جنوب سوریه که همواره گذرگاهی برای تجارت و مهاجرت بوده، اکنون به مرکز قاچاق کالاهای غیرقانونی — از سلاح و سوخت گرفته تا غذا و آثار باستانی — تبدیل شده است. بهویژه استانهای درعا و سویدا به مسیرهای مهمی برای قاچاق مواد مخدر غیرقانونی مانند کریستالمتآمفتامین و کپتاگون بدل شدهاند؛ و اردن مقصدی محبوب برای عبور این محرکهای آمفتامینی به شمار میآید.
برخی تصور میکردند که سقوط بشار اسد، رئیسجمهور سابق سوریه در دسامبر ۲۰۲۴، به معنای فروپاشی تقریبی تجارت مواد مخدر در این کشور خواهد بود؛ چرا که رژیم اسد انحصار تولید و قاچاق این مواد را در اختیار داشت. بخش زیادی از این فعالیتها از طریق لشکر چهارم زرهی ارتش سوریه هماهنگ میشد — یگان نظامیای که از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ به فرماندهی ماهر اسد، برادر بشار، اداره میشد. ماهر اسد در سال ۲۰۲۳ به دلیل نقش خود در صنعت کپتاگون سوریه مشمول تحریمهای آمریکا و اروپا قرار گرفت.
اکنون که دولت جدید در دمشق تلاش دارد پس از سقوط اسد کشور را بازسازی کند، چندین نقطه بحرانی در جنوب سوریه پدید آمدهاند؛ که خشونتهای اخیر و پرتنش در سویدا — که به کشته شدن بیش از ۱۰۰۰ نفر انجامید — از برجستهترین آنهاست. چنین خشونتهایی اغلب به عنوان درگیریهای فرقهای معرفی میشوند، اما واقعیت آن است که عامل مهم دیگری نیز در کار است: کنترل مسیرهای پرسود قاچاق.
مراکز قاچاق
جغرافیای جنوب سوریه این منطقه را به گذرگاهی طبیعی برای قاچاق تبدیل کرده است. مجاورت با اردن در جنوب و لبنان در غرب، و وجود بیابانهای گسترده، مناطق کوهستانی، و گذرگاههای مرزی که بهخوبی نظارت نمیشوند، این منطقه را به مکانی مطلوب برای فعالیت قاچاقچیان، گروههای مسلح، و میلیشیاهای محلی بدل کرده است — بهویژه در شرایطی که منابع دولتی تحلیل رفته و حاکمیت دولت در این مناطق بسیار ضعیف شده است.
شرایط آبوهوایی نیز به قاچاقچیان کمک میکند: در تابستان، گرمای شدید و هوای پرگردوغبار تلاش نیروهای امنیت مرزی برای شناسایی را دشوار میسازد؛ و در زمستان نیز برف، یخ و مه مانعی جدی برای نظارت و ردیابی ایجاد میکنند. در پاسخ، کشورهای همسایه بر تلاشهای نظارتی خود افزودهاند و با بازیگران محلی همچون میلیشیاها، قبایل و خانوادههای بانفوذ همکاری میکنند.
از سال ۲۰۲۱، این کشورها از افزایش کشفیات و نیز رشد چشمگیر درگیریهای مسلحانه با کاروانهای قاچاقچیان خبر دادهاند — قاچاقچیانی که اغلب مسلح و مجهز به فناوریهای پیشرفتهای مانند پهپاد یا بالنهای هدایتشونده با GPS هستند.
در دوران حکومت اسد، حزبالله و سایر میلیشیاهای همسو با ایران به جنوب سوریه رفتند تا باندهای جنایتکار و خانوادههای قاچاقچی محلی را تحت کنترل بگیرند، آنها را مسلح کنند و از آنها در عملیاتهای فرامرزی بهره ببرند — بهویژه در مواردی که مسیرهای قاچاق با کریدورهای ایران به لبنان همپوشانی داشت. کارخانههای کوچک تولید مواد مخدر در جنوب سوریه تأسیس شدند — از جمله در مقرهای میلیشیاها. برای مثال، زمانی که مقر گروه وابسته به راجی فلحوت (Raji Falhout) مورد حمله قرار گرفت، معلوم شد که در آن محل، تجهیزات تولید کپتاگون وجود داشته است.
رژیم سوریه گاه در قبال وفاداری قبیلهای چشم خود را بر فعالیتهای قاچاق میبست — برای مثال، فعالیت میلیشیاهای دروزی را در صورتی میپذیرفت که آنها حاکمیت دمشق را به چالش نکشند. اما اکنون که اسد رفته، باندهای قاچاق در حال پر کردن خلأ ناشی از غیبت رژیم و افول نفوذ حزبالله و ایران هستند — بهویژه بهدلیل افزایش قیمت مواد مخدر که تولید و توزیع غیرقانونی آن را به فعالیتی بسیار سودآور تبدیل کرده است.
شبکههای پرسود
برای نسلها، میلیشیاها و شبکههای قبیلهای — بهویژه در سویدا و درعا — در قاچاق کالاهایی چون غذا، دارو، مواد مخدر، سوخت، و حتی حیوانات وحشی و اشیای عتیقه فعال بودهاند. برخی بهطور مستقل عمل میکنند و برخی دیگر با شبکههای بزرگتر منطقهای یا حتی سندیکاهای وابسته به دولت مانند لشکر چهارم زرهی و دستگاه اطلاعات نظامی همکاری دارند. دیگر بخشهای ارتش و نهادهای امنیتی سوریه نیز در قبال دریافت رشوه چشم خود را بر این فعالیتها میبندند.
در حال حاضر سه نیروی محلی اصلی در فعالیتهای غیرقانونی سوریه دخیل هستند: میلیشیاهای وفادار به رهبران محلی دروزی و نهادهای اجتماعی، گروههای قبیلهای بَدَوی، و شبکههایی که همچنان به رژیم پیشین و همپیمانان ایرانیاش مانند حزبالله وفادار ماندهاند. تنش میان این سه طیف اکنون آشکار شده و در حال گسترش است.
در جنوب سوریه، بانفوذترین چهره دروزی، شیخ حکمت الحِجری است که شبکهای نامنسجم از گروههای مسلح محلی را رهبری میکند که با نام «شورای نظامی سویدا» (SMC) شناخته میشوند. این گروههای مسلح در غیاب حکومت دمشق، بهتدریج نقش تأمینکنندگان امنیت محلی را بر عهده گرفتهاند. شورای نظامی سویدا بهشدت نسبت به افزایش حضور قاچاقچیان سنیِ مورد حمایت دولت در این منطقه حساسیت دارد و با آن مخالفت میکند.
برخی از نیروهای دروزی تحت پوشش امنیتی الحِجری متهم به مشارکت در عملیاتهای قاچاق مواد مخدر شدهاند؛ از جمله یک جنگجوی دروزی که رابطه نزدیکی با رژیم اسد داشت و در جریان عملیاتی مرتبط با قاچاق کپتاگون در شهر صَلخد کشته شد. گزارشهایی نیز از مشارکت دامداران دروزی در صادرات مواد مخدر و سلاح همراه با گروههای بَدَوی «البلاّص» از مزرعهای در جنوب سوریه منتشر شده است.
مسیرهای قبیلهای
طبق گزارشها، خانواده مظهَر، که پیشتر از متحدان رژیم اسد در سویدا بودند، همچنان در قاچاق نقش دارند. در کنار آنها، میلیشیای دروزی «شیخالکرامه» نیز فعال است — گروهی که سابقه ربودن قاچاقچیان وابسته به رژیم را دارد. در همین حال، طبق گزارشها، قبایل بَدَویِ مستقر در جنوب و شرق مناطق روستایی سویدا مواد مخدر را از طریق مسیرهای قبیلهای به درعا و اردن منتقل میکنند. این قبایل که از نظر تاریخی به حاشیه رانده شدهاند، از آشنایی عمیقی با زمین و جغرافیای منطقه برخوردارند و بهدلیل پیوندهای خانوادگی فرامرزی، مسیرهای میان جنوب سوریه و اردن را در اختیار دارند.
علاوه بر شبکههایی مانند گروه قاچاق البلاّص، خانواده رمتان (Ramthan) نیز در این فعالیتها مشارکت دارد — تا جایی که بارها هدف حملات ارتش اردن قرار گرفتهاند. ماری الرمتان در یکی از همین حملات هوایی در مه ۲۰۲۳ همراه با خانوادهاش کشته شد؛ حملهای که ارتش اردن آن را هدف قرار دادن یک پایگاه لجستیکی اعلام کرد. گفته میشود او به همراه بستگانش، از جمله شیخ محمد عوّاد الرمتان، صدها قاچاقچی بَدَوی را از سراسر جنوب سوریه به خدمت گرفته بود.
در مواردی، تنشها میان میلیشیاهای دروزی و گروههای قاچاقچی وابسته به قبایل بَدَوی به درگیری علنی منجر شده است — بهویژه زمانی که قاچاقچیان از خشونت استفاده کرده یا غیرنظامیان را هدف قرار دادهاند. در سویدا مواردی از آدمربایی، کمین در جادهها و حملات تلافیجویانه افزایش یافته است؛ که نشانههایی از تعمیق خلأ امنیتی و تشدید فروپاشی اجتماعی هستند. در یازدهم ژوئیه ۲۰۲۵، رقابت بر سر کنترل مسیرها — که با یک سرقت در بزرگراه دمشق-سویدا آغاز شد — منجر به آدمرباییهای تلافیجویانه و درگیریهایی شد که به سرعت به خشونتهایی فراگیر تبدیل شد و توجه جهانیان را به خود جلب کرد.
نشانهای از بیماری مزمن
قاچاق مواد مخدر در جنوب سوریه، محصول جنگ، فساد و بیتوجهی مزمن است. سوریه در دوران حکومت اسد به یک «دولت مواد مخدر» (narco-state) تبدیل شده بود — و این تحولات، پیامدهای ژرفی برای کشورهای همسایه به همراه داشته است. مقابله با این معضل اکنون تنها به کنترل مرزها محدود نمیشود؛ بلکه نیازمند اراده سیاسی، هماهنگی منطقهای، و راهبردی بلندمدت برای بازسازی حکمرانی، ایجاد فرصتهای اقتصادی، و بازگشت حاکمیت قانون در جنوب سوریه است.
قاچاق، اثری مخرب بر بافت اجتماعی جنوب سوریه گذاشته است. در سویدا، گسترش مواد مخدر، شبکههای جنایتکار و درگیریهای مسلحانه افزایش یافته است. رهبران مذهبی دروزی علیه این بیقانونی فزاینده اعتراض کردهاند و خواستار حکمرانی محلی مؤثرتر شدهاند. در درعا، جایی که احساسات ضددولتی همچنان قوی است، صنعت تقریباً نابود شده و بیشتر جوانان بیکار هستند. با وجود خطرات، تجارت مواد مخدر منبع درآمدی برای برخی فراهم کرده است.
عملیات ضدقاچاق توسط نیروهای اردنی یا گروههای رقیب اغلب به درگیریهای مرزی یا اقدامات تلافیجویانه منجر میشود. دمشق باید بر این بحران غلبه کند — با رسیدگی به عوامل ریشهای مانند فقر، بیکاری و ناامنی غذایی. نخستین گام، اذعان به این واقعیت است که قاچاقچیان مواد مخدر در بخشی از بدترین خشونتهای سوریه پس از سقوط اسد نقش داشتهاند. مداخلات هدفمند در میان جوامع دروزی و بَدَوی آسیبدیده از قاچاق میتواند مؤثر باشد. با حذف رقابت بر سر مسیرهای پرسود قاچاق، میتوان انگیزه جنگ و درگیری را از اساس برچید.
کارولاین رز / المجلّه / ۲ اوت ۲۰۲۵