مقدمه: تلاقی سنت و تجدد در آموزش موسیقی: بارتولومئو کامپانیولی (۱۷۵۱–۱۸۲۷)، ویولنیست، ویولانواز و آهنگساز ویرتئوز ایتالیایی، نه تنها یکی از واپسین استادان مکتب ویولن ایتالیایی قرن هجدهم بود، بلکه به عنوان شخصیتی محوری در گذار به پداگوژی مدرن شناخته می‌شود [۳۱۶، ۳۲۵]. میراث او نمونه‌ای درخشان از «نوگرایی» (تجدد) در عرصهٔ هنر است؛ نوگرایی که به معنای گرایش فکری و رفتاری به پدیده‌های فرهنگی نو و پیشرفته‌تر و کنار گذاشتن سنت‌های قدیمی است [۵۱۶]. کامپانیولی، که خود را هنرمندی با “دانش آلمانی و روح ایتالیایی” توصیف می‌کرد [۳۵۹]، توانست اصالت تغزلی مکتب جنوب (تارتینی-ناردینی) را با وضوح ساختاری و سیستماتیک مکتب شمال ترکیب کند [۳۲۵، ۳۵۹]. این پیوند میان «روح آوازگونه» (Cantabile) و «ساختار علمی»، هستهٔ اصلی میراث آموزشی اوست که با تأکید بر خردگرایی و نظام‌مندی، مسیر آموزش مدرن را پایه‌گذاری کرد [۳۳۹، ۲۱۹].
خردگرایی در عمل: متد مکانیک پیشرونده (اپوس ۲۱)
ماندگارترین دستاورد کامپانیولی که جایگاه او را در تاریخ پداگوژی تثبیت کرد، انتشار “متد نوین مکانیک پیشرونده در نوازندگی ویولن” (Nouvelle méthode, اپوس ۲۱) است [۳۳۳، ۳۷۳]. این اثر، که نسخه‌ٔ اولیه‌اش در ۱۷۹۷ منتشر شد، نخستین تلاش کامل و نظام‌مند در اروپا برای ایجاد یک سیستم آموزشی جامع و علمی برای ویولن بود [۳۷۳، ۳۹۱].
این متد آموزشی، تحقق خردگرایی (Rationalism) در آموزش محسوب می‌شود [۲۱۹]:
1. تدریج‌گرایی (Progressive Mechanics): فلسفهٔ اصلی متد بر «مکانیک پیشرونده» استوار بود [۳۳۳، ۳۷۳]. کامپانیولی هنرجو را به صورت گام‌به‌گام، از ساده‌ترین تمرینات کنترل آرشه (برای ایجاد سونوریتهٔ پایدار) تا پیچیده‌ترین الگوهای پوزیسیون و آرتی کولاسیون (مانند اسپیکاتو، مارتله و دتاشه سریع) هدایت می‌کرد [۳۲۸، ۳۷۳، ۳۹۱]. این رویکرد تدریجی بر ساختن یک بنیان تکنیکی محکم تأکید داشت [۳۷۳].
2. نوآوری فنی: نوآوری کلیدی او شامل تغییر در نحوهٔ گرفتن آرشه بود که مرکز فشار را به انگشت اول منتقل می‌کرد؛ این ابداع کنترل دینامیک و تنوع آرشه‌کشی، به ویژه برای اجرای پاساژهای جهنده، را افزایش داد [۳۲۸].
این نظام‌مندی و رویکرد علمی، متد کامپانیولی را به یکی از متون مرجع در کنسرواتوار لایپزیگ تبدیل کرد و مسیر را برای شکل‌گیری مکتب ویولن آلمانی هموار ساخت [۳۳۳، ۳۲۹].
تجدد هنری: تولد ویولا به عنوان ساز سولو
نوگرایی کامپانیولی تنها به آموزش ویولن محدود نشد، بلکه یک انقلاب هنری در مورد ساز ویولا ایجاد کرد [۳۹۲]. او در دورانی که ویولا صرفاً به عنوان یک ساز هارمونیک و میانی در ارکستر به کار می‌رفت [۳۲۷، ۳۳۴]، با خلق شاهکار جاودانه‌اش، “۴۱ کاپریس برای ویولای سولو” (اپوس ۲۲)، قابلیت‌های تکنیکی و بیانی این ساز را ارتقا داد [۳۱۶، ۳۲۷].
این مجموعه:
هویت مستقل: به ویولا هویتی مستقل به عنوان یک ساز سولو بخشید [۳۲۷]. این عمل، نمونه‌ای از آن نوگرایی فرهنگی است که قالب‌های هنر رسمی را به چالش می‌کشد [۴۹۴].
سنگ بنای رپرتوار: این کاپریس‌ها، که دایرةالمعارفی از تکنیک‌های پیشرفتهٔ ویولا هستند [۳۹۲]، تا به امروز به عنوان سنگ بنای رپرتوار مدرن ویولا و متنی اجباری و ضروری در آموزش ویولا در سراسر جهان مورد استفاده قرار می‌گیرند [۳۱۶، ۳۳۴].
تأثیر نظام‌مند بر مکاتب جهانی: زنجیرهٔ طلایی پداگوژی
تأثیر کامپانیولی تنها در آثار مکتوبش خلاصه نشد، بلکه از طریق یک شجره‌نامهٔ آموزشی مستقیم و غیرمستقیم، به شریان حیاتی آموزش ویولن در قرن بیستم تبدیل گشت [۳۳۸، ۳۳۹]. این انتقال دانش، نشان می‌دهد که چگونه یک ساختار خردگرا توانست به صورت نظام‌مند در جهان منتشر شود:
1. انتقال به آلمان: برجسته‌ترین شاگرد پداگوژیک او موریتس هاوپتمن بود [۳۳۰، ۳۷۵]. هاوپتمن میراث فکری و روش‌مند کامپانیولی را به ارث برد [۳۳۰] و به عنوان کانتور کلیسای سنت توماس و استاد کنسرواتوار لایپزیگ منصوب شد [۳۷۵].
2. استانداردسازی: هاوپتمن مربی چهره‌های تاریخ‌سازی چون یوزف یواخیم شد [۳۷۵، ۳۳۷]. یواخیم، که خود تحت تأثیر غیرمستقیم سنت کامپانیولی نیز بود، به تأثیرگذارترین آموزگار ویولن در نیمه دوم قرن نوزدهم تبدیل شد و استانداردی جدید (با تأکید بر جدیت و وفاداری به متن) را بنا نهاد [۳۷۷، ۳۳۸].
3. گسترش جهانی: یواخیم خود استاد لئوپولد آور شد؛ کسی که مکتب ویولن روسیه را پایه‌گذاری کرد و مربی اسطوره‌هایی چون یاشا هایفتز، میشا المن و ناتان میلشتاین بود [۳۳۸، ۳۸۰، ۳۷۹].
بدین ترتیب، زنجیرهٔ تارتینی ← ناردینی ← کامپانیولی ← هاوپتمن/دیوید ← یواخیم ← آور/هوبای ← هایفتز و تمام قرن بیستم شکل گرفت [۳۳۸].
نتیجه‌گیری: ماندگاری بنیان‌های روش‌شناختی
با وجود آنکه درگذشت کامپانیولی هم‌زمان با اوج‌گیری نیکولو پاگانینی، هنر نمایشی و رمانتیک او، بود و هنر کامپانیولی موقتاً “محافظه‌کارانه” دیده شد [۳۳۲]، اما درخشش پاگانینی تنها سایه‌ای موقتی بود [۳۳۳]. میراث او نه در جلوه‌گری‌های گذرا، بلکه در بنیان‌های آموزشی و روش‌شناختی موسیقی ریشه داشت [۳۳۳]. آموزهٔ بنیادین کامپانیولی—که تکنیک تنها ابزاری است برای رسیدن به «صدایی زیبا، شفاف و آوازگونه» [۳۳۹]—و رویکرد او به نظام‌مندی و خردگرایی در تدوین متد، او را به معمار ماندگار پداگوژی مدرن تبدیل کرده است [۳۳۹]. ارزش او در این است که توانست تقاضای تجدد برای ساختارهای علمی را به نفع یک هنر اصیل ایتالیایی به‌کار گیرد و تأثیری جهانی و غیرقابل انکار بر آموزش موسیقی بگذارد [۳۳۸].

میراث مکتوب کامپانیولی عمدتاً شامل چیست؟

آهنگساز و ویولن‌نواز ایتالیایی، تقریباً به طور کامل بر سازهای زهی آرشه‌ای، به‌ویژه ویولن و ویولا متمرکز است و عمدتاً از طریق آثار آموزشی و پداگوژیک ماندگار شد [۳۴۰، ۲۰].
کامپانیولی آگاهانه از ورود به ژانرهای آوازی یا سمفونیک گسترده پرهیز کرد و انرژی خلاقانهٔ خود را صرف نگارش آثاری کرد که هدفی دوگانه داشتند: نمایش درخشش تکنیکی و آموزش اصولی نوازندگی [۳۴۰].
مهم‌ترین بخش‌های میراث مکتوب و آثار او، که اغلب توسط ناشرانی چون برایتکپف و هارتل (لایپزیگ) به چاپ می‌رسیدند [۳۴۱، ۳۴۴]:
۱. آثار آموزشی و پداگوژیک (بنیان‌های شهرت)
شهرت کامپانیولی امروزه تقریباً به طور کامل بر آثار آموزشی (didactic works) او استوار است [۱۹، ۲۰].
متد نوین ویولن (اپوس ۲۱):
    ◦ عنوان اصلی: متد نوین مکانیک پیشرونده در نوازندگی ویولن (Nouvelle méthode de la mécanique progressive du jeu de violon) [۳۷۳، ۳۹۱].
    ◦ اهمیت: این اثر مهم‌ترین شاهکار پداگوژیک او است و نخستین تلاش کامل برای ایجاد یک سیستم آموزشی جامع و علمی برای ویولن محسوب می‌شود [۳۷۳، ۳۳۳، ۳۹۱]. این متد بر مکانیک تدریجی و پیشرونده تأکید دارد، هنرجو را از تمرینات سادهٔ آرشه‌کشی تا پیچیده‌ترین الگوهای پوزیسیون و آرتی کولاسیون هدایت می‌کند [۳۷۳، ۳۲۸، ۳۹۱].
۴۱ کاپریس برای ویولای سولو (اپوس ۲۲):
    ◦ اهمیت: این مجموعه سنگ بنای رپرتوار مدرن ویولا شناخته می‌شود [۳۹۲، ۳۱۶، ۳۳۴]. این کاپریس‌ها (Caprices) یک دایرةالمعارف کامل از تکنیک‌های پیشرفته ویولا هستند و به این ساز هویتی مستقل به عنوان یک ساز سولو بخشیدند [۳۲۷، ۳۹۲]. این اثر هنوز هم به عنوان متنی اجباری و ضروری در آموزش ویولا در سراسر جهان تدریس می‌شود [۳۳۴، ۳۹۲].
هفت دیورتیمنتو برای ویولن سولو (اپوس ۱۸):
    ◦ این مجموعه یک متد آموزشی هوشمندانه است که هر یک از هفت دیورتیمنتو بر یکی از هفت پوزیسیون اصلی ویولن تمرکز دارد تا نوازنده به شکلی موسیقایی بر تمام دستهٔ ساز مسلط شود [۳۴۰، ۳۹۰].
۳۰ پرلود برای ویولن سولو (اپوس ۱۲):
    ◦ این اثر جاه‌طلبانه شامل یک پرلود در تمام ۲۴ گام ماژور و مینور است و به عنوان یک دایرةالمعارف برای آشنایی با ویژگی‌های هر گام طراحی شده است [۳۸۶، ۳۶۱].
۱۰۱ قطعهٔ آسان و تدریجی برای دو ویولن (اپوس ۲۰):
    ◦ یکی از جامع‌ترین مجموعه‌های آموزشی او برای نوازندگی دونفره (دوئت) که تمام جنبه‌های تکنیکی و موسیقایی نوازندگی دونفره را پوشش می‌دهد [۳۹۱، ۴۳].
۲. آثار کنترپوان و مجلسی
آثار کامپانیولی همچنین شامل یک کنسرتو برای ویولن (اپوس ۱۵) و مجموعه‌های متعدد دوئت، سونات و فوگ است [۳۴۰]:
شش فوگ برای ویولن سولو (اپوس ۱۰): مجموعه‌ای که تسلط او بر هنر پیچیدهٔ کنترپوان را نشان می‌دهد و ادای احترامی به سنت سونات‌ها و پارتیتاهای باخ است [۳۸۶، ۳۶۱، ۳۴۹].
شش سونات برای ویولن و باسو کنتینوئو (اپوس ۱): از نخستین آثار منتشرشدهٔ او که سبک اولیه و ایتالیایی‌اش را نشان می‌دهد و بر خط ملودیک تغزلی ویولن تمرکز دارد [۳۸۱، ۳۴۹].
شش دوئت برای فلوت و ویولن (اپوس ۲): نمونه‌ای از موسیقی مجلسی خانگی که در آن نقش دو ساز کاملاً به صورت دیالوگ و برابر طراحی شده است [۳۸۲، ۳۴۹].
سه کنسرتو برای فلوت (اپوس ۳): از معدود آثار کنسرتانته او که ساختار سه‌موومانی کلاسیک دارند [۳۸۳، ۳۴۹].
شش سونات برای ویولن و ویولنسل (اپوس ۶): در این آثار، ویولنسل نقشی برابر و دیالوگ‌گونه با ویولن دارد و از حالت صرفاً حمایتی باسو کنتینوئو فراتر می‌رود [۳۸۴، ۳۴۹].
۳. وضعیت دست‌نویس‌ها
میراث مکتوب کامپانیولی برخلاف آثار آهنگسازان نسل پیشین، تقریباً به طور کامل بر نسخه‌های چاپی استوار است [۳۴۲]. دست‌نویس‌های اصلی که به خط خود او نوشته شده باشند بسیار کمیاب هستند، به جز چند نامهٔ شخصی و طرح‌های پراکنده. به همین دلیل، پژوهشگران برای تهیهٔ نسخه‌های معتبر (اورْتِکست) بر نخستین نسخه‌های چاپی تکیه می‌کنند [۳۴۲].
نکته: در نامه‌های بازمانده از کامپانیولی به ناشران، او با دقت بر اصلاحات و جزئیات فنی چاپ‌های جدید آثار آموزشی‌اش، از جمله متد نوین، نظارت داشته است [۳۵۷].
print