این رویدادها [بازداشتهای اخیر اندیشمندان چپ] صرفاً بازداشتهای پراکنده نیستند؛ بلکه نشانهای از گسترش پروژهای قدیمی برای حذف اندیشهی مستقل و عدالتخواهانه از فضای عمومی کشور است. این افراد و حلقه فکریشان، در حوزههای تخصصی خود کوشیدهاند ساختارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران را از منظر عدالت اجتماعی نقد کنند — نه از موضع قدرت، بلکه از زاویه مردم و مسئولیت اخلاقی.
محمد مالجو، اقتصاددانی که رویکردی متعادل و میانهرو داشت و همواره تلاش میکرد شکاف عمیق سیاسی-اقتصادی میان دولت و ملت را تحلیل و نقد کند، بر اهمیت کنشگری فردی در بستر اجتماعی تأکید داشت. او با حفظ انتقادهای سازنده، از تلاش برای یافتن راهحلهایی عملی برای اصلاحات ساختاری حمایت میکرد. اما امروز به نظر میرسد که همین تلاشها، به بهانهای برای فشار و سرکوب تبدیل شدهاند؛ تلاشی که میتواند نشانهای از نگرانی حکومت از پیامدهای اخبار غیررسمی درباره تعدیلهای قیمتی در حوزه انرژی و دیگر حوزههای اقتصادی باشد.
پرویز صداقت نیز، در پژوهشهای خود تصویری روشن و بیرحمانه از اقتصاد سیاسی ایران ارائه داد؛ اقتصادی که در آن فساد و تمرکز قدرت، موتور محرک بحرانهای عمیق است. او نشان داد که خصوصیسازیهای صورتگرفته بیشتر بازتولید رانت و تمرکز قدرت بوده تا اصلاح واقعی. هشدارهای او درباره بحران مشروعیت ناشی از بیعدالتی، امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است.
حکومت در ایران در طول تاریخ خود، همواره از دو گونه دشمن هراس داشته: دشمنان مسلح و دشمنان عدالتخواه و اندیشهورز. در برابر اولی جنگیده است، اما از دومی بیشتر ترسیده و از هر فرصتی برای حذف آنها بهره برده است. ترس حکومت از افرادی چون پرویز صداقت و محمد مالجو نه به دلیل گرایش سیاسیشان، بلکه به خاطر نقد عقلانی و اخلاقی قدرت است؛ نقدی که خاموش کردنش با سرکوبهای امنیتی یا تبلیغات تبلیغاتی ممکن نیست.
بازداشت این پژوهشگران پیامی روشن دارد: نهادهای امنیتی قصد دارند آخرین پیوند میان نقد اجتماعی مستقل و دانش دانشگاهی را قطع کنند. این روند، ادامه پروژهای است که سالهاست آغاز شده؛ پروژهای برای پاکسازی آرام صدای عقلانیت در برابر اقتدار مطلق. در چهل سال گذشته، حکومت توانسته است سیاست، رسانه و فرهنگ را مهار کند، اما دانشگاه و اندیشه مستقل هنوز زنده بود. اکنون این پناهگاه آخر نیز هدف قرار گرفته است. موج بازداشتهای اخیر نه یک حادثه مقطعی، بلکه نشانهای از ورود به مرحلهای تازه در حذف فکری و تبدیل اختلاف اندیشه به جرم امنیتی است.
جامعه اما نباید در برابر این سرکوب سکوت کند. سکوت استادان، روزنامهنگاران، روشنفکران و دانشجویان هزینهای سنگین دارد. امروز هر که از ترس لب فروبندد، فردا شاید نام دوستان یا شاگردانش را در فهرست بازداشتشدگان ببیند. پرویز صداقت و محمد مالجو نماد وجدان بیدار ملیاند. آنها نشان دادند که میتوان بیوابستگی، بدون فرمان خارجی و بدون امتیاز داخلی، آزادانه اندیشید و سخن گفت. بازداشت آنها یعنی بازداشت حق اندیشیدن و انتقاد آزاد.
قدرت میتواند نویسنده را دستگیر کند، اما نه کلمه را. اندیشه در سلول هم زنده میماند؛ در نوشتههای ممنوعه، در ذهن شاگردان و در گفتوگوهای پنهان. تاریخ بارها ثابت کرده است که آنچه باقی میماند، نام اندیشمندانی است که در زمانه ترس، از عقل و وجدان دفاع کردند، نه نام بازجویان. روزی فرا خواهد رسید که سخنان امروز صداقت و مالجو نه در سلول، که در کلاسهای درس و کتابخانهها بازخوانی شود. تا آن روز، هر تکرار اندیشه، خود مقاومتی است در برابر اسارت عقل.
منبع: کانال نویسنده