اندیشه ، فلسفه
  • ناسیونالیسم نیابتیِ ایرانیان دیاسپورا
    توضیح مترجم: مقاله‌ی حاضر در شرایطی نوشته و ترجمه شده است که به نظر می‌رسد ایرانیان دیاسپورا در مقایسه با سال‌های پیشْ بیش از هر زمان دیگری شیفته‌ی گفتارهای راست افراطی شده‌اند. گفتارها و کردارهای
  • بازتولید اقتدار در جامه‌ی نجات عباس شکری
    دفترچه‌ی «مدیریت دوران اضطرار» که توسط جمعی از سلطنت‌طلبان و هواداران رضا پهلوی تهیه و منتشر شده، در ظاهر تلاشی است برای ارائه‌ی نقشه‌ی راهی جهت اداره‌ی کشور پس از فروپاشی جمهوری اسلامی. اما آنچه در
  • اپیکوریسم مکتبی بر معیارِ: «زیستن در آرامش» عابدین پاپی
    اپیکور (Epicure) یا اپیکیورِس و در منابع معتبر ابیقور هم گفته می‌شود حکیم و فیلسوفِ برجسته‌ی یونان باستان است که مکتبِ اپیکوریسم (Epicureanism) را بنا نهاد. فیلسوفی لذت‌گرا که فلسفه‌ی لذت را در ابعادِ مختلف و
  • زن، زندگی، آزادی: قیام علیه سرکوب و مبارزه طبقاتی در ایران – ایوب دباغیان
    از قتل ژینا تا خیزش سراسری زنان، کارگران، دانشجویان و توده‌های ستمدیده برای آزادی: چهارمین سالگرد خیزش «زن، زندگی، آزادی» ما را به نقطه‌ای باز می‌گرداند که تاریخ معاصر ایران و کردستان دگرگون شد. قتل حکومتی ژینا
  • داستان چپ و وجدان مترقی‌اش، گُسست از واقعیت
    برخی از چپ‌گرایان، از جمله کمونیست‌های سابق یا هواداران پیشین کمونیسم، پس از پیروزی ایالات متحده در جنگ سرد، برای سازگار کردن وجدان «مترقی» خود با واقعیت‌های نظم جهانی جدید، به توجیهات ایدئولوژیک پیچیده‌ای
تاریخ
اقتصاد
  • برقراری اجباری سانترالیسم دموکراتیک
    یکم- آیا نظام موجود بانکداری در ایران کارآمدی دارد؟ همه کسانی که به نظام بانکی نگاه کارشناسانه و نیز مطابقت دادن این نظام با بانکداری مدرن دارند بر این باورند آنچه به عنوان بانکداری در جمهوری اسلامی عمل می‌کند فاقد
  • مسعود نیلی: کار صندوق بازنشستگی در ایران تمام شد
    شکی نداریم که کشور ما در شرایط بسیار سختی قرار گرفته که هیچ‌گاه در تاریخ با مشکلاتی به این عمق و تنوع به‌صورت همزمان مواجه نبوده است. این روند تدریجی قابل پیش‌بینی بود. کارشناسان با تهیه گزارش‌های مختلف،
  • ستون فقرات حکمرانی باید «رشد و توسعه اقتصادی» باشد
    استاد دانشگاه گفت: ستون فقرات حکمرانی باید «رشد و توسعه اقتصادی» باشد. بر اساس برآورد کارشناسان انرژی و محیط زیست، برای رسیدن به شرایط نرمال، کشور به ۴۵۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در بازه زمانی ۱۰ تا ۱۵
  • چشمشان رابرروی خطر می بندند
    یکم- چند روزی بیشتر به اجرای تهدید کشیدن ماشه در پرونده هسته‌ای از سوی سه‌گانه اروپایی باقی نمانده است. براساس تهدیدی که از سوی سه غول اروپایی صورت گرفته اگر جمهوری اسلامی برخی شرایط اعلام شده از

فیلم «پ مثل پلیکان»، پیش از هر چیز روایتی است از طردشدگی و ایگنور شدن فرد به دلیل ناهمسانی‌اش با الگوی مسلط اجتماع. جامعه‌ای که در آن نه فقط بدن‌ها، که ذهن‌ها نیز از رهگذر آموزش و نظام‌های فرهنگ‌ساز، مطیع و هم‌شکل بار آمده‌اند.

در آغاز فیلم، صدای راوی که در پس‌زمینه به دنیای مردگان و گمشدگان تاریخ اشاره می‌کند، زمینه فلسفی را فراهم می‌آورد و مخاطب را با مسئله تبعید و طرد انسان مواجه می‌کند.

«اینجا قیطریه. ما در دنیای مردگان با گمشدگان تاریخ در تماس هستیم. ما مودت تاریخی‌مان را تجدید می‌کنیم. حال دوران آزادی در قلب بر محبت خاک پایان می‌یابد و آغاز اصالت است.»

همزمان، نماهایی از کسی که خطی بر زمین می‌کشد، حرکت و تلاش او برای فهم و ثبت جهان را نشان می‌دهد، حرکتی که نمادی از تلاش برای معنا‌بخشی به تجربه و هرمنوتیک انسانی است. فیلم از همین ابتدا، رابطه میان تبعید، تنهایی و جستجوی معنا را مطرح می‌کند. در همان آغاز، سکانس تدریس الفبا توسط آسیدعلی‌میرزا تنها یک آموزش ساده نیست، بلکه بازنمایی همان‌چیزی است که فوکو در تاریخ جنون بر آن تأکید می‌کند، تولید هنجار از طریق بازشناسی و نام‌گذاری، و سپس کنارزدن آنچه با هنجار هم‌سو نیست. انسانی که در حاشیه اجتماع قرار گرفته و تنها از طریق عشق و ارتباط با دیگری توان بازآفرینی کناتوس و یافتن آزادی درونی را دارد. این آغاز، زمینه را برای روایت مستند_سینمایی پیرمرد و مواجهه او با ویرانه‌های ارگ فراهم می‌کند و نگاه بیننده را به تحلیل پیچیدگی‌های روانی و اجتماعی شخصیت هدایت می‌کند.

وقتی پیرمرد می‌گوید «الف مثل من، آمیرزا و راست می‌ایستد»، او خود را نشانه‌ی استقامت در برابر کجی دیگران معرفی می‌کند، اما همین ایستادگی کافی است تا برچسب «دیوانه» به او بچسبد. در منطق قدرت، استثناها نباید بمانند. طرد و تبعید به نام «مراقبت از دیگران» همواره توجیه‌پذیر می‌گردد.

فیلم پ مثل پلیکان بیش از آنکه صرفاً روایتی از زندگی مردی تنها باشد، صحنه‌ی نمایشی است از سازوکار طرد در دل مناسبات قدرت. به تعبیر فوکو در تاریخ جنون، جامعه برای تثبیت نظم خود ناگزیر است «دیگری» را بیرون براند. دیوانه را به حاشیه براند و با برچسب‌زدن، او را از دایره‌ی نرمالیت جدا کند. فرایند جدا سازی به منزله نرم‌سازی و محافظت از سایرین معنایی توجیه پذیر می‌یابد. حفظ امنیت جامعه از شر با طرد آن کس یا چیزی که خطر به شمار می‌آید.

در فیلم، آسیدعلی‌میرزا نمونه‌ی همین استثناست. کودکان طبس او را با زبان آموزش الفبا به سخره می‌گیرند و برچسب‌های تحقیرآمیز می‌زنند. لحظه‌ای که آن‌ها در پاسخ به «پ» فریاد می‌زنند «پدرسگ» و پیرمرد با تمام توان فریاد می‌زند‌: «من پدرسگ نیستم» مصداق روشن همین مقاومت در برابر برچسب‌گذاری قدرت است. او انکار می‌کند، اما این انکار خود گواه تثبیت همان سازوکار تبعید ‌و جداسازی است. چراکه جامعه پیش‌تر جایگاه او را تعیین کرده و او را به بیرون از گفتمان عقل رانده است.

در منطق قدرت، این طرد همواره با پوشش «مراقبت» توجیه می‌شود. فوکو نشان می‌دهد چگونه نظام‌های قدرت، دیوانه را نه فقط برای تنبیه، بلکه برای «حفظ سایرین از خطر احتمالی» منزوی می‌کنند. پدیده ایگنور‌سازی روایتی منطقی به خود می‌گیرد. در فیلم نیز می‌توان دید که انزوای آسیدعلی‌میرزا شکلی از این تدبیر است: کودکانی که او را «دیوانه» می‌خوانند، در واقع بازتولیدکنندگان همان منطق مراقبت‌اند. حذف او را وسیله‌ی محافظت از خود می‌پندارند. اما همین تبعید برای پیرمرد بدل می‌شود به نوعی خودایمنی، حفاظی در برابر خشونت نمادین اجتماع. او به‌نوعی به «درون پرتاب» می‌شود تا در تنهایی‌اش امنیت روانی بیابد.

با این همه، انزوای تحمیلی به‌تدریج به نوعی خودایمنی بدل می‌شود. در معنای اگزیستانسیالیستی، آنچه تبعید به‌نظر می‌آید، به انتخاب بدل می‌شود. پیرمرد درون ویرانه‌ی ارگ پناه می‌گیرد، زیرا تنها در این «درون‌پرتاب‌شدگی» است که می‌تواند از خشونت اجتماع بیرونی رها باشد. تنهایی او نه صرفاً اجبار، که شکل خاصی از اصالت است. همان امکانی که سارتر از آن به‌عنوان آزادی در دل اضطراب یاد می‌کند.

نشانه‌ها در فیلم دقیقاً در خدمت همین روایت‌اند. ویرانه‌های ارگ، دیوارهای فروریخته و صدای ممتد باد، نشانه‌هایی بیرونی هستند که روان سیال و شکسته‌ی پیرمرد را به‌صورت شماتیک عینیت می‌بخشند. ارگ به‌مثابه‌ی نماد ویرانی، هم مکان طرد است و هم تجسم درونی او. در برابر آن، پلیکان با حضوری اثیری وارد می‌شود. پرنده‌ای سپید و خنک که وعده‌ی رهایی است. همان‌گونه که رولان بارت در نشانه‌شناسی‌ها اشاره دارد که‌: نشانه‌ها همواره حامل بار فرهنگی‌اند. پلیکان به‌ظاهر پرنده‌ای طبیعی است، اما در بافت فیلم بدل به مدلولی اسطوره‌ای می‌شود.

دالِ عشق، آزادی و امکانِ بودن دیگرگونه.
از منظر اسپینوزا، این جابه‌جایی معنایی چیزی جز کناتوس نیست. تلاش هر موجود برای بقا و افزایش توان هستی خویش. عشق برای آسیدعلی‌میرزا عاطفه‌ای انفعالی نیست، بلکه افکتی توان‌زا است. آن‌جا که عشق به پلیکان، همانند نوشیدن آب برای بقای تن، نیرویی تازه در او می‌دمد. اسپینوزا به ما می‌آموزد که عواطف اندوهناک، کناتوس را تضعیف می‌کنند، اما عشق—به‌مثابه‌ی لذت ناشی از تصوّر علت بیرونی—توان هستی را می‌افزاید. این همان چیزی است که فیلم با لطافت نشان می‌دهد. عشق پلیکان نیروی بارز زنده‌سازی است که بر ویرانی ارگ می‌چربد.
فیلم از طرد آغاز می‌شود، تبعید و سرکوب فردیت در دل نظم اجتماعی. اما در پایان، با در آغوش کشیدن پلیکان، پیرمرد از انفعال می‌گذرد و به نوعی یگانگی با طبیعت می‌رسد. این لحظه‌ی اتحاد، یادآور آن است که مرگ نه فروپاشی، که بازگشت به جوهرِ وجود است. جایی که عشق، یگانه موتیف روایت زندگی پیرمرد به سرانجامی حقیقی می‌رسد. فراق و مهجوری که کناتوس پیرمرد را سرکوب می‌کرد در وصال به زمانی ممتد یا بی‌زمانی می‌رسد. تراژدی او نه پایان، بلکه تحقق غاییِ همان دالِ وجود است.

print
مقالات
سکولاریسم و لائیسیته
  • لائیسیته در قدرت و سکولاریزاسیون در جامعه ایران – جلال ایجادی
    (بخش 1): جامعه ایران نیازمند یک مبارزه بزرگ فکری در باره سکولاریزاسیون و لائیسیته است. بررسی رشد گیتی مداری و عرفی گرایی در جامعه کنونی و ضرورت تدارک یک قدرت سیاسی لائیک پس از رژیم اسلامی، از چالش های
  • یاد و خاطره خانجان جبل عاملی گرامی باد!
    با تاسف و ناباوری بسیار باخبر شدیم رفیق دیرین و دوست مهربانمان خانجان جبل‌عاملی (بهمن) سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۴ (سوم ژوئن ۲۰۲۵)، در استکهلم زندگی را وداع گفت.‬‬‬‬‬‬‬‬ خانجان فرزند رشیدخان بود که در سال ۱۳۴۳ (۱۹۶۴میلادی)، در تهران توسط رژیم شاه اعدام شد.
  • سکولاریسم (Laïcité): تبیین، کاربردها و چالش‌ها در جوامع امروز
    سکولاریسم، مفهومی اساسی در جوامع مدرن، به دنبال یافتن راهی برای همزیستی مسالمت‌آمیز میان آزادی وجدان، برابری شهروندان و بی‌طرفی دولت در جوامعی است که با تنوع مذهبی فزاینده‌ای روبرو هستند. با این حال، تعریف و اجرای این مفهوم در کشورهای مختلف می‌تواند به طور چشمگیری متفاوت باشد، حتی در دو کشور همسایه
  • روابط دین و دولت در فرانسه
    تاریخچه‌ی «دین فرانسوی» و چالش‌های امروزه‌ی لائیسته: **مقدمه** در میانه‌ی بحث‌های داغ و غالباً مبهم امروز پیرامون مفهوم لائیسته (سکولاریسم دولتی) در فرانسه، اثر ژان-فرانسوا کولوسیمو با عنوان «دین فرانسوی»
Visitor
0267142
Visit Today : 653
Visit Yesterday : 696