کدهای ژئوپلیتیکی ترامپ: ویرانگری، باجگیری و کاسبی – احمد هاشمی
مقدمه: کد ژئوپلیتیک به مجموعهای از پیشفرضهای سیاسی-جغرافیایی کشورها اطلاق میگردد که زیربنای سیاست خارجی کشورها را شکل داده و بهعنوان نقشه راه در تعیین نوع و چگونگی ارتباط کشورها با یکدیگر در راستای بهرهگیری و رسیدن به اهداف و منافع ملی مورد استفاده قرار میگیرد.
در شرایط کنونی در آمریکا، با توجه به نقش بیاهمیت کنگره، میتوان گفت که کدهای ژئوپلیتیکی در سیاست خارجی آمریکا تنها توسط ترامپ تعیین میشود.
کدهای ژئوپلیتیکی ترامپ
کدهای ژئوپلیتیکی ترامپ در سیاست خارجی سه ویژگی منحصر به فرد دارد:
کد اول: انحصار در تصمیمگیری
ترامپ بر این باور است که میتواند به تنهایی و بدون کمک دیگران مشکلات را حل کند. به بیان دیگر، خواهان انحصار در تصمیمگیری و کنار گذاشتن دیگران در فرایند حل بحران است.
در رابطه با مدیریت منازعه بین روسیه و اوکراین، ترامپ کشورهای اروپایی را کاملاً نادیده گرفت. او در آلاسکا به طور خصوصی و بدون مشورت با اروپاییها با پوتین دیدار کرد.
کد دوم: کسب بیشترین منافع مالی از طریق باجگیری
این باجگیری با فشار بر طرفهای دیگر حاصل میشود، بهعنوان مثال:
در نتیجه نقش ترامپ در مدیریت منازعه میان روندا و کنگو، شرکتهای آمریکایی موفق شدند امتیاز دسترسی به معادن کمیاب مورد نیاز برای صنایع الکترونیک پیشرفته، در شرق کنگو را بهدست آورند.
در مدیریت بحران هند و پاکستان، پس از امضای توافق، به شرکتهای آمریکایی اجازه داده شد ذخایر عظیم نفتی پاکستان را توسعه داده و استخراج کنند.
در جریان مدیریت بحران میان تایلند و کامبوج که در کشور مالزی و با میانجیگری این کشور توافق امضا شد، شرکتهای آمریکایی قراردادهای تجاری بزرگی با کشور نامبرده امضا نمودند.
با امضای توافقنامه صلح میان روسای دو کشور آذربایجان و ارمنستان، «دالان زنگزور» به «دالان ترامپ» تغییر نام یافت. ارمنستان نیز موافقت کرد این مسیر را برای مدت صد سال به آمریکا اجاره دهد و بدین وسیله این راه بر ایران، روسیه و چین بسته گشت، در این باره الهام علیاف میگوید: «ترامپ در کمتر از شش ماه معجزه آفرید».
در جریان حل منازعه روسیه و اوکراین، آمریکا موافقت اوکراین را برای واگذاری نیمی از سود حاصل از استخراج معادن مواد نادر در سراسر خاک اوکراین به شرکتهای آمریکایی گرفت.
۳- کد سوم: ویرانگری
در جنگ تجاوزکارانه اسرائیل و آمریکا علیه ایران که در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، با همه تناقضگوییهای ترامپ در رابطه با مذاکره، از همان ابتدا یک هدف ثابت دنبال میشد و آن هم ویران کردن ایران بود.
در رسانههای غربی چهره این جنگ به گونهای ارائه میشود که گویی عمدتاً تأسیسات نظامی را هدف قرار میدهند. واقعیت این است که از همان ابتدا با بمباران و موشکپراکنی بر فراز مناطق شهری پرجمعیت، مناطق مسکونی، واحدهای تجاری و بیمارستانها و مدارس نیز آسیب دیده یا ویران شدهاند.
مرگبارترین حمله در روز ۲۸ فوریه در شهر میناب در استان هرمزگان رخ داد. در این حمله موشکی، با ویران کردن مدرسه دخترانه، ۱۸۰ دانشآموز دختر جان خود را از دست دادند.
این جنگ در حالی آغاز شد که دستیابی به یک موفقیت دیپلماتیک تحت میانجیگری عمان نیز در دسترس بود. اما ترامپ و نتانیاهو، نابودی زیرساختها و انواع صنایع نظامی و غیرنظامی را از قبل برنامهریزی کرده بودند.
در هفته سوم این جنگ تجاوزکارانه، ترامپ و وزیر جنگ او، مانند یک «جنایتکار جنگی» میگویند: «حمله یا جنگ برای تفریح و لذت» است.
در این رابطه میتوان گفت که بمباران کارخانههای فولاد، داروسازی، زیرساختهای انرژی، اتوبان و پلهای در مسیر، به موضوع تفریح و لذت ترامپ و وزیر جنگ او تبدیل شدهاند.
در هفته پنجم جنگ، ترامپ در یک سخنرانی با صدای بلند گفت: «ایران را به عصر حجر برمیگردانم».
۴- کد چهارم: کاسبی از طریق بیثباتسازی بازار مالی
جنگها و بهخصوص جنگهای فرامنطقهای معمولاً با نوسانات شدید و افزایش عدم قطعیت همراه هستند، و نتیجه آن نیز بیثباتی در بازار مالی است. بهعنوان مثال، با شروع جنگ جهانی اول، بازار سهام سه درصد سقوط داشت. بورس نیویورک برای مدتی تعطیل شد، اما پس از بازگشایی، شاخص داو جونز (Dow Jones) در سال ۱۹۱۵ بیش از ۸۸٪ رشد کرد.
در جنگ جهانی دوم نیز پس از حمله ژاپن به پرل هاربر، بازار سهام آمریکا حدود سه درصد کاهش یافت و در کمتر از یک ماه نه تنها تمام ضرر را جبران کرد، بلکه سود هنگفتی نیز داشت.
در جنگ روسیه علیه اوکراین، شاخص S&P 500 در ابتدا بیش از ۷٪ سقوط کرد. ادامه جنگ و صعود قیمت نفت و گاز، این شاخص را به سرعت در سطحی بسیار بالاتر از قبل از آغاز جنگ برگرداند.
تأثیر جنگ بر بازار مالی از طریق: الف – نوسانات قیمت نفت و در مجموع انرژی، ب – افزایش نوسان در قیمت ارز و کالاها، ج – فرار سرمایه به سمت داراییها و ارزهای امن، د – اثر روانی بر رفتار معاملهگران و دادوستدکنندگان در بازارهای مالی.
ترامپ و اعضای خانوادهاش و گروههای مالی پیرامون او در نتیجه تصمیمات مهم ترامپ در پروسه جنگ دوازدهروزه و جنگ کنونی، صدها میلیون دلار کاسبی کردهاند.