ایلکر چاتاک، کارگردان «نامههای زرد»: «ما باید از آزادی بیان با چنگ و دندان دفاع کنیم»
پس از فیلم «اتاق معلمان»، ایلکر چاتاک این بار در فیلمی تازه به تعهد هنری و زندگی زناشویی یک زوج هنرمند میپردازد؛ زوجی که از سوی مقامهای ترکیه زیر فشار قرار گرفتهاند. فیلم چشمگیر او، «نامههای زرد»، در آخرین جشنواره برلین برنده خرس طلایی شد.
در این فیلم که از اول آوریل روی پرده میرود، اوزگو نامال و تانسو بیچر نقش زوجی شناختهشده از صحنه تئاتر آنکارا را بازی میکنند که پس از شرکت در یک تظاهرات، به مطرودان جامعه بدل میشوند.
برنده خرس طلایی آخرین جشنواره برلین، «نامههای زرد»، پنجمین فیلم بلند ایلکر چاتاک، دریا با بازی اوزگو نامال و عزیز با بازی تانسو بیچر را در مرکز روایت قرار میدهد؛ زوجی از هنرمندان مستقل. هر دو در تئاتر دولتی ترکیه در آنکارا کار میکنند. دریا ستاره صحنه این مجموعه است و عزیز یکی از کارگردانان برجسته آن. عزیز همچنین دانشگاهیای مورد احترام است. اما وقتی او به جای برگزاری کلاس درس، دانشجویانش را به شرکت در یک تظاهرات دعوت میکند، از کار برکنار میشود. دریا نیز به همان سرنوشت دچار میشود.
این دو چهره شاخص صحنه تئاتر، که حالا به حاشیه رانده شدهاند، ناچار میشوند همراه دخترشان به استانبول بروند و در خانه مادر عزیز زندگی کنند. فیلمساز آلمانی ـ ترکتبار، پس از «اتاق معلمان»، این بار فیلمی نیرومند درباره تعهد هنری و زندگی زناشویی ساخته است؛ اثری پرقدرت که بازیگرانش به شکلی درخشان آن را پیش میبرند و کارگردانی بلندپروازانهاش به آن عمق بیشتری میدهد.
گفتوگوی میشائل ملینار از روزنامه اومانیته با ایلکر چاتاک را در زیر میخوانید:
فیلم آلمانی شما به زبان ترکی ساخته شده است. این انتخاب درباره پیوندها و وابستگی متقابل دو کشور چه میگوید؟
میخواستم فیلمی کاملاً به زبان ترکی بسازم، آن هم با پول مالیاتدهندگان آلمانی، و در عین حال به همه ترکهایی فکر میکردم که در آلمان زندگی میکنند. آنها هم مالیات میپردازند و حق دارند فیلمی به زبان خودشان داشته باشند. من از معدود فیلمسازانی هستم که میتوانم چنین چیزی را برایشان فراهم کنم. ساختن این فیلم کاملاً به زبان ترکی، یک تصمیم سیاسی بود.
در آلمان، فرانسه، سوئیس و بروکسل، بازیگران فوقالعاده ترک زیادی هستند که همیشه به نقشهایی مثل راننده تاکسی، مهاجر یا آدمهای حاشیهای محدود میشوند. من میخواستم این فرصت را به آنها بدهم که نقشهای دیگری را بازی کنند. ترکیه و آلمان پیوندهای بسیار محکمی دارند. اگر امروز روابط دو کشور بسیار پرتنش است، امیدوارم سینما و هنر بتوانند دوباره به پلی میان آنها تبدیل شوند.
در «نامههای زرد» نشان میدهید که چگونه پول به ابزاری برای کنترل صداهای مخالف تبدیل میشود…
وفادار ماندن به آرمانها بسیار دشوار است. «نامههای زرد» سازوکارهایی را نشان میدهد که آرمانگرایی را در هم میشکنند. اگر علیه شما پرونده قضایی تشکیل شود، روند دادرسی طول بکشد و نتوانید کار کنید و خرج خانوادهتان را بدهید، طبعاً بسیار بیشتر در معرض وسوسه قرار میگیرید. دریا فریب پول و شهرت را میخورد. یک مثال برایتان میزنم: من همیشه رؤیای کارگردانی یک فیلم جیمز باند را داشتهام. چنین کاری برای من نوعی تاجگذاری حرفهای خواهد بود. اما حالا که آمازون، شرکت «امجیام» و مجموعه جیمز باند را خریده، حقوق آن در دست جف بزوس است؛ صاحب روزنامه «واشنگتن پست» که بهتازگی بخش بزرگی از کارکنانش را اخراج کرده و برای ملانیا ترامپ یک فیلم تبلیغاتی میسازد.
اگر همین حالا آمازون به من پیشنهاد دهد که یک فیلم جیمز باند بسازم و در ازای آن میلیونها دلار بگیرم، آن وقت باید برای مردی کار کنم که نه مواضعش را قبول دارم و نه کارهایش را. دوستانی دارم که از نظر سیاسی بسیار متعهدند، اما برای به دست آوردن کمی پول، همکاری با نتفلیکس یا دیزنی را پذیرفتهاند. خطر واقعی همینجاست. اگر خودمان را بفروشیم، باید واقعاً از خود بپرسیم که چه کسی هستیم، میخواهیم در چه جهانی زندگی کنیم و چه چیزی خلق کنیم.
با آنکه قهرمانان فیلم دیگر جوان نیستند، فیلم شبیه گونهای روایت بلوغ و پختگی است…
کاملاً درست است. آنها برای نخستین بار در زندگیشان با یک بیعدالتی واقعی روبهرو میشوند. همکاران کردشان به آنها میفهمانند که تا پیش از این، زندگیای برخوردار و ممتاز داشتهاند. این در واقع راهی است برای بیرون آمدن از نوعی نوجوانی و رسیدن به بزرگسالی.
چرا هنر از نظر دولت تا این اندازه خطرناک است؟
چون میتواند ذهن انسان را شکل دهد. به همین دلیل است که این همه هنرمند را خاموش میکنند. در استانبول ۲۰۰ تئاتر وجود دارد. مردم به آنها میروند تا به چالش کشیده شوند. انسانها برای آنکه به زندگیشان معنا بدهند به هنر نیاز دارند. تماشای هنر یا آفرینش آن، در من میل به زندگی ایجاد میکند.
در جشنواره برلین، بعضی سیاستمداران آلمانی میخواستند ما جشنواره را سانسور کنیم. آنچه ما در دموکراسیها داریم نه ثابت است و نه برای همیشه تضمینشده. ما باید از این آزادی بیان با چنگ و دندان دفاع کنیم.
افزایش حملهها به هنرمندان و فرهنگ در دموکراسیهای غربی چه احساسی در شما برمیانگیزد؟
غمانگیز و هراسآور است. من فقط میتوانم همه همکاران و همنسلانم را تشویق کنم که صدای خود را بلند کنند. وزیر فرهنگ آلمان بهتازگی سه کتابفروشی را از شرکت در جایزه بهترین کتابفروشیهای مستقل محروم کرده، فقط چون به نظرش بیش از حد چپگرا بودهاند. این رفتار محکوم شده و او به این سادگی از کنار آن نخواهد گذشت.
پس از آنکه خرس طلایی را بردم و همه توجهها متوجه من شد، میتوانستم سکوت کنم. اما تصمیم گرفتم حرف بزنم، چون در این لحظه مردم به من گوش میدهند. امیدوارم هنرمندان، روشنفکران، فیلمسازان و آفرینندگان آثار هنری در همه شکلهایش، بسیار بیشتر از این صدای خود را بلند کنند و این سانسورها را محکوم کنند. چون اگر این سانسورها محکوم نشوند، عاملانشان بیهزینه از کنار آن خواهند گذشت.
خودتان را در چه نوع سینمایی قرار میدهید؟
بیآنکه بخواهم مستقیماً خودم را به سینمای آنها منتسب کنم، شیفته فیلمسازانی چون اصغر فرهادی، جان کاساوتیس و اینگمار برگمان هستم، چون آنها فیلمهایی را میسازند که خودشان دوست دارند بسازند. از خودم میپرسیدم آیا حق دارم فیلمی دو ساعته، به زبان مادریام و با این همه دیالوگ بسازم؟ پاسخ این است که نه فقط این کار پذیرفتنی است، بلکه من حقش را به دست آوردهام. فیلم قبلیام نامزد اسکار شد. من میتوانم هرچه میخواهم بسازم، بیآنکه خودم را به انتظارهای بازار محدود کنم. این فیلم را با تمام وجود ساختهام. اگر خوب باشد، مردم دوستش خواهند داشت، و اگر هم خوب نباشد، باز هم اشکالی ندارد.
جشنواره برلین امسال را، که با یک رشته جنجال همراه بود، چگونه تجربه کردید؟
برخی سیاستمداران از بحث یهودستیزی سوءاستفاده ابزاری میکنند. این بسیار خطرناک است. آنها آدمها را فقط به این دلیل که با همکاران فلسطینیشان عکس گرفتهاند و آن همکاران پرچم فلسطین در دست داشتهاند، مورد تبعیض قرار میدهند. این کار شما را یهودستیز نمیکند. ما به چنین نقطهای رسیدهایم و باید دربارهاش حرف بزنیم. برایم مهم نیست که بودجهام را قطع کنند. اگر آنچه را فکر میکنم نگویم، در جنایت آنها شریک میشوم. اگر صدایمان را بلند نکنیم، عملاً در صف آنها قرار گرفتهایم. ما مسئولیت داریم، و اگر از آن استفاده نکنیم، دقیقاً مثل خود آنها خواهیم بود.
برگردان برای اخبار روز: گلنار افشار