تصور کنید فاشیست‌هایی که گمان می‌کردیم برای همیشه شکستشان داده‌ایم، در میانه قرن بیستم طرحی جامع را در گاوصندوقی به امانت گذاشته باشند؛ نقشه‌ای که به وارثان معنوی‌شان رسیده، کسانی که مصمم‌اند فاشیسم را دوباره «عظمت» ببخشند. این نقشه چه می‌گفت؟ هر کسی که فکر می‌کند فاشیسم در اواسط قرن بیستم برای همیشه شکست خورده است، باید به مینیاپولیس و دیگر شهرهای آمریکا نگاه کند. در آمریکای دونالد ترامپ، و شاید به زودی در کشورهای دیگر، مجموعه استراتژی‌های فاشیسم نیاز به به‌روزرسانی بسیار کمی دارد.

تصور کنید فاشیست‌هایی که گمان می‌کردیم در اواسط قرن بیستم برای همیشه شکستشان داده‌ایم، طرحی را در گاوصندوقی سپرده باشند – طرحی که برای وارثان معنوی‌شان به ارث گذاشته شده و مصمم هستند فاشیسم را دوباره «عظمت» ببخشند. این طرح چه می‌گفت؟

نخست با راهبردی آغاز می‌شد که توصیه می‌کرد از چپ سرقت ادبی کنید. حمله را متوجه سرمایه‌داری رفاقتی کنید. استدلال‌های چپ علیه بخش مالی فاسد و نقش بانک‌های مرکزی در حمایت از آن را کپی کنید. سپس از سیستم انتخاباتی متکی بر دو جناح از یک رژیم الیگارشی یا «تک‌حزبی» انتقاد کنید.

پس از آن، دولت را به خاطر خدمت به منافع شرکت‌های بزرگ هدف بگیرید. هم‌زمان، شعارهای نولیبرالی را تکرار کنید و خود را حتی نولیبرال‌تر از مارگارت تاچر و رونالد ریگان معرفی کنید. کارمندان دولت را تنبل‌های مفت‌خور بنامید که از طبقه کارگر تغذیه می‌کنند و بدین‌سان میان کارگران بخش عمومی و خصوصی شکاف بیندازید.

برای ساختن یک جنبش، قربانیان نولیبرالیسم را با کسانی متحد کنید که هنوز خاطره‌ای خوش و نوستالژیک از تاچر یا ریگان دارند. برای شوراندن همه آنان علیه نولیبرال‌های میانه‌رو، کسانی را که سابقه سیاسی‌شان را با مبارزه علیه چپ و خنثی‌سازی آن ساخته‌اند، رهبرانی چون نخست‌وزیر پیشین بریتانیا، تونی بلر، و رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، بیل کلینتون، و نیز احزابی که آنان بازسازی کردند «مارکسیست» بنامید. برای تحکیم این ائتلاف، وعده بازگشت به «عصر طلایی»ای خیالی بدهید. با شور و حرارت از تولد دوباره ملت سخن بگویید؛ تولدی که مستلزم شکست هم‌زمان بورژوازی فاسد و چپِ خائن است.

بیش از همه، هرگز قدرت کیشِ خلوص نژادی را دست‌کم نگیرید. البته هیچ‌کس «خالص» نیست؛ همه ما دورگه‌ایم. اما اگر شهرها را آکنده از نفوذهای خارجیِ خطرناک تصویر کنید (دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، واژه «موذی» را ترجیح می‌دهد) و وعده دهید ناخالصی‌هایی را که چون ویروس در جوامع پخش می شوند پاکسازی می‌کنید، می‌توان مردم را به هیجان و جنون کشاند.
«ناخالص»‌هایی که باید هدف قرار گیرند می‌توانند یهودیان باشند، مسلمانان، افراد ترنس و هر گروهی که بتوان با کم‌هزینه‌ترین شکل ممکن داغ ننگ بر آن زد. این کار مستلزم آن است که روح محرومان جامعه را با وحشتی اخلاقی آلوده کنید: این‌که جای آنان را کسانی حتی بدبخت‌تر از خودشان می‌گیرند. تنها پس از آن است که وعده می‌دهید آنان را دوباره «بزرگ» کنید.

وقتی ائتلاف فاشیستیِ نوین‌تان شکل می‌گیرد، آن را با زن‌ستیزی و وعده‌های یک رهبر بزرگ – پدری دانا – جان ببخشید که قرار است خانه ملت را سر و سامان دهد. در این مسیر، حتماً به ناتوانی کنونی مردان سفیدپوست در اداره خانه‌های خود اشاره کنید، اما با دقت تمام، تقصیر را گردن فمینیسم «وُک/بیدار» بیندازید و هرگز علل واقعی ریاضت اقتصادی، مسکن اوراق بهادار و کاهش‌های وحشیانه در آموزش عمومی و بهداشت را ذکر نکنید.

در عوض، یک قرارداد اجتماعی ساده عرضه کنید: «ما از شما مراقبت می‌کنیم و دوباره سرافرازتان می‌سازیم؛ شما نیز در مقابل، باید به ما قدرت مطلق بدهید تا، رها از قیدوبندهای دولت لیبرال، بتوانیم پیکر ملت را تطهیر کنیم، به گذشته‌ای رؤیایی بازگردیم و حس قدرت و برتری‌تان را بازیابیم.»

حتماً به مردم بگویید که این روند، گسستی موقتی و یک‌باره نیست. ملت را چونان گردانی در حال جنگ تصویر کنید؛ جایی که نافرمانی و مخالفت، تهدیدی وجودی علیه پیکر جمعی به‌شمار می‌رود. اعلام کنید که جنبش‌تان در پی فرایندی بی‌پایان از نظامی‌سازی جامعه است و فوراً خواهان بودجه‌ای عظیم برای دفاع شوید.

در همان حال، تمرکز «محفل چپ–لیبرال» بر حکومت جهانی را محکوم کنید. نشان دهید بازدارندگی وظیفه شماست، اما هم‌زمان القا کنید که ارتش‌تان به همان اندازه که در مهار تهدیدهای خارجی مهارت دارد، در مقابله با «تروریست‌های» داخلی و دفاع از حصارهای برقیِ تازه‌نصب‌شده در مرزها نیز کارآمد است.
برای ورود به دولت یا رهبری آن، از این واقعیت بهره ببرید که محافظه‌کاران و میانه‌روها از چپ بیشتر از شما می‌ترسند. صهیونیسم افراطی را در آغوش بگیرید تا گذشته نازی‌تان را سفیدشویی کنید و برای آنان پذیرفتنی‌تر شوید. با آن‌ها ائتلاف کنید، از این توهم‌شان که می‌توانند با «فاشیسمِ رقیق» خود در رقابت بر سر حمایت مردمی شما را شکست دهند سوءاستفاده کنید و وقتی احساس امنیت کردند، آن‌ها را کنار بزنید، قدرت را تمام‌وکمال به دست بگیرید و همان‌جا در اردوگاه‌های کار اجباری، شاید در سلول‌هایی شیک‌تر، کنار «اوباش چپ‌گرا»یی که بیش از شما از آن‌ها می‌ترسیدند، جای‌شان دهید.

پس از به‌دست گرفتن قدرت، نخست همه مهاجران به‌جز برتری‌طلبان سفیدپوست از دولت‌های آپارتایدِ شکست‌خورده را ممنوع کنید. برای نشان دادن جدیت‌تان در وعده شکار «ناخالص‌ترین» و حاشیه‌ای‌ترین افراد، اعلام کنید که فقط دو جنسیت وجود دارد. یک گارد ویژه از مردان نقاب‌دار بسازید تا مردم را از خیابان‌ها بربایند و به اردوگاه‌های کار اجباری داخلی، یا به مستعمرات مجازی و سرزمین‌های اشغالی منتقل کنند. برای نمایش قدرت بی‌مهار، نیروهای ضربتی را به شهرهای بزرگ بفرستید تا با تیراندازی و ترور رعب آفرینی کنند.

پشت صحنه، با همان الیگارش‌های مالی و فناوری که در دوران اپوزیسیون سرزنش شان می‌کردید، هم‌بستر شوید. یک ارباب فناوری و دارودسته‌اش را به ادارات دولتی بفرستید تا با اخراج کارکنان بخش عمومی سیاست «همسان‌سازی» (Gleichschaltung) نازی‌ها را بازسازی کنند و نوچه‌ها را به کار بگمارند تا داده‌های شخصی شهروندان را برای نظارت و کنترل آینده جمع‌آوری کنند. هم‌پیمانان تبهکار خود را عفو کنید، به دانشگاه‌ها حمله ببرید، مراکز فرهنگی را تصرف کنید و از دادگاه‌ها برای تعقیب مخالفانتان بهره بگیرید.

و از همه مهم‌تر، خود را برای لحظه‌ای آماده کنید که پایگاه اجتماعی‌تان بی‌صبر می‌شود؛ وقتی می‌بیند وعده‌های مراقبت و حمایت، در هیاهوی ثروت‌اندوزی طبقه حاکمی که قرار بود مهارش کنید، دود می‌شود و به هوا می‌رود. در آن هنگام باید به نسخه ژئوپولیتیکی راهبرد «غرق کردن فضا» متوسل شوید. از سازمان‌های چندجانبه خارج شوید. معاهدات را لغو کنید. آنچه از حقوق بین‌الملل باقی مانده را ویران کنید. جنگ‌های تغییر رژیم را همان‌گونه که هستند بنامید: تصرف‌های امپریالیستی. در نمایش‌های کریهِ قدرت افسارگسیخته غوطه‌ور شوید. و بیش از هر چیز، به تشدید تنش ادامه دهید.

و اگر همه‌چیز فروپاشید، حتماً نقشه‌ای به‌روزشده برای نسل بعدی فاشیست‌ها به جا بگذارید. زیرا تا زمانی که ثروتِ اندکی بر فقرِ بسیاری متکی است، فاشیسم همواره «ضروری» خواهد بود.

منبع: پروجکت سندیکات

print