در چند دهه‌ی گذشته، صدای مسلط روشنفکری، «ملی‌گرایی» و «وطن‌دوستی» را برابر با «فاشیسم» می‌دانست و در برابرِ نگاهِ ملی‌گرایانه و وطن‌دوستانه، سطرها و گفته‌های فیلسوفان و نویسندگان غالباً چپ را به زبان می‌آورد؛ گفته‌هایی که بیشتر در چارچوب‌هایی چون جهان‌وطنی، ضدِ امپریالیسم و نفی امر ملی صورت‌بندی می‌شدند. گفتمان غالب در آن دوره به‌گونه‌ای بود

 که اگر حرفی متفاوت از حرف‌های آن عده‌ی خاص ــ‌که دارای رسانه و گروه‌های مرید و مرادی و رفیق‌مسلکانه بودندــ می‌زدی، به‌سرعت برچسب «فاشیست» می‌خوردی و در جمع‌های کوچک و بزرگ به سخره گرفته می‌شدی.

حال که پس از گذشتِ یکی دو دهه از آن روزگار و با دسترسی بیشتر مردم به فضای رسانه‌ای و آگاهی‌بخشی، امکانِ یافتنِ هم‌فکران و رساندن صدا به صدا فراهم شده است، همان مدعیانِ آگاهی و روشنفکری، همچنان به تفکری چنگ زده‌اند که سال‌هاست در غرب و شرق، شکست‌خورده و رها شده‌ است. آن‌ها هنوز از زبانِ فیلسوفان و ادیبانی سخن می‌گویند که اکنون در حافظه‌ی تاریخ روشن شده است که نظریه‌هایشان در عمل، به بی‌راهه رفته‌ و به بن‌بست رسیده‌ است.

در زمانه‌ای که ایران، بار دیگر برخاسته و مردم با خونِ خود، جانِ تازه‌ای به این سرزمین بخشیده‌اند، این گروه بیش از هر چیز، در پیِ حفظِ تصویر شکسته‌ی خود است و با فلسفه‌بافی‌های نابه‌جا و اتخاذِ جایگاهِ دانای کل، می‌کوشد میان صداهایی که یکدیگر را یافته‌اند، تفرقه بیندازد.

در واقع، آنچه آن‌ها انجام می‌دهند، از نظر منطقی، شباهت زیادی دارد به کاری که جمهوری‌اسلامی با سرکوب در خیابان و با قطع اینترنت، در مواجهه با حقیقت کرده است. هر دو در پی حفظِ آن هویتِ کذاییِ خود‌ هستند، ولو به بهای خفه‌کردن حقیقت؛ چرا که ناگهان چشم باز کرده‌اند و دریافته‌اند که حالا این خودشان‌اند که آرام‌آرام در حال طردشدن و نادیده‌گرفته‌شدن‌اند.

نادیده‌گرفتن صدای عمومِ مردم، نسبت‌دادن توهمِ گول‌خوردن یا ناآگاهی به آن‌ها و ایستادن در جایگاهِ فهیم و خیرخواهی که قرار است به مردم بیاموزد چه چیزی خوب است و چه چیزی بد، چیزی جز سرکوبِ روایت نیست؛ تنها با دکوری متفاوت.

خودآگاهیِ جمعی مردم ایران در این روزها در یکی از بالاترین سطوح خود قرار دارد. آن‌ها صدای ایران را شنیده‌اند و راه آبادانی را یافته‌اند. «کلمه» را از سرکوب‌گران جمهوری‌اسلامی و روشنفکرانِ قلابی پس گرفته‌اند، معنا را دوباره در واژه‌ها دمیده‌اند و آن را فریاد می‌زنند.

حقیقت بسیار آشکارتر از آن است که بتوان نادیده‌اش گرفت.
پهلوانان و راویانِ حقیقتِ ایران برخاسته‌اند.
.
محمد_مرکبیان

print