اندیشههای مارکسیستی و سوسیالیستی از طریق پیوندهای عمیق میان فعالان قفقازی، ارمنی و مهاجران ایرانی، نقشی تعیینکننده در شکلگیری و هدایت جنبش مشروطه ایفا کردند. این تأثیرگذاری را میتوان در محورهای زیر بررسی کرد:
نقش مهاجران و کانونهای انقلابی قفقاز بسیاری از مورخان معتقدند که ظهور جنبش مارکسیستی در ایران با حضور کارگران و مهاجران ایرانی در قفقاز (بهویژه باکو) گره خورده است. در اواخر قرن نوزدهم، هزاران کارگر ایرانی برای کار در میدانهای نفتی به باکو مهاجرت کردند و در آنجا با فعالان رادیکال حزب سوسیالدموکرات کارگری روسیه (جناحهای بلشویک و منشویک) آشنا شدند. این تعاملات منجر به تشکیل هستههای اولیه مانند سازمان سوسیالدموکرات ایران (اجتماعیون عامیون) و سازمان همت شد که مفاهیم طبقاتی و مبارزاتی را به داخل ایران منتقل کردند.
تأثیر احزاب و روشنفکران ارمنی احزاب ارمنی همچون هنچاکیان و داشناکسیون با ایجاد شاخههایی در شهرهای مختلف ایران، نقش مؤثری در ورود اندیشههای مارکسیستی و سوسیالیستی داشتند. برخی پژوهشگران بر این باورند که نهادها و افکار سوسیالیستی در ایران اساساً توسط روشنفکران ارمنی پیشنهاد و پایهگذاری شد. برای نمونه:
• گروه سوسیالدموکرات تبریز: در سال ۱۹۰۵، گروهی ۲۸ نفره از ارامنه تبریز با گرایش مارکسیستی گرد هم آمدند تا در مبارزه علیه استبداد قاجار و حامی آن، روسیه تزاری، شرکت کنند .
• آرشاویر چلنگریان: او به عنوان نماینده جناح چپ این گروه، با نگارش مقاله «ریشههای اقتصادی و اجتماعی انقلاب ایران»، یکی از نخستین تحلیلهای طبقاتی را ارائه داد و انقلاب مشروطه را از منظر تضاد منافع بورژوازی تجاری با سرمایهداری بینالمللی تحلیل کرد.
• آوتیس سلطانزاده: این مارکسیست ارمنیتبار که از بنیانگذاران حزب کمونیست ایران بود، با تحقیقات میدانی وسیع، ساختار طبقاتی ایران را «الیگارشی فئودال–ملاک» نامید و بر اهمیت مسئله ارضی در تحولات مشروطه تأکید کرد.
تأثیر بر ساختار سیاسی و فکری مشروطهخواهان اندیشههای سوسیالدموکراسی قفقاز به طور مستقیم بر جهتگیریهای سیاسی مشروطه اثر گذاشت: ۱. شکلگیری جناح چپ مجلس: حزب دموکرات عامیون به عنوان جناح چپ در مجلس دوم مشروطه، تحت تأثیر همین اندیشهها شکل گرفت . . مقاومت مسلحانه: سوسیالدموکراتها نقش برجستهای در مقاومت سیزدهماهه تبریز پس از به توپ بستن مجلس داشتند و از اعتصابات کارگری (مانند کارگران چرمسازی تبریز در ۱۹۰۸) پشتیبانی کردند . ۳. تحول در تاریخنگاری: ورود این افکار باعث شد نویسندگان ایرانی، تحت تأثیر مارکس، از تاریخنگاری سنتی و شاهمحور فاصله گرفته و به تاریخنگاری اقتصادی و اجتماعی روی آورند. آنها با استفاده از مفاهیمی چون «شیوه تولید آسیایی» و «فئودالیسم»، به تحلیل جامعهشناختی تاریخ ایران پرداختند .
الهامبخشی از انقلاب ۱۹۰۵ روسیه پیروزی اولیه و موج اعتصابات انقلاب ۱۹۰۵ در روسیه، که کانون آن در قفقاز بود، تأثیر روانی و عملی بزرگی بر مشروطهخواهان ایران داشت. این موج انقلابی به تهران سرایت کرد و فشار حاصل از آن، شاه را ناچار به امضای فرمان مشروطیت و تشکیل پارلمان کرد
در واقع، این فعالان مانند پلهای ارتباطی عمل کردند که دانش مبارزه طبقاتی و سازماندهی حزبی را از محیطهای صنعتی و پیشرفته قفقاز به ساختار سنتی ایران تزریق کرده و به انقلاب مشروطه صبغهای مدرن و عدالتخواهانه بخشیدند .