنین در حال آزمون و خطای مجموعه‌ای از قوانین تجاری فرامرزی خود است — امری که مسیر اقتصاد جهانی را تغییر می‌دهد.

وقتی ترامپ بار دیگر وارد کاخ سفید شد، بخش دفاعیِ سیاست چینِ او مبهم بود: آیا آماده بود از تایوان و متحدان آمریکا در برابر تهدیدهای نظامی چین دفاع کند یا نه؟ پاسخ هنوز به‌طرز نگران‌کننده‌ای نامشخص است. اما موضع او دربارهٔ تجارت با چین روشن بود: او قصد داشت کارزار فشار را که در دورهٔ نخست ریاستش آغاز کرده بود، تشدید کند. این به معنای تعرفه‌های بیشتر، کنترل‌های سخت‌تر بر تجارت فناوری‌های پیشرفته و استفادهٔ گسترده‌تر از تحریم‌ها بود. هدف دولت، تضعیف ماشین تولیدی عظیم چین، گرفتن امتیازات مالی و تجاری، و کند کردن روند توسعهٔ فناوری چین بود. برخی از اعضای تیم ترامپ حتی رؤیای «توافقی بزرگ» را در سر داشتند که در آن چین متعهد شود نظام سرمایه‌داری دولتی خود را اصلاح کند و در مقابل، آمریکا پای خود را از گلویش بردارد.

پس از شش ماه، چین راحت‌تر از آمریکا نفس می‌کشد — به سه دلیل. نخست، این کشور نشان داده که می‌تواند در برابر فشارهای آمریکا دوام بیاورد و در پاسخ‌گویی ماهرانه عمل کند؛ چیزی که در اصطلاح به آن «برتری در تشدید» گفته می‌شود. برخی از منتقدان ترامپ این وضعیت را به «تاکو» (Trump Always Chickens Out – ترامپ همیشه عقب‌نشینی می‌کند) نسبت می‌دهند. اما این موفقیت همچنین بازتابی از قدرت، آمادگی و مهارت ذاتی چین است. تعرفه‌های موسوم به «روز آزادی» که ترامپ در آوریل بر کالاهای چینی اعمال کرد، پس از سقوط بازار وال‌استریت لغو شد. اخیراً نیز وقتی چین محدودیت‌هایی بر صادرات عناصر نادر مورد استفاده در صنایع فناوری پیشرفته اعمال کرد، ترامپ تهدید به تعرفهٔ ۱۰۰درصدی کرد — اما باز هم عقب نشست. تهدید او برای فلج کردن چین از طریق تحریم تقریباً کامل تجاری، باورپذیر نیست، زیرا چنین اقدامی به آمریکا نیز آسیب شدیدی وارد می‌کند. آن‌هایی که مدعی‌اند چین در بحران است، باید توجه کنند که بازار سهام چین، امسال ۳۴ درصد بر حسب دلار افزایش یافته است که دو برابر افزایش شاخص S&P 500 است.

چین یاد گرفته است که ماهرانه تلافی کند. پس از آنکه ترامپ بر کشتی‌های باری چینی که به بنادر آمریکا می‌رسیدند عوارض وضع کرد، چین نیز با اعمال هزینه‌های بندری خود پاسخ داد. پکن با تهدید به آغاز تحقیقات ضدانحصار علیه شرکت‌های آمریکایی مانند دوپونت، گوگل، انویدیا و کوالکام، فشار مضاعفی بر واشنگتن وارد کرده است. خودداری چین از خرید سویا از آمریکا ــ بازاری به ارزش ۱۲ میلیارد دلار در سال گذشته و بزرگ‌ترین کالای صادراتی آمریکا به چین ــ به کشاورزان ایالت‌های میانه‌غربی ضربه زده است؛ همان پایگاه رأی‌دهندگانی که ترامپ بیش از همه به حمایت‌شان نیاز دارد.

هرچند برخی گلوگاه‌های آمریکا همچنان چین را تحت فشار قرار می‌دهند ــ از جمله در زمینهٔ موتورهای هواپیما ــ شی جین‌پینگ سخت کوشیده زنجیره‌های تأمین چین را از وابستگی به ورودی‌های خارجی رها کند و در عین حال کاری کند که اقتصادهای دیگر به زنجیره‌های تأمین چین وابسته بمانند. روی کاغذ، ترامپ می‌تواند شدت فشار را افزایش دهد و دسترسی چین به نظام بانکی دلاری را قطع کند. اما او به احتمال زیاد چنین کاری نخواهد کرد، چرا که آشفتگی ناشی از آن در بازارهای مالی به خود آمریکا نیز ضربه‌ای سخت وارد خواهد کرد.

در میان این کشاکش‌های دوطرفه، چین به‌تدریج و از راه آزمون و خطا در حال شکل‌دادن به مجموعه‌ای تازه از هنجارهای تجارت جهانی است — و این دومین عرصه‌ای است که در آن موفق بوده است. پکن می‌خواهد بر ویرانه‌های نظام تجارت آزاد لیبرالی، نظمی تازه به رهبری چین بسازد که در برابر امپراتوری تعرفه‌های ترامپ قد علم کند. در عمل، چین جغرافیای تجارت خود را تغییر داده است: در سال منتهی به سپتامبر، صادرات کالایی چین بیش از ۸ درصد رشد داشت، در حالی که صادرات آن به آمریکا ۲۷ درصد کاهش یافت. تهدید چین به محدود کردن صادرات عناصر نادر هراس‌انگیز است، زیرا در این بازار تسلط دارد و می‌تواند زنجیرهٔ تأمین صنایع تولیدی غرب را فلج کند. با این حال، اهمیت این اقدام تنها در قدرت اقتصادی چین نیست، بلکه در تلاش آن برای تحمیل نظامی جهانی از «مجوزهای صادراتی» نهفته است — نسخه‌ای سخت‌گیرانه‌تر از همان الگوی آمریکا در کنترل صنعت نیمه‌رسانا. انتظار می‌رود در آینده نمونه‌های بیشتری از بازنویسی قواعد تجارت توسط چین ببینیم، چرا که این کشور با بهره‌گیری از جایگاهش به‌عنوان تولیدکننده‌ای پیشرفته و شریک تجاری اصلی بیش از هفتاد کشور، قواعد بازی را به سود خود تنظیم می‌کند.

سومین دلیل پیروزی چین این است که جنگ تجاری، به‌جای تضعیف، موقعیت شی جین‌پینگ و حزب کمونیست را تقویت کرده است. ناظران خارجی معمولاً بر مشکلات عظیم چین تمرکز می‌کنند: رکود بازار مسکن، مصرف‌کنندگان مردد، کارآفرینان محتاط، و ظرفیت مازاد و تخصیص نادرست سرمایه که سیاست صنعتی دولت ایجاد کرده است. اما برای بسیاری از چینی‌ها، زورگویی‌های ترامپ تأییدی است بر پروژهٔ دوازده‌سالهٔ شی جین‌پینگ برای آماده‌سازی کشور در برابر جهانی خصمانه از طریق تبدیل چین به یک ابرقدرت فناور–صنعتی.

این هفته، رهبری حزب کمونیست برای بررسی برنامهٔ پنج‌سالهٔ جدید تشکیل جلسه داد و انتظار می‌رود که سیاست‌های «ملی‌گرایی فناورانه» شی را دوچندان کند.

البته هنوز ممکن است برای چین مشکلاتی پیش بیاید. هدایت صادرات به سمت بازارهای غیرآمریکایی می‌تواند سایر کشورها را به وضع تعرفه‌های جدید وادارد. نظام مجوزدهی تازهٔ چین نیز ممکن است به کابوسی اداری برای خودش و دیگران بدل شود. درست مانند آمریکا، استفاده از قدرت اقتصادی به‌عنوان ابزار فشار خطرناک است: هرچه بیشتر از آن بهره ببری، انگیزهٔ دیگر کشورها برای متنوع‌سازی و نوآوری با هدف کاهش وابستگی به تو افزایش می‌یابد.

در اتاقی که تصمیم‌ها گرفته می‌شوند
اگر ترامپ و شی واقعاً در کره جنوبی دیدار کنند، ممکن است برای هر دو طرف راحت‌تر باشد که نمایش کاهش تنش به راه بیندازند. احتمال دارد در ازای تعلیق کنترل‌های صادرات عناصر نادر از سوی چین، آمریکا نیز موقتاً از اعمال تعرفه‌های تازه صرف‌نظر کند. شاید خرید دوبارهٔ بخشی از سویاهای آمریکایی و تأیید معاملهٔ واگذاری تیک‌تاک ــ پلتفرم رسانه‌ای چینی که قرار است به مالکان آمریکایی فروخته شود ــ نیز به‌عنوان نشانه‌های حسن نیت اعلام شوند.

اما نباید اشتباه کرد: چشم‌انداز پیش‌رو، آشتی دو کشور و حل اختلافات‌شان نیست، بلکه رقابت دو غول متخاصم است که قدرت اقتصادی خود را به سلاح تبدیل کرده‌اند. و هرچند چین در جنگ تجاری ترامپ دست بالا را دارد، عقب‌نشینی هر دو کشور از اصول تجارت آزاد در نهایت همه را بازنده خواهد کرد.

منبع: اکونومیست

print