تبارشناسی و نفوذ راهبردی اندیشکده‌های غربی: واکاوی نقش «قوه پنجم» در مهندسی سیاست‌های جهانی (۲۰۲۴۲۰۲۶) در دهه سوم قرن بیست و یکم، ساختار قدرت جهانی دستخوش تحولی بنیادین شده است. نهادهایی که نه در زمره قوای سه‌گانه رسمی دولت‌ها (مجریه، مقننه و قضاییه) قرار 

می‌گیرند و نه صرفاً مراکز پژوهشی آکادمیک هستند، امروزه به عنوان «قوه پنجم» شناخته می‌شوند]. اندیشکده‌های غربی به معماران اصلی سیاست‌های عمومی و استراتژی‌های ژئوپلیتیک تبدیل شده‌اند و با ایفای نقش به عنوان پل ارتباطی میان دانش علمی و عمل سیاسی، فرآیند تصمیم‌سازی را در پایتخت‌های بزرگی چون واشینگتن، لندن و بروکسل هدایت می‌کنند].

۱. تبارشناسی و دگردیسی کارکردی: از حقیقت‌جویی تا ترویج‌گری

ریشه اندیشکده‌های مدرن به سنت‌های لیبرال دموکراسی در بریتانیا و آمریکا بازمی‌گردد. نخستین نسل این نهادها مانند «موسسه خدمات متحد سلطنتی» (RUSI) در قرن نوزدهم با هدف تزریق عقلانیت به ساختار حکمرانی شکل گرفتند. پس از جنگ جهانی دوم و در دوران جنگ سرد، نیاز به تحلیل‌های استراتژیک منجر به ظهور غول‌هایی چون «شرکت رند» (RAND) شد].

با این حال، در دهه‌های اخیر، هویتی جدید برای این سازمان‌ها پدید آمده است. در حالی که نسل‌های اولیه بر «عینیت علمی» تاکید داشتند، نسل‌های جدید به سمت «اندیشکده‌های ترویج‌محور» (Advocacy Tanks) حرکت کرده‌اند]. این نهادها دیگر صرفاً به دنبال کشف حقیقت نیستند، بلکه مأموریت خود را پیشبرد برنامه‌های سیاسی، اقتصادی یا ایدئولوژیک خاص تعریف می‌کنند، تا جایی که مرز میان پژوهش بی‌طرفانه و لابی‌گری حرفه‌ای به شدت کم‌رنگ شده است .

۲. ساختار و رتبه‌بندی نفوذ در افق ۲۰۲۵

طبقه‌بندی اندیشکده‌ها پیچیده است و شامل طیف وسیعی از مراکز مستقل، وابسته به دولت، وابسته به احزاب و حتی وابسته به شرکت‌های بزرگ می‌شود . این تنوع ساختاری به آن‌ها اجازه می‌دهد همزمان به عنوان مشاور وزارتخانه‌ها، کادرساز برای احزاب و منبع معتبر برای رسانه‌های جریان اصلی عمل کنند .

بر اساس آخرین داده‌های سال ۲۰۲۵، موسسه بروکینگ (Brookings) با تکیه بر شبکه گسترده کارشناسان خود، همچنان بانفوذترین اندیشکده جهان است]. در رتبه‌های بعدی، مراکزی چون CSIS (امنیت ملی)، شورای روابط خارجی (دیپلماسی) و شورای آتلانتیک قرار دارند که پیوندهای عمیقی با نهادهای نظامی و دفاعی دارند]. این داده‌ها نشان‌دهنده سلطه بلامنازع ایالات متحده و بریتانیا بر تولید دانش راهبردی در جهان غرب است].

۳. اندیشکده‌ها به عنوان «دولت در انتظار»

در ایالات متحده، اندیشکده‌ها نقشی حیاتی در گردش نخبگان دارند. بسیاری از این مراکز به عنوان «دولت در انتظار» عمل می‌کنند؛ یعنی با تغییر دولت‌ها، کارشناسان این مراکز به پست‌های حساس دولتی می‌روند و مقامات سابق برای تاثیرگذاری بر سیاست‌های بعدی به این مراکز بازمی‌گردند].

موسسه بروکینگ: بر اصلاحات ساختاری داخلی و شناسایی مراکز مالی جدید در تغییرات ژئوپلیتیک تمرکز دارد و گزارش‌های آن مستقیماً در تدوین لوایح کنگره مستند می‌شود].

مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS): بازوی فکری پنتاگون در رقابت استراتژیک با چین و امنیت سایبری است.

موقوفه کارنگی: با ساختاری جهانی (دفاتری در پکن، بیروت، بروکسل و غیره)، بر حکمرانی هوش مصنوعی و دموکراسی دیجیتال تمرکز دارد].

بنیاد هریتیج: به عنوان اصلی‌ترین اتاق فکر جناح راست، نقش بی‌بدیلی در شکل‌دهی به سیاست‌های محافظه‌کارانه و «جنگ‌های فرهنگی» آمریکا ایفا می‌کند.

۴. کانون‌های اندیشه در اروپا: تقابل ملی‌گرایی و اروپاگرایی

اندیشکده‌های اروپایی برخلاف همتایان آمریکایی خود، باید میان منافع ملی و اهداف اتحادیه اروپا تعادل ایجاد کنند .

چتم هاوس (بریتانیا): با استفاده از «قاعده چتم هاوس»، فضایی برای گفتگوهای حساس دیپلماتیک فراهم می‌کند و در عصر پسابرگزیت به بازتعریف نقش جهانی لندن کمک می‌کند .

بروژل (بلژیک): مرکز ثقل اندیشه اقتصادی اروپا است که مسیر اصلاح بودجه اتحادیه و گذار به اقتصاد سبز را ترسیم می‌کند .

شورای روابط خارجی اروپا (ECFR): بر «استقلال استراتژیک» اروپا و آمادگی برای مقابله با چالش‌های ناشی از بازگشت ناسیونالیسم در آمریکا (جهان ترامپی) تمرکز دارد .

۵. اقتصاد سیاسی: شفافیت و لابی‌گری پنهان

یکی از چالش‌برانگیزترین ابعاد فعالیت این مراکز، وابستگی مالی آن‌هاست. در ۵ سال اخیر، بیش از ۱.۶ میلیارد دلار از سوی منابع دولتی، نظامی و خارجی به اندیشکده‌های برتر آمریکا تزریق شده است [۱۶، ۱۷]. دولت‌هایی مانند امارات، بریتانیا و قطر بزرگترین اهداکنندگان خارجی هستند . این وابستگی مالی باعث شده است که کارشناسان گاهی در جلسات استماع کنگره، به نفع سیاست‌های اهداکنندگان (مانند فروش سلاح) شهادت دهند . در بروکسل نیز، شرکت‌های بزرگ فناوری آمریکایی (Big Tech) با حمایت مالی از اندیشکده‌ها، به دنبال تعدیل قوانین هوش مصنوعی و حفاظت از داده‌های اتحادیه اروپا هستند .

۶. پیشران‌های دانش در افق ۲۰۲۶: از هوش مصنوعی تا امنیت انرژی

در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، تمرکز اصلی بر سه حوزه است: ۱. امنیت فناوری: مقابله با نفوذ تکنولوژیک چین و حفظ برتری پلتفرم‌های آمریکایی . ۲. گذار انرژی: تحت فشار قرار دادن دولت‌ها برای رسیدن به اهداف «خالص صفر» (Net Zero) . تاب‌آوری دموکراتیک: مقابله با جنگ‌های هیبریدی و نفوذ روسیه در اوراسیا و آفریقا].

قدرت واقعی این مراکز در تبدیل ایده‌ها به متون قانونی نهفته است؛ برای مثال، توصیه‌های این مراکز مستقیماً در تحریم‌های بریتانیا علیه روسیه و قوانین دیجیتال اتحادیه اروپا بازتاب یافته است .

۷. چشم‌انداز آینده: بحران اعتماد و تحول دیجیتال

اندیشکده‌ها در افق ۲۰۳۰ با تهدیدات جدیدی روبرو هستند. رشد هوش مصنوعی مولد فرآیند تولید فکر را تسریع کرده اما خطر کاهش تفکر خلاق و تولید گزارش‌های کلیشه‌ای را به همراه دارد (بیش از ۷۰ درصد اندیشکده‌ها اکنون از AI استفاده می‌کنند) . از سوی دیگر، در عصر «پساحقیقت»، قطبی شدن جوامع باعث شده است که گزارش‌های علمی این مراکز از سوی برخی به عنوان «تبلیغات نخبگان» برچسب بخورد .

نتیجه‌گیری اندیشکده‌های پیشرو غربی در سال ۲۰۲۶، دیگر صرفاً کتابخانه نیستند، بلکه واحدهای عملیاتی در «جنگ ایده‌ها» محسوب می‌شوند . آن‌ها نه تنها واقعیت‌های سیاسی را بازتاب می‌دهند، بلکه فعالانه در حال ساختن واقعیتی هستند که جهان در دهه‌های آینده با آن روبرو خواهد شد .

در اقیانوس متلاطم ژئوپلیتیک امروز، اندیشکده‌های جدی مانند قطب‌نمایی عمل می‌کنند که جهت حرکت دولت‌ها را تعیین می‌نمایند، اما حفظ اعتبار آن‌ها در گرو رعایت مرز باریک میان «پژوهش برای حقیقت» و «پژوهش برای قدرت» است .

تفاوت عملکردی اندیشکده‌های نسل جدید با نسل‌های اولیه را شرح دهید.

تفاوت عملکردی میان اندیشکده‌های نسل جدید و نسل‌های اولیه نشان‌دهنده یک دگردیسی بنیادین از «پژوهش علمی محض» به سمت «تأثیرگذاری راهبردی و ترویج‌گری» است . بر اساس منابع، این تفاوت‌ها را می‌توان در محورهای زیر خلاصه کرد:

۱. از عینیت علمی تا ترویج‌گری (Advocacy)

نسل‌های اولیه: این نهادها که ریشه در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم دارند (مانند انجمن فابیان)، با هدف تزریق عقلانیت و تخصص به ساختار حکمرانی شکل گرفتند. تأکید اصلی آن‌ها بر «عینیت علمی»، متدولوژی‌های دانشگاهی و تلاش برای «کشف حقیقت» بود .

نسل‌های جدید: اندیشکده‌های امروزی به طور فزاینده‌ای به سمت «اندیشکده‌های ترویج‌محور» متمایل شده‌اند . مأموریت آن‌ها دیگر صرفاً کشف حقیقت نیست، بلکه پیشبرد برنامه‌های سیاسی، اقتصادی یا ایدئولوژیک خاص است . در این نسل، مرز میان پژوهش بی‌طرفانه و لابی‌گری حرفه‌ای به شدت کم‌رنگ شده است .

۲. نقش در ساختار قدرت: از مشاور تا «دولت در انتظار»

نسل‌های اولیه: عمدتاً به عنوان مراکز پژوهشی عمل می‌کردند که نتایج مطالعات خود را در اختیار دولت‌ها قرار می‌دادند تا به تصمیم‌گیری‌ها کمک کنند].

نسل‌های جدید: این مراکز اکنون به عنوان «قوه پنجم» و «دولت در انتظار» عمل می‌کنند]. آن‌ها نه تنها سیاست‌گذاری می‌کنند، بلکه به پلتفرمی برای شبکه‌سازی نخبگان و تربیت کادرهای مدیریتی تبدیل شده‌اند که با تغییر دولت‌ها، مستقیماً از اندیشکده به پست‌های حساس دولتی منتقل می‌شوند].

۳. منابع مالی و استقلال پژوهشی

نسل‌های اولیه: بیشتر بر پایه وقف‌های خصوصی یا بودجه‌های دولتی مشخص برای پروژه‌های ملی (مانند شرکت رند در دوران جنگ سرد) فعالیت می‌کردند].

نسل‌های جدید: وابستگی مالی شدیدی به دولت‌های خارجی و شرکت‌های بزرگ پیدا کرده‌اند]. برای مثال، در ۵ سال اخیر بیش از ۱.۶ میلیارد دلار از سوی منابع دولتی و نظامی به ۵۰ اندیشکده برتر آمریکا تزریق شده است که این موضوع می‌تواند استقلال پژوهشی آن‌ها را مخدوش کرده و آن‌ها را به ابزاری برای نفوذ اهداکنندگان تبدیل کند].

۴. ابزارها و حوزه‌های نفوذ

نسل‌های اولیه: تمرکز بر گزارش‌های مکتوب طولانی و تحلیل‌های استراتژیک کلاسیک برای مخاطبان خاص دولتی بود

نسل‌های جدید: به شدت بر رسانه‌های جریان اصلی برای جهت‌دهی به افکار عمومی تکیه دارند. همچنین، در نسل جدید (افق ۲۰۲۵)، بیش از ۷۰ درصد اندیشکده‌ها از ابزارهای هوش مصنوعی برای تولید فکر و ارتباطات استفاده می‌کنند، هرچند این موضوع خطر کاهش تفکر خلاق را به همراه دارد .

۵. رویکرد به مسائل جهانی

نسل‌های اولیه: بیشتر بر اصلاحات اجتماعی داخلی یا استراتژی‌های نظامی کلاسیک متمرکز بودند.

نسل‌های جدید: بر موضوعات نوین و پیچیده مانند امنیت فناوری (رقابت با چین)، گذار انرژی و تاب‌آوری دموکراتیک در برابر جنگ‌های هیبریدی تمرکز دارند و مستقیماً در تدوین متون قانونی (مانند تحریم‌ها یا قوانین هوش مصنوعی) مداخله می‌کنند.

به طور خلاصه، اگر نسل‌های اولیه اندیشکده‌ها را به مثابه «کتابخانه‌های تخصصی» برای مشورت بدانیم، نسل‌های جدید مانند «واحدهای عملیاتی» در یک جنگ فکری هستند که به جای بازتاب واقعیت، فعالانه در حال ساختن آن هستند].

تاثیر وابستگی مالی بر استقلال پژوهشی اندیشکده‌های غربی را تحلیل کنید.

وابستگی مالی اندیشکده‌های غربی به دولت‌ها، شرکت‌های بزرگ و کنشگران خارجی، یکی از چالش‌برانگیزترین موانع بر سر راه استقلال پژوهشی و عینیت علمی آن‌ها در افق ۲۰۲۵۲۰۲۶ است]. این تأثیرات را می‌توان در چندین سطح کلیدی تحلیل کرد:

۱. دگردیسی از پژوهش به ترویج‌گری (Advocacy)

تأمین مالی هدفمند باعث شده است که بسیاری از این نهادها از مدل سنتی «جستجوی حقیقت» فاصله گرفته و به «اندیشکده‌های ترویج‌محور» تبدیل شوند . در این الگو، مأموریت پژوهشگر دیگر کشف واقعیت نیست، بلکه پیشبرد برنامه‌های سیاسی، اقتصادی یا ایدئولوژیک خاص اهداکنندگان است . این روند مرز میان پژوهش بی‌طرفانه و لابی‌گری حرفه‌ای را به شدت کم‌رنگ کرده است .

۲. نفوذ منابع نظامی و دولت‌های خارجی

حجم عظیم سرمایه‌گذاری‌های خارجی و نظامی، جهت‌گیری‌های راهبردی این مراکز را تحت تأثیر قرار می‌دهد:

تزریق بودجه‌های کلان: بر اساس داده‌های منابع، ۵۰ اندیشکده برتر ایالات متحده در ۵ سال اخیر بیش از ۱.۶ میلیارد دلار از منابع دولتی و نظامی دریافت کرده‌اند [۱۶، ۱۷].

تضاد منافع در لایه‌های قدرت: دولت‌هایی نظیر امارات، بریتانیا و قطر بزرگترین اهداکنندگان خارجی هستند . این وابستگی مالی باعث می‌شود کارشناسان این مراکز در جلسات استماع کنگره، بدون افشای تضاد منافع، به نفع سیاست‌های مدنظر اهداکنندگان (مانند فروش سلاح یا حمایت‌های دیپلماتیک) شهادت دهند .

نمونه‌های بارز: برای مثال، شورای آتلانتیک مبالغ هنگفتی از پیمانکاران پنتاگون و دولت‌های خارجی دریافت کرده است که مستقیماً با حوزه‌های فعالیت آن در امنیت بین‌الملل پیوند دارد .

۳. نفوذ شرکت‌های فناوری (Big Tech) بر رگولاتوری

در اروپا، وابستگی مالی به شرکت‌های بزرگ فناوری آمریکایی به عنوان یک «دروازه ورود» برای نفوذ در تصمیم‌گیری‌های اتحادیه اروپا عمل می‌کند . بیش از یک‌سوم بودجه اندیشکده‌های بروکسل توسط شرکت‌های چندملیتی تأمین می‌شود که هدف اصلی آن‌ها تعدیل قوانین سخت‌گیرانه در حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی و حفاظت از داده‌ها است .

۴. بحران شفافیت و «پول‌های تاریک»

فقدان شفافیت مالی، اعتبار علمی این مراکز را در عصر «پساحقیقت» با تهدید جدی روبرو کرده است:

تنها ۱۸ درصد از اندیشکده‌ها کاملاً شفاف هستند و ۳۶ درصد آن‌ها از منابع موسوم به «پول تاریک» (منابع مالی غیرشفاف) استفاده می‌کنند .

این عدم شفافیت باعث شده است که گزارش‌های علمی این مراکز از سوی افکار عمومی به عنوان «تبلیغات نخبگان» برچسب بخورد و بحران اعتماد به نهادهای سنتی را تشدید کند .

۵. تبدیل شدن به بازوی اجرایی قانون‌گذار

قدرت مالی به اندیشکده‌ها این توان را می‌دهد که ایده‌های اهداکنندگان را به متون قانونی تبدیل کنند . از پیش‌نویس سوالات برای جلسات کنگره گرفته تا تدوین مسیرهای تحریمی و قوانین دیجیتال، همگی متأثر از جهت‌گیری‌هایی است که منابع مالی آن‌ها را پشتیبانی می‌کنند .

به طور خلاصه، وابستگی مالی در اندیشکده‌های مدرن مانند «یک فیلتر رنگی» بر روی لنز دوربین پژوهش عمل می‌کند؛ اگرچه دوربین (متدولوژی پژوهش) ممکن است هنوز حرفه‌ای به نظر برسد، اما تصویری که ارائه می‌دهد (خروجی راهبردی)، لزوماً به رنگی است که اهداکننده مالی انتخاب کرده است].

print