اندیشه ، فلسفه
تاریخ
اقتصاد
  • برقراری اجباری سانترالیسم دموکراتیک
    یکم- آیا نظام موجود بانکداری در ایران کارآمدی دارد؟ همه کسانی که به نظام بانکی نگاه کارشناسانه و نیز مطابقت دادن این نظام با بانکداری مدرن دارند بر این باورند آنچه به عنوان بانکداری در جمهوری اسلامی عمل می‌کند فاقد
  • مسعود نیلی: کار صندوق بازنشستگی در ایران تمام شد
    شکی نداریم که کشور ما در شرایط بسیار سختی قرار گرفته که هیچ‌گاه در تاریخ با مشکلاتی به این عمق و تنوع به‌صورت همزمان مواجه نبوده است. این روند تدریجی قابل پیش‌بینی بود. کارشناسان با تهیه گزارش‌های مختلف،
  • ستون فقرات حکمرانی باید «رشد و توسعه اقتصادی» باشد
    استاد دانشگاه گفت: ستون فقرات حکمرانی باید «رشد و توسعه اقتصادی» باشد. بر اساس برآورد کارشناسان انرژی و محیط زیست، برای رسیدن به شرایط نرمال، کشور به ۴۵۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در بازه زمانی ۱۰ تا ۱۵
  • چشمشان رابرروی خطر می بندند
    یکم- چند روزی بیشتر به اجرای تهدید کشیدن ماشه در پرونده هسته‌ای از سوی سه‌گانه اروپایی باقی نمانده است. براساس تهدیدی که از سوی سه غول اروپایی صورت گرفته اگر جمهوری اسلامی برخی شرایط اعلام شده از

سلام، ممنون هستم از اینکه وقت خودتان را در اختیار من قرار دادید. لطفاً خودتان را معرفی کنید. سلام، خیلی خوش آمدید. با تشکر از شما که از من برای این مصاحبه دعوت کردید. من نیزه طالبی هستم. من در روستای سوت‌کلا در منطقهٔ دودانگه ساری متولد شدم که روستای مادری من است.

  • شما از بچگی به ورزش علاقه‌مند بودید؟
  • من از بچگی به کوهنوردی علاقه‌مند بودم به‌خصوص زمانی که تلویزیون فیلمی از شقایق‌های دماوند نشان داده بود. ابتدا شقایق‌ها و بعد خود قله را نشان می‌داد. از همان جا به آن شقایق‌ها و دماوند علاقه‌مند شدم. تا آنکه از طریق دخترداییم که به همراه گروه آقای آیدین توکل و همسرش شیما پاشایی کوه می‌رفت وارد کوهنوردی شدم.
  • شما از ابتدا ساری زندگی کردید؟
  • چند ماه اول سوت‌کلا بودیم و بعد رفتیم به پل سفید خانه پدربزرگم زندگی کردیم و من پنج ساله بودم که به ساری آمدیم.
  • آن طبیعت پل‌سفید روی نگرش شما نسبت به کوهنوردی تأثیر داشته است؟
  • بله، من پل سفید و شیرگاه را خیلی دوست دارم. ییلاق پدرم هم دادوکلا در کنار همان سوت‌کلا هست. از بچگی هم زیاد به این ییلاقات می‌رفتیم.
  • از چه سالی کوهنوردی را شروع کردید؟
  • از سال ۸۶، و خیلی از دختر داییم ممنون هستم. بعد از آن دختر داییم ازدواج کرد و دو تا فرزند دارد و دیگر نتوانست کوه بیاید. گاهی به من می‌گوید «من آن آرامشی که از طبیعت و محیط می‌گرفتم هنوز با من است. هر وقت قله‌های مختلف می‌روی مرا دعا کن و به یاد من باش.»
  • کوه را با چه قله‌ای شروع کردید؟
  • با قله سنگر. چون اولین بار بود قله نرفتیم و تا تکیه عباس‌آباد رفتیم.
  • با توجه به جنسیت شما، آیا خانوادهٔ شما با کوه رفتن شما مشکلی نداشتند؟
  • چون من ابتدا با کسی شروع کردم که فامیل پدرم بود و پدرم به این خانواده علاقهٔ خاصی داشت و چون من از ابتدا دو سال با آقای توکل می‌رفتم خانواده‌ام مشکلی نداشتند. چند سال بعد من سقوطی داشتم که بعد از آن مخالفت خانواده، پدر و برادر و حتی برخی اقوام، را در برداشت. کم‌کم راضیشان کردم که من فقط تا دامنه می‌روم و خیلی ارتفاع نمی‌گیرم و بعد از مدتی باز قله‌های بالاتر را رفتم.
  • سقوط شما در چه سالی اتفاق افتاد؟
  • آذر سال ۹۵ در برگشت از قلهٔ خرونرو پایم پیچ ‌خورد و داخل یخچال افتادم. به کمک امدادگران و آقایان داوود لشکری و مرتضی نوری به بیمارستان منتقل شدم.
  • آسیب جدی دیدید؟
  • بله، کتف و لگن من شکست. شانزده روز بیمارستان بستری بودم و دو ماه‌ونیم هم استراحت مطلق بودم.
  • زمان حادثه را به یاد دارید؟
  • زمان سقوط را یادم نمی‌آید چون آن زمان سرم خورد به سنگ و کاملاً بیهوش شدم تا در بیمارستان زیراب به هوش آمدم و از اتفاقاتی که آن زمان افتاد چیزی یادم نمی‌آید.
  • این حادثه باعث نشد خاطره‌ای بد در ذهن شما بماند؟
  • خیر، فقط آن زمانی که افتادم و سرم به سنگ خورد دردم آمد و دیگر چیزی یادم نماند.
  • چقدر بیهوش بودید؟
  • صبح فردای حادثه به هوش آمده بودم.
  • با چه گروهی بودید که این اتفاق افتاد؟
  • آزادی آمل.
  • چند وقت بعد از آن ماجرا به کوه رفتید؟
  • هشت ماه بعد از آن.
  • ترس نداشتید؟
  • ترس داشتم، قله‌هایی که صخره‌ای بود نمی‌‌رفتم ولی خوب بعدش بر این ترس غلبه کردم.
  • چه چیزی باعث شد دوباره به کوه ادامه دادید؟
  • من علاقهٔ زیادی به طبیعت دارم. طبیعت انرژی فوق‌العاده‌ زیادی نه به من که به اکثر همنوردها می‌دهد. وقتی ما آخر هفته کوه می‌رویم این انرژی در کل هفتهٔ بعد با ما هست و فکر می‌کنیم برای آخر هفتهٔ بعدی کجا برویم.
  • از نظر جسمانی کاملاً خوب شده بودید؟
  • بله، کاملاً خوب شده بودم. اوایل که درد کتف داشتم کوله نمی‌بردم، کولهٔ کمری می‌بردم و غذایم را در کولهٔ دوستان می‌گذاشتم.
  • بارزترین کوه‌هایی که رفتید؟
  • دماوند را از سه جبهه رفتم و از جبههٔ شمالی تا ارتفاع ۵۱۰۰ رفتم و به دلیل تغییر شرایط هوا ادامه ندادیم، علم‌کوه، سبلان، کرکس، شاه‌جهان، شیرکوه و … را رفتم. خیلی از کوه‌های مازندران مخصوصاً سوادکوه مانند خرونرو، سنگر، سرخنی، قدمگاه، پاشوره و … را رفتم.
  • آیا آموزش دیده بودید؟
  • دو، سه ماه اولی که شروع کردیم نه. ولی چیزهایی را سرپرست به ما می‌گفت که مثلاً چگونه باتوم را دست بگیریم و چگونه قدم برداریم. بعد از آن کلاس کوهپیمایی گذاشته بودند که بسیاری از کوهنوردان که قصد ادامه داشته باشند این دوره را می‌گذرانند. بعد از آن علاقه‌مند شدم که کلاس‌های دیگر مربوط به مربی‌گری مانند سنگنوردی مقدماتی و پیشرفته، برف‌ و‌ یخ مقدماتی و پیشرفته را بگذرانم. اکنون مربی در سطح باشگاه‌های کوهپیمایی و برف و یخ هستم.
  • تمام دوره‌هایی را که فدراسیون برگزار می‌کند گذراندید؟
  • بله
  • دوست دارید که خودتان گروه داشته باشید و یا سرپرست باشید؟
  • خیلی علاقه نداشتم خودم گروه داشته باشم ولی برخی از برنامه‌هایی که باشگاه پرچنان برگزار می‌کند و آقای اصغری اگر تا بالا نیاید سرپرستی ادامه مسیر را به من می‌دهد و باشگاه‌های دیگر که خودم مربی باشگاه هستم گاهی سرپرستی را قبول می‌کنم. من شغل دیگری دارم و در آن صورت باید زمانم را وقت سرپرستی کنم که برای من ممکن نیست. آموزش دادن به دیگران را دوست دارم ولی بیشتر درصدد این هست که خودم یاد بگیرم و قله‌هایی را که نرفتم تجربه کنم.
  • آیا ورزش هفتگی هم دارید؟
  • بله، هفته‌ای دو بار می‌دوم. بدنسازی می‌روم. گاهی فرصت کنم شنا هم می‌روم. کوهنورد تا زمانی که تمرین هفتگی نداشته باشد نمی‌تواند قله‌های بلند را برود. مثلاً برای صعود دماوند بهتر است به مدت یک ماه یک روز در میان به مدت حداقل سی دقیقه بدود.
  • زمانی که شروع کردید وضعیت تجهیزات کوهنوردی چگونه بود؟
  • اولین قله، سنگر، را که رفتم به من گفتند «شما بیایید اگر خوشتان آمد تجهیزات تهیه کنید.» اولین برنامه را با کتانی و یک کولهٔ مدرسه و چوب‌دستی رفتم. از کوه خوشم آمد و بعد از آن برنامه تجهیزات تهیه کردم. یک سال اول با کفش آسیا می‌رفتم. کیسه خوابی که اول گرفتم الیاف معمولی بود ولی بعد از آن کیسه خواب پر تهیه کرده بودم ولی مارک‌های معمولی بودند.
  • وضعیت حضور بانوان از زمانی که شروع کردید تا اکنون چه تغییری کرده است؟
  • زمانی که من با گروه آقای توکل شروع کردم محدودیتی نبود. خیلی از خانم‌ها می‌آمدند. اکنون طرز پوشیدن خیلی آزادتر شده است. آن زمان ما مانتو می‌پوشیدیم و روسری می گذاشتیم. اکنون خیلی راحت‌تر شده است. تعداد بانوان اکنون کمی بیشتر است. از سال ۸۵ تاکنون کوهنوردی بین خانواده‌ها بیشتر جا افتاده است و فرهنگ‌ها تغییر کرده است.
  • زمان عادت ماهیانه‌تان چه کار می‌کردید؟ دستشویی رفتن چطور؟
  • دو سه روز اول کوه نمی‌روم. چون واقعیت اذیت می‌شوم مخصوصاً در کوه‌های بلند. یک مورد برای من پیش آمد، آنقدر اذیت شدم که کوله مرا کسی دیگر حمل کرد. اکثر خانم‌هایی هم که می‌شناسم همین اعتقاد را دارند که تا سه روز اول به کوه نیایند. برای دستشویی هیچ زمان مشکلی نداشتم.
  • نگاه جامعه نسبت به شما به‌عنوان یک کوهنورد از ابتدا تا کنون چگونه بود؟
  • اطرافیان من اصولاً نگاه مثبتی داشتند، هنرجوهای من به من می‌گویند «اصلاً به شما نمی‌آید کوهنورد باشید» و وقتی عکس‌های مرا می‌بینند «می‌گویند چقدر خوب است! چقدر عالی است!» کلاً نگاه مثبتی است. کوهنوردی انسان را صبور می‌کند و به همین اطرافیان نگاه مثبتی دارند.
  • انگیزه شما در کوه رفتن چیست؟
  • بیشترین انگیزه همان آرامش است که طبیعت به من می‌دهد. واقعاً وقتی روی قله دماوند، بالاترین نقطهٔ ایران، می‌ایستم انرژی می‌گیرم. دماوند و الوند را خیلی دوست دارم.
  • چه حسی را در شما زنده می‌کند؟
  • بیشتر حس شادی که به من می‌دهد. در کوهستان و محیط شهری من دو انسان متفاوت هستم. در کوه انسان خیلی شاد و سرزنده‌ای هستم و اینجا خیلی آرام و ساکت هستم. وقتی به کوه می‌روم آن شادی به من الهام می‌شود.
  • کوه برای شما نماد چیست؟
  • نماد صبر و استقامت. بیشتر انسان‌هایی که در کوه می‌بینم در برابر مشکلات زندگی و حوادثی که برای آنها پیش می‌آید واقعاً انسان‌های صبوری هستند.
  • فکر می‌کنید تا چه زمانی کوه را ادامه می‌دهید؟
  • تا زمانیکه سالم باشم و بتوانم مسیر را بالا بروم.
  • زمان‌هایی که کوه نمی‌رفتید مانند آن هشتماه حس دلتنگی هم داشتید؟
  • خیلی زیاد، سه، چهار ماه بعد از حادثه رفته بودیم عباس‌آباد بهشهر. حس کردم چقدر دلتنگ طبیعت بودم. و دوست داشتم مرتب در آن اطراف راه بروم و دیگران سعی می‌کردند مرا منع کنند و معتقد بودند برای من زود است.
  • به دیگران کوه رفتن را توصیه می‌کنید؟
  • بله، به دوستان و اطرافیانم حتی قله‌های کم‌ارتفاع مانند ارفع کوه و عباسعلی را توصیه می‌کنم. هم ورزشی برایشان است و هم آن محیط شادی‌آور است و آنها را از افسردگی دور می‌کند. طبیعت مخصوصاً بر روی خانم‌ها تأثیر خوبی می‌گذارد.
  • ارتباطی بین کار شما و کوه وجود دارد؟
  • کار من معرق‌کاری است و بیشتر چوب‌هایی که استفاده می‌کنیم چوب‌های جنگلی مثل توسکا، راش، انجیلی است. به‌نوعی به هم ربط دارند.
  • معرق را از چه زمانی شروع کردید؟
  • از سال ۸۱ شروع کردم ولی از سال ۸۵ به بعد دیگر حرفه‌ای کار می‌کردم. کلاس‌هایش را می‌رفتم.
  • بسیار عالی، اگر سخنی در مورد کوه دارید که دوست دارید بیان کنید بفرمایید.
  • من ابتدا به همهٔ خانم‌ها توصیه می‌کنم ورزش کنند، فرقی نمی کند چه ورزشی باشد، از پیاده‌روی ساده گرفته تا قله‌های کم‌ارتفاع را دنبال کنند. طبیعت انرژی خیلی خوبی به‌خصوص در فصل پاییز و بهار طبیعت رنگ‌ها را داریم که واقعاً زیباست. دوم جا دارد از کوهنوردان ساری زمانی که من بیمار بودم حمایتم کردند و از آقایان اصغری، نوری و لشکری تشکر کنم. می توانم بگویم اگر این افراد مخصوصاً آقای لشکری نبودند شاید من الان زنده نبودم. من زندگیم را مدیون این افراد هستم و در حق من لطف کردند. من پنج غروب سقوط کردم و نه شب آقای لشکری بالای سر من بود.
  • اگر کسی در شرایط شما قرار بگیرد آیا باز هم توصیه می‌کنید که ادامه دهد؟
  • بله، باز هم توصیه می‌کنم ادامه دهد.
  • خیلی ممنون هستم از اینکه وقتتان را در اختیار من گذاشتید. امیدوارم همیشه سلامت و در مسیر کوه پایدار باشید.
  • متشکرم از شما که تشریف آوردید، لطف کردید.

 

print
مقالات
سکولاریسم و لائیسیته
  • لائیسیته در قدرت و سکولاریزاسیون در جامعه ایران – جلال ایجادی
    (بخش 1): جامعه ایران نیازمند یک مبارزه بزرگ فکری در باره سکولاریزاسیون و لائیسیته است. بررسی رشد گیتی مداری و عرفی گرایی در جامعه کنونی و ضرورت تدارک یک قدرت سیاسی لائیک پس از رژیم اسلامی، از چالش های
  • یاد و خاطره خانجان جبل عاملی گرامی باد!
    با تاسف و ناباوری بسیار باخبر شدیم رفیق دیرین و دوست مهربانمان خانجان جبل‌عاملی (بهمن) سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۴ (سوم ژوئن ۲۰۲۵)، در استکهلم زندگی را وداع گفت.‬‬‬‬‬‬‬‬ خانجان فرزند رشیدخان بود که در سال ۱۳۴۳ (۱۹۶۴میلادی)، در تهران توسط رژیم شاه اعدام شد.
  • سکولاریسم (Laïcité): تبیین، کاربردها و چالش‌ها در جوامع امروز
    سکولاریسم، مفهومی اساسی در جوامع مدرن، به دنبال یافتن راهی برای همزیستی مسالمت‌آمیز میان آزادی وجدان، برابری شهروندان و بی‌طرفی دولت در جوامعی است که با تنوع مذهبی فزاینده‌ای روبرو هستند. با این حال، تعریف و اجرای این مفهوم در کشورهای مختلف می‌تواند به طور چشمگیری متفاوت باشد، حتی در دو کشور همسایه
  • روابط دین و دولت در فرانسه
    تاریخچه‌ی «دین فرانسوی» و چالش‌های امروزه‌ی لائیسته: **مقدمه** در میانه‌ی بحث‌های داغ و غالباً مبهم امروز پیرامون مفهوم لائیسته (سکولاریسم دولتی) در فرانسه، اثر ژان-فرانسوا کولوسیمو با عنوان «دین فرانسوی»
Visitor
0267212
Visit Today : 723
Visit Yesterday : 696