در یک بعدازظهر تابستانی در قلب تهران، از ویترین اسباببازیفروشیها گرفته تا مغازههای نوشتافزار و حتی دستفروشیهای خیابانی، تصویری واحد پیوسته تکرار میشود: «لابوبو». موجودی کوچک با چشمهای گرد، گوشهای عجیب و چهرهای ناموزون که در عین حال برای بسیاری جذاب و دوستداشتنی به نظر میرسد. این عروسک، یا طرح چاپشدهاش روی کیف، دفتر و لباس، حالا همهجا هست و ایران را درنوردیده است. کودکان با شوق به آن اشاره میکنند، نوجوانان آن را به کولههایشان آویزان میکنند و حتی بزرگسالان هم بیتفاوت از کنار آن نمیگذرند.
از چین تا تهران؛ تولد یک نماد «ضد کمالگرایی»
لابوبو محصول شرکت چینی «پاپ مارت» است که حدود ۹ سال پیش معرفی شد، اما تا مدتها گمنام باقی ماند. نقطه عطف در پایان سال ۲۰۲۲ و بعد از دوران قرنطینههای طولانی کرونا در چین رقم خورد. در زمانی که مردم به دنبال تخلیه عاطفی و نشانهای تازه بودند، لابوبو با ظاهر نامرتب و بامزهاش به نمادی در برابر الگوهای رایج زیبایی بدل شد؛ جریانی مقابل باربی و انیمیشنهای غربی که همواره بر بدنهای باریک و زیبایی بینقص تأکید داشتند.
لابوبو برای نسل Z چین و سپس جهان، ترجمهای از یک مفهوم بود: «بانمک بودن» بهجای «کامل بودن».
موج جهانی با کمک ستارگان
این موج بهسرعت مرزها را درنوردید. در ۲۰۲۳ به جنوب شرق آسیا و سپس به کانادا و آمریکا رسید. اما جهش واقعی در آوریل ۲۰۲۴ رخ داد؛ زمانی که «لیسا» ستاره گروه کیپاپ بلکپینک، تصویری از خود با لابوبو در اینستاگرام منتشر کرد. پس از آن، چهرههایی چون ریحانا، کیم کارداشیان، دوا لیپا و حتی دیوید بکهام با این عروسک عکس گرفتند. صفهای طولانی مقابل فروشگاههای پاپمارت در شانگهای، لندن و نیویورک، لابوبو را به یک «نماد فرهنگی جهانی» تبدیل کرد.
یک فروشنده در خیابان ستارخان تهران میگوید: «داستان از آنجا شروع شد که یک سلبریتی در آمریکا آن را به کیفش آویخت. بعد به ایران آمد و فروشش منفجر شد.»
اقتصاد حیرتانگیز یک عروسک
رشد اقتصادی لابوبو سرسامآور است. تنها در نیمه نخست ۲۰۲۴، فروش پاپمارت در قاره آمریکا هزار درصد افزایش یافت و پیشبینی میشود درآمد جهانی آن به چهار میلیارد دلار برسد.
بازار دستدوم نیز رونق دارد؛ نسخههای «مخفی» که با قیمت ۹۹ یوان عرضه میشدند، حالا تا ۱۴۰۰ یوان معامله میشوند و کلکسیونهای جدیدی که ۱۹۹ یوان قیمت داشتند، به بیش از ۲۰۰۰ یوان رسیدهاند. همین «جنبه کلکسیونی» اشتیاق خریداران را بیشتر کرده است.
در ایران، برآورد میشود بیش از یک میلیون نسخه اصلی و تقلبی لابوبو فروخته شده و حدود هفت میلیون دلار گردش مالی ایجاد کرده است. این در حالی است که نسخههای اصلی پاپمارت هنوز به بازار ایران راه نیافته و آنچه عرضه میشود عمدتاً کپیهای چینی با کیفیتهای مختلف است.
چرا ایران؟

لابوبو در ایران بر بستری آماده رشد کرد:
فقدان تولیدات سرگرمی متنوع داخلی، زمینهساز استقبال از هر محصول تازه.
عنصر غافلگیری؛ خریداران نمیدانند کدام نسخه را دریافت میکنند و همین کنجکاوی خریدهای مکرر را برمیانگیزد.
میل به همسویی با روندهای جهانی؛ نسلی که بهسرعت از شبکههای اجتماعی الگوبرداری میکند و دوست دارد همپای همسالانش در دیگر کشورها باشد.
یک فروشنده ۵۵ ساله در بازار تهران توضیح میدهد: «وقتی قیمت بالا بود، فقط عده کمی خریدند. اما حالا که به چهار تا چهارونیم دلار رسیده، حتی دستفروشها و فروشندگان مترو هم میفروشند و همهجور آدمی خریدار است.»
مد تکراری یا پدیده فرهنگی؟
لابوبو در کنار موجهایی مثل «کاکتوس سخنگو»، «همستر تلگرامی» یا «شکلات دبی»، نمونهای از روندهای گذراست. اما ضعف بازار داخلی باعث شده این موجها در ایران سریعتر و شدیدتر گسترش یابند. تفاوت لابوبو در این است که علاوه بر وجه سرگرمی، حامل پیامی فرهنگی است: جذابیت میتواند در «ناقص بودن» هم باشد.
آینهای در برابر جامعه
لابوبو تنها یک اسباببازی نیست. بازتابی است از خلأهای فرهنگی و اقتصادی ایران؛ از یک سو جوانانی که دنبال تنوع و هویت تازهاند، و از سوی دیگر بازاری که توان تأمین این نیاز را ندارد.
از ویترینهای تهران تا فروشگاههای نیویورک، لابوبو داستانی جهانی روایت میکند: داستانی از مد، اقتصاد و فرهنگ. حتی در بازاری مملو از نسخههای تقلبی، این عروسک کوچک با ظاهر ناموزونش توانسته جایگاهی بهعنوان «نماد» بیابد و تبدیل به پدیدهای شود که همزمان سرگرمکننده و آینهای از جامعه است.
منبع: وانا (خبرگزاری غرب آسیا – این خبرگزاری به زبان انگلیسی منتشر میشود)