چرا نخبگان اصلاحگر در جامعه ایران با شکست مواجه میشوند؟
علل شکست نخبگان اصلاحگر در تاریخ ایران را میتوان از دو منظر عمده که در منابع آمده است، بررسی کرد: دیدگاه «جامعهشناسی نخبهکشی» علی رضاقلی و دیدگاه «تضاد دولت و ملت» همایون کاتوزیان.۱. بدوی بودن ساختار اجتماعی و مقاومت جامعه (دیدگاه علی رضاقلی)
بر اساس این دیدگاه، علت اصلی شکست نخبگانی چون قائممقام، امیرکبیر و مصدق، نه لزوماً استبداد شاهان، بلکه ساختار اجتماعی ایران بوده است .
- توسعه از پایین به بالا: رضاقلی معتقد است پیشرفت باید از درون جامعه و «از پایین به بالا» حاصل شود، نه توسط تکنخبگان از بالا به پایین.
- فرهنگ ایلیاتی و مصرفگرایی: جامعه ایران (بهویژه پس از حمله مغول) ساختاری «بدوی و ایلیاتی» یافته که ذاتا نافی پیشرفت است . این ساختار، مردم را تنبل و مصرفگرا بار آورده و باعث میشود با نخبگانی که قصد دارند جامعه را از این وضعیت خارج کنند، مخالفت و آنها را حذف کنند .
- عدم همراهی عمومی: حتی اگر نخبگان توسط حاکم کشته نمیشدند، طرحهای آنها به دلیل عدم همراهی مردم با شکست مواجه میشد . برای مثال، نخبگانی که امیرکبیر برای تحصیل به اروپا فرستاد، پس از او به جای ادامه راه توسعه، به فساد و ارتشاء روی آوردند .
۲. تضاد ساختاری دولت و ملت (دیدگاه همایون کاتوزیان)
کاتوزیان بر این باور است که نخبگان اصلاحگر در میان دو لبه قیچی «استبداد» و «هرجومرج» گرفتار میشوند [۲، ۲۲].
- جدایی دولت از جامعه: در تاریخ ایران، دولت فوقِ جامعه قرار داشته و از درون آن ارتزاق مشروعیت نمیکرده است . این فاصله باعث شده که هیچگونه وابستگی و همکاری پایداری بین این دو شکل نگیرد .
- چرخه استبداد و آشوب: نخبگان اصلاحگر معمولاً در دورههایی ظهور میکنند که سیستم استبدادی با بحران مواجه است؛ اما به دلیل فقدان قانون و مسئولیتپذیری در کل جامعه، هرگاه قدرت دولت ضعیف شده، جامعه به سمت شورش و هرجومرج حرکت کرده است .
- جامعه کوتاهمدت: به دلیل نبود امنیت و حاکمیت قانون، نخبگان نمیتوانند برنامههای بلندمدت اجرا کنند؛ چرا که در این نظام، جان و مال همه (از وزیر تا رعیت) در اختیار مطلق شاه بوده و با یک تصمیم تغییر میکرده است .
۳. فقدان پایگاه اجتماعی و نهادی
- تنهایی نخبگان: رضاقلی تأکید میکند که تا زمانی که جامعه به صورت پیوسته پیشرفت نکند، نخبگان سیاسی تنها مانده و به دست استبداد یا با بیتفاوتی مردم حذف میشوند .
- تغییر به جای اصلاح: در دیدگاه کاتوزیان، مردم به جای تلاش برای اصلاح قانون، در پی «قیام علیه فرمانروای بیدادگر» بودند تا او را سرنگون کنند، که این امر معمولاً به استبدادی جدید یا آشوب ختم میشد، نه اصلاحات ساختاری [۳۰].
نتیجهگیری منابع: تا زمانی که جامعه ایران خود به سطح لازم از بلوغ و توسعه نرسد و نخبگان خود را «تولید» نکند، تلاش نخبگان منفرد برای اصلاحات «از بالا» با دیوار سختِ ساختار بدوی جامعه و تضاد دیرینه دولت-ملت برخورد کرده و به شکست میانجامد.