موضوع تجددگرایی و مدرنیته در منابع ارائه شده، به عنوان یک جریان چندبعدی توصیف شده است که ابعاد فکری، سیاسی، اجتماعی و مذهبی را در بر میگیرد و بهویژه در رویارویی جهان اسلام و ایران با غرب اهمیت ویژهای دارد [۱، ۳].در ادامه، تحلیل جامع این مفهوم بر اساس منابع موجود ارائه میشود:
۱. تجددگرایی و تقابل میان سنت و مدرنیته غربی
تجددگرایی در جهان اسلام، پاسخی به نظم غربی و مدرنیتهای است که از سوی تمدن غرب ارائه شد [۳]. متفکران مسلمان در مواجهه با این پدیده، طیفی از رویکردها را اتخاذ کردهاند که از تجددگرایی غربی تا سنتگرایی دینی را شامل میشود [۳]. در این میان، برخی متفکران مانند اقبال لاهوری و سید جمالالدین اسدآبادی سعی کردند نسبت میان علم و دین را با نگاهی تجددگرایانه بازتعریف کنند، اگرچه این رویکردها با نقدهایی مانند «علمزدگی» و «غربزدگی» نیز مواجه شده است [۱].
۲. تجددگرایی در تاریخ معاصر ایران (قاجار و پهلوی)
تجددگرایی یکی از ارکان اصلی تحولات سیاسی و اجتماعی در دورههای قاجار و پهلوی بوده است:
• دوره پهلوی اول: در این عصر، تجددگرایی به عنوان یکی از مؤلفههای اصلی ایدئولوژی حکومت در کنار ناسیونالیسم، اقتدارگرایی و دولتگرایی تعریف میشد [۲].
• نقش رجال و روشنفکران: ماهیت تجددگرایی در میان رجال سیاسی از دوره قاجار تا پهلوی دستخوش تغییر شد [۳، ۶]. همچنین، ایرانیان مقیم استانبول در نشر و توزیع متون تجددگرایانه و مشروطهخواهانه نقش کلیدی ایفا کردند [۲، ۳].
• تغییرات اجتماعی: مظاهر تجددگرایی در مسائل اجتماعی نظیر کشف حجاب و سیر تحول اندیشه معترضان به حجاب از عصر ناصرالدینشاه تا پهلوی دوم بهوضوح قابل مشاهده است [۶، ۷].
۳. ابعاد فرهنگی و هویتی تجددگرایی
تجددگرایی تنها یک جنبش سیاسی نبود، بلکه در ادبیات و هویت ملی نیز ریشه داشت:
• در ادبیات: مؤلفههای تجددگرایی در آثار شاعرانی چون میرزاده عشقی دیده میشود که مفاهیم هویت ملی و دینی را در قالب شعر مشروطیت بازتاب میدادند [۴].
• باستانگرایی: در برخی جریانهای تجددگرا، پیوندی میان مدرن شدن و باستانگرایی (گرایش به ایران پیش از اسلام) وجود دارد که بهویژه در میان جوانان تهرانی به عنوان یک مؤلفه هویتی شناسایی شده است [۵].
۴. تجددگرایی در جهان عرب
در اندیشه معاصر عرب نیز تجددگرایی با مفاهیمی چون عقل عربی، قدرت و گفتمان گره خورده است [۵]. متفکران عرب با بهرهگیری از دیدگاههای فیلسوفانی چون میشل فوکو، به نقد سنت و بررسی کثرتگرایی در سایه تجدد پرداختهاند [۵].
نتیجهگیری تجددگرایی در منابع مذکور، به عنوان تلاشی برای عبور از «عقبماندگی» و پاسخی به «تمدن غربی» توصیف شده است که گاه با مقاومت سنتگرایان روبرو گشته و گاه در قالب ساختارهای دولتی و فرهنگی (مانند دوره پهلوی اول) به اجرا درآمده است [۲، ۳].
——————————————————————————–
تشبیه برای درک بهتر: تجددگرایی در جوامع سنتی مانند نصب یک سیستمعامل بسیار مدرن روی یک سختافزار قدیمی است؛ گاهی این هماهنگی باعث سرعت و کارایی فوقالعاده میشود (نوسازی) و گاهی به دلیل عدم تناسب میان نرمافزار (اندیشه مدرن) و سختافزار (بستر سنتی)، سیستم دچار تداخل و بحران (تقابل سنت و مدرنیته) میگردد.
print