سرنخهای تاریخیِ راز پنهان برلین و تلآویو: رد پای آلمان در برنامه هستهای اسرائیل – گابی وبر، برگردان: میترا تهامی
کنراد آدناور و داوید بنگوریون. اینکه صدراعظم آلمان تا چه اندازه از اهمیت درخواست مالی اسرائیل آگاه بود، روشن نیست؛ اما برای او تردیدی وجود نداشت که توافقهای حاصلشده باید در نهایت پنهان بماند. مایه دلگرمی است که مرتس (صدراعظم آلمان)، سرانجام جرأت کرد که در مورد جنگ آمریکا واسراییل علیه ایران بگوید: « این جنگ، جنگ ما نیست.»
حال او باید قدم دوم را بردارد و سرانجام اعتراف کند که چه کسی به اسرائیل در دستیابی به بمب اتم کمک کرد: کنراد آدناوئر، نخستین صدراعظم آلمان غربی.
ساختن بمب اتم از کارخانه های اسلحه سازی رژیم نازی در آلمان آغاز شد. اختراع بمب اتم، امضای دانشمندان هستهای آلمانی مانند« ورنر هایزنبرگ»،« کارل-فریدریش فون وایتسکر» ، «کارل ویرتز» از موسسه فیزیک کایزر ویلهلم ، همچنین«پاول هارتک» و «ویلهلم گروت» از دانشگاه هامبورگ و «کورت دیبنر» از اداره مهمات ارتش رژیم نازی را بر خود دارد.
از سال ۱۹۵۹ ، دانش فنی ، توسط «ولفگانگ گنتنر»، فیزیکدان هستهای، و«اتو هان»، رئیس انجمن ماکس پلانک، در موسسه وایزمن اسرائیل در رخووت، به کار گرفته شد. هر دو در دوران رژیم نازی فعالیت داشتد.
هزینه پروژه به شدت سرّیِ موسوم به «همکار تجاری» به دستور نخستین صدراعظم آلمان غربی، تأمین شد. نه پارلمان و نه حتی کابینه از آن مطلع نبودند. اورانیوم از آرژانتین آورده شد و با اطلاع دولت ایالات متحده به اسرائیل تحویل داده شد.
من در دسامبر ۲۰۱۸، یک فیلم مستند ۳۷ دقیقهای ساختم با عنوان: «فرمانِ فوقِ سرّی – بمب اتمی اسرائیل – از دامان نازیها بیرون خزیده است؟»
برای مدت طولانی، تحقیقات من به سادگی نادیده گرفته شد؛ تنها در چند روز اخیر به نظر میرسد که این موضوع دوباره در دستور کار قرار گرفته است.
روزنامه هاآرتص در اسراییل، در مورد تامین هزینه مالی توسط آلمان گزارشی منتشر کرده است. شاید دلیل انتشار در حال حاضر این است که موضوع احتمال استفاده از سلاحهای هستهای علیه ایران مورد بحث قرار گرفته است.
در گذشته، نه تنها ایالات متحده و آلمان، بلکه اتحاد جماهیر شوروی و بالاتر از همه، آژانس بینالمللی انرژی اتمی در وین، دربرابر توسعه (غیرقانونی) این سلاح توسط اسراییل واکنشی نشان ندادند.
در حال حاضر ، جامعه به اصطلاح بینالمللی فقط در مورد راکتورهای اورانیوم ایران نگران است، اما از زرادخانه هستهای اسرائیل ، نگران نیست. متأسفانه، به ندرت کسی این سوال واضح را میپرسد: آیا صلح پایدار در منطقهای پر از درگیری مانند خاورمیانه، بدون اعلام این منطقه به عنوان منطقهای کاملاً عاری از سلاحهای هستهای، از جمله بمب اتمی اسرائیل، امکانپذیر خواهد بود؟
و در اینجا، آلمان مسئولیت ویژهای دارد، زیرا بمب اتمی اسرائیل، یک بمب اتمی آلمانی است.
فیلم مستندی که به آن اشاره کردم،بر اساس اسناد از آرشیوهای مختلف ساخته شده است .یعنی مبتنی بر گفتههای افرادی نیست که به خودشان عنوان «کارشناس» می دهند.
من سالها تحقیق و پیگیری حقوقی کردم تا به این اسناد دست پیدا کنم، برای نمونه علیه دویچه بانک. زیرا تأمین مالی پروژه اتمی اسراییل توسط «هرمان-یوزف آبس»، جنایتکار جنگی نازی، انجام شده بود.
متأسفانه پروندههای «آبس» در بایگانی فدرال، جایی که از نظر قانونی این پرونده ها باید در آنجا باشند ، نگهداری نمی شود، بلکه در مؤسسه تاریخی دویچه بانک در فرانکفورت بایگانی شده است.
گزیدهای کوتاه از یک مصاحبه ضبطشده با «آبس»:
«در جلسه بین صدراعظم فدرال و آقای بن گوریون در ۱۴ مارس ۱۹۶۰ در نیویورک، کمکهای آلمان به اسرائیل برای توسعه، از جمله موضوعات مورد بحث بود […] صدراعظم فدرال متعهد شد که کمکها را به صورت تجاری در قالب وام ۲۰۰ میلیون مارک آلمان سالانه به مدت ده سال ارائه دهد. […] در همین راستا، مذاکرات بیشتری با صدراعظم فدرال، ارهارد (م.وزیر اقتصاد)، و گلوبکه (م.رئیس دفتر صدراعظم فدرال) […] انجام شد و […] با توافقی مبنی بر اینکه بخش اول اقساط […] که در مجموع ۸۵ میلیون مارک آلمان است، باید در ژوئیه امسال پرداخت شود، به پایان رسید.»
آدناوئر(صدراعظم)، پیش از این در متن توافقنامه ای موسوم به «توافقنامه غرامت» درسال ۱۹۵۲، روشن کرده بود که آماده است مبالغ هنگفتی به اسرائیل بپردازد تا موضوع نابودی یهودیان در رایش سوم از بحث عمومی حذف شود.
رئیس دولت، دیوید بن گوریون، به این پول نیاز داشت وبه این دلیل ، دوستان جدید خود در بن را به عنوان «نسل متفاوت» ستایش کرد.
بن گوریون اعلام کرد: «نسل قبلی – نسل هیتلر بود. این نسل،نسل دیگری است.» سخنان او بلافاصله به دفتر صدراعظم رسید. آدناوئر رضایت داشت. بن گوریون اشارهای نکرد که «رفقای قدیمی» از جمله «هانس گلوبکه» هنوز در دولت آدناوئر و در تمام مناصب خدمت میکنند. (م. هانس گلوبکه در دوران نازی ها، از جمله نویسندگان ومفسران قوانین نژادی «نورنبرگ» بود .این قوانین بر حمایت از خون آلمانی تاکید داشتند.)
بن گوریون به هموطنانش اعلام کرد: «امروزه تعداد بسیار کمی از نازیها باقی ماندهاند، اسرائیل اکنون باید در پی دوست شدن با آلمان جدید باشد.» و این شامل همکاری نزدیک نظامی نیز میشد.
در یک یادداشت «فوق محرمانه»، «کارل کارستنز»، رئیس دفتر صدراعظم، اشاره کرد: «اشتراوس، وزیر فدرال، چند روز پیش با بن گوریون ملاقات کرد. بن گوریون موضوع تولید سلاحهای هستهای را مطرح کرد. در این مکالمه، بن گوریون توضیح داد که صدراعظم به او قول داده است که جمهوری فدرال در توسعه صحرای نقب مشارکت خواهد کرد.»
در آن زمان، تأسیسات هستهای دیمونا در آنجا در حال ساخت بود. با این حال، به گفته کارستنز باید منتظر نتیجه دادگاه آیشمن ماند.
آدناوئر میخواست مطمئن شود که بن گوریون به توافق پایبند خواهد ماند و دولت آدناوئر از انتساب به نازیسم در امان خواهد ماند. و او به قول خود عمل کرد.
تا به امروز، دفتر صدراعظم فدرال، پروندههای خود در مورد عملیات «همکار تجاری» را منتشر نکرده است. اما وزارت امور خارجه در این مورد یک پرونده مخفی دارد و وزیر امور خارجه وقت، گیدو وستروله، آن را به درخواست من، در اختیار قرار داد.
من اختراعات انجمن اورانیوم هیتلر را در دفتر ثبت اختراعات مونیخ پیدا کردم؛ آن ها هم مدت زیادی مخفی بودند.
احکام مربوط به تحویل اورانیوم آرژانتین در بایگانی ملی بوئنوس آیرس نگهداری میشوند؛ آن ها به صورت علنی قابل دسترسی بودند.
وزارت انرژی ایالات متحده از این تحویلها مطلع بود، آن ها در پاسخ به درخواست من ، اسناد مربوطه را برای من ارسال کردند. بنابراین در واقع هیچگونه تردیدی در مورد حقایق وجود ندارد؛ با این حال آن ها تا به امروز سکوت کردهاند.
تنها کسی که میخواست تأسیسات هستهای اسرائیل در دیمونا را تحت کنترل بینالمللی قرار دهد، جان اف کندی، رئیس جمهور آمریکا بود.
بر اساس یادداشتی از وزارت امور خارجه، کندی شخصاً و کاملاً محرمانه توسط آلمانیها در پایان سپتامبر ۱۹۶۳ در مورد «کمک تسلیحاتی آن ها به اسرائیل» مطلع شد: «رئیس جمهور کندی از طریق یک کانال کاملاً قابل اعتماد از اقداماتی که ما انجام دادهایم مطلع شده است.»
چند هفته بعد، کندی ترور شد. و پس از آن هیچ رئیس جمهور دیگری از آمریکا به بمب اتمی اسرائیل اعتراض نکرد. حتی آژانس بینالمللی انرژی اتمی در وین نیز چنین نکرد.