ساکنان تهران روز چهارشنبه به نخستین روزی پا گذاشتند که پس از نزدیک به ۴۰ روز، از صدای انفجارها خبری نبود. اما شهری که با آن روبه‌رو شدند، با شهری که پیش از این می‌شناختند تفاوت داشت.

در خیابان مرفه گاندی، یک بیمارستان بزرگ به ویرانه‌ای سوخته و مخروبه تبدیل شده بود؛ ساختمانی متروک که آتش آن را از درون تهی کرده بود. در بافت قدیمی شهر، باغچه‌های کوچه‌های اطراف بازار بزرگ تاریخی از خرده‌شیشه‌ها پر شده بود و در خیابان بلوچستان در غرب شهر، مبلمان و وسایل آشپزخانه در میان خرابه‌های یک ساختمان بمباران‌شده به چشم می‌خورد.

در بزرگراه شیخ فضل‌الله، تنها اسکلت فلزی گنبد مرکز تحقیقات فضایی ایران باقی مانده بود. بر دیواری در نزدیکی آن، کسی با اسپری نوشته بود: «کمک ترامپ» — اشاره‌ای طعنه‌آمیز به وعده رئیس‌جمهور آمریکا برای حمایت از معترضان ضدحکومتی در ماه ژانویه.

این کلان‌شهر ۱۰ میلیونی که معمولاً پرهیاهو و شلوغ است، حالا حال‌وهوایی خاموش و آرام، شبیه روزهای تعطیل داشت؛ خیابان‌ها تا حد زیادی از خودروها و موتورسیکلت‌ها خالی بود و بسیاری از مغازه‌ها تعطیل بودند. کمتر کسی واقعاً باور داشت که این درگیری ویرانگر — که بامداد چهارشنبه با اعلام آتش‌بس دو هفته‌ای میان آمریکا و ایران به‌طور آشفته متوقف شد — به پایان رسیده باشد.

با این حال، همین آتش‌بس فرصتی ارزشمند برای آسودگی کوتاه‌مدت فراهم کرد و مردم تلاش کردند از شادی‌های کوچک زندگی روزمره لذت ببرند. سمیه، دانشجوی ۲۵ ساله، گفت: «دیگر هیچ چیز برایم مهم نیست.»

او افزود: «حتی گرانی یا هر سختی دیگری آزارم نمی‌دهد. تنها چیزی که اهمیت دارد این است که بمبارانی در کار نباشد و بتوانم شب‌ها با آرامش بخوابم.» مانند دیگر افرادی که برای این گزارش با آن‌ها گفت‌وگو شده، فایننشال تایمز برای حفظ هویت سمیه از نام مستعار استفاده کرده است.

آتش‌بس — که در آن آمریکا و اسرائیل در ازای بازگشایی تنگه هرمز از سوی ایران، با توقف حملات موافقت کردند — به‌سرعت با چالش مواجه شد.

پس از آن‌که اسرائیل یک کارزار گسترده بمباران علیه حزب‌الله در لبنان، مهم‌ترین نیروی نیابتی ایران، آغاز کرد، تهران روز چهارشنبه عملاً انسداد عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز را حفظ کرد.

همچنین، در حالی که انتظار می‌رفت آمریکا و ایران آخر هفته در اسلام‌آباد گفت‌وگو کنند، ایران هشدار داد که اگر حملات ادامه یابد، ممکن است به‌طور کامل از این توافق خارج شود.

شبکه دولتی پرس‌تی‌وی به نقل از یک مقام ارشد امنیتی، آتش‌بس را «شکننده و موقتی» توصیف کرد و هشدار داد که اسرائیل با حمله به لبنان در حال نقض آن است.

رضا، صندوق‌دار یک سوپرمارکت بزرگ در محله گیشا، بازتاب‌دهنده دیدگاهی بود که بسیاری از مردم داشتند: این‌که بازگشت جنگ فقط مسئله زمان است. او درباره آمریکا گفت: «آن‌ها فقط وقت می‌خرند تا دوباره حمله کنند. جنگ تمام نشده؛ فقط مکثی است تا تجدید قوا کنند و دوباره به ما ضربه بزنند.»

حاکمیت نیز به نظر می‌رسید در حالت آماده‌باش کامل باشد. با وجود لحن رسانه‌های دولتی که از پیروزی و قدرت بیشتر ایران سخن می‌گفتند، جمهوری اسلامی به‌سرعت تأکید کرد که آماده از سرگیری درگیری‌هاست.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بیانیه‌ای اعلام کرد: «آن‌ها دیده‌اند که دست ما روی ماشه است و به‌محض کوچک‌ترین خطای دشمن، با پاسخی قاطع روبه‌رو خواهند شد.»

در مقابل دانشگاه صنعتی شریف تهران — یکی از معتبرترین مراکز مهندسی کشور که روز دوشنبه هدف حمله هوایی قرار گرفته بود — حدود ده زن جوان با چادرهای مشکی، که معمولاً از سوی زنان محافظه‌کار حامی جمهوری اسلامی پوشیده می‌شود، گرد هم آمده بودند و با پس‌زمینه ویرانه‌های مرکز داده و رایانه دانشگاه، پرچم‌های ایران را به اهتزاز درآورده بودند.

یکی از این زنان گفت: «آمریکا هرگز به وعده‌هایش عمل نمی‌کند»، و به حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در میانه مذاکرات در ماه‌های فوریه و ژوئن سال گذشته اشاره کرد. او افزود: «هیچ چیز تغییر نکرده؛ به آن‌ها هرگز نمی‌توان اعتماد کرد.»

حضور نیروهای امنیتی در سراسر تهران — شهری که تنها چند ماه پیش صحنه سرکوبی شدید علیه معترضان ضدحکومتی بود که در آن هزاران نفر کشته شدند — به‌وضوح قابل توجه بود.

جمهوری اسلامی در طول جنگ بارها به شهروندان هشدار داده بود که به خیابان‌ها بازنگردند و تهدیدهای خشونت‌آمیزی مطرح کرده بود.

در میدان ونک در مرکز شهر، نیروهای ضدشورش در کنار خودروهای زرهی مستقر بودند. خودروهای مجهز به تیربار نیز در خیابان سعدی دیده می‌شد و نیروهای امنیتی در نقاط مختلف مرکز تهران ایست‌های بازرسی برپا کرده بودند.

یکی از این ایست‌ها درست در خارج از محوطه سفارت پیشین آمریکا در خیابان طالقانی قرار داشت؛ جایی که پس از اشغال آن توسط دانشجویان در پی انقلاب ۱۳۵۷، «لانه جاسوسی» نام گرفت.

در سوی دیگر خیابان، بیلبوردی که پیش از جنگ نصب شده بود، این پیام را نمایش می‌داد: «دشمنی با آمریکا از طریق مذاکره حل نخواهد شد.» از سطح خیابان، ساختمانی که در جریان حمله در داخل این محوطه تخریب شده بود، قابل مشاهده نبود.

با وجود فضای پرتنش، بسیاری از ساکنان تهران تلاش کردند تا حد امکان به زندگی خود ادامه دهند.

یکی از فروشندگان ژنراتور در منطقه تجاری خیابان امام خمینی، مغازه‌اش را در طول جنگ باز نگه داشته بود؛ حتی پس از آن‌که بخشی از سقف آن در اثر انفجار نزدیک فرو ریخت.

او توضیح داد که با تهدیدهای مکرر دونالد ترامپ مبنی بر نابودی نیروگاه‌های برق ایران در صورت باز نشدن تنگه هرمز، بسیاری از مردم برای مقابله با قطع احتمالی برق به خرید ژنراتور روی آورده بودند. او گفت: «هر روز کامیون‌ها می‌آمدند و ژنراتورهای بیشتری تخلیه می‌کردند.»

حسن، نگهبان یک مرکز خرید نزدیک بازار بزرگ، نارضایتی گسترده‌ای را بازتاب داد — نه فقط نسبت به آمریکا و اسرائیل، بلکه نسبت به حاکمیت ایران نیز.

او گفت: «هر نتیجه‌ای که باشد، جمهوری اسلامی همیشه ادعای پیروزی می‌کند. هیچ‌وقت نمی‌بازد؛ همیشه در همه عرصه‌ها برنده است.»

حسن افزود: «ما مردم هستیم که رنج می‌کشیم. اسرائیل و آمریکا برمی‌گردند. فکر نمی‌کنم چیزی تغییر کرده باشد. دهه‌ها دشمنی، آن همه شعار، آن همه آتش زدن پرچم — در نهایت کشور را به جنگ کشاند.»

print