در پی حمله پهپادی 28 ژانویه جاری به «برج 22» در اردوگاه نظامی «الرکبان» واقع در نزدکی مرزهای سوریه-اردن که طبق اعلام آمریکا، 3 کشته و 24 زخمی برجای گذاشت، گروه موسوم به «مقاومت اسلامی در عراق»، با صدور بیانیه، مسئولیت این عملیات را برعهده گرفت.
مقاومت اسلامی در این بیانیه اعلام کرد که «در تداوم رویکرد خود در مقاومت» مقابل نیروهای آمریکایی در عراق و منطقه و در پاسخ به کشتار مردم غزه توسط اسرائیل، این گروه، سحرگاه یکشنبه «با استفاده از پهپاد، 4 پایگاه دشمنان را هدف حمله قرار دادند.»
در ادامه همین بیانیه آمده است: «مقاومت اسلامی بر ادامه ضربات خود به مراکز دشمنان، تاکید دارد».
حمدی مالک، تحلیلگر عراقی در اظهاراتی اختصاصی به «العربیه» تاکید کرد که بهباور او با توجه به این که این عملیات از نگاه واشینگتن همه خطوط قرمز را پشت سرگذاشت، قطعا با پاسخی سخت روبرو خواهد شد.
مالک به عنوان کارشناس امور «شبهنظامیان مسلح شیعه» افزود: «گروه مقاومت اسلامی در عراق، ترکیبی از گروههای شبهنظامی متشکل از گردانهای حزبالله، گردانهای سیدالشهدا، جنبش نجبا و همچنین جنبش انصارالله الاوفیاء است که تشکیلاتی کوچکی است که در مناطق زیر کنترل گردانهای حزبالله حضور دارد و روابط تنگاتنگی میان این دو گروه برقرار است».
این گروهها، هسته اصلی و مستحکم این جبهه تازهتاسیس را زیر مدیریت «نیروی قدس» سپاه پاسداران تشکیل میدهند. بدین ترتیب «مقاومت اسلامی» درعراق، مستقیما تحت نظارت «نیروی قدس» عمل میکند که در جزئیاتی مشخص و دقیق کاملا با گروه « عصائب اهل الحق» و «سازمان بدر» تباین دارد، اگرچه هر دو گروه بهعنوان بخشی از بهاصطلاح «محور مقاومت» قلمداد میشوند.
بهنظر این پژوهشگر با توجه به بررسی شماری از دادهها و اطلاعات ویژه از داخل عراق، گروههای شبهنظامی تشکیلدهنده «مقاومت اسلامی» بهمنزله «بازوهای مستقیم ایران در عراق و سوریه» هستند و بههمین دلیل نمیتوانند سرخود و مستقلا عملیاتی کیفی را علیه نیروهای آمریکایی را اجرا کنند بلکه عملیات آنها باید در چارچوب شورای تصمیمگیری در «نیروی قدس» قرار داشته باشد.
این چهارگروه اصلی، چارچوب سازمانی جامع را تشکیل دادهاند که دیگر گروههای شبهنظامی میتوانند در مرحله آینده به آن ملحق شده و دامنه آن تا دربرگرفتن نیروهای رادیکالیستی بیشتر گسترش یابد؛ مشروط بر این که به دستور کار این جبهه و سیاستهای آن، پایبند باشند.
نکته جالب توجه، حضور شبهنظامیان «انصارالله الاوفیاء» به مثابه بخشی از گروه «مقاومت اسلامی» در عراق، بهرغم کوچکی آن است که پیشتر بخشی از «جیش المهدی» (بهرهبری مقتدا صدر) بود.
انصارالله الاوفیاء در تصمیمگیریهای عملیاتی خود از گروه «عصائب اهل الحق» فاصله گرفت و به شکل مستقلتر درآمد؛ اگرچه پیشتر به عصائب نزدیک بود. این استقلال را میتوان در راستای تمایل «انصارالله الاوفیاء» به افزایش نفوذ خود در میان طرفداران «محور مقاومت» دانست تا بتواند از این طریق به دستاوردهای مالی در حوزههای امنیتی و نظامی نیز دست یابد. این گروه در این صورت خواهد توانست ضمن تامین مالی اعضا و گسترش دامنه عوامل منتسب به خود، به فرماندهان «سپاه پاسداران» نشان دهد که بهرغم حجم محدود خود به عنوان تشکیلاتی مسلح، از توان لازم برای اقدام موثر و فعالیت امنیتی برخوردار است که میتوان روی آن حساب کرد، برخلاف دیگر گروههای شبهنظامی که محاسبات سیاسی خاص خود را داشته یا دیدگاهشان همپوشانی کمتری با سیاست «سپاه قدس» دارد.
تشکیل جبهه «مقاومت اسلامی» در عراق در راستای تحقق چندین هدف قرار دارد که یکی از آنها، استتار رسانهای و امنیتی است تا یک گروه شبهنظامی، متحمل مسئولیت حملات علیه نیروهای آمریکایی نشود.
هدف دیگر، هماهنگی و فعالیت کارآمدتر است که میتواند به گسترش دامنه اقدامات تروریستی و خشونتمحور بیانجامد.
انستیتو واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک در تحلیلی با عنوان «نمای کلی: مقاومت اسلامی در عراق» به قلم حمدی مالک و مایکل ناتس، در توضیح هدف از تشکیل این جبهه آورد: «هدف اصلی، ایجاد امکان برای انواع شبهنظامیان مقاومت عراق برای انجام حملات علیه نیروهای آمریکایی مستقر در عراق و سوریه زیر یک چتر واحد است».
در ادامه این تحلیل آمده است: «این جبهه بهمثابه امتداد طوفانالاقصی در راستای استراتژی رویارویی است که از سوی ایران و نیروهای نیابتی آن از سال 2019 به منظور اجتناب از پاسخگویی در مورد حملات به نیروهای امریکایی دنبال شده است».
حمدی مالک در پاسخ به سئوال «العربیه» در این خصوص که طرف تصمیمگیر در داخل جبهه «مقاومت اسلامی» در عراق چهکسی است، گفت: «تصمیمگیری به شکلی دربست در اختیار ایران است و گروههای این جبهه از حاشیه استقلال ناچیزی برخوردارند».
او در عین حال خاطرنشان کرد: «جبهه مقاومت اسلامی در عراق به احتمال زیاد، هماهنگی مستقیمی با حوثیها یا حزبالله لبنان یا حماس در غزه ندارد و گردانندگی امور بهدست «نیروی قدس» است که حلقه ارتباط میان همه این گروهها را تشکیل داده است.
این ائتلاف متشکل از 4 گروه شبهنظامی عراقی، ممکن است گسترش یافته و بتواند دیگر گروههای افراطی کوچک را جذب کند ولی تمایل دارد که در اثبات توانمندیهای خود با گروههای شبهنظامی بزرگتر، وارد رقابتشده و سهم خود را از قدرت و نفوذ، افزایش دهد.
همه این امور به قدرت واکنش آمریکا ظرف روزها و هفتههای آینده و ماهیت این واکنش به حمله پهپادی به «برج 22» و همچنین تحولات جنگ غزه و احتمال گسترش دامنه آن به شکلی خشونتبارتر با سلسله اهدافی متنوعتر در بیرون از گستره کنونی درگیریها یا اعمال تدابیر فراگیرترمنطقهای برای متوقفکردن این تنش امنیت و نظامی، بستگی دارد.