روز بعد از خاتمه جنگ! عطا هودشتیان
پرسش اصلی در رابطه با حملات ایالات متحده و اسرائیل به جمهوری اسلامی این است که نیروی مهاجم پس از حمله چه نقشهای در دست دارد. در صورت فروپاشی رژیم اسلامی جانشین قدرت کیست؟ ادامه تنش کنونی نه احتمالا خواسته ایالات متحده است و نه اسرائیل و نه کشورهای منطقه. هیچ یک از این ممالک خواهان یک جنگ طولانی و پر آشوب و پرهزینه نخواهند بود. اما نیرویی که در این حمله گسترده به جمهوری اسلامی حمله میکند، اگر خواهان رفع و دفع دستگاه حاکم است، باید قاعدتا آلترناتیوی در آستین داشته باشه. کدام آلترناتیو؟
ثبات سیاسی آینده دورنمای قابل دسترس
نیرویی که امروز در فضای سیاسی داخل و خارج ایران مطرح است، شاهزاده رضا پهلوی ست. این نیرو به همت تلاشهای خودش، حمایت دولت اسرائیل، برخی شبکههای خبررسانی و بخش قابل توجهی از مردم ایران، اکنون بگونه تنها آلترناتیو فعال در صحنه ظهور پیدا کرده است. این محبوبیت لازم است اما به لحاظ استراتژی سیاسی و تعیین موازین ثبات سیاسی آینده، هنوز کافی نیست.
آلترناتیو آینده ایران باید بتواند ثبات و امنیت و رابطه حسنه با غرب و اسرائیل را ایجاد کند. و در این رابطه پرسش این است: آیا در شرایط بسیار حساس و جنگی اکنون ایران و با علم به تعدد مدعیان قدرت، جایگاه ویژه اقوام، مشخصا قدرت تسلیحاتی اقوام کرد و بلوچ و دیگر گروههای اتنیکی و نیز دیگر سازمانهای سیاسی همچون مجاهدین با تجربه سیاسی چند دهه طولانی، و نیز نخستوزیر سابق ایران میرحسین موسوی و گروه ۱۷ نفره که در ایران هستند و صاحب نفوذند، میتوان به سادگی و بدون گفتگو و توافق با این گروهها آینده با ثباتی را در بعد از فروپاشی رژیم اسلامی تصور کرد؟
اگر گفتگو و توافق با این گروهها از هم اکنون صورت نگیرد، با وجود فعال بودن همه این گروهها در سطوح گوناگون، صاحبان بعدی قدرت یا باید این نیروها را مرعوب کرده و از میدان بدر کنند، که این روند بیتردید ایران را به ستیزهای داخلی و آشوب میکشاند، همانند آنچه در سوریه و لیبی و کشورهای دیگر دیدیم، یا میبایست با آنها تواهم کنند تا ایران آینده بدون تنش و با احترام به حقوق همه مدعیان قدرت و شهروندان، شکل بگیرد.
لیکن هر توافقی پیش از انتقال قدرت باید تحقق یابد تا محور اقدامات بعد از شکست اسلامیون تنها آبادانی و توسعه کشور امنیت ملی باشد نه صرف انرژی و زمان بیپایان برای رفع اختلافات و سوءتفاهمها و خط و نشان کشیدنها.
همه نشانهها مبنی براین است که ایالات متحده نیز خواهان همین ثبات و امنیت است.
خطر ادامه جنگ و بهکارگیری سلاح اتمی
نیروهای جنگطلب رژیم حاکم بارها اشاره کرده بودند که اگر ایالات متحده به جمهوری اسلامی حمله کند، رژیم به کشورهای دیگر منطقه و پایگاههای آمریکا حمله خواهد کرد. و چنین کرد. اما نکته قابل توجه سخنان ابراهیم جباری، مشاور فرمانده کل سپاه پاسداران، در روز نخست جنگ است که هشدار داده که سلاحهایی داریم که تاکنون نشان ندادهایم و بعدا رو خواهیم کرد. این سخنان شاید تنها زیادهگوییهای همیشگی جمهوری اسلامی باشد. اما اگر این ادعا را در کنار سخنان رافائل گروسی بگذاریم، مبنی براینکه جمهوری اسلامی هنوز ۴۰۰ کیلو اورانیوم دارد که توان ساختن سلاح اتمی را دارد، به خطرات رژیم جهادی و آخرالزمانی جمهوری اسلامی پی میبرد.
روز بعد از جنگ
اگر ایالات متحده در حملات خود به نابود قدرت نظامی رژیم و نابودی امکانات اتمی آن بسنده کند و در همین حدود بماند، و تمام کردن کار را به مردم خیابان بسپارد، تردیدی نیست که این امر رژیم را از میان نمیبرد. رژیم میماند و شاید امکاناتی هرچند اندک برای بازسازی خود مییابد. در این صورت، رژیم بدون تردید در پی سرکوب خونین مجدد مردم خواهد بود. روز بعد از جنگ باید خبری از رژیم نباید باشد. اکنون که حملات آغاز شده است، باید کار را تمام کرد. رها کردن نیمهکاره این اقدام، به نفع رژیم خواهد بود.
برعکس سخنان دونالد ترامپ و نتانیاهو مردم به تنهایی امکان مقابله با حتی باقی ماندههای رژیم ندارند. نمیتوان و نباید مردم بیسلاح را جلوی گلوله فرستاد. مردم ایران بیسلاح و بیآموزش نظامیاند و در اعتراضات دی ماه امسال دیدیم که رژیم بیهیچ رحم و مروتی، دست به سرکوب همه جانبه میزند. حملات اخیر اگر به نابودی ساختار نظام سرکوب نیانجامد، اگر به ساختن یک آلترناتیو ملی سیاسی پرقدرت نیانجامد، دوباره سیاهی و ظلمت در ایران ادامه خواهد داشت.