مدرنیته به عنوان یک پارادایم کلان فکری و ساختاری، بیش از آنکه صرفاً یک دوره تاریخی در توالی زمان باشد، بیانگر تحولی بنیادین در شیوههای بودن، اندیشیدن و عمل کردن در فضای زیستجهان روزمره است.[1] در جوامع اروپایی، این مفهوم به مثابه مجموعهای از هنجارها، نگرشها و کنشهای اجتماعی-فرهنگی ظهور کرد که ریشه در رنسانس، عصر روشنگری و انقلابهای سیاسی و صنعتی داشت.[2] از منظر جامعهشناختی، مدرنیته اروپایی با فرآیندهایی نظیر عقلانیسازی، فردگرایی، شهرنشینی و شکلگیری دولت-ملتهای متمرکز گره خورده است که هر یک به نوبه خود، لایههای زیرین زندگی روزمره را بازتعریف کردهاند.[1, 3] تحلیل این پدیده مستلزم درک پیوند میان کلانساختارهای اقتصادی و سیاسی با خردترین ابعاد کنش انسانی، از راه رفتن در خیابانهای یک کلانشهر تا روابط صمیمی در نهاد خانواده است.[4, 5] این گزارش با تکیه بر منابع و نظریات متفکران غربی، مسیر پرپیچوخم مدرنیته را در بطن حیات روزمره اروپایی واکاوی میکند.
ریشههای تاریخی و تحول مفهومی مدرنیته در اروپا
مدرنیته در بافت تاریخ اروپا به معنای تمام تاریخ پس از قرون وسطی تلقی میشود که به سه دوره اصلی باستان، قرون وسطی و مدرن تقسیم میگردد.[1] اصطلاح “مدرنیته اولیه” غالباً برای توصیف شرایط تاریخ غرب از اواسط قرن پانزدهم، یعنی زمان اختراع چاپ و اکتشافات بزرگ جغرافیایی، تا ظهور پروژه روشنگری در قرن هفدهم به کار میرود.[1] این دوران با ویژگیهایی همچون رشد سوژهمحوری، یعنی چرخش به درون برای تعریف حقیقت و معنا، و اولویتبخشی به پیشرفت خطی و عقلانیت مشخص میشود.[1] در این گذار، تفکر عقلانی جایگزین بسیاری از فعالیتهای فکری شد که پیش از آن تحت تأثیر شدید سنت، خرافات و مذهب بودند؛ فرآیندی که ماکس وبر آن را هسته اصلی توسعه اجتماعی در اروپا میدانست.[1]
توسعه مدرنیته در اروپا تحت تأثیر دو عامل داخلی و خارجی قرار داشت. از یک سو، انسانگرایان رنسانس و فیلسوفان روشنگری با بازتعریف نسبت انسان و جهان، بستر فکری عقلانیسازی را فراهم کردند.[1] از سوی دیگر، استعمار که از عصر اکتشافات آغاز شد، روابط استثماری میان کشورهای اروپایی و مستعمراتشان ایجاد کرد که منابع مادی لازم برای جهشهای صنعتی و اقتصادی را فراهم آورد.[1] این فرآیندها به ایجاد یک فرهنگ مشترک اروپایی-آمریکایی منجر شد که تا به امروز در قالبهای مختلف تداوم یافته است.[1] مدرنیته به عنوان یک “امید”، نویدبخش کاهش مرگومیر نوزادان، محو قحطی، ریشهکنی بیماریهای مرگبار و برابری بیشتر بود؛ اما همزمان به عنوان یک “بیم”، با توسعه تکنولوژیهای نظامی مرگبار و بحرانهای زیستمحیطی نظیر تغییرات اقلیمی و کاهش تنوع زیستی پیوند خورد.[1]
| ویژگیهای بنیادین مدرنیته اولیه | پیامد در زندگی روزمره | مکانیسم تحول [1] |
| فردگرایی (Individualism) | تضعیف ساختارهای واسطهای مانند طایفه و کلیسا | تأکید بر استقلال سوژه انسانی |
| ملیگرایی (Nationalism) | شکلگیری دولتهای متمرکز و عقلانی | فراروی از گروهبندیهای قومی محلی |
| شهرنشینی (Urbanization) | انتقال مراکز قدرت و فرهنگ به شهرها | مهاجرت گسترده و تغییر سبک زندگی |
| مکانیکیشدن (Mechanization) | انتقال ابزار تولید از کار دستی به تکنولوژی | تغییر ماهیت نیروی کار |
| تخصصگرایی (Specialization) | تقسیم کار شدید و وابستگی متقابل بخشها | افزایش پیچیدگی سازمانهای اجتماعی |
انقلاب صنعتی و بازآرایی تجربه فضا و زمان
انقلاب صنعتی که در اواخر قرن هجدهم از بریتانیا آغاز شد، ساختار اقتصادی و اجتماعی اروپا را به طور رادیکال دگرگون کرد.[6] این تحول با جایگزینی زغالسنگ و بخار به جای نیروی حیوانات و آب، منجر به جهش کوانتومی در تولید و ابداع ماشینهای صرفهجو در کار شد.[6] پیامد مستقیم این فرآیند، فروپاشی نظام تولید خانگی و کارگاهی و ظهور “سیستم کارخانهای” بود.[6] در این نظام جدید، کارگران دیگر نه صنعتگران مستقل، بلکه اپراتورهای ماشین بودند که تحت انضباط شدید کارخانهای قرار داشتند.[7]
انضباط زمانی و مکانیکیشدن حیات
در جوامع پیشامدرن، زمان ریشه در ریتمهای طبیعی، فصول و فرآیندهای بیولوژیک داشت.[8] با ظهور سرمایهداری صنعتی، ریتمهای مصنوعی جایگزین این چرخههای طبیعی شدند.[8] زمان به کالایی تبدیل شد که باید به دقت اندازهگیری و مدیریت میشد. هانری لوفور در تحلیل خود اشاره میکند که تیکتاک ساعت به نماد سازماندهی زندگی روزمره حول محور بهرهوری تبدیل گشت.[8] روز کاری ۹ تا ۵، که بر اساس ضرورتهای اقتصادی دیکته شده بود، به الگویی برای تقسیمبندی کل حیات انسانی به دو بخش کار و فراغت تبدیل شد.[8, 9] این انضباط زمانی نه تنها در محیط کار، بلکه در تمام ابعاد زندگی نفوذ کرد و باعث شد حتی فعالیتهای فراغتی نیز برنامهریزیشده و فاقد خودانگیختگی باشند.[9]
شهرنشینی و تراکم تودهها
صنعتیشدن منجر به مهاجرت انبوه از روستاها به مراکز شهری شد.[10] شهرهایی مانند منچستر و بیرمنگام با رشد جمعیت انفجاری روبرو شدند که به نوبه خود تقاضا برای زیرساختهای جدید حملونقل و مسکن را افزایش داد.[10] با این حال، این رشد سریع پیامدهای تاریکی نیز داشت؛ از جمله ازدحام بیش از حد، مسکنهای غیربهداشتی و فقر گسترده که در ابتدا استانداردهای زندگی کارگران را به شدت کاهش داد.[10, 11] حریم خصوصی در این محلههای پرتراکم به شدت آسیب دید و همزیستی غیرشخصی جایگزین صمیمیت سنتی جوامع روستایی شد.[6]
کلانشهر و حیات ذهنی: بینشهای گئورگ زیمل
در آغاز قرن بیستم، گئورگ زیمل در مقاله کلاسیک خود “کلانشهر و حیات ذهنی” (1903)، به بررسی چگونگی تأثیر محیط کلانشهری بر روان انسان پرداخت.[5, 12] از نظر زیمل، مدرنیته در شهر متبلور میشود؛ جایی که شدت محرکهای عصبی و سرعت تغییرات، فرد را مجبور به ایجاد یک “اندام محافظ” ذهنی میکند.[5]
نگرش بیزاری (The Blasé Outlook)
فرد شهری برای محافظت از خود در برابر بمباران دائمی تحریکات حسی و اطلاعاتی، نوعی “نگرش بیزاری” یا بیتفاوتی انتخابی را اتخاذ میکند.[5, 12] این نگرش به معنای کاهش حساسیت نسبت به تفاوتهای کیفی میان اشیاء و افراد است.[5] در کلانشهر، تعاملات انسانی از عمق عاطفی تهی شده و به روابطی سرد، عقلانی و پولی تبدیل میشوند.[12, 13] این فاصله عاطفی، اگرچه ابزاری برای حفظ استقلال فردی است، اما همزمان منجر به انزوای اجتماعی و بیگانگی عمیق در میان جمعیتهای انبوه میشود.[12, 14]
اقتصاد پولی و عقلانیسازی روابط
زیمل استدلال میکند که کلانشهر و اقتصاد پولی دست در دست هم دارند. پول به عنوان یک سطحدهنده عمل میکند که تمام ارزشهای کیفی را به کمیتهای عددی تبدیل میسازد.[12, 15] در زندگی روزمره کلانشهری، همه چیز بر اساس “چقدر” و “چه زمان” سنجیده میشود.[13] وقتشناسی، دقت و محاسبهگری به فضایل اصلی تبدیل میشوند و هرگونه رفتار غریزی یا غیرعقلانی سرکوب میگردد.[13] این فرآیند منجر به غلبه “فرهنگ عینی” (تکنولوژی و دانش تخصصی) بر “فرهنگ ذهنی” (رشد معنوی و فردی) میشود؛ به طوری که فرد در برابر عظمت ساختارهای مدرن احساس حقارت و ناتوانی میکند.[5]
| تقابل حیات روستایی و کلانشهری از منظر زیمل | حیات روستایی / سنتی | حیات کلانشهری مدرن |
| بنیاد روابط | احساسی و صمیمی [14] | عقلانی و پولی [12] |
| واکنش به محرکها | پاسخهای حسی مستقیم | نگرش بیزاری و محافظهکارانه [5] |
| ساختار زمان | ریتمهای کند و طبیعی | دقت مکانیکی و وقتشناسی شدید [13] |
| هویت فردی | تعریفشده در گروههای کوچک | تمایل به تمایزهای افراطی برای دیده شدن [16] |
| نوع آزادی | محدود به هنجارهای جمعی | آزادی وسیع در عین تنهایی عمیق [12] |
عقلانیسازی و بوروکراسی: قفس آهنین وبر
ماکس وبر، مدرنیته را فرآیند مستمر “افسونزدایی” از جهان میدید؛ فرآیندی که در آن باورهای سنتی، جادویی و مذهبی جای خود را به دانش علمی و سازماندهی عقلانی میدهند.[17] در بطن این تحول، بوروکراسی به عنوان عالیترین و کارآمدترین شکل مدیریت اجتماعی ظهور کرد.[17] بوروکراسی مدرن با ویژگیهایی همچون تخصصگرایی، سلسلهمراتب صلب، قوانین انتزاعی و غیرشخصیبودن شناخته میشود.[17, 18]
زندگی در سایه قوانین انتزاعی
برای شهروند اروپایی، مدرنیته به معنای رویارویی دائمی با نهادهای بوروکراتیک بود. وبر هشدار میداد که این سیستمها، اگرچه از نظر فنی کارآمد هستند، اما خطر تبدیل شدن به یک “قفس آهنین” را دارند که در آن آزادیهای فردی و اشتیاق انسانی فدای قواعد سرد و بیروح میشوند.[17] در زندگی روزمره، این موضوع به معنای “دیوانسالارانه شدن” تمام ابعاد حیات، از آموزش و بهداشت تا خدمات دولتی است.[19] فرد در این سیستم نه به عنوان یک انسان منحصربهفرد، بلکه به عنوان یک “موضوع دادهای” یا یک شماره پرونده نگریسته میشود.[17, 20]
استعمار زیستجهان (هابرماس)
یورگن هابرماس با بسط نظریات وبر، از “استعمار زیستجهان” توسط سیستمها سخن میگوید.[18, 19] زیستجهان، یعنی عرصه کنش ارتباطی و تفاهم متقابل در خانواده و اجتماع، تحت فشار منطق بوروکراسی و بازار قرار گرفته است.[18] در مدرنیته متأخر، روابط انسانی که پیش از این بر اساس هنجارهای اخلاقی و فرهنگی شکل میگرفتند، به طور فزایندهای توسط پول و قدرت اداری جایگزین میشوند.[19] این امر منجر به تضعیف دموکراسی مشارکتی و کاهش توانایی شهروندان برای اثرگذاری بر فرآیندهای تصمیمگیری میشود.[21]
نقد حیات روزمره: مکتب فرانسوی و بوداپست
در میانه قرن بیستم، متفکرانی چون هانری لوفور، میشل دوسرتو و اگنس هلر، تمرکز خود را بر “امر روزمره” به عنوان مکانی برای تبلور تضادهای مدرنیته قرار دادند.[22, 23]
هانری لوفور: ملال و استعمار مصرف
لوفور در “نقد زندگی روزمره”، استدلال کرد که سرمایهداری در قرن بیستم از حوزه تولید فراتر رفته و تمام ابعاد زندگی خصوصی را تسخیر کرده است.[8, 24] او زندگی روزمره را فضای “باقیمانده” پس از تفکیک فعالیتهای تخصصی میدانست؛ فضایی که اگرچه تحت سلطه ملال و تکرار است، اما پتانسیلهای انقلابی عظیمی دارد.[24] لوفور معتقد بود که تضاد میان وعدههای پرزرقوبرق جامعه مصرفی و واقعیت ملالآور زندگی روزمره، میتواند به یک “خود-نقدی” منجر شود که در نهایت به تغییر کل سیستم اجتماعی بیانجامد.[24] او خواهان تبدیل زندگی روزمره به یک “اثر هنری” بود که در آن خلاقیت انسانی بر ضرورتهای تکنولوژیک غلبه کند.[25]
میشل دوسرتو: هنرها و تاکتیکهای بقا
برخلاف نگاه کلان لوفور، میشل دوسرتو در “عمل زندگی روزمره” (1974) به دنبال شناسایی راههای خرد و نبوغآمیزی بود که مردم عادی برای بازپسگیری استقلال خود در برابر ساختارهای قدرت به کار میگیرند.[26, 27] او تمایز بنیادینی میان “استراتژی” و “تاکتیک” قائل شد.[28]
- استراتژیها: ابزارهای نهادهای قدرت (دولت، شرکتها، علم) هستند که مکانهای مشخصی را سازماندهی کرده و قواعد را دیکته میکنند (مانند نقشههای شهری یا قوانین بازار).[28, 29]
- تاکتیکها: اقدامات موقتی و دفاعی افراد ضعیف هستند که در فضاهای متعلق به دیگران انجام میشوند. فرد عادی با استفاده از “تاکتیکهای مصرف” (مانند میانبر زدن در خیابان، خواندن متون به شیوهای متفاوت، یا استفاده از ابزارهای کار برای اهداف شخصی)، سیستم را به نفع خود دور میزند.[28, 29] دوسرتو این فعالیتها را “تولید ثانویه” نامید؛ چرا که مصرفکننده در واقع با بازتولید معانی، خود به یک تولیدکننده خلاق تبدیل میشود.[4, 27]
اگنس هلر: شخصیت و ضرورتهای انسانی
اگنس هلر از منظر “انسانشناسی انتقادی”، زندگی روزمره را بستر اصلی شکلگیری شخصیت میدید.[23] او معتقد بود که انسان مدرن میان “جزئیبودن” (پذیرش کورکورانه عرفها و نظامهای آماده) و “فردیت” (انتخاب آگاهانه ارزشهای انسانی بالاتر) در نوسان است.[23] هلر بر تمایز میان “نیازهای ضروری” و “نیازهای مصنوعی” تاکید داشت و استدلال میکرد که جامعه مدرن با تولید انبوه کالاهای غیرضروری، انسان را در چرخهای از مصرف بیپایان گرفتار کرده است که مانع از تحقق پتانسیلهای واقعی او میشود.[30]
مدرنیته سیال و جامعه ریسک: دوران معاصر
در پایان قرن بیستم، جامعهشناسانی چون زیگمونت باومن و اولریش بک، از تغییر ماهیت مدرنیته سخن گفتند.[31, 32]
زیگمونت باومن: فرسایش پیوندهای سخت
باومن با اصطلاح “مدرنیته سیال”، توصیف کرد که چگونه ساختارهای باثبات و پیشبینیپذیر گذشته (نظیر شغلهای مادامالعمر، محلههای ثابت و روابط پایدار) جای خود را به وضعیتی سیال و متغیر دادهاند.[31] در این دنیای جدید، انعطافپذیری به یک فضیلت و عدم قطعیت به یک ویژگی ساختاری تبدیل شده است.[31] پیوندهای اجتماعی “سست” شدهاند تا در صورت تغییر شرایط، به سرعت گسسته شوند.[33] مصرفگرایی در این فضا جایگزین اشکال سنتی ادغام اجتماعی (مانند طبقه یا صنف) شده است و کسانی که توانایی مصرف ندارند، به عنوان “زندگیهای هدررفته” (Wasted Lives) به حاشیه رانده میشوند.[31]
اولریش بک: مدرنیته بازتابی و ریسکهای جهانی
اولریش بک در نظریه “جامعه ریسک”، استدلال کرد که مدرنیته صنعتی با موفقیتهای خود، خطراتی را تولید کرده است که دیگر توسط مرزهای ملی یا طبقاتی محدود نمیشوند.[32] تغییرات اقلیمی، بحرانهای مالی و تروریسم، نمونههایی از این ریسکهای بازتابی هستند که از درون خودِ فرآیند مدرنیزاسیون زاده شدهاند.[32] در زندگی روزمره، این به معنای آن است که افراد باید به طور مداوم با عدم قطعیتها دستوپنجه نرم کنند و تصمیماتی بگیرند که پیامدهای آنها غیرقابل پیشبینی است.[32, 34]
| تفاوت مدرنیته اول (سخت) و مدرنیته دوم (سیال) | مدرنیته اول (صنعتی/کلاسیک) | مدرنیته دوم (سیال/بازتابی) |
| ساختار اجتماعی | طبقات و گروههای پایدار [32] | فردیتیافتگی و تکثر [35] |
| ماهیت ریسک | قابل پیشبینی و بیمهپذیر | جهانی، نامرئی و غیرقابل کنترل [32] |
| هویت | انتسابی و مبتنی بر سنت | تولیدی و انتخابی (پروژه زندگی) [34] |
| خانواده | الگوی هستهای استاندارد [36] | تنوع گسترده در اشکال همزیستی [37] |
| کار | تخصصگرایی صلحآمیز و ثبات شغلی | انعطافپذیری، دورکاری و ناپایداری [31, 38] |
تحول خانواده و نقشهای جنسیتی در اروپا
خانواده به عنوان بنیادیترین واحد زندگی روزمره، در طول قرن بیستم و بیست و یکم دستخوش تغییرات شگرفی شده است.[39] پارسونز در دهه ۱۹۵۰، خانواده هستهای را با تقسیم کار جنسیتی (مرد به عنوان نانآور و زن به عنوان مدیر عاطفی) ایدهآلترین شکل برای جوامع صنعتی میدانست.[36] با این حال، از دهه ۱۹۶۰ به بعد، جنبشهای فمینیستی و تغییرات اقتصادی این الگو را به چالش کشیدند.[36]
فردیتیافتگی در روابط صمیمی
اولریش بک و الیزابت بک-گرنشایم استدلال میکنند که خانواده از یک نهاد سنتی به یک “محصول و سازه فردی” تبدیل شده است.[34] ازدواج دیگر یک تکلیف اخلاقی نیست، بلکه یک انتخاب سبک زندگی است که بر اساس آرمانهای عشق رمانتیک و تحقق فردی بنا شده است.[34] این امر منجر به افزایش نرخ طلاق، تاخیر در سن ازدواج و رواج همباشیهای غیررسمی شده است.[39, 40] در اروپای امروز، نیمی از زنان در سن ۳۰ سالگی هنوز فرزندی ندارند و نرخ باروری در بسیاری از کشورها به زیر ۱.۵ فرزند کاهش یافته است.[40]
خانوادههای دو نانآور و چالش تعادل
اقتصاد مدرن با تکیه بر مشارکت زنان، الگوی “خانوادههای متقارن” یا دو نانآور را ترویج کرده است.[40] با این حال، زنان همچنان ۲.۶ برابر بیشتر از مردان وقت خود را صرف کارهای بدون دستمزد خانگی میکنند که منجر به ایجاد “شیفت دوم” و تضاد میان نقشهای شغلی و خانوادگی میشود.[41] سیاستهای رفاهی در کشورهای اروپایی، به ویژه در منطقه اسکاندیناوی، سعی دارند با ارائه مرخصیهای والدین و خدمات مراقبت از کودک، این فشارها را کاهش دهند.[42]
مد و مصرفگرایی: زبان هویت مدرن
مد در جوامع مدرن اروپایی فراتر از یک موضوع زیباییشناختی، به یک مکانیسم حیاتی برای “تمایز اجتماعی” و “ادغام فرهنگی” تبدیل شده است.[43, 44]
از منزلت نمایشی تا هویتهای سیال
ثورستاین وبلن در اواخر قرن نوزدهم به مفهوم “مصرف نمایشی” اشاره کرد که در آن طبقه مرفه از طریق مد، ثروت و فراغت خود را به نمایش میگذاشتند.[44] در مدرنیته متأخر، مد به ابزاری برای “ارائه خود” تبدیل شده است.[43] افراد با استفاده از اقلام مصرفی، پیامهایی درباره سن، طبقه، جنسیت و حتی گرایشهای سیاسی خود مخابره میکنند.[43] زیمل معتقد بود که مد همزمان دو نیاز متضاد انسانی را برآورده میکند: نیاز به اتحاد (تعلق به یک گروه) و نیاز به تمایز (منحصربهفرد بودن).[44, 45]
صنعت فشن و دموکراتیزاسیون مصرف
اختراع چرخ خیاطی و ظهور تولید انبوه در قرن بیستم، مد را از انحصار نخبگان خارج کرد.[46] امروزه “فست فشن” به شهروندان عادی اجازه میدهد تا سبکهای سطح بالا را با قیمتهای ارزان تقلید کنند، اگرچه این امر به قیمت استثمار نیروی کار و آسیبهای زیستمحیطی تمام شده است.[46] مد اکنون به صورت افقی منتشر میشود؛ جایی که خردهفرهنگهای خیابانی به اندازه طراحان بزرگ بر ترندهای جهانی اثر میگذارند.[45]
حیات روزمره در عصر دیجیتال: نظارت و عادتها
دیجیتالیشدن، آخرین جبهه مدرنیته در تسخیر زندگی روزمره است. فناوریهای اطلاعاتی ریتمهای جدیدی را بر حیات انسانی تحمیل کردهاند.[38]
فرهنگ نظارت و پارادوکس حریم خصوصی
دیوید لیون از شکلگیری یک “فرهنگ نظارت” سخن میگوید که در آن مردم به طور فعال در نظارت بر خود و دیگران مشارکت میکنند.[47] ما با اشتراکگذاری داوطلبانه اطلاعات در شبکههای اجتماعی، در واقع به “نظارت نرم” تن میدهیم.[48] “پارادوکس حریم خصوصی” به این معناست که اگرچه اکثر اروپاییها ادعا میکنند به حریم خصوصی اهمیت میدهند، اما در عمل برای دسترسی به خدمات رایگان دیجیتال، به راحتی دادههای شخصی خود را در اختیار شرکتها قرار میدهند.[49] شوشانا زوبوف این وضعیت را “سرمایهداری نظارتی” مینامد که هدف آن پیشبینی و اصلاح رفتار انسان برای تولید سود است.[47]
کار دیجیتال و محوشدن مرزهای خصوصی
در محیطهای کاری مدرن اروپایی، نظارت دیجیتال به ابزاری برای مدیریت بهرهوری تبدیل شده است.[20] استفاده از اپلیکیشنهای ردیابی، مانیتورینگ ایمیلها و تحلیل دادههای رفتاری، فشار روانی زیادی بر کارگران وارد میکند.[20] از سوی دیگر، گوشیهای هوشمند باعث شدهاند که فرد “همیشه متصل” باشد؛ امری که منجر به تداخل دائم زمان کار در زمان استراحت و خانواده شده است.[38, 50] این “اتصال تهاجمی” یکی از علل اصلی افزایش استرس و فرسودگی شغلی در میان کارکنان اروپایی در دهه اخیر بوده است.[50]
| شاخصهای دیجیتالیشدن در اتحادیه اروپا (2019-2021) | تأثیر بر بهزیستی و عادات روزمره | منبع |
| شاخص اقتصاد و جامعه دیجیتال (DESI) | همبستگی مثبت با شاخص شادی در شمال و غرب اروپا | [51] |
| دورکاری (Remote Work) | افزایش انعطافپذیری در عین تداخل نقشهای خانوادگی | [38] |
| نظارت در محیط کار | افزایش اضطراب و کاهش اعتماد متقابل میان کارفرما و کارگر | [20] |
| رسانههای اجتماعی | تسهیل سرمایه اجتماعی و در عین حال افزایش حسادت و انزوا | [16] |
| حفاظت از دادهها (GDPR) | تلاش قانونی برای بازپسگیری حریم خصوصی در برابر شرکتها | [20] |
نتیجهگیری: تداوم و گسست در مدرنیته اروپایی
مدرنیته در زندگی روزمره اروپایی مسیری از عقلانیسازی صلب به سمت سیالیت بازتابی را طی کرده است. اگر در قرن نوزدهم، دغدغه اصلی انضباط بدنی در کارخانهها و خیابانهای شلوغ بود، در قرن بیست و یکم، دغدغه به سمت مدیریت ذهن، دادهها و ریسکهای نامرئی تغییر یافته است.[6, 32] با این حال، هسته اصلی مدرنیته که همان “فردیت” و “عقلانیت” است، همچنان به عنوان موتور محرک حیات اجتماعی باقی مانده است.[1]
جوامع اروپایی امروز با پارادوکسهای عمیقی روبرو هستند: آزادی بیسابقه در انتخاب سبک زندگی در کنار نظارت دیجیتال همهجانبه؛ پیشرفتهای تکنولوژیک خیرهکننده در کنار بحرانهای زیستمحیطی وجودی؛ و پیوندهای جهانی گسترده در کنار تنهایی عمیق فردی.[1, 12, 31] تحلیل منابع غربی نشان میدهد که مدرنیته نه یک مقصد، بلکه یک فرآیند مستمر از “تخریب خلاق” است که در آن هر دستاورد جدید، چالشهای اخلاقی و اجتماعی جدیدی را به همراه میآورد.[52, 53] زندگی روزمره، به عنوان صحنه اصلی این تحولات، همچنان عرصهای است که در آن سوژه انسانی میان ضرورتهای ساختاری و میل به آزادی، مسیر خود را جستجو میکند.[23, 28]
——————————————————————————–
- Definitions and Characteristics of Modernity | Dr. Philip Irving Mitchell, https://www.dbu.edu/mitchell/early-modern-resources/modernit.html
- Modernity – Wikipedia, https://en.wikipedia.org/wiki/Modernity
- Europe and the Emergence of Modernity.: The Entanglement of Two Reference Cultures, https://www.researchgate.net/publication/289686721_Europe_and_the_Emergence_of_Modernity_The_Entanglement_of_Two_Reference_Cultures
- Michel de Certeau – The Practice of Everyday Life – Democracy Paradox, https://democracyparadox.com/2020/11/28/michel-de-certeau-the-practice-of-everyday-life/
- The Metropolis and Mental Life – Modernism Lab – Yale University, https://campuspress.yale.edu/modernismlab/the-metropolis-and-mental-life/
- The Industrial Revolution and Its Impact on European Society, https://webpages.cs.luc.edu/~dennis/106/106-Bkgr/20-Industrial-Rev.pdf
- Industrial Revolution | Definition, History, Dates, Summary, & Facts | Britannica, https://www.britannica.com/event/Industrial-Revolution
- Critique Of Everyday Life Chapter Summary | Henri Lefebvre – Bookey, https://www.bookey.app/book/critique-of-everyday-life
- Henri Lefebvre’s Critique of Everyday Life | TheCollector, https://www.thecollector.com/henri-lefebvre-critique-everyday-life/
- Impact of Industrial Revolution on Urbanization Patterns in 19th-Century Europe – AJPO Journals, https://ajpojournals.org/journals/EJHR/article/download/2465/3270/9309
- Enlightenment and Colonization, Social Consequences of Industrial Revolution in Europe | OER Commons, https://oercommons.org/courseware/lesson/87933/overview
- Georg Simmel – The Metropolis and Mental Life (1903) | SozTheo, https://soztheo.com/sociology/key-works-in-sociology/georg-simmel-the-metropolis-and-mental-life-1903/
- Urban Life’s Psychological Impact | PDF | Positivism | Science – Scribd, https://www.scribd.com/document/544082831/3-Main-Points-for-Georg-Simmel-s-the-Metropolis-and-Mental-Life-1903
- Georg Simmel and The Metropolis and Mental Life: Understanding Urban Alienation, https://revisesociology.com/2025/07/17/georg-simmel-and-the-metropolis-and-mental-life-understanding-urban-alienation/
- The Metropolis and Mental Life – Wikipedia, https://en.wikipedia.org/wiki/The_Metropolis_and_Mental_Life
- How Georg Simmel diagnosed what makes city life distinctly modern | Aeon Essays, https://aeon.co/essays/how-georg-simmel-diagnosed-what-makes-city-life-distinctly-modern
- Weber and Rationalization | Research Starters – EBSCO, https://www.ebsco.com/research-starters/sociology/weber-and-rationalization
- ideational robustness of bureaucracy | Policy and Society – Oxford Academic, https://academic.oup.com/policyandsociety/article/43/2/141/7675582
- Rationalization in Weber and Habermas: A Comparative Perspective on a Macrosociological Concept – DergiPark, https://dergipark.org.tr/tr/download/article-file/691082
- Data subjects, digital surveillance, AI and the future of work – European Parliament, https://www.europarl.europa.eu/RegData/etudes/STUD/2020/656305/EPRS_STU(2020)656305_EN.pdf
- Democratic Renewal and the Legitimacy of Bureaucracy, https://repub.eur.nl/pub/1752/NIG2-03.pdf
- (PDF) Sociology of everyday life – ResearchGate, https://www.researchgate.net/publication/258131440_Sociology_of_everyday_life
- Agnes Heller and the Critique of Everyday Life – Telos Press, https://www.telospress.com/agnes-heller-and-the-critique-of-everyday-life/
- Henri Lefebvre – Wikipedia, https://en.wikipedia.org/wiki/Henri_Lefebvre
- Everyday Life of the Subjects in an Alienating Lifeworld – NBU-IR, https://ir.nbu.ac.in/bitstreams/1f33664a-0028-480c-8916-47eaa7eff4a5/download
- The Practice of Everyday Life by Michel de Certeau – Paper – University of California Press, https://www.ucpress.edu/books/the-practice-of-everyday-life/paper
- “The practice of everyday life” by Michel de Certeau – A summary, https://midnightmediamusings.wordpress.com/2014/06/29/the-practice-of-everyday-life-by-michel-de-certeau-a-summary/
- The Practice of Everyday Life – Wikipedia, https://en.wikipedia.org/wiki/The_Practice_of_Everyday_Life
- Michel de Certeau, The Practice of Everyday Life – Reading and …, https://readingandwalking.ca/2019/03/18/27-michel-de-certeau-the-practice-of-everyday-life/
- Ágnes Heller’s Theory of Need Is a Vital Political Tool – Jacobin, https://jacobin.com/2024/12/agnes-heller-philosophy-marxism-needs
- Zygmunt Bauman – Liquid Modernity (2000) – SozTheo, https://soztheo.com/sociology/key-works-in-sociology/zygmunt-bauman-liquid-modernity-2000/
- Ulrich Beck – Wikipedia, https://en.wikipedia.org/wiki/Ulrich_Beck
- The Theorist of Liquid Realms: Zygmunt Bauman, 1925-2017 – Social Science Space, https://www.socialsciencespace.com/2017/01/theorist-liquid-realms-zygmunt-bauman-1925-2017/
- Individualization revisited: Global family developments, uncertainty and risk – Kent Academic Repository, https://kar.kent.ac.uk/id/document/136489
- Individualization – Sage Publishing, https://us.sagepub.com/sites/default/files/upm-binaries/66826_Beck___Individualization,_Losing_the_Traditional.pdf
- Family Gender Roles | Research Starters – EBSCO, https://www.ebsco.com/research-starters/women-s-studies-and-feminism/family-gender-roles
- Changing Patterns of Family Structures: A Sociological Perspective – IJFMR, https://www.ijfmr.com/papers/2025/5/56757.pdf
- (PDF) Analysis of Work-Life Balance in European Union Countries: The Impact of Technological Progress and Digitalization – ResearchGate, https://www.researchgate.net/publication/396832367_Analysis_of_Work-Life_Balance_in_European_Union_Countries_The_Impact_of_Technological_Progress_and_Digitalization
- Changing families in the European Union: trends and policy implications – the United Nations, https://www.un.org/esa/socdev/family/docs/egm15/Olahpaper.pdf
- Changes in Family Structures | WJEC Eduqas GCSE Sociology Revision – Save My Exams, https://www.savemyexams.com/gcse/sociology/wjec-eduqas/17/revision-notes/families/social-changes-and-family-structures/changes-in-family-structures/
- Gender Roles in Contemporary Society: Evolving Patterns and Persistent Challenges, https://www.sociologyresearchjournal.com/uploads/archives/20250614131222_3.pdf
- Work–life balance and work engagement across the European workforce: a comparative analysis of welfare states – PMC – PubMed Central, https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC10234642/
- The Sociology of Fashion: Identity, Class, and Consumerism, https://kiu.ac.ug/assets/publications/3422_the-sociology-of-fashion-identity-class-and-consumerism.pdf
- Fashion, Sociology of – Alexandria (UniSG), https://www.alexandria.unisg.ch/bitstreams/0b618933-aec5-4130-bd99-a8f7cc598d3c/download
- Being Modern in Socialist Modernity: Domestic Technologies and the Emergence of Fashion – Polish Sociological Review, https://polish-sociological-review.eu/pdf-210971-128712?filename=Being%20Modern%20in%20Socialist.pdf
- (PDF) The Sociology of Fashion: Identity, Class, and Consumerism – ResearchGate, https://www.researchgate.net/publication/388918886_The_Sociology_of_Fashion_Identity_Class_and_Consumerism
- Surveillance Culture: Engagement, Exposure, and Ethics in Digital Modernity – International Journal of Communication, https://ijoc.org/index.php/ijoc/article/viewFile/5527/1933
- Everyday Life in the Culture of Surveillance – Simple search, https://norden.diva-portal.org/smash/get/diva2:1746813/FULLTEXT01.pdf
- EVERYDAY EXPERIENCES OF PRIVACY AND SURVEILLANCE – RePub, Erasmus University Repository, https://repub.eur.nl/pub/137055/anouk-mols-dissertation-digital.pdf
- Striking a balance: Reconciling work and life in the EU – European Union, https://assets.eurofound.europa.eu/f/279033/14c6fad29b/ef18065en.pdf
- The Impact of Digitalization on Happiness: A European Perspective, https://www.mdpi.com/2227-7390/10/15/2766
- A Sociology of Modernity: Liberty and Discipline – National Academic Digital Library of Ethiopia, http://ndl.ethernet.edu.et/bitstream/123456789/54760/1/39.Peter%20Wagner.pdf
- RUSSELL SAGE FOUNDATION Working Paper # 206 Social Theory, Modernity, and the Three Waves of Historical Sociology Julia Adams, E, https://www.russellsage.org/sites/default/files/u4/Adams,%20Clemens,%20&%20Orloff_Social%20Theory,%20Modernity,%20and%20the%203%20Waves%20of%20Historical%20Sociology.pdf