چکیده: توسعه، امری زمینهمحور، تاریخمندو مبتنی برزیست جهانو ویژگیهایروان شناختی، اجتماعی و سیاسی.ملتهااست.درچنینبافتاریاست که نتیجه پیوندو همگراییو یا عدم تعاملو واگراییعناصر مختلف بروز
پیدا میکند.پژوهشپیشروبهروشنهادگراییتطبیقیبابهرهگیریاز نظریه دولت توسعهگرای آدریان لفتویچ
به بررسی و مقایسه موضوع توسعه اقتصادیبا تمرکز بر سه گانه سیاست-دولت-توسعهدرکشورهایایرانو
ژاپندردورهزمانی0011-0581میالدیپرداخته است.اینمقالهاز نظر هدف توسعهای واز نظر روش نهادی،
تطبیقی تاریخی است ودادههای آن با روشکتابخانهایگردآوری و به نوعی تحلیل محتوای کیفی شده است.
پرسش اصلی پژوهش این است کهسطح خودگرانی نهادهای دولتی،ویژگیهای نظامدیوانیووضعیتتاریخی
و نخبگانایرانوژاپن در ارتباط با نظام بینالمللی، چگونه بر تجربهتوسعه، در دورهتاریخی مورد نظر، در این
کشورهاتاثیر گذاشته است؟نتایج به دستآمده حاکی از آن است کهژاپنبه دلیل ایجاد یک دولت مستقلو
ایجادشبکهایازنخبگان توسعهگرابر مبنای یک بروکراسینوین،قوی و منسجمدر قالب امپراطوری میجی
توانستبا هموارسازیبسترروابطبینالمللی مناسب،به کامیابی دست یابدو در مسیر توسعهقرار گیرد.اما
ایران به دلیلآغاز فروپاشی دیوانساالری،عدم ایجاد بروکراسی مناسبوتاسیسدولت خودگرانهمچنین
ناتوانی در ایجاد شبکه ای از نخبگاننتوانست به این امر خطیر دست یابد و فلذا موضوع توسعه برای ایران در
قالب یکمفهوم حسرت ورازوارگیباقی ماند.
کلیدواژگان:دولتهای توسعهگرا،نخبگانتوسعهخواه، استقالل نسبی دولت، دیوانساالری، بستربینالمللی
طرحمساله ِ
تعلیق0
توسعه دربرخی از کشورهای جهان موسوم به دولتهای توسعهنیافته،به یکابرچالش جدی تبدیل شده
است.«توسعه»همزادمدرنیتهو نگرش برآمده از دنیایمدرن است.برخالف جهانبینیخیمهایو سلسهمراتبِی
جهان سنتیکه تحول در آن بهسختیامکانپذیربود، در دنیایجدیدسرعت توسعه و تحوالت بسیارسریعو
چشمگیراست.ازاینمنظر، توسعه باور بنیادیندنیایمدرن است.کشورهای توسعهیافتهپیوستهدر تالش برای
تهیهو تدوینسیاستهاو برنامههایمتنوعیهستند تا به اهداف گوناگون میانمدتو بلندمدت توسعهایدست
یابند.در ایرانطی دو قرن گذشتهو خواست توسعه همچنین01سال تجربه برنامه های توسعه،اما هنوز به آن
مرحلهای از توسعه که باید میرسیدیمدست نیافتهایمو علیرغم همزمانیهایی با ژاپن در نیمه دوم قرن00از
آن عقب ماندهایم.
ایراندرفراشاخص توسعه2در سال0101در رتبه001از010کشور جهان قرار دارد و با نمره1.68پایین تر
از میانگین جهانی که8.6.است قرار گرفته و در بین کشورهایی با توسعه در وقعیت هشد ار(نارنجی رنگ)قرار
گرفته است.در حالیکه ژاپن با امتیاز0.68در رده08قرار گرفته است.همچنین طبق گزارششاخص ملی
توسعه ایرانتهیه شده در سال0111توسط مرکز رصد توسعه،ایران از لحاظ توازن توسعه و اینکه همه ابعاد
توسعه به صورت متناسب پیشرفت کرده باشند، وضعیت نامطلوب تری دارد و تنها حدود08پله از011پله را
طی کرده است. این به این معنی است کهواقع شدن ایران در پله90نردبان توسعه محصول پیشرفت نامتوازن
در ابعاد مختلف توسعه است.در ادامه بر اساسرادار چارت توسعهدر سال0100ایران در شاخص های توسعه
انسانی و پیشرفت اجتماعی وضعیت بهتر(رتبه0.از000کشور)و در شاخصهای سهولت کسب و کار، حکمرانی
و دولت غیر شکننده، و همچنین شاخصهایی مانند شادی و کامیابی وضعیت بسیار بدی دارد و فاصله معناداری
با کشورهای توسعه یافته دارد. طبق همین گزارشمادر میان01.کشور از جهت توان تبد یل درآمد به توسعه
رتبه019را داریمیعنی ایران به لحاظ درآمد ی می توانسته است به صورت بالقوه نمره80601را در فراشاخص
توسعه کسب کند، اما در حال حاضربانمره1.68و حدود05درصد پایینتر از ظرفیت خود عمل کرده است.
بسیاری معتقدندمهمترینو ریشهایترینمانع توسعه سیاسیو اقتصادیایران،نقش دولتاست.ازاینزاویه
کهکدامینساختارهاوچگونهارتباطیباگروههایاجتماعی،برظرفیتهایتصمیمسازیواجراییدولتها
میافزایدیاازآنهامیکاهد؟در این حوزهفرضیه پژوهش ما بر اساس تئوری لفتویچ این است که ایران در خالل
001سالگذشته نتوانسته دولتی برنامهریز، مداخلهگر از نوع مثبت، نظارتکننده، لیبرال و با سودجویی و بهره-
مندی از ظرفیت نخبگان شایستهساالر ایجاد نماید، درحالیکه این مهم در ژاپن رخ داده و در همان قرن امکان
پیشرفت را برای آنها فراهم کند.
1 Epoche
0.فراشاخص توسعه،تجمیعی از09کالن شاخص، که شامل001زیر شاخص و091نماگر توسعه است.
توسعهیافتگی یا توسعه، به معنای رشد موزون و همگن است.یکساختار همگن ساختاری است که در آن همه
شاخصهای اقتصادی، سیاسی، روانی، امنیتی، اجتماعی و فرهنگی جامعه، موزون دنبال گردد(ناعمویعقوب زاده،
0900:05).پیتر اوانز معتقد است،برخیدولتهاقادرندچشماندازهایکارآفرینیدرازمدترادرمیاننخبگان
تقویتکنند،بهبرطرفسازیدشواریهایاقدامجمعیکمککنندودرزمینهآموزشوپرورشوزیرساختها
بهسرمایهگذاریبنیادیبپردازند.نخبگانیکهزماماینگونهدولتهارادردستدارنددربرابربهرهگیریاز
افزودههایجامعهدرراستایمنافعشخصیخودمصوننیستنداماکشوریکهحاکمیتشرادردستدارندبه
خاطربرخورداریازکاالهایهمگانیفراهمشدهتوسطهمیننخبگان،ازآهنگسریعتریدرزمینهتوسعه
برخورداراست.درکناروارتباطتنگاتنگبااینگزارهاصلی،دوگزارهدیگریعنی،وجوددیوانساالریاقتصادی
منسجمو خودگردانیبسیار حائز اهمیتهستند.اماخودگردانیفقطنیمیازقضیهاست.نیمهدیگراتکابه
جامعهاست.دولتتوسعهگرابایدباگروههایاجتماعیخارجازخودنیزمجموعهروابطفشردهایداشتهباشدتا
بتواندباهمکاریآنهاپروژههایتوسعهرابهاجرادرآورد.بدونروابطفشردهباگروههایبیرونی،مقاماتو
مدیراندولتی،نهبهاطالعاتمربوطبهبرنامههایقابلاجرادسترسیخواهندداشتنهمیتوانندوظایف
گستردهالزمبرایدستیافتنبهتحوالتراستینراانجامدهند.درعینحالبدوناستقاللازهمینگروههای
بیرونینیزدولتبهکارگزارآنهاتبدیلمیشودومنافعویژهوبالفصلهمینگروههابهجایاهدافدرازمدتی
مینشیندکهبایدمحوردستورکاردرازمدتدولتباشد.بنابراینبحثاصلیاوانزایناستکهحفظتعادلبین
خودگردانیواتکابهجامعهکلیدموفقیتدولتدرتقویتتحوالتاقتصادیاست(اوانز،01:0951)به طورکلی،
توسعه، امری سیاسی است:به این معنا که مسائل اجرایی و فنی، ویژگی و توانایی دولت را تعیین نمیکند، بلکه
این سیاست است که صرفنظر از دموکراتیک یا غیردموکراتیکبودن دولت، توسعه را ایجاد و حمایت میکند.
سیاست، یعنیتضادها، همکاریها و مذاکراتی که برای استفاده،تولید و توزیع منابع مادی یا معنوی چه در
سطح ملی، چه در سطح محلی و چه در سطح بینالمللی و چه در قلمروی فردی و همگانی به کار میرود.در
حوزه توسعه، ماهیت نظام سیاسی دموکراتیک یا غیردموکراتیک مهم نیست بلکهتوسعهخواهبودن یا نبودن
دولت مهم است(لفتویچ،0958:8).
نورث و همکارانش معتقدند همه جوامع باید مسئله خشونت را حل کنند و بین دو راهی که جوامع اینمسئله را
حل میکنند، تمایز قائل شوند (North.2011. p.2).کنترل خشونتاز طریق ایجاد نهادهای حکمرانی خوب،
خود امریضروریبرای توسعهاست.از سوی دیگر، عجم اغلو ورابینسون، مشکل کشورهای توسعه نیافته را
اندکساالرانی دانستند که بر جامعه حاکم میشوند و به بهانه حفظ امنیت همه منابع را به خود اختصاص می
دهند.گرچه نهادهای اقتصادی تعیینکننده هستند که یک کشور فقیر باشد یا مرفه و سعادتمند، اما این
سیاستها و نهادهای سیاسیهستند که تعیین میکنند یک کشور چه نهادهای اقتصادی داشته باشد
(Acemoglu & Robinson. 2012. p.56).
در برخی از پژوهشها از جمله مطیع(0900) و حکمی(0901) به بررسی نقش نخبگان، تختروانچی و بالکان(
0900) به بررسی نقش دولت در سیاست خارجی ژاپن، حقیقی، حاج حسینی ونرگسی(0908) به بررسی
سیاستهای توسعه در بسترهای الکترونیکی، سید احمد موثقی (0901) بهدولت توسعه خواه و زمینه های
توسعه در ایران، جواد افشار کهن (0955) بهتوسعه دولت محور، امیرمحمد حاج یوسفی(0900) بهدولت و
توسعه اقتصادی در ایرانپرداخته شده بود اما در این مقاله سعی شده است با بررسی چند مولفه ارزشمند
مذکور در بخش چارچوب نظری، به بررسی موضوعات مربوط به توسعه و تحوالت اقتصادی پرداخته شود و
ترجیحا ً از توصیف موارد مربوط به تحوالت تاریخی و اجتماعی همچون پژوهش حقیقی(0951) اجتناب گردد.
از دیگر تمایزات این پژوهش نسبت به سایر پژوهشها در این است که در اغلب آنها به موضوع برنامه توسعه
اقتصادی ژاپن اشارهای نشده بود اما در این مقاله به صورت ویژه به این موضوع اشاره و تحوالت و ترتیبات نهادی
اتخاد شده مورد بررسی قرار گرفت.
مبانی نظری
پژوهشگران زیادی در زمینه توسعه و توسعهنیافتگی به بررسی دولت در جهان سوم پرداختهاند.آنها کشورهایی
را کهفاقد ویژگیهای دولتمدرن و بوراکراتیک وبری بودهاند،با عناوین مختلفی همچون پاتریمونیال،
نئوپاتریمونیال، متزلزل، ضعیف یا غارتگرمعرفیمینمایند.در واقع همه این دولتها در مقوله دولت غیرتوسعه-
گرا جای میگیرند.مفهوم دولت توسعهگرا ریشه در نهادگرایی دارد.دولتهای توسعهگرابه دولتیگفتهمیشود
که با استفاده از قدرت، استقالل از طبقات و گروهها و توانایی دیوان ساالرانه، کشور را بهسمت و سویتوسعه
اقتصادی هدایت میکند(دلفروز،0900:10).تاریخچهدولت توسعهگرا به قرن0.در هلند بازمیگرددو برای
اولین بار توسط چالمرز جانسون مطرح گردید.مارواال مهمترین ویژگیهای دولتهای توسعهگرارا تاکید بر سهم
از بازار بیش از سود، ملیگرایی اقتصادی،پشتیبانی از تقویت صنایع داخلی، تمرکز بر انتقال فناوری از خارج،
بوروکراسی عقالنی و شایسته گرا، بهبود زیرساختها برای کسب و کار توسط دولت، تشویق نهادی برای اعتبار
ذخیره و استراتژیک، سیاست صادراتگرا برمیشمارد(Marwala.2006.p.1-2).نظریات لفتویچ در میان سایر
افرادی همچون پیتر اوانز، چارلمرز جانسون واتولکولی که در مورد دولتهای توسعهگرا که در بستر رهیافت
نهادگرایی به مطالعه پرداختهاند به دلیل توجه بیشتری که به ساختار سیاسی نشان داده است از اهمیت بیشتری
برخوردار است.لذا از مهمترین ویژگیهای دولت توسعهگراآدریان لفتویچمیتوان بهصورت خالصه بهشرح
ذیل اشاره نمود:
نخبگان توسعهگرا:دولتهایتوسعهگراازسویافرادمصممیهدایتشدهاندکهنهتنها دارای تحصیالت
عالیه و بروز بودند بلکهحداقلدرمقایسهبافسادفراگیرنسبتاغیرفاسدبودهاند.ًاصوالرهبران سیاسی
برای طراحی و اجرای برنامههای تغییر اجتماعی، اقتصادی، قانونی و سیاسی باید از ویژگیهای چون
مدیریت تخصصی،خدمت خالصانه به مردم، قدرت اتخاذ تصمیمات درست و به موقع، قدرت الهام بخشی
به مردم و قبول اشتباهات(مسئولیت پذیری)برخوردار باشند.
استقالل نسبی دولت: منظور از استقالل این است که دولتدارای یک استقالل ریشهدار باشد وبتواند در
برابر درخواستهایگروههای همسود،آزادی عمل نسبی داشته باشد واز هیاهوی نفسگیر عالئق خاص به
طور نسبی عدم وابستگی حاصل کندو به هیچ وجهتحت تاثیر درخواستهاچه داخلی و چه خارجیقرار
نگیرد.
دیوانساالری قدرتمند: در همه دولتهای توسعهگرا نهادهایی به عنوان مراکز عالیمدیریتاقتصادی،امر
توسعه را هدایت کردهاند.وجه ممیزه این نهادها از نهادهای مشابه در بسیاری از کشورهای غیرتوسعهیافته،
قدرت واقعی، اقتدار فنی، توان تخصصی، تقسیم کار مدون و منظم،و استقالل آنها در شکل دهی به
نیروهای بنیادین سیاست های توسعه است.نهادهای سیاستگذار اقتصادی این کشورها تا حدود زیادی
تجلیبروکراسیهای مدرن و عقالنی وبری هستند که در جریانهای سیاستگذاری توسعهای تحت تاثیر
جریانهای سیاسی قرار نمیگیرند.
جامعهمدنی ضعیف: گروهها،صاحبان منافع خصوصی سازمانیافته، احزاب و…هستندکه ازسطح خانواده،
باالتر و از سطح دولت پایینتر هستند.در همه دولتهای توسعهگرا،گروهها در قالبجامعه مدنی یا از ابتدا
قدرت چندانی نداشته و یا توسط دولت تضعیف، در هم شکسته یا کنترل شده است.از این حیث، دولت
توانسته است فارغ از فشارها و مطالبات و بیثباتیهایاحتمالی ناشی از فعالیتهای نهادهای جامعه مدنی،
در جامعه مدنی نفوذ و کشور را به سمت و سویتوسعه اقتصادی کشور را پیش ببرد.
بستر بینالمللی: تاکید بر وجودبستربینالمللیکارآمدبه معنای تحت الشعاع قراردادن شرایط داخلیو
هم اوضاع و احوال سیاست خارجی یک کشور است.هراندازه کشوری دارای دیپلماسی قویتر و از توان
چانهزنی و البیگربی بیشتری برخوردار باشد، به همان اندازه نیز از منافع ارتباط با جهانخارج(مدرن)نفع
خواهد برد وازموارد حاصل شدهبیشتریدر ترقی و پیشرفت کشور خود بهرهمندخواهندشد(لفتویچ،
0111).
دراین پژوهش با استفاده از مدل نهادی دولتتوسعهگرایآدریان لفتویچ با در نظرگرفتن چهار مولفه کلیدی
نخبگانتوسعهخواه، استقالل نسبی دولت،دیوانساالری قدرتمندو بستر بینالمللی مناسبکه در شکل شماره
0نشان داده شدهبهبررسی تطبیقی-تبیینی نقش نظام حکومتی درایرانوژاپنمیپردازیم تا دالیل اصلی
توسعهیافتگیدر ژاپن وعدم توسعهیافتگی ایران مشخص گردد.از مزایای استفاده از رهیافت نهادگرایی در این
نوشتار میتوان به جذابیت و توجهی خاصی است به بعد ایجابی و مقوله اصالح نهادی به بستر تحقق توسعه
اقتصادی و سیاسی درکشورها دارد اشاره کرد.در نهادگرایی، ساختارها و رویهها مورد بررسی قرار میگیرند و به
همین دلیل است کشورهای آسیای جنوب شرقیاز جمله ژاپن، مالزی و ویتنامبا استفاده از همین رهیافت و
ایجاد پایههای مناسب توانستند راه توسعه را نسبت به سایر کشورها پیش بگیرند.
شکل0.الگوی نظری پژوهش(منبع: نویسندگان)
پیشینه پژوهش
نویسندگان زیادی به پژوهش در زمینه توسعه،نهادگراییو دولتهای توسعهگراپرداختهاند و کتب و مقاالت
متعددینیزدر این راستانیزمنتشر شده است که در ذیلبه مرور اجمالی و مقایسه آنها میپردازیم.در برخی
از پژوهشها از جمله مطیع(0900) و حکمی(0901) به بررسی نقش نخبگان،تختروانچی و بالکان(0900) به
بررسینقش دولت در سیاست خارجی ژاپن،حقیقی، حاج حسینی و نرگسی(0908) به بررسی سیاستهای
توسعه در بسترهای الکترونیکی، سید احمد موثقی (0901) بهدولت توسعه خواه و زمینه های توسعه در ایران،
جواد افشار کهن (0955) بهتوسعه دولت محور، امیرمحمد حاج یوسفی(0900) بهدولت و توسعه اقتصادی در
ایرانپرداخته شده بود اما در این مقاله سعی شده است با بررسی چند مولفه ارزشمندمذکور در بخش چارچوب
نظری،به بررسی موضوعات مربوط به توسعه و تحوالت اقتصادی پرداخته شود و ترجیحا ً از توصیف موارد مربوط
به تحوالت تاریخی و اجتماعی همچون پژوهش حقیقی(0951) اجتناب گردد.از دیگر تمایزات این پژوهش
نسبت به سایر پژوهشها در این است که در اغلب آنها به موضوع برنامه توسعه اقتصادی ژاپن اشارهای نشده
بود اما در این مقاله به صورتویژهبه این موضوع اشاره و تحوالت و ترتیبات نهادی اتخاد شده مورد بررسی قرار
گرفت.از سوی دیگر، برخی ازنگارشها چون عطار(0955)تنها به نظام برنامهریزی توسعه در ژاپن توجه شده
بود و سایر پارامترهای مورد نظر این پژوهش در آن لحاظ نشده بود،اما در این پژوهشدوکشورایران و ژاپن
جهت مطالعه انتخاب گردید تا مقایسه با شیوهای بهتر بر اساسشاخصهایتوسعه اقتصادیموجود انجام گیرد.
در مقاله دیگر ازخاکباز(0950،)به صورت موردی به توصیف و تحلیل نظام بودجه ژاپن پرداخته و از نظریهپرداز
خاصی استفاده نکرده است، درحالیکه در این مقاله، با استفاده و بهرهمندی از نظریه دولت توسعهگرای آدریان
لفتویچ که البته در نوبه خود کار نوینی است،به بررسی تحوالت دولتهای توسعهگرا و علل موفقیت آنها
پرداخته است.همچنین الزم به ذکر است کهسایرنویسندگانهمازنظریاتنظریهپرداز فوقبه هیچوجهدر
پژوهشهای خود به صورت مستقیم استفادهنکرده بودند.در نهایت، مقایسه تطبیقی انجام شده در تاریخ مورد
نظر حاکی از شروع زمان توسعه در ایران و ژاپن است که میتواند ذهن خواننده را به چالش بیاندازد که چرا
علیرغم شروع توسعه زودتر ایران نسب به ژاپن، این چنین ما عقب ماندهایم.
روش تحقیق
اینمقالهاز نظر هدف،توسعهای و از نظر روش نهادی، تطبیقی-تاریخیاست.برای دستیابی به ادبیات نظری
موضوع، از مطالعات کتابخانهایبا لحاظ اصالت و اعتبار اسناد بهره گرفته شده و بهمنظور استخراج دیدگاههاو
تدوین پایههایتئوری از تحلیل و تطبیق محتوای کیفی متون استفاده شدهاست.
نظام نوآوری بگونه ای که از نامش پیداست سیستم پیچیده و گستردهایست که دارای زیرنظامهای فراوانی بوده
و الزمه کارایی و عملکرد ِ منتج به بهرهوری، مدیریت هماهنگ و یکپارچه و بنوعی نهادگرایی است.نهادگرایی
یکی ازستونهای اساسی رشته سیاست است.این رهیافت بر قواعد،رویههاوسازمانهای رسمی تمرکز دارد.
روش تطبیقی-تاریخی از جملهروشهای نهادگرایی است که با استفادهازتکنیکهایتاریخدانانوحقوقدانان
به توضیح رابطۀ میان ساختارهای نهادی و موفقیت، یا شکستسیاستهامیپردازد(مارش و استوکر،
0900:010-010)
رهیافت تطبیقیتاریخی بیانگر منطق اجتماعی تصمیمات و عمل فردی است.تحلیل تطبیقی ازتفاوتهای
بستر آغازمیشودو آنگاهقانونمندیهای اساسی را هدف قرارمیدهد.آنچه سنت تطبیقی ارائهمیدهدتبیین
برخینقشهاستکهدولتهابرای پیش برد فرایند اقتصادی باید انجام دهند.در واقع این رهیافت پژوهشی،
اشاره بهتحلیلهایی دارد کهزمینههای تجربی الزم را از طریق مطالعات تاریخی فراهممیسازدتا بگوییم نقش
فعالو مثبتدولتهادرهماهنگسازی عناصر مختلف درگیر در رشد سریع صنعت عاملتعیینکنندهای
است(اونز،0905:00).نهادگرایی،بهویژهنهادگرایی جدید بر مطالعۀ نهادها، شاملسازمانهایدیوانساالری،
خطمشیها،قوانین،نظامهای مالی و پولی، نهادهای سیاسی،بنگاهها، حتینظامهای اوزان و مقادیر و مشابه آن،
بهعنوانعوامل ایجاد انگیزی وتعیینکنندةترجیحات کنشگر اجتماعی، برای فهم عملکرد اقتصادی جوامع
تأکید دارند.برایناساسموفقیت در اقتصاد، همانند توسعه سیاسی در درجه اول به بهبود نهادها بستگی
دارد(نورث، والیس و دیگران،090.:09).
این رویکرد نظری در زمینه تبیین، جنبههای قدرتمندی دارد و تحلیلهای خود را اینگونه پیش میبرد که
برای شناخت رفتار انسانی باید به بستر نهادی توجه کرد و به شناخت نهادها پرداخت(متوسلی،0900.)در این
دیدگاه، ورود نهاد به تحلیل ضرورتا ً منجر به جمعگرایی روششناختی نمیشود که بهموجب آن رفتار فردی
کامًالبر اساس بستر نهادیتبیین میگردد(هاجسون،0005؛ به نقل از متوسلی و دیگران،0950.)
با توجه به اینکه رویکردنهادگرایی در جامعهشناسی، گرایشی ساختاری و چشمانداز تحلیلی وسیعتری دارد
های و وینکت،(0005)درصدد تبیین مسئلهای با تلفیقی از زمینه نهادی و ساختاری با نشان دادن علل و
فرایندهای وابسته به هم میباشد. وارد کردن نهادها به تحلیلهای اجتماعی، برای شناخت نحوه اثرگذاری نهادها
بر موضوعات و مسائل اجتماعی بسیار راهگشاست، چراکه این اثرگذاری از طریق فرایندهای متفاوتی صورت
میگیرد و این باور وجود دارد که در هر جامعهای این ترتیباتنهادیاست که انتخابهای عقالنی را ممکن
میسازد و انتخابهای کنشگران در قالب عقالنیت زمینهمند و کنشهای سایر کنشگران صورت میگیرد. به زعم
ویلیامسون(011.)و میلنی(0100)ترتیبات نهادی در سطح رابطه میان کنشگران نهادی، بستر نهادی و
نهادهای اثرگذار تعریف میشود و معطوفبه هماهنگی نهادها در جامعه میباشد. بدین ترتیب، در سطح نظری دو
موضوع قابلپیگیری است؛ یکی، چگونگی دسترسی به نقش کیفیت نهادی در موضوعات حساس و پیچیدهای
چون خروج نخبگان و دیگری، شناسایی نوع ترتیبات نهادی تأثیرگذار بر خروج نخبگان.
در این روش تحقیقاتی، سه نکته موردتوجه میباشد؛اول،تفاوتها و شباهتهای نهادها در ماهیت و خروجیشان،
دوم،چگونگی کنش کنشگران درون بسترهای نهادی متفاوت ونهایتاچگونگی رابطه فرایندهای نهادی با رفتار
کنشگران درون آن نهادها و بسترهای نهادی(جکسون،.110).
بر همیناساسدر این پژوهش از روش مذکور برای مطالعه و بررسیرهیافت نهادگرایی و رویکردهای آن برای
تحلیل و واکاوی توسعه اقتصادی دردوکشورایرانوژاپن در محدوده زمانی0011-0581میالدی استفاده
شده است.دلیل انتخاب ژاپن و مقایسه آن با ایران همزمانی آغاز خواست توسعه و تشابه نظام حکومتی پادشاهی
در دو کشور بوده که بخوبی سعید عطار در مقاله خود با عنوانژاپن و امر توسعه: نگاهی به جایگاه نظام برنامه
ریزی و قانون برنامه توسعه در فرآیند توسعه ژاپنارائه کرده است.در این پژوهش جهت واکاوی و تحلیل بهتر
موضوع مقایسه توسعه سعی شده است تا با بررسی چند شاخص توسعه اقتصادی که در قسمت تحلیل یافتهها به
آن اشاره خواهد شد به واکاوی علت موفقیت ژاپن و از سوی دیگر عدم کامیابی ایران در این فرایند بپردازیم.
تحلیل مولفههای دولتتوسعهگرا درژاپن
موفقیت یک کشور در کار رشد و توسعه اقتصادی تنها به برتری فرهنگی آن ارتباط ندارد.ژاپن، از راه محافظه-
کارانه اصالحات از باال وارد جهان نو شدوسرانجام پس از طی تجربه دولتهای راستگرای توتالیتر به سیاست و
حکومت مشارکتآمیز و رقابتآمیزبه حیثبینالمللیروی آورد.در این پژوهشهدفما بررسی عوامل توسعه-
یافتگی ژاپن از منظر مولفههای دولتهای توسعهگرای آدریان لفتویچ میباشد.
نخبگانتوسعهخواه
درفاصله0581تا0551مردان بزرگی از خانوادههای سامورایی در ژاپن پا به عرصه وجود گذاشتند و منشاء
تغییرات و تحوالت مهمی در آن کشور شدند.واضح است، یکامپراطور0.ساله(میجی)قادر نبود تا کارهای
زیادی انجام دهد، پس این روشنفکران بودند که با استفاده از قدرت و مقامامپراطوربه نام او اصالحات اساسی
پایه گذار رشد و توسعه اقتصادی را شروع کردند.بیشتر آنها آشنا به سپاهیگری، مهارتهای نظامی و یا کار
اداری بودند و با آداب و فلسفه کنفوسیوسی تعلیم یافته بودند.روشنفکران عهد میجی برنامه اصالحات خود را با
برقراری نظام استبدادی به مورد اجرا گذاشتند، چون تصور میشد در غیر این صورت تحوالت اقتصادی با سرعت
الزم انجام پذیر نخواهد بود.روشنفکرانی که در عهدامپراطورمیجی پیشتاز تغییر و تحول در جامعه ژاپن شده
بودند، دانش خود را در دوره توکوگاوا دریافت کرده بودند و سپس به نسل جوان انتقال میدادند.مردان میجی
به جای نابودی ساموراییها که بیشتر قدرت در زمان توکوگاوا در دستداشتند، از آنان دعوت به همکاری کردند
و بعضا ً آنهارابه مشاغل مهم گماشته شدند(مدنی،0900:05-.5).نخبگان در ژاپن را میتوان در چهار دسته
اصلی در قرن00، به شرح ذیل:0) اقتصادی (تجار، دایمیوها)0) سیاسی (شوگون، ساموراییها)از جمله
یوشیداشونی(Yoshida Shoni)که خود پسر یک سامورایی از طبقۀ متوسط بود،در ایجاد حس میهن پرستی
ژاپنی ها و فرمانبرداری و وفاداری نسبت به شخص امپرطور، نقش بزرگی داشت.همچنیناماگاتا(Yamagata)
، وزیر جنگ، قانون خدمت وظیفۀ عمومی را که برای دولت جدید الزم بود، مطرح و به اجرادرآورد.این قانون در
حقیقت به معنای انحالل قطعی طبقۀ جنگاور سامورایی بود.9) اجتماعی1) فرهنگی (روشنفکران)از جمله
فوکوزاوا یوکیچی(Fukuzawa Yukishi)،یکی از همین افراد تحصیلکرده، خود فرزند یک سامورایی بود که با
آموختن زبانهای هلندی و انگلیسی و فراگیری علومجدید غربی و نیز سفر به اروپا و امریکا، تصمیم به ترویج
علوم غربی در ژاپن گرفته بود.او آموزشگاهی تاسیس نمود و به ترجمه و آموزش کتب غربی همت ورزید.یوکیچی
به مردم ژاپنآموخت که نظام طبقاتی و باور این نظام مربوط به سنتهای غلط گذشته است. تمامی مردم بر
اساس قانون جدید با هم برابرند و یک سامورایی بر هیچ کس برتری طبقاتی ندارد.تقسیمبندی نمود.اهمیت
انقالب میجی دراین بود که شوگونهای توکوگاوا و سایر عناصر و طبقات سنتی را به زیر کشید و دورههایی از
دگرگونی ژرف و در واقع انقالبی از باال را شروع نمود(موثقی و حسنپور،0900:008).نخبگانتوسعهخواهدر
مسیر دولتسازی، به ایجادنهادهای نظامی و آموزشی پرداختند.در سال05.0، وزارت جنگ، در سال0500،
وزارت آموزش و پرورش،در سال0500گارد امپراطوریو در0500نهادهای تربیت معلم را بنیانگذاری نمودند.
دولت میجی پس از صرف هزینههایسنگین برای اعزام دانشجو به خارج،دعوت از متخصصین خارجی و
تاسیس موسسات آموزش حرفهای در داخل کشور، متوجه شد که مزیت مطلق در آموزش حرفهای، در بخش
خصوصی است، لذا ساختار مدارسکارخانهای را نهادینه کرد(حقیقی،0951:999).در سال00.5سوگندنامه
8ماده ای تابنا نهاد جگذاری بعنوان قانوی، مدرن گرایی ژاپن را.این8ماده شاملبرپایی شورای مشورتی،
همکاری همه طبقات در اداره امور مملکتی،الغای قانونهای تجملستیز و حذف محدودیتهای طبقاتی در
استخدام،جایگزین کردن قانونهای منصفانه طبیعی به جای سنتهای نادرست،جستجویجهانی دانش به
منظور تقویت بنیاد حکومت امپراتوریبود.نخبگان ژاپنی با استفاده از اعتقادات مذهبی، مقام از دسترفته
امپراطوررا مجدد احیاء و با ترویج نهادهای رفتاری مناسب از جمله همبستگی اجتماعی، دیدن سود فردی در
تامین منافع گروه، احترام به قوانین و مشارکتصمیمانه در امور، حس وطنپرستی، پسانداز و صرفه جوبی
توانستند یک الگوی مناسب کاری پایهریزی کنند.اهمیت علم و دانشاز گذشتههای دورموضوعی بود که
همیشهتوسط نخبگانبه آنتاکید میشد وبه علت سکوالر بودن تعلیم و تربیت، مخالفتهای عمدهای با
آموزشهای جدید وغربی انجام نگرفت.نخبگان ژاپن، جنبههای مثبتکشورهایغربیرادر تمامی اموردریافت
و بعدآنهارا بر اساس فرهنگ خود بومیسازیکردند.خالصه، نخبگانتوسعهخواهژاپن، با نهادینهکردن
رفتارهای اقتصادی و اخالق و فرهنگ کاری، کشور را برای ورود به یک مرحله جدیدی ازتحوالت اقتصادی-
سیاسی آماده کردند.در ژاپن، نیروهای سنتی و مدرن در کنار یکدیگردولتسازیرا ارجحیت بر پاسخگویی
دموکراتیک قرار دادند.
استقالل نسبیدولت
یکی از عناصری که باعث پیشرفت و توسعهیک کشورمیگردد، استقالل داشتن دولت آن کشور میباشد.
چنانچه نهادهای حکومتی یک کشور از استقالل الزم برخوردار نباشند با کوچکترین اعتراض و هرج و مرجیاز
هم خواهد پاشید.از قرن0.میالدی روحانیون از صحنه سیاست کنار گذاشته شدندودولت ژاپن از آغاز سلسله
توکوگاواتوانستنقش مهم و سازنده در رشد و توسعه اقتصادی کشور ایفانماید.دولت توکوگاوا برای ابقاء
حکومت خود سعی در کنترل شدید سران فئودال از طریق ساخت طبقاتی موروثی از جمله سامورایی، کشاورز،
صنعتگر و تاجر نمود.ژاپن، در آن دورهبرایحفظ استقالل خوددر مقابل تهاجمکشورهای غربی، خود را در
یک دوره انزوای011ساله قراردادو در آن مدتتالش کرد تا زیرساختهای الزم فرهنگی، سیاسی و اقتصادی
ایجاد نماید.در دوره توکوگاوا، بابرقراری فئودالیسم در ژاپن که به کاهش قدرت مرکزی (امپراطور) و تقسیم
قدرت بین شوگون (فرمانده نظامی) و دایمو(لردهای فئودال) انجامید.لردهایفئودال بعد از انجام اصالحات
ارضی در دوره میجیداراییهای خود را از زمین به بخش صنعت جدیدالتاسیس انتقال دادند و منابع مورد نیاز
را برای بسیج نیروهای تولید و صنعتی کشور مهیا کردند(مدنی،0900:018-011).از این حیث، دایموها
خودمختاری سیاسی اندکی داشتند ولی در حوزه اقتصادی و امور داخلی ایاالت به تقریب خودمختار بودند(رجب
زاده،09.8:010-019).اصالحات ارضی ایجاد شده منجر گردید بسیاری از زارعان صاحب زمین شوند و طبقهای
از زمینداران کوچک ایجاد گردد.بعد از کاهش قدرت توکوگاوابه علت ضعف نظامی در مقابلخواستههایبلوک
غرب، میجی رهبری را به دست گرفت و توانست بر اساس نهادهای ایجاد شدهاز دورهقبلگامهای بلندی در
توسعه کشوربردارد.انقالب میجی، به هیچ عنوان انقالبی بورژوازی یامترقی نبودوتا حد زیادی منازعهای
فئودالی و کهن میان قدرتهای مرکزی و تیولها بود(موثقی و حسنپور،0900:008).نخبگانتوسعهخواه، برای
افزایش اقتدار دولت مرکزی درصدد تقویت تقدس اقتدار امپراطور در سراسر کشور بودند.احیاء ایدئولوژی
تقدسگرایانه توسط الیگارشی به سیاست نوسازی و تقویت ملی کمک کرد(Culeduu.2013.p.61-72).پیش-
نویس قانون اساسی در سال0555و نخستین قانون اساسی ملی اقتباس شده از سیاست های کشور آلمان در
سال0550تهیه و تدوین گردید.در سالهای اولیه میجی، کارکنان بر اساس ارتباطاتشخصی انتخاب می-
شدند، امابعد حکومت به سمت استخدام غیرشخصی حرکت کرد(Gordon.2013.p.64).از دیگراقداماتمهم
میجی،میتوان به غربیسازی و نوسازی سریع ژاپن از طریقالغاء سیستم فئودالیسم در سال0500اشاره نمود.
در مراحل اولیه تشکیل دولت،میجی در سال0550، اقدام به تاسیس شبکه راهآهن نمود.با ورود کشتیهای
تجاریانگلیسی به سواحل ژاپن، امنیت دفاعی کشور زیر سوال رفت و فلذا، گسترش صنعت کشتیسازی و
توسعه راههای دریایی دردستورکارقرار گرفت.برای جلوگیری از تسلط خارجیان برامور مالی و بانکی، نظام مالی
و بانکی پیشرفتهای ایجادو جهت تسهیل ارتباطاتو مبادالت،سیستم پستی و تلفنی احداثگردید(حقیقی،
0951:999).
دیوانساالری قدرتمند
دولت توکوگاوا، میراث الزم برای یک نظام بوروکراتیک را برای دولت میجی به ارث گذاشت و تغییرات اجتماعی
در روستاها و همهسته اولیه گروه های اجتماعی و نخبگانی را پدید آورد کهمرتبط با تجارت و صنعت بودند و
باعث گذار سریع ژاپن به سیستم سرمایهداری شدند(کمپ،0900:005).ژاپن تنها کشور آسیایی استکه قبل
از آغاز قرن بیستم، انقالب فکری و فرهنگی به عنوان پیش نیاز تحول و توسعهدر آنانجام شده وهمچنین
اولین کشور آسیایی که توانایی تقلید از غرب را پیدا کرده و در مدت کوتاهی بسیاری از اصول و روشهای غربی
را با موفقیت با نظام خود تطبیق داده؛هماهنگشده و توسعه پیدا کند.از دهه0501به بعد ژاپنیها نهضت
نگاه به بیرونرا به منظور رسیدن به ممالک صنعتی و پیشیگرفتن از آنها بابرنامهریزی صحیح آغاز نموده، به
انتقال نظام سیاسی، اقتصادی و قوانین جاری ممالک سرمایهداری به ژاپن اقدام کردند.سیاست اقتصادی ژاپن
بعد از انقالب میجی بر پایه سیاست آلمان بنا نهاده و از سال05.0سیاست حمایتی به مورد اجرا گذاشته شده
بود.ژاپن همانند بسیاری ازکشورهایصنعتی،توسعه اقتصادی را با دگرگونی در کشاورزی آغاز نمود.دولت با
واگذاری زمینها به کشاورزان، سعی نمود دهقانان مالک زمینهایی باشند که بر روی آنها کار میکنند.دولت
بعد از اصالحات اولیه درکشاورزی و با استفاده از پس اندازهای مردم به توسعه صنایع پرداخت.توسعه صنایع
مصرفی به ویژه صنایع نساجی در درجه اول اهمیت قرار گرفت.این صنایع از دوران سلسله توکوگاوا به ارث
رسیده بود.بعد از نساجی، صنایع سنگین مورد توجه دولت بود.دولت ژاپن به اهمیتامورزیربنایی کشور در
توسعه اقتصادی به خوبی واقف بود.لذا بهکشیدن راهآهن بین شهرهای مهم اقدام نمود.راه آهن توکیو به
یوکوهاما، در سال0500با سه میلیون دالر وام از انگلستان کشیده شد و سپس به شهرهای دیگر وصل گردید.
یکی از اثرات مهم توسعه اقتصادی و اجتماعی مهمژاپن، رشد طبقه متوسط جدید بود که بیشتر با سواد و مطلع
بودهو اهمیت سیاسی و اجتماعی پیدا کردند(مدنی،0900:000-05).دولت میجی، اولویت را به صنایع
راهبردی داد، شرکتهای بزرگ خوشهای (زایباتسوها) توسط بخش خصوصی و با حمایتهای دولت شکل
گرفت و در همه بخشهای اقتصاد، با اقتدار شروع به فعالیت کردند(حقیقی،0901:99.).اصالحات میجی به
طورکلی در چند محور مهم به شرح ذیل انجام و موجب بهبود نظام بروکراتیک برجای مانده از دولت توکوگاوا
گردید:
اصالحات ساختاری و ایجاد حکومت نوین به سبک و سیاق کشورهای غربیاما برمبنایفرهنگ ژاپنی
اصالحات ارضی و مالیاتی
اصالحات و نوسازی در زمینه نظامی
ایجاد زیرساخت های مناسب حمل و نقل
تاسیس و گسترش نظام آموزشی
اجرای برنامههای توسعه اقتصادی.
اجرای برنامه های اقتصادی، بعد از بهبود صنایع نظامی و جنگی انجام گرفت.نخبگان ژاپنی دریافته بودند، برای
قدرتمند شدن تنها ایجاد ارتش کافی نیست.از این رو، گروهی از هئیت دولت به مدت دوسال جهت مطالعه
فناوری و سایر نظامهای غربی به اروپا و آمریکا فرستاده شدند.نکته حایز اهمیت آنکهدولت میجی، اغلب از
طریق حمایت از بخش خصوصی نوظهور برای ساخت صنایع داخلی و بیرون راندن رقبای خود اقدام میکرد
(Ohno.2005.p.45-46).به باور فوکویاما آنچه موجب توسعه کشورهایی همچون ژاپن گردید، ارجحیت دولت-
سازی بر پاسخگویی دموکراتیک استودولتسازی، حاصل همکاری مشترک میان نیروهای اجتماعی و سیاسی
است.
بستربینالمللی
با ورود کشتیهای تجاری کشورهای غربی به بنادر ژاپن و عقد قراردادهای تجاری با آمریکا و متحدان آن در
دوره توکوگاوا،ژاپنبه معنای واقعیدر سال0585وارد عرصه نظام جهانی شد.از آشنایی با علم و دانش غرب
براین باور رسید که ابتدا باید روح تمدن جدید را گرفته، بعد به اخذ ظاهر آن بپردازد.جهت تحقق این هدف
آنها ابتدا به تفسیر گذشته خود پرداختند تا آن را با توسعه تطبیق دهند و خود را با روزگار جدید هماهنگ
کنند(مدنی،0.1:0900).ژاپن،در جست و جوی جامعه جدید، بدون ترس از تغییر و تحول دورنی خود، به
بعضی از ارزشهای غربی روی آورد، افکار لیبرال و سازمانهای نوع غربی را به خدمت گرفت.کشور ژاپن را می-
توان یک کشور باز تلقینمود، چراکهبا ایجاد ساختارهای هماهنگ، سازگار با نظام جهانی توانستتعامالت
فرهنگی، رسانهای و اقتصادی سازگاری ایجاد نماید و از آن طریق موفق گردید تا با ایجاد نهادهای فراگیر قدم در
تاسیس دولت توسعهیافته نماید.ژاپن در جنگ جهانی اول، با توسعه تقاضا برای صنایع نظامی و صنایع سنگین،
موجب جهشی عظیم در اقتصاد صنعتی ژاپنشد.ژاپنیها با بهره گیری از فرصت پیشآمده، از طریق انتقال
تکنولوژی های پیشرفتهتر به سمت محصوالت صنایع جدیدی چون کاالهای برقی و هواپیماسازی و…روی
آوردند و به ارتقاء کیفیت محصوالت خود پرداختند(حقیقی،0901:990).
اقدام مهم دیگر این بود که دانشجویان بسیاری رابرای تحصیل روانۀ اروپا کردهو از آن مهمتر هزاران مستشار از
اروپا و آمریکا به ژاپن دعوتشدند.طبق اطالعات حقیقی(0951،)آمار این مستشاران حیرتانگیز است: تا سال
0500حدود9111مستشار، در همۀ زمینهها از هنر و موسیقی گرفته تا امور نظامی و اقتصادی و پزشکیدر
ژاپن حضور داشتند.این مستشاران وظیفه داشتند روند مدرنسازی ژاپن را تسریع کنند،بطوریکهباید هم
انتقال فناوری میدادند و هم ژاپنیها را تعلیمدادهتا جایگزینشان شوند.بین05.5تا0550نام0.01
مستشار خارجی دیده میشود:0000بریتانیایی،101آمریکایی،999فرانسوی،081چینی،008آلمانی و00
هلندی.بطوریکهبخش بزرگی از بودجۀ ساالنۀ ژاپن صرف حقوق این مستشاران میشد.
بعد از بمباران هیروشیما و ناکازاکی توسط آمریکا در جنگ جهانی دوم، ژاپن برای حفظ سایربسترهای اقتصادی
خود سیاست تسلیم را انتخاب کرد.بعد از شکست، ژاپنرونداصالحات را برگزید و به سرعتبا حذف هزینههای
دفاعی خود،اقدام به ایجاد بنگاههای اقتصادی قدرتمند کردو در سال0051به یکی از صادرکنندگان برجسته
تبدیل شده بود.همچنین برای ارتباط خود را بازارهای جهانی باشند، تالشهای زیادی برای عضویت در سازمان
تجارت جهانی، صندوقبینالمللی پول، بانک جهانی و…انجام دادند.از این طریق، در اواخر قرن00و اوایل قرن
01، ژاپن از موقعیتداخلی وپیرامونیخودخارج ودر نهایت بهیک بازیگر بینالمللی تبدیل شد.
تحلیل مولفههای دولت توسعهگرا در ایران
سرآغاز توسعه اقتصادی و اجتماعی،تحولدر عرصهسیاسی است که با ایجاد ساختار قدرت مناسب، مسیر را
برای سایر موضوعات هموار میکند.با اغماض میتوان گفت که تمامی مشکالت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی
ایران ریشه در تاریخدیوانساالریدارد.لذا،در اینپژوهش میکوشیم تا از منظر مولفههای دولتهای توسعه-
گرای آدریان لفتویچ به بررسی برخی از پارامترها و موانع توسعه اقتصادی ایران بپردازیم:
نخبگانتوسعهخواه
در زمان حکومت دودمان قاجارو خاصه فتح علی شاهبهویژهدر پی شکست ایران از روسیهطی دو جنگ،قشر
فرهیخته ایران به دنبال کشف علل عقبماندگی ایران از کشورهایدیگر از جملهاروپایی بودند.یکی از کسانی
که بر این امر اصرار داشت عباس میرزا بود، زیرا وی شاهد شکست خود به علت عقب ماندگی فناوری بود.از
مهمترین شخصیتهای ایرانی موثر بر جریان روشنفکری ایرانیمیتوان به عباس میرزا، امیرکبیر، سپهساالر،
میزا فتحعلی آخوندزاده و….اشاره دارد.نخبگان در ایران را میتوان در چهار دسته اصلی0) اقتصادی (تجار،
زمین داران، دربار)0) سیاسی (شاه و سران قبایل)9) اجتماعی (روحانیونو افراد تحصیل کرده)از جمله محمد
میرزاسیف الدوله(در حوزه بهداشت عمومی اقدامات مهمی انجام داد)، همچنیناشرف الملوک ملقب به
فخرالدوله دختر مظفر الدین شاه قاجار است. فخرالدوله که زنی ثروتمند بود عالوه بر برقرار کردن سیستم
تاکسیرانی در تهران به احداث مسجد فخرالدوله و چند بنای دیگر نیز پرداخت1)فرهنگی (روشنفکران و
روحانیون)از جملهامیرکبیر،میرزا آقاخان نوری،میرزا جعفرخان مشیرالدوله،میرزا محمدخان سپهساالر،
مستوفیالممالک،میرزا حسینخان سپهساالر،امینالسلطان، عباس میرزا که هم از رجل سیاسی محسوب شده و
هم بنوعی روشنفکر محسوب می شدند.
در قرن00تقسیمبندی نمود.قائممقامفراهانیتوسطتوطئهگران دربار قاجار و محمدشاهوامیرکبیرهمبه
دستور ناصرالدین شاهبه قتل رسیدند.نخبگانیهمچون افراد نامبردهکه به فکر دغدغههای ایران وبرایرفع
آناندر مقابل حکومت مرکزی وقت قد علم کرده بودند، کم نبودهاندولی در نهایت توسط حاکمان آن دوره
تبعید و یا درنهایت به قتل رسیدند.از مهمترین ویژگیهای امیرکبیردر زمان ناصرالدین شاهمیتوان به نوآوری
در راه نشر فرهنگ و صنعت جدید، پاسداری هویت ملی و استقالل سیاسی ایران در مقابله با تعرض غربی،
اصالحات سیاسی مملکتی ومبارزه فساد اخالق مدنی اشاره نمود.امیرکبیر دریافته بود که راه رهایی از چنگ
غرب، قویشدن و صنعتیشدن و بینیاز شدن در تمام زمینهها است(رضاقلی،0900:001-009).از مهمترین و
محوریترین اقدامات امیرکبیر میتوان به موارد ذیل اشاره نمود:
تاسیس دارالفنون وگسترش نظام آموزشی
اعزام صنعتگران و هنرآموزان به کشورهای همسایه و اروپایی برای یادگیریمهارت وفنون تازه
انجام اصالحات و نوسازی در زمینههای فرهنگی
اصالح امور اداری و تشکیالت سازمانی
اصالحات در زمینههای اقتصادی و ایجاد صنایع جدید
ایجاد صنایع ملی از طریقاحداث کارخانههای مختلفاز جمله پارچهبافی، شکرریزی، چینی و
بلورسازی…و استخراج معادن
قاعدهمندسازی حقوق و مستمری درباریان، دیوانیان، روحانیون و شاهزادگان
امیرکبیر بر ایجاد حکومت متمرکز و قوانین مناسب برای تعیین حقوق حاکمان و مردم تاکید داشت(سریع القلم،
0901:00-05).ازآنجا که اقدامات انجام شده توسطویموجب ایجاد تحرکات تامل انگیزی در اقتصاد ایران
ایجاد گردد و از سویی هم خیلی به مزاج درباریان وقت خوش نیامد، لذا ترتیبی دادند تا ناصرالدین شاه دستور
قتل وی را صادر نماید.بعد از امیرکبیر، اصالحات و نوسازی جدی توسط میزرا حسینخان سپهساالر اتقاق افتاد.
اولین اصالحاتموثروی، تاسیس دولت منظم بر پایه قانون بود(آدمیت،0900:009).از دیگر کوششهای مهم
ایشانمیتوان به رشد و پیشرفت اقتصادی از طریق تاسیس چند کارخانه اسلحهسازی و مهمات جنگی و
کارخانه چدنریزی در سال0000در تهران اشاره نمود(آدمیت،0900:901-900).اما از آنجا که خیلیها با این
رویه موافق نبودند؛ دوره صدرات سپهساالر هم خیلی طول نکشید و ایشان را عزل نمودند.اصالحات و نوسازی
در ایران، برخالف ژاپن به صورت نظاممند انجام نشد.در ایران، به دلیل ایجادچندپارگیهای اجتماعی هیچگاه
نتوانست به یک وحدتو وفاقملی همیشگی دست یابد.در برههای از زمانجریانهای همسومیان دولت–
ملت پدید آمد امابه دلیل گستردگی نظام دیوانساالری و تفکر غالب بر آن (عدم قبول و پذیرش توده)،آن هم
خیلی طول نکشید و اوضاع احوال به گونه دیگر رقم خورد.به قول جان فوران جامعه ایرانی رامیتوانیک
جامعه شکننده نامید چراکهعدم همراهی عشایر و ایالت در سازماندهی نیروهای نظامی در ادوار مختلفتاریخ،
عدم مشارکت تجار و نیروهای اجتماعی با نخبگانتوسعهخواهدر مسیر دولتسازی، قرار نداشتن نیروهای
اجتماعی مدرن و سنتی در کنارنخبگاندیوانساالرتوسعهگرا، موجب گردید تا همیشه یک خالء جدی میان
مردمونخبگانتوسعهخواهاز یک سوو از سوی دیگر میان نخبگانتوسعهخواهو دولت وجود داشته باشد.به
طورکلی، فرهنگ سیاسینخبه،محیط ذهنی و نگرشی است که در درون آن نظام سیاسی عمل میکندو
فرهنگ سیاسینخبهدر ایران، همواره فرهنگیپدرساالرانهبوده که ریشه دردیوانساالری وسلطه طبقات
حاکمه قدیم در ایران دارد(بشیریه،0905:91).فرهنگ سیاسی ایران به دالیل مختلف و پیچیدهدیوانساالری
کهپیشتر طرح شد،فِرهنگ تابعیت در مقابل فرهنگ مشارکت بوده است و مجاری جامعه پذیری و فرهنگ
پذیریکامال بسته و خاص،روی هم رفته اینگونه فرهنگ را تقویت می کرده اند(بشیریه،0905:080-081).
نهایتا ً اینکهدر ایران، نیروهای سنتی و مدرن پاسخگویی دموکراتیک را ارجحیتبر دولتسازی قرار دادندو به
همین دلیلهیچگاهنتوانستند بر روی مدار توسعهیافتگی قرار گیرند.
استقالل نسبیدولت
در عصر قاجار، قدرت طبقه باال به وابستگی خاندان سلطنتی، احراز مناصب دیوانی و تملک اراضی بستگی
داشت.طبعا ً میان اشرافیت با طبقه حاکمه بر سر همینمنابع سهگانه قدرت منازعه و رقابت پدید میآمد.با
توجه به ماهیتاین نظام، قسمت عمده ای از اراضی متعلق به حکومت به شمار میرفت و حکومت نیز اغلب این
اراضی را به مقطعان و تیولداران واگذار میکرد.در طی قرن نوزدهمبه دلیل کاهش قدرت حکومت مرکزی
(بخوانید دیوان دربار)افرادی که بواسطه دیوان، بهره برداران از اراضی کشاورزی(انفال)بودند، خود را صاحب و
مالک آن دانستهو درنتیجه پراکندگی در منابع قدرت سیاسی بیشتر شد(بشیریه،0905:80).نظام فئودالی به
معنای واقعی شرقی و غربی در ایران پدید نیامد و از سوی دیگر هم حکومتقاجار توانست با تمرکز،یک نظام
اداری و سیاسی ایجاد کند اما از لحاظ داخلی در برخی نقاط ایلنشیناننظیر حکومت بختیاریهمچون ممالک
مجزایی به نظر میرسیدند(بشیریه،0905:88).در ایران نحوه مالکیت زمین به گونهای بود که منجر به تمرکز
قدرت در دست دولت میشد،بطوریکه مالک اصلی اراضی تنها و تنها دیوانیانبودند.بر اساس یک باور مذهبی
گفته میشد که همه زمینها متعلق به شاهاست.او به تشخیص خود میتوانست زمینها رابهافراد مورد نظر
واگذار و یا به اراده خود از هر زمینداری سلب مالکیت کند.با چنین اعتقادی، هیچ وقت درایران فئودالهای
بزرگ با مالکیت پایدار زمین که امالک او از نسلی به نسل دیگر انتقال پیدا کند به وجود نیامد.درنتیجه، در آغاز
دوره صنعتی شدن کشور، در ایران بر خالف ژاپن و کرهجنوبی، صاحبان سرمایهای که بتوانند با انتقال دارایی
های خود به بخش صنعت زمنیه ساز رشد صنعتی کشور شوند وجود نداشت(مدنی،018:0900).در ایران،
خدمات دولتی، وسیلهای برای به دست آوردن زمینهای بیشتر بوده است که توسط حاکمان به افراد نزدیک به
آنان اعطاءمیشد.انقالب مشروطه در بستر تاریخ سیاسیایران، مبین پایان دادن به عصردیوانساالریسنتی
بود و نهادهای برآمده از جنبش مشروطیت یعنی قانون اساسی، مجلس شورای ملی و نیز هئیت پنج نفره
روحانیون در مجلس به دنبال تبدیل قدرت سیاسیمتمرکزبه قدرت مقید به قانون(قدرت متکثر)بودند.
مشروطیت، در تعامل و احتماالبر اساس فشار خارجی،از یک سو در پی وضع حدود و قیود قانونی بر شیوه
اعمال قدرت بود ولی از سوی دیگر به ایجاد ساختار سیاسی دولت ملی مدرن و متمرکز از طریق افزایش کمیت
قدرت ملی نظر داشت(بشیریه،0905:..-.9).در ایران ِ قرن00به بعد،به دلیل فقدان تمرکز قدرت واستقالل
نسبی دولت در ادوار تاریخ، موجب ایجاد بینظمی در داخل گردید و از جانب دیگر، زمینه را برای نفوذخارجی
هافراهم ساخت.
دیوانساالری قدرتمند
بر اساس مطالعات انجام شده، تفاوت عمیق و اساسی میان نظام اداری و بروکراسی ایران با کشور ژاپن وجود
داشت.نظام سیاسی ایران به ویژه در دوران قاجاریهبه دلیل ضعف و اضمحالل نظام دیوانساالریمبتنی بر وجود
نوعی تکثر و پراکندگی در منابع قدرت بود.بطوریکهقدرت سیاسی ایران متفرق بود.از حیث نظری، در نظام
سنتی ایران،دیوان دربار و در راس آن،پادشاه دارای عالیترینمنصب قدرت سیاسی مشروع بود و تمام
اختیارات به دست ایشان و مالک سرزمینو کل اموال به شمار میرفت(بشیریه،0905:1.-10)درایران نه تنها
فعالیتهای تولیدی مورد حمایت دولت قرار نگرفت، بلکه در نبود نظارت و حاکمیت قانون، از ترس مداخالت
ماموران دولتی و ضبط اموال ویا گرفتن مالیاتهای سنگین و بی حساب،طبقهسرمایهدارنیز شکل نمیگرفت.
در نبود نهادهای قدرتمند و قوانین الزم جهت پشتیبانی از کسب وکار آزاد و امنیت سرمایه، کسب و کار مستقل
رونق نیافت و بازارهای داخلی گسترش پیدا نکرد(مدنی،015:0900).نظم سیاسی و بوروکراسیبا تاسیس دولت
مدرن و توسعهیافته رابطه دارد.به دلیل فقدان درک الزم از فلسفه مدرنیته در اواخر قرن05و00در ایران
ارجحیت دموکراتیک نسبت بهدولتسازی،منجر به بی نظمیهای سیاسی و عدم توسعه ایران دوره قاجاریه و
بعدها، پهلوی شد.در ایران به دلیل داشتن سیستم سنتی،مناسباتدولت بر مبنای روابط شخصی است و
گزینش کارکنان و ارایه سایر موارد محولهبه افرادبر اساس وفاداری بهدیوان دربار وشخص حاکم و یامسئوالن
ذیربط میباشد(چلبی و عظیمی،0950:91).
روی همرفته دولت مطلقه در زندگی اقتصادیدخالت و فعالیت آشکار داشته است.به طور کلی میتوان نشان
داد با توجه به ساخت عقبمانده اقتصاد سنتی ایران، دورههای تکوین ساخت دولت مطلقه مصادف با دورههای
افزایش دخالت در اقتصاد و رشد اقتصادی بوده است(بشیریه،0905:000).
بستر بینالمللی
به نظر می رسدتوسعه یافتگی بدون همکاریهایبینالمللی امکان پذیر نیست و عدم حل و فصل تعارض
فلسفی و سیاسی با مجموعه غرب هم، روند توسعهیافتگی را بهعقبخواهد انداخت.بدونمناسباتبینالمللی
فراگیر و البته عزتمندانه،نمیتوان عقالنیت را بسط داد و آنها را نهادینه کرد(سریع القلم،0905:05)در زمانیکه
ژاپن،دانشجویان، صنعتگران، هنرآموزان خود را براییادگیریعلم، فنون مختلف و یابرای آشنایی بیشتر به
افکار و فلسفه جدید به اروپا میفرستاد،در ایران، به دستور ناصرالدین شاه، کتب فلسفی نویسندگانی نظیر
دکارت را سوزاندند تاایرانیان با افکار آزادی خواهی و حکومت قانون آشنا نشوند.حتی در زمان افتتاح دارالفنون
دستور داد تا کتب سیاسی و مطالب راجع به انقالب فرانسه نباید توسط محصالن مطالعه گردد.یکی از مسائل
مهم توسعهیافتگی،روابطجهانی است و سرعت اینتعاملبسیار حائز اهمیت است.یعنی سرعت طرح تقاضاها و
تبدیل این تقاضاها به دادهها.حتی دولتهای قوی، ظرفیت محدودی در تبدیل این خواستهها به سیاست دارند
چه برسدبهکشورایرانکهدر آن دورهفاقد ساختارهای الزمبود.بنابراین، فشردگی زمان و مکان و مسئله
سرعت، ناکارآمدی این دولتها را بیشترکرد(ناعمویعقوب زاده،0900:08.).اولین ورود جدی ایران به عرصه
بینالمللی عقدعهدنامههایگلستان در سال0509وترکمنچایدر سال0505با کشور روسیه بود، کهجدای
از هزینه های فراوان آن،موجب آزادسازی تجارت با روسها شد و بعد از روسها نوبت بهتجربه نافرجام فرانسه و
سپسانگلیسیها رسید که تا سال0581در میادین تجاری و اقتصادی ایران نقشمهمی در بر عهده داشتند.
این اقدامات موجب به حاشیه راندن ایران در عرصه نظام جهانی داشت و بسیاری از قوانین کشور از جمله تعرفه-
های گمرکی بر مبنای عهدنامههای مذکورتعیین میگردید.در ابتدای کار کشور ژاپن در زمره کشورهای
«جامعه ضعیف-دولت قوی»بودند و بعد از اعمال سیستمهای نظامیگری توانست،کشوری مقتدر و توسعه گرا
ایجاد کند و االن بعد از گذر سالها آن کشورهم دارای جامعه قوی و هم دولت قویمیباشد.در ایران از ابتدا
دولت نسبتا ً قوی و جامعه تقریبا ً ضعیف نگه داشته شد و به همین خاطر است که ایران هنوز مراحل توسعه را
طی نکردهاست.یکی از راههای مهم و اصلیتوسعه که ژاپن بدان پرداخته بود،جداسازی بستر قدرت اقتصادی
از قدرت سیاسی استکه بااین کار به تدریج شاهد رشد و توسعهاقتصادی خواهیم بود.اما به دلیل تجربه
ناخوشایند گذشتهدر ایران، همیشه نسبت به افکار و ارزشهای بیگانه دید منفی نشان دادهایموهر آنچه با
فرهنگ ما در تضاد باشد، مبتذل محسوب میگردد(مدنی،0900:0.5).
تحلیل یافتهها
مفهوم توسعه یک مفهوم بسیط است که میتواناز جنبههای مختلف به آن نگاه کرد.آنچه بیشتردر اینمقاله
سعی شده تا برروی آن تمرکز گرددبرخیازشاخصهایاقتصادی، سیاسی و اجتماعیانجام شده در محدوده
زمانی مشخص،برگرفتهشدهاز مولفههای لفتویچو بررسی نقش دولت است کهنشان میدهد که چگونه ژاپن
و ایرانهر کدام چطور توانستند با بهرهمندیو اعتماد بهنخبگانشان،ایجاد یک بروکراسی قوی در بدنه دولت،
برقراری ثبات سیاسی در بحرانیترین شرایط کشوروبا برقراری ارتباط با جهان خارجبه مقصود خود دست
یابند.
بر همین اساساولین تالشها برای صنعت فوالد به کمک تکنولوژی غرب در دوران فئودالیسم و دوران توکوگاوا،
در اواسط قرن00در دهه0581، و پنجاه سال قبل از تاسیس کارخانه فوالد یاواتا در عصر میجی آغاز شد.یاواتا
کهساخت آن در سال0010به پایانرسید و بهرهبرداریکاملآن در سال0018انجامگردید، دارایدو
ویژگی خاص است؛ اول آنکه دولت سرمایهگذار اصلی آنبودو ثانیا ً این صنعت به واردات تکنولوژی از غرب
وابستگی شدیدداشت(نقیزاده،0111:000).این درحالی استصنعت فوالدسازی در ایران به زمان صدرات
امیرکبیر (0580-0515) بازمیگردد وقرار بودتکنولوژی آن هم از فرانسه به ایران وارد شود اما متاسفانه با قتل
امیرکبیر این پروژه متوقف گردید(مدنی،0900:000)و کار به جایی پیش نبرد.حتیتالشهای افرادی چون
محمدحسن امینالضرب در سال00..(0550)، مسیو هارتمان در سال091.(0000) و مسیو مارتن در سال
0915(0000)، رضاشاه در سال0900(0099)نیز نتیجه بخشنبود و در نهایت این موضوعتوسط محمدرضاه
پهلوی در سال091.(00.0)مجدد پیگیریو در سال0981نخستین کارخانه ذوبآهن ایران نصب گردید و
رسما ً از سال0980(0000)تولید خود را شروع کرد(موسوی،0111:900.)بعبارتدیگر001سال پس از
اقدام،که زمان زیادی ست.
در سال0010، در کشور ژاپن55درصد جوانان از آموزش رایگان و همگانی برخوردار بودند ولی در آن زمان در
ایران اکثریت در اوج بیسوادی بودندهمچنیناولین مدرسه دخترانه ژاپن در سال0500در توکیو ساخته شد و
این درحالی است که در ایران حتی تا نیم قرن بعد از آن دولت اندیشه تاسیس مدرسه برای دختران را در ذهن
خود راه نداده بود(مدنی،0901:00).
از آنجاییکه پایه و اساس توسعه هر کشوری را ساختمان زیربنایی آن مانند راهآهن، بنادر و راهها تشکیل میدهد.
در ایران تاسال0000(0011،)فقط0911کیلومتر مسیرقابل استفاده وجودداشتو قبل از آن همه مالرو
بودندو به دلیل نفوذ روسیه و مخالفتش،امکان راه آهن را بیش از نیم قرن پس از آن نداشتیم،اما در ژاپنتا
سال0508حدود0111کیلومتر راهآهن کشیده شده بود(مدنی،0901:010-010)و در ایران حدود.1سال
بعد کشیدن راهآهن آغاز گردید.بطوریکه مالحضه می شود،نوعی انقالب صنعتی بر اساس الگوی اروپادر ژاپن
رخ داده بود، برای مثال0500(برابر0080شمسی، یعنی در بیستوچهارمین سال سلطنتناصرالدین شاه)
نخستین خط آهن بین توکیو و یوکوهاما کشیده شد.در سال0551«نمایشگاه صنایع ملی»برگزار شد و در
سال0010کارخانۀ فوالدسازی یاواتا راهاندازی شد(سینایی،0110).
صنعت نساجی ژاپن، بازهم نظیر اکثر کشورهای آسیایی پس از انقالبصنعتی زیر سلطه واردات ارزان قیمت و
با کیفیت باالی پارچه از انگلیس بود که درطولدوره میجی(0000-05.5)این صنعت متحول شد(نقیزاده،
0111:051)حال آنکهدر دوران قاجارپس از اینکهامیرکبیر(0580-0515)پای بر عرصه مدیریت کشور نهاد،
در زمینه نساجی کارهای بزرگی انجامگردید.یک کارخانه بزرگ نخریسی و یک کارخانه بزرگ چلواربافی در
تهران و چند کارخانه حریر بافی در کاشان و یک کارخانه ریسندگی در ساری راه اندازی نمود.اما متاسفانهبعد
ازقتلامیرکبیر سیل واردات منسوجات به طرف بازارها سرازیر شدو وقفه زیادی در صنعت نساجی افتادتا
اینکه در سال0911(0008) اولین کارخانه نساجی ایران به دستور رضاشاهو با حمایت بخش خصوصی در شهر
اصفهانتاسیس گردید.
روند توسعه صنعت داروسازی ژاپن را میتوان به پنجدوره تقسیم بندی نمود.دوره اول، شامل عصر فئودالیسم
توکوگاوا تا تحوالت میجی.دوره دوم، پس از شروع عصر میجی تا جنگ جهانی اول استکه شرکتهای ژاپنی
اقدام به واردات داروهای غربی کردند.دوره سوم، شامل دورانی بین جنگ جهانی اول و دومبوده ودوره چهارم،
شامل دوران پس از جنگ جهانیدومو رشد سریع تا سال00.1است که شرکتها دراین دوره اقدامبه
واردات تکنولوژی از طریق عقد قراردادها و دریافت مجوز و پروانه ساخت از شرکتهای غربی روی آوردند.مرحله
پنجم، شامل دوران بعد از دهه00.1تا اوایل0001است کهبنگاههای ژاپنی با جدیت به تحقیقات و توسعه
برای تولید دارو و نوآوری پرداختند(نقی زاده،0111:095).اما در ایران،با توجه به وضع اسفبار بهداشتی حاکم
بر جامعه در دورهیقاجار و نیز شیوع بیماریهای همهگیر،در دورهیناصرالدین شاه و به همت امیرکبیر،
مدرسۀ دارالفنون(0550)تأسیس شد.دروس داروسازیتوسط یک معلم خارجی به همراه مترجمتعلیمداده
میشد.در اولین سال تأسیس دارالفنون شاگردان رشتۀ داروسازی0نفر بودند و به تدریج بر عدهیآنان افزوده
شد و در سال0000(0001)به99نفر رسید(منظوراالجداد،0901:90).در سال0910(0000)مدرسه عالی
طب شعبه داروسازی تاسیس شد و با آغاز کار دانشگاه تهران در سال0909(0091)، مدرسه عالی طب به
دانشکده پزشکی، دندانسازی و داروسازی تبدیل شد(محبوبی،0981:9.0-9.8).بطوریکه مشاهده می شود اگر
چه فرایند ساختارمند و ادامه داریآغاز شده بود اما روند کند و بی کیفیتی را دنبال میکرد.
تااواخر دوران میجی، در سال0001، چندین بار تالشهایی از سوی کارآفرینان برای ساخت خودرو انجام شد
ولی نتیجهای نداد.تا اینکه در سال0001، هاشیموتو توانست با آزمون و خطا، اولین خودرو را با قدرت01اسب
بخار تولید کند و آن را به نام دات نامگذاری کرد(نقیزاده،0111:0..،)هرچند واردات خودرونیز رواج داشت و
تا سال0001به.011دستگاه رسیده بود.اما در ایران،دو خودرودر زمانصدراتمظفرالدین شاه(0018-
050.)پس از بازگشتایشاناز فرانسه به ایران آوردهشدندکه اولین خودرو در مسیربرگشتخراب و دومی
هم گهگاهی در میدان مشق تهران به حرکت درمیآمد (موسوی،0111:90).صنعت خودروسازی به معنای
واقعی در ایراندر زمان پهلوی دوم توسط برادران خیامی با مونتاژکاری شروع و دردهه11(00.1) به اوج
خود رسید که البته بعد از انقالب اسالمی تمامی اموال برادران خیامی به علت وابستگی به نظام شاهنشاهی
مصادره گردید.
نتیجهگیری
بیشک عوامل مختلف داخلی و خارجی بسیاری در واپسماندگی ایران در مقایسه با ژاپن از لحاظ سیاسی،
اقتصادی و اجتماعی نقش اساسی دارند.براساسنظریه لفتویچ،اینطورمیتواناذعان کرد کهدولتو
دیوانساالریایران دراواخر دوران قاجار، ضعیفو در هم ریختهبوده است و بیثباتی سیاسی حاصله درآنزمان
رشته توسعه اقتصادی و رهاوردهای ناشی از آن را مختل ساخته است.لذا علت یا علل عدم پیشرفت ایران در
مقایسه با ژاپن بر اساس تفکرات غالب رهبران و جامعه ظرف001سال گذشته شکل گرفته و در سالهای اخیر
هم تشدید پیدا کرده است.ایران بعد از گذشت این سالها و عدم محقق شدن موضوع توسعه نسبتبه ژاپن،
دچار یک آنومی در بخشهای سیاسی،اقتصادی و اجتماعی است و تا این آنومی برطرف نشود و نظام حکومتی
به یک ثبات قابل قبول دست پیدا نکند، موفق نخواهد شد.درحالیکهکشورهاییچونژاپن از اصول مهمی
همچون دولت (نظام حکومتی) حداقلی، توجه به علم و عقالنیت در امور، به کاربستن سیاست خارجی همه-
جانبه، توجه به بخش خصوصی، ایجاد یک نظام آموزشی قوی و منسجم و از همه مهمتر شفافیت، مسئولیت-
پذیری و دولت پاسخگو برخوردارند.در ایران این اصول هنوز به معنای واقعی خود شکل نگرفته است و یا اگر هم
به وقوع پیوسته به صورت موقت و کوتاه مدت بوده است.نخبهگرایی به معنای نخبهساالری نیست بلکه به
معنای ورود بهترینها، با سوادترینها و حتی چشم و دل سیرترین افراد به عرصه سیاست است.پس شایسته
است کشورهای درحال توسعه همچون ایران این گزینه را در اولویت خود قرار دهند و از تمام ظرفیتهای علمی
و کارآمد خود بهرهمند شوند.از راههایبرونرفتایراناز وضعیت موجودروی آوردنوفاق جمعی، استفاده از
نخبگانتوسعهخواه،ساخت سیاسی باثبات بر مبنایبوروکراسی و نظام دیوانساالری وبری، ایجاد یک دولت
مستقل و مقتدر وتدوینشیوهنامههای کارآمد برایبرقراریارتباط با نظام جهانی میباشد.تفکر در ایرانبیشتر
بهدنبالگسترش و افزایش توسعهاقتصادی باشیمو از بسترهای موجود بینالمللی به نحو احسن استفاده
نماییم.اگر ایران هم مثل ژاپن آزاد بود و دولت دلسوز و مقتدری بر سرکار بود، میتوانست از صنایع داخلی خود
در نیمه دوم قرن00حمایت کند و همانند ژاپن دارایافراد مبتکر، کاردان و پیشگامان صنعتی باشد.افزایش
صادرات، جایگزینی واردات،تولید محصوالت با کیفیت،تقویت بنیانهای طبقه متوسط جامعه، توزیع عادالنه،
کاستن از ضایعات انرژی وجلوگیری ازترد ومهاجرتاز راهبردهایژاپن ِ قرن00به بعدبه حسابمیآیند.از
تفاوتهای اساسی ایران باژاپناین است کهبه دلیل رواج تفکر دیوانساالریدر آن افراد و یا بعضا ً نهادهای
موجود با استفاده ازرفتارهایرانتخوارانه و غیرمولدبه فکر ترقی و پیشرفت هستند، درحالیکهدر کشورهایی
همچون ژاپن، تمام تالششانبه فکر تولیدوانجامکار مولدمیباشد.
منابع
-آدمیت، فریدون.(0900).
اندیشه ترقی و حکومت قانون
.جلد اول، چاپ چهارم،تهران: خوارزمی.
-اوانز، پیتر.(0905).
توسعه یا چپاول: نقش دولت در تحول صنعتی،عباس زندباف و عباس مخبر.جلد اول، چاپ سوم،
تهران: طرح نو.
-بشیریه، حسین.(0905).
موانع توسعه سیاسی در ایران
.جلد اول، چاپ یازدهم،تهران: گام نو.
-تیشهیار، ماندانا.(0908).بررسی روند توسعه سیاسی دولت در کره جنوبی.فصلنامه دولت پژوهی، مجله دانشکده
حقوق و علوم سیاسی، سال دوم، تابستان، شماره..
-چلبی، مسعود؛ عظیمی، غالمرضا.(0950).مطالعه تطبیقی-تاریخی رابطه ساختار سیاسی با توسعه اقتصادی (ایران،
چین و ژاپن0001-0511).مجله جامعهشناسی ایران.دوره5،شماره0.
-حاجی ناصری، سعید؛ جباری، محمدحسن.(0900).مطالعه مقایسهای نظم سیاسی، بوروکراسی و توسعه ایران (دوره
قاجاریه و پهلوی ) باژاپن (دوره میجی).فصلنامه جامعه شناسی ایران، سال سوم، شماره0.
-حقیقی، ایمان.(0951).توسعه اقتصادی ژاپن و عوامل کلیدی آن.انتشارات راهبرد یاس، زمستان، شماره1.
-حسینی گلی، سید اسمعیل؛ ساعی، احمد.(090.).مطالعه تطبیقی سیاستگذاری ایران و کرهجنوبی درعرصه صنعت
خودرو،فصلنامه مطالعات روابط بینالملل،سال دهم، پاییز،شماره90.
-دلفروز، محمدتقی.(0111).
دولت و توسعه اقتصادی: اقتصاد سیاس توسعه در ایران و دولت
های توسعه
گرا.جلد اول،
چاپ چهارم،تهران: آگاه.
درخشان، مرتضی؛ شعبانی افارانی، الهه.(0110).
کتاب
توسعه
0111.جلد اول، چاپ اول، اصفهان، فرهنگ مردم.
-رضاقلی، علی.(0900).
جامعه
شناسی نخبه
کشی
.جلد اول، چاپ10.تهران: نشر نی.
-رجب زاده، هاشم.(09.8).
تاریخ ژاپن
.جلد اول، چاپ اول،تهران: رامین.
-سریع القلم،محمود.(0905).
عقالنیت و توسعه
یافتگی
.جلد اول، چاپ هفدهم،تهران: فرزانروز.
-سریع القلم،محمود.(0901).
اقتدارگرایی ایران در عصر قاجار
.جلد اول، چاپ اول،تهران: فرزان روز.
-سینایی، سیدعطاءاهلل و اباذر اشتری مهرجردی(0110.)عملکرد عناصر نظامنوآوری در نوسازی و رشد صنعتی در
ایران، انگلستان و دانمارک (نمونه قرن نوزدهم و شانزدهم میالدی). نشریه نوآوری و ارزش آفرینی، شماره01.
-شفقی، شهریار و خدایار مرتضوی.(0110).در جستجوی الگوی ایرانی توسعه.نشر روزنه.
-کمپ، تام.(0900).الگوهای تاریخی صنعتیشدن.محمد ابراهیم فتاحی.جلد اول، چاپ اول،تهران: نی.
-کو، هیگن.(0950).تباین پنهان بین قدرت نیروی کار و نابرابری درآمدی: مقایسه مورد برزیل و کره جنوبی.ترجمه
علی بینیاز، تهران، مرکز چاپ و انتشارات وزارت امورخارجه.
-لفتویچ، آدریان.(0111).
دولت
های
توسعه
گرا: پیرامون اهمیت سیاست در توسعه.جواد افشارکهن،چاپ اول،تهران:
نشر پیله.
-مارش، دیوید؛استوکر، جری.(0900).
روش و نظریه در علوم سیاسی.امیرمحمد حاجی یوسفی.جلد اول، چاپ دهم،
تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.
-مدنی، امیرباقر.(0900).
ژاپن چگونه
ژاپن شد
؟.جلد اول،چاپ سوم.تهران: تمدن علمی.
-موثقی، احمد؛ حسن پور، حامد.(0900).مطالعه تطبیقی نوسازی و نوگرایی در ایران و ژاپن در سده نوزدهم میالدی از
چشم انداز مقایسهای.فصلنامه علمی جامعهشناسی سیاسی ایران، سال سوم،پاییز،شماره9.
-منظوراالجداد،سید محمدحسین.(0901).از عطاریهای سنتی تا داروسازی جدید در ایران.مجله تاریخ علم، شماره
01.
-محبوبی اردکانی، حسین.(0981).
تاریخ تحول دانشگاه تهران و مؤسسات عالی آموزشی ایران در عصر پهلوی
.تهران،
دانشگاه تهران.
-مدنی، میربافر.(0901).
موانع توسعه
اقتصادی ایران.جلد اول، چاپ اول، تهران، شهراب.
-موسوی، سعید.(0111).
داستان توسعه در ایران
.جلد اول، چاپ چهارم، تهران، گروه مهندسی خرد.
-نقیزاده، محمد.(0111).
در جست و جوی شش هزار روز گمشده
.جلد اول، چاپ اول، تهران، نشرنی.
-ناعم، نیما؛ یعقوب زاده،امید.(0900).
موانع توسعه ایران.جلد اول،چاپ دوم، تهران: نقد و فرهنگ.
-هرسیج، حسین.(0951)،روش مقایسهای: چیستی، چرایی و چگونگی به کارگیری آن در علوم سیاسی.مجله دانشکده
علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اصفهان، سال سیزدهم،شماره0.
– Acemoglu, D. & Robinson, J. A. (2012). Why nations fail: The origin of power, prosperity, and
poverty. New York: Crown Publishers.
– Culeddu, Maria Paola. (2013). The Samurai Bond of Loyalty: Transition from Blood Ties Through Self-
Interested allegiance to absolute devotion, Journal of Cultural Interaction in East Asia. Vol. 4, pp: 61-
72
– Chibber, Vivek. (1999). Building a Developmental State: The Korean Case Reconsidered, Politics and
Society, Vol. 28, No. pp.309-45.
– Deans, Phil. (1999). The Capitalist Developmental State in East Asia, In Ronen Palm and Jason Abbott,
State Strategies in the Global Political Economy, Pinter Publisher.
– Doner, Richard, Bryan Ritchie and Dan Slater. (2005). Systemic Vulnerability and the Origins of
Developmental States: Northeast and Southeast Asia in Comparative Perspective, International
Organization, 59, Spring, pp. 327-61
– Gordon, Andrew. (2013). A Modern History of Japan: From Tokugawa Times to the Present, New
York: Oxford University Press.
– Hague, R. M. Harrop and S. Breslin. (1992). Comparative Government and Politics, London:
Macmillan.
– Johnson, Nevil. (1975). The Place of Institutions in the Study of Politics. Political Studies, XXIII, pp.
271-83.
– Kohli, Atul. (2005). State-Directed Development: Political Power and Industrialization in the Global
Periphery, Cambridge University Press.
– Kim, S. & Jeong, D. (2017). Korea’s Policy Coordination: Past and Present, Korea’s Policy Coordination:
Past and Present (English). Washington, D.C., World Bank Group
– Marwala, Tshilidzi. (2006). Foundations for a Developmental State: A Case for Technical Educational,
Xiv: 0907.2019v1 Available on http://arxiv.org/ftp/papers/0907/0907.2019.pdf
– North, Douglass C. (et al). (2011). Limited Access Orders: Rethinking the problems of Development
and Violence, Accessible at: https://web.standford.edu.
– Ohno, Kenichi. (2005). The Economic Development of Japan (The Path Traveled by Japan as a Developing
Country), Tokyo: Yuhikaku Publishing.
– Stark, Manuel. (2010). East Asia State as a Reference Model for Transition Economics in Central
Asia: An Analysis of Industrial Arrangements and Exogeneous Constraints, Economic and
Environmental Studies, Vol. 10, No. 2, pp. 189-210.
– Stubbs, Richard. (1999). War and Economic Development: Export-Oriented Industrialization in East
and Southeast Asia, Comparative Politics, Vol, 31, No. 3. Pp.337-355.
– Toussaint, Eric. (2014). South Korea: The Miracle Unmasked, Series: Bretton Woods, the World Bank,
and the IMF: 70th anniversary (part 13) available on: http://www.cadtm.org/south -Korea-the miracle-
unmasked”
Comparison of the development process in Iran and Japan in the
framework of Adrian Leftwich’s theory in the second half of the 19th
century
(1850-1900 AD)
Abstract
Development is context-oriented, historical 6and based on the life of the world and the psychological,
social 6and political characteristics of nations. In such a context the result of connection and
convergence or non-interaction and divergence of different elements appears. Forward-looking
research using the method of comparative institutionalism using Adrian Leftwich’s developmental
state theory to examine and compare the issue of economic development with a focus on the politics-
state-development triad in Iran and Japan in the period of 1850-1900. The technique used in this
research has been collecting and using available documents and statistics. The main question of the
research is the level of autonomy of government institutions, the characteristics of the civil system 6
and the historical situation of Iran and Japan concerning the international system, how has it affected
the experience of development in the historical period in question in these countries? The obtained
results indicate that due to the creation of an independent government and the creation of a network
of developmental elites based on a strong and coherent bureaucracy, Japan was able to achieve
success by smoothing the appropriate international platform and on the way be development.
However, due to the lack of proper bureaucracy and the establishment of an autonomous
government, Iran could not achieve this important task, and therefore the issue of development for
Iran remained a concept of regret and mystery.
Keywords: The Developmental States, Developmental Elites, The Relative Independence of The
States, Bureaucracy, International Platform

print