روابط آنکارا با دولت ترامپ خوب اما با تل‌آویو بسیار تیره است. از سوی دیگر ترکیه هم‌مرز ایران و دارای روابطی تاریخی و در عین‌حال پیچیده‌ای با آن است. استانبول حق دارد نگران درگیری نظامی بین اسرائیل و آمریکا و جمهوری اسلامی ‌باشد. در مقابله با حمله ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران در روز شنبه، ۲۸ فوریه، تهران با رگبار موشک‌ها و پهپادها پایگاه‌های ایالات متحده درکشورهای همسایه‌ را هدف قرار داد، امری که واکنش‌های بین‌المللی متحدان امریکا را برانگیخت که بویژه از ایران برای پاسخ به این حملات انتقاد ‌کردند. با این حال ترکیه، متحد امریکا و عضو ناتو، در میان کشورهایی که حمله اسرائیل و آمریکا را محکوم کرده‌اند، جایگاهی متمایز دارد.

در همان روز آغاز عملیات، رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، این حملات را «نقض آشکار قوانین بین‌المللی» توصیف کرد. او همچنین «تاسف عمیق » خود از مرگ آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر معظم ایران، که در بمباران کشته شد، را ابراز و حتی تاکید کرد که جنگ بین ایالات متحده و ایران در نتیجه تحریکات اسرائیل آغاز شده است.

روز بعد، هاکان فیدان، وزیر امور خارجه، تلاش کرد تا ترکیه را یک بازیگر کلیدی برای کاهش تنش و میانجیگری دیپلماتیک معرفی کند. او اظهار داشت که کشورش «با دقت ابتکارات لازم را با تمام طرف‌های درگیر دنبال می‌کند» تا بازگشت به مذاکرات و حفظ ثبات منطقه‌ای را تسهیل کند(۱).

با این حال، روز چهارشنبه، ۴ مارس، یک موشک بالستیک که از ایران شلیک شده و به سمت حریم هوایی ترکیه در حرکت بود، توسط سیستم‌های دفاع هوایی و موشکی ناتو رهگیری شد. همین حادثه دوباره در ۹ مارس تکرار شد. اگرچه هیچ کدام از این حوادث تلفات یا خسارت مادی نداشت، اما ارزشی نمادین دارد زیرا نشان‌دهنده دخالت غیرمستقیم ترکیه، یک عضو ناتو، در یک درگیری منطقه‌ای رو به گسترش است(۲). بروز چنین حوادثی می‌توانست به قدرت‌های اروپایی بهانه‌ای برای مداخله بدهد. با این حال، تهران اعلام کرد که در پرتاب موشک‌های ۴ مارس نقشی نداشته و به نظر می‌رسد ترکیه تصمیم گرفته است که روابط خود با ایران را تیره نکند. هاکان فیدان، وزیر امور خارجه، حتی بدون نام بردن صریح از هیچ کشوری، به طرفین درگیر هشدار داد که ترکیه را تحریک نکنند. با این حال، رجب طیب اردوغان در ۹ مارس به جمهوری اسلامی در مورد هرگونه «اقدام تحریک‌آمیز» هشدار داد: «علیرغم هشدارهای واضح ما، اقدامات بسیار نامناسب و تحریک‌آمیز همچنان انجام می‌شود و دوستی ترکیه با ایران را به خطر می‌اندازد.»

رابطه بین آنکارا و تهران بسیار پیچیده است. از نظر تاریخی، این دو کشور بارها در چارچوب درگیری‌ یا رقابت‌ برای نفوذ در خاورمیانه، قفقاز و آسیای مرکزی، در مقابل یکدیگر قرار گرفته‌اند.

بین رقابت و همکاری

رقابت ترکیه و ایران در قرن بیست و یکم اغلب با مبارزه بین امپراتوری سنی عثمانی و امپراتوری شیعه صفوی در قرن شانزدهم مقایسه می‌شود. با این حال، بسیاری از مورخان تأکید می‌کنند که روابط بین جهان ترک و ایران بسیار قدیمی‌تر است و همیشه وجود درگیری‌ها مشخصه آن نبوده است. حتی قبل از مهاجرت قبایل ترک از آسیای مرکزی به آناتولی، جمعیت‌های ترک و ایران روابط خود را حفظ کرده بودند. این تعاملات، ظهور «تمدن ترکی-ایرانی» را بین قرن‌های دهم تا سیزدهم در آسیای مرکزی و غربی تقویت کرد. ایران، آذربایجان، ترکیه و چندین کشور آسیای مرکزی حتی امروز نیز در این میراث زبانی و فرهنگی شریک هستند.

با این حال، این ترکیب فرهنگی از قرن شانزدهم به بعد به‌تدریج تضعیف شد. سپس امپراتوری عثمانی گسترش ارضی خود را به سمت اروپا معطوف کرد، در حالی که سلسله صفویه هویت مذهبی شیعه متمایزی را برای خود ایجاد نمود. با وجود درگیری‌های نظامی مکرر، تبادلات فرهنگی، دیپلماتیک و اداری ادامه یافت و دو امپراتوری تأثیر متقابلی بر نهادهای سیاسی و نظامی خود گذاشتند.

در قرن نوزدهم، برتری نظامی و اقتصادی قدرت‌های اروپایی، هر دو کشور را مجبور به انجام اصلاحاتی برای نوسازی کشور کرد. این دوره با تبادلات فکری و سیاسی وسیع و همچنین نزدیکی بین مخالفان سلطنت‌های عثمانی و قاجار که از جنبش‌های مشروطه‌خواهی حمایت می‌کردند، همراه شد.این رژیم‌ها سیاست‌های اقتدارگرایانه مدرنیزاسیون و سکولاریزاسیون را اجرا کردند. تا سال ۱۹۷۹، روابط بین آنکارا و تهران عموماً صمیمانه باقی ماند.

در طول جنگ سرد، هر دو کشور عضو سازمان پیمان مرکزی (CENTO) بودند، اتحادی که توسط ایالات متحده علیه نفوذ شوروی تشکیل شده بود. با این حال، انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹ نقطه عطفی بزرگ بود که ایران را از حوزه نفوذ غرب خارج کرد. در ترکیه، کودتای نظامی ۱۹۸۰ سکولاریسم و اتحاد با واشنگتن را تقویت کرد و بی‌اعتمادی ایران را برانگیخت. اما منافع اقتصادی و تلاش برای ثبات منطقه‌ای همچنان تنش‌های بین دو کشور را محدود می‌کرد(۳).

ظهور اردوغان و بازتعریف سیاست خارجی ترکیه

به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه (AKP) در سال ۲۰۰۲، پس از تثبیت کامل کنترل آن بر نهادها، تغییر قابل توجهی در سیاست خارجی ترکیه ایجاد کرد. حزب عدالت و توسعه که از جنبش اسلام‌گرای سیاسی سرچشمه گرفته بود، اما خود را به عنوان یک حزب اصلاح‌طلب محافظه‌کار معرفی می‌کرد، به دنبال بازتعریف جایگاه ترکیه در فضای منطقه‌ای‌ خود بود.

دولت جدید به تدریج یک سیاست خارجی چندبعدی موسوم به «هیچ مشکلی با همسایگان» را اتخاذ کرد که به ویژه تقویت روابط با کشورهای خاورمیانه و جهان اسلام را هدف قرار می‌داد.این جهت‌گیری به ویژه در سال ۲۰۱۰ برجسته شد، زمانی که ترکیه، عضو غیردائم شورای امنیت سازمان ملل در آن زمان، در مخالفت با دور جدید تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران به برزیل پیوست و بدین ترتیب از متحدان غربی خود فاصله گرفت. در همان سال، بحران جدی بین ترکیه و اسرائیل آغاز شد، زمانی که کشتی ماوی مرمره، یک کشتی بشردوستانه که توسط یک سازمان غیردولتی ترکیه‌ای نزدیک به اردوغان اجاره شده بود، تلاش کرد محاصره غزه را بشکند. در ۳۱ مه ۲۰۱۰، نیروی دریایی اسرائیل این کشتی را توقیف کرد و ۱۰ فعال را در آن کشت که منجر به قطع روابط ترکیه و اسرائیل شد، اگرچه تل‌آویو همچنان یک شریک تجاری مهم برای آنکارا باقی ماند.

به موازات آن، در طول دهه ۲۰۱۰، ترکیه این ایده را توسعه داد که قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای باید نقش محوری در مدیریت امور خاورمیانه ایفا کنند، بدون اینکه این مسئولیت را به بازیگران خارجی مانند ایالات متحده، چین یا قدرت‌های اروپایی واگذار کنند. در طول درگیری‌های سوریه و آذربایجان-ارمنستان برسر ناگورنو-قره‌باغ، دو کشور سیاست‌های کاملاً متضادی را دنبال کردند. در سوریه، ترکیه از شورشیان حمایت می‌کرد، در حالی که ایران قاطعانه در کنار رژیم بشار اسد باقی ماند. با این حال، این واگرایی منجر به درگیری بین دو قدرت منطقه‌ای نشد، زیرا این رقابت توسط بازیگران منطقه‌ای با مشروعیت بیشتر نسبت به قدرت‌های خارج از منطقه دنبال می‌شد.

در چنین چارچوبی، که خصومتی مشترک با قدرت‌های غربی خارج از منطقه وجود داشت، منافع آنکارا و تهران امکان همگرایی یافت. با این حال، برخلاف ایران، ترکیه حضور ایالات متحده در منطقه را کاملاً رد نمی‌کند، اما از دیدگاه منطقه‌ای واشنگتن که به منافع استراتژیک اسرائیل الویت می‌داد، انتقاد می‌کرد. بدین ترتیب، رابطه مثلثی بین ترکیه، ایران و ایالات متحده شکل گرفت که براساس روابط هر یک از سه کشور با اسرائیل، تعریف می‌شد.

موضع ترکیه و مسئله اسرائیل

از زمان سقوط رژیم بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴، ترکیه از دولت جدید به رهبری احمد الشرع حمایت می‌کرد، در حالی که اسرائیل عملیات نظامی علیه دولت جدید دمشق انجام می‌داد. اسرائیل به دنبال سوریه‌ای ضعیف، تکه‌تکه شده و مهم‌تر از همه، خارج از کنترل قدرت‌های رقیب مانند ترکیه بود. بدین ترتیب تنش شدید بین دو کشور به‌وجود آمد تا جایی که در اسرائیل ترکیه همچون یک ایران جدید ارزیابی شد و در استانبول این ترس را به‌وجود آورد که ترکیه می‌تواند هدف بعدی حملات اسرائیل باشد. بدین ترتیب، در ۱۷ فوریه، نفتالی بنت، نخست وزیر سابق اسرائیل و عضو حزب راست افراطی، در بیانیه‌ای نسبت به آنچه که او آنرا «قدرت رو به رشد ترکیه در منطقه» ارزیابی کرد، هشدار داد. به گفته وی، «تهدید جدیدی از سوی ترکیه در حال ظهور است». او آنکارا را در کنار قطر، به تقویت نفوذ خود در سوریه و همچنین در سایر مناطق خاورمیانه متهم کرد. او اعلام نمود: «من به وضوح می‌گویم: ترکیه ایران جدید است. اردوغان حیله‌گر و خطرناک است و به دنبال محاصره اسرائیل است»(۵).

با این حال، برتری نظامی اسرائیل در جنگ جاری تنها نگرانی ترکیه نیست. برای آنکارا، یک جنگ طولانی مدت در ایران می‌تواند منجر به چندین پیامد منفی شود. نخست، این جنگ می‌تواند موجب بی‌ثباتی منطقه‌ای بزرگ، و مهم‌تر از همه، موج جدیدی از مهاجرت شود، آنهم در شرایطی که ترکیه به دنبال بازگرداندن پناهندگان سوری‌ای است که حتی سقوط بشار اسد آنها را به بازگشت به خانه متقاعد نکرده. از سوی دیگر، اختلال در بازارهای انرژی، اقتصاد بسیار شکننده ترکیه را با مشکل مواجه خواهد کرد. در واقع، قیمت هیدروکربن‌ها به شدت افزایش یافته است، در حالی که هیچ نشانه‌ای از کاهش جنگ وجود ندارد.

اما پیامد اصلی که ترکیه از آن وحشت دارد، مربوط به مسئله کردها است. به نظر می‌رسد آنکارا پس از آنکه عبدالله اوجالان، رهبر تاریخی کردها، در فوریه ۲۰۲۵ از هوادارانش خواست سلاح‌های خود را زمین بگذارند، به مصالحه خوبی با جنبش کردها دست یافته است. همچنین توافق بین کردهای سوریه و دولت جدید دمشق، پس از فتح مجدد شمال و شرق سوریه توسط دمشق و پایان حکومت خودمختار کردها، اطمینان خاطر بیشتری به آنکارا می‌دهد. بنابراین، ترکیه عمیقاً نگران تجدید حیات مسئله کردها در ایران است، آن هم در زمانی که ایالات متحده در حال بررسی مسلح کردن کردهای ایرانی تبعیدی در عراق برای تسریع سقوط رژیم ایران است. این وضعیت می‌تواند به فروپاشی روند شکننده صلح بین دولت ترکیه و جنبش کردها منجر شود، روندی که آنکارا از زمان اظهارات اوجالان به آن پاسخی نداده و او همچنان زندانی است.

حتی اگر ترکیه رسماً خارج از این جنگ باقی مانده است، اما باید رقابت استراتژیک رو به رشدی با اسرائیل را مدیریت کند که از پیش نیز به دلیل تنش‌های مربوط به غزه و سوریه تشدید شده است. از این منظر، تغییر رژیم در ایران لزوماً هدف مطلوبی برای آنکارا نیست، چرا که ترجیح می‌دهد تعادل منطقه‌ای نسبتاً قابل پیش‌بینی‌ای را حفظ کند. در هر صورت، استراتژی اسرائیل برای بازسازی نظم منطقه‌ای حول برتری نظامی خود می‌تواند با جاه‌طلبی‌های ژئوپلیتیکی ترکیه و تمایل آن برای اعمال نفوذ بیشتر در خاورمیانه در تضاد باشد. در چنین افقی، برای آنکارا دشوار خواهد بود که از کشیده شدن به چرخه‌ای از خشونت جلوگیری کند.

۱- Ragip Soylu, « Hakan Fidan reveals failed Turkish attempts to stop Iran war », Middle East Eye, 4 mars 2026.

۲- « L’Otan a intercepté un missile tiré d’Iran et dirigé vers la Turquie », France 24, 4 mars 2026.

۳- Abhinav Chakraborty, « Where Turkey stands in the Iran war : Complex ties with Tehran, simmering rivalry with Israel », The Indian express, 5 mars 2026.

۴- « Turkish Foreign Policy under the AK Party », Insight Turkey, printemps 2017, volume 19, numéro 2.

۵- Gabriel Colodro, « “The New Iran” : Bennett Warns of Emerging Axis at Conference of Presidents », The Media line, 18 février 2026.

بایرام بلسی: مدیر انستیتوی مطالعات آناتولی فرانسه (IFEA) در استانبول. وی در رشته های علوم سیاسی و تمدن عربی – اسلامی از انستیتو مطالعات سیاسی گرنوبل و ایکس آن پرووانس فارغ التحصیل شده است و تحقیقات در زمینه تحولات سیاسی و مذهبی در فضای ترکیه (ترکیه ، قفقاز و آسیای میانه) را هدایت می کند

منبع: لوموند دیپلوماتیک

print