باستان‌شناسان باستانی در چگونه می‌توانیم استودیو درست است خوش آمدید خیلی ممنون بله اما خب صدای شما را چند هفته‌ای است که در گوش‌هایم دارم و با لذت گوش می‌دهم. متاسفم که اینطور بوده است. هیجان‌انگیز بوده و سرگرم‌کننده بوده که در ماجراجویی شما همراه باشم، یعنی دیدن دنیا و تاریخ از طریق چشمان شما.

این مثل یک بله، اما مثل یک جور راه رفتن در کفش‌های شماست. به نظرم خیلی هیجان‌انگیز بود و من کلی سوال دارم، و بسیاری کنجکاوی. شاید چند سوال چالش‌برانگیز و شفاف‌کننده برای درک بهتر اینکه شما چه می‌گویید. حتماً، فقط برای کسانی که نمی‌دانند شما چه کسی هستید و چقدر وقت است که این کار را انجام می‌دهید، چه می‌کنید، آیا یک معرفی کوچک به باستان‌شناسان باستانی ارائه می‌دهیم؟ بله.

حتماً. یک سال پیش، من یک حساب اینستاگرام ایجاد کردم که در آن دیدگاه خودم را از تاریخ بشریت ارائه می‌دهم. می‌توان گفت که این حساب تاریخ بشریت را مرور می‌کند و من دیدگاه خودم را از آن ارائه می‌دهم و در این تاریخ، ادیان ما نیز تنیده شده‌اند. همه اینها با هم یک حقیقت کاملاً جدید را می‌سازد و من سعی می‌کنم آن را به اشتراک بگذارم. بخشی از آن برای خودم یک نوع درمان است تا افکارم را مرتب کنم و همچنین این افکار را در یک پادکست که نامش «باستان‌شناسان باستانی» است و در یک حساب اینستاگرام به نام «باستان‌شناسان باستانی» و همچنین کتابی با افکارم که بعد از سال نو منتشر می‌شود، به اشتراک می‌گذارم. بله.

بنای این نظریه بر تاریخ ما استوار است، بر بسیاری از متون مذهبی استوار است و من تفسیری مدرن از این نظریه‌ها، از این متون ارائه می‌دهم و آنها را به نظریه‌ای می‌بافم که کاملاً متفاوت است با آنچه تاریخ رسمی ما می‌گوید، به سادگی چون من موجودات فضایی را به همه اینها اضافه کرده‌ام. این ماده کوچک. بله. بله. و آن نظریه چیست؟ اگر بخواهید یک دوره مقدماتی در اخترشناسی باستانی ارائه دهید. اخترشناسی. اخترشناسی می‌شود، درست است؟ فضانورد. اخترشناسی. بله. بله. بستگی دارد به اینکه در چه زمانی نگاه کنید که چه نامی دارد، چون زمانی علم بود. امروز. امروز فقط چرندیات است. حالا ما مستقیماً بخشی از نظریه هستیم. من آن را دوست دارم. بسیار خب، ادامه دهید. دوره مقدماتی درک اینکه «باستان‌شناسان باستانی» چیست؟ خب، نسبتاً ساده است. در جهان حدود ۱۰,۰۰۰ دین وجود دارد. بخش بزرگی از این ادیان یک حرف را می‌زنند. خدایانی از آسمان پایین آمدند، با خودشان مقدار زیادی اطلاعات، داده داشتند. این داده‌ها را به مردم دادند. ایده‌ها، ایدئولوژی‌ها بودند. و با این اطلاعات، سپس تمدن‌ها را ساختند. این اساس تقریباً همه ادیان است. آنچه آنها را از هم جدا می‌کند، می‌تواند تعداد خدایان باشد که پایین آمدند، چگونه پایین آمدند و چقدر مهربان بودند وقتی پایین آمدند. اساس آن تقریباً همانجاست. این چارچوب ادیان است. خدایانی از آسمان می‌آیند و اطلاعات را منتقل می‌کنند. و این مثلاً ده فرمان است که موسی روی لوح‌های سنگی دریافت کرد. بسیار خب. مثال‌های بیشتری از این دست وجود دارد؟ تقریباً همه ادیان. ما محمد را داریم. ما داریم… بله، خدایا، نامش را فراموش کردم. این را در حسابم هم نشان داده‌ام. ببخشید. بله. همیشه در جهان. بله. بسیار خب. قوانین حمورابی که اساس آن از بین‌النهرین است. بسیاری از آنچه اکنون در مورد آن صحبت خواهم کرد، در بین‌النهرین رخ می‌دهد. در دوره‌های زمانی خاص، جایی که کاملاً واضح است که خدایان می‌آیند و قوانین را منتقل می‌کنند. قوانین رایج بوده‌اند. قوانینی که برای ما امروز بسیار مهم هستند. اما ۶۰۰۰ سال پیش انقلابی بودند، مانند اینکه نباید بدزدی کنی و چیزهایی از این قبیل. این فقط مسیحیت نیست که اینها را دارد. هند کاملاً مملو از متون مقدسشان است که تا سر حد پر شده از این موجوداتی که پایین می‌آیند. آنها تعداد زیادی دارند. در هند، همه پایین می‌آیند و تخصص‌های مختلفی دارند. امروز از دیدگاه امروزی، کاملاً واضح است که… بسیار خب. می‌توانیم آنها را در دسته‌بندی‌های شغلی مختلف امروز قرار دهیم. ما هواشناس داریم. ما افرادی داریم که در کشاورزی خوب هستند. این خدایان وظایف مشخصی دارند وقتی پایین می‌آیند و آنها را به انسان‌ها منتقل می‌کنند. بنابراین ثور در واقع فقط یک هواشناس است. دقیقاً. اینگونه است که امروز به آن نگاه می‌کنیم. ثور از یونانیان دزدیده شده است، متاسفانه. بله. زیرا ما هیچ خدایی که در اینجا در شمال بچرخد، نداشتیم. ما زیر یخ بودیم. بسیار خب. بسیار خب. بله. بنابراین آنها در جایی فرود آمدند که گرم‌تر بود. بله. اما اساس این نظریه این است که من می‌گویم همه این خدایان، همه این ادیان، همه این افسانه‌ها، تصادفی نیستند. نمی‌توان همه اینها را مستقل از یکدیگر در همه قاره‌ها در طول هزاران سال اختراع کرد و همه آنها را دروغ گفت. و من سعی می‌کنم به همه پیروانم توضیح دهم که چرا فکر می‌کنم اینطور است. و چرا نمی‌توان این ایده‌ها را در مکان‌های مختلف در یک زمان ابداع کرد؟ منظور شما این است که تاریخ رسمی، اولاً، تاریخ رسمی می‌گوید که آنها هرگز با هم ملاقات نکرده‌اند. انسانی که در آمریکای شمالی زندگی می‌کرده، هرگز کسی را در آسیا ملاقات نکرده است. چون هیچ راهی برای حمل و نقل نداشتند. و این داستان‌ها بیش از حد شبیه به هم هستند و همان چیز را توصیف می‌کنند. مانند سیل‌های بزرگ و چیزهایی از این قبیل. و آنها توصیف می‌کنند که اینها در حدود زمان مشابهی رخ داده‌اند. چگونه موجوداتی از آسمان پایین آمدند و آنها را در زمان‌های سخت نجات دادند. و همه اینها با هم، دو یا سه مورد نیست. اینها صدها مورد در سراسر جهان است. به علاوه اینکه نمی‌توانستند آنها را ثبت کنند به دلیل GDPR. بله، دقیقاً. در آن زمان هم. بله. اما نوعی GDPR برای این موجودات وجود داشت. گفتند: «شما حق ندارید از ما عکس بگیرید.» گفتند: «نه.» بسیار خب. و چرا؟ چرا آنها اینقدر از عکس گرفتن می‌ترسیدند؟ خب، همه چیز نسبتاً ساده است. فرض کنید من درست می‌گویم. آنها پایین آمدند. حالا مردم می‌گویند «موجودات فضایی»، من می‌گویم «فضانوردان» چون فکر می‌کنم «موجودات فضایی» چیزی را در ذهن فعال می‌کند که… منفی است. این فضانوردان DNA خود را در بشریت سرمایه‌گذاری کرده‌اند. آنها ما را به صورت خودشان خلق کرده‌اند. وقتی اینجا فرود می‌آیند و دانش و داده‌های مختلفی به ما می‌دهند که به ما در پیشرفت کمک کند، آنها از ناآگاهی ما بسیار آگاه هستند. بنابراین وقتی این اطلاعات را منتقل می‌کنند و با سفینه‌های خود فرود می‌آیند، می‌دانند که ما آنها را مانند خدایان خواهیم دید. می‌دانند که ادیان تأسیس خواهند شد و می‌دانند که این به ندرت به چیزی خوب منجر می‌شود. که هزاران دین شکوفا خواهد شد که همه آنها از همان رویداد نشأت گرفته‌اند. وقتی آنها روی زمین فرود آمدند. بنابراین فضانوردان از قبل این را می‌دانند. حتماً. چگونه؟ چون آنها خودشان همین فرآیند را طی کرده‌اند. بسیار خب. پس ما آنها هستیم. آنها در نظریه شما ما هستیم. بله. بسیار خب. و این همان چیزی است که مثلاً مسیحیت می‌گوید. «به صورت ما خلق شده‌ایم.» بله. چون از دیدگاه من. شما بچه دارید؟ بله. بله. چرا آنجا دارید؟ چون درست احساس می‌شد. من نسبتاً جوان بودم که پدر شدم، بنابراین درست احساس می‌شد. ایجاد یک زندگی بر اساس عشق. این یک عمل عشقی است که یک زندگی ایجاد کنی و از آن زندگی مراقبت کنی و به نوعی به آن انسان شرایط بهتری نسبت به خودم بدهی. بله. بله. آیا می‌گویید که غریزه بچه‌دار شدن، از نظر ژنتیکی برنامه‌ریزی شده است؟ با احتمال زیاد. بله. بله. آن روزی که انسان بتواند در کیهان به سیاره‌ای جدید سفر کند، فکر می‌کنید اولین کاری که وقتی روی آن سیاره فرود می‌آییم انجام می‌دهیم چیست؟ بچه‌های زیادی به دنیا می‌آوریم. دقیقاً. ما یک تمدن را راه‌اندازی خواهیم کرد. نمی‌توانیم جلوی آن را بگیریم. کاملاً غیرممکن است. ما همین الان هم در آزمایشگاه‌های ژنتیک این کار را انجام می‌دهیم. و چه تعداد در آسمان رخ می‌دهد که ما هرگز از آن مطلع نمی‌شویم، فقط خدا می‌داند. اولین کاری که انجام خواهیم داد، راه‌اندازی یک تمدن است. ما روی این سیاره فرود خواهیم آمد در میان فرزندانمان، به آنها قوانین زیادی خواهیم داد. می‌دانید چیست؟ ما این کار را خودمان انجام دادیم. این در بسیاری از نقاط به جهنم خواهد رفت. بسیار خب. این ده چیز اساسی است. به آنها پایبند باشید. اگر این کار را بکنید، تمدن فوق‌العاده‌ای خواهید داشت. وقتی شروع به انحراف می‌کنید، به جهنم می‌رود. و این همان چیزی است که فکر می‌کنم برای ما اتفاق افتاده است. بله. در بسیاری از نقاط. بنابراین این فضانوردان باستانی، ما هستیم. ما به خودمان باز خواهیم گشت تا نوعی والدین باشیم و قوانین و اصولی را برای سازماندهی خود در نوعی همکاری مدنی ارائه دهیم. بسیار خب. سرپرست. دقیقاً. و سپس ما همچنین می‌دانیم که نسخه‌های نابالغ خودمان، یعنی ما به عنوان کودکان، به همه این قوانین گوش نخواهیم داد. ما اشتباه خواهیم کرد. و این بخشی از فرآیند است. بله. درست است. بسیار خب. و چگونه به این نتیجه رسیدید که این همان داستانی است که باید این شکاف را با آن پر کنید؟ چون وجود دارد. من می‌توانم ببینم که شما به کدام شکاف اشاره می‌کنید. چرا فکر می‌کنید که این شکاف را با این داستان پر کرده‌اید؟ چون می‌توان توضیحات مختلفی برای اینکه چرا این سیل بزرگ در بسیاری از داستان‌های مختلف نمایندگی شده است، ایجاد کرد. چرا انسان یک جهش کوانتومی مدنی و تکنولوژیکی در ۳۰۰ سال انجام داد؟ آن اطلاعات و داده از کجا آمد؟ منظور ما از آسمان و جهنم چیست؟ نمادین است یا تحت‌اللفظی؟ چیزهایی برای گفتن در مورد آن وجود دارد. حفاری مادی به شکل باستان‌شناسی. حفاری نمادین بر اساس اسطوره‌شناسی. اینکه کسانی که به یاد می‌آورند، می‌دانید، برندگان تاریخ را تعیین می‌کنند. و همه اینها. چیزهایی برای گفتن در مورد نقص ما در توضیح اینکه ما چه کسانی هستیم و از کجا آمده‌ایم، به عنوان یک شکاف وجود دارد. چرا فکر می‌کنید که شما دقیقاً این داستان را برای پر کردن این شکاف پیدا کرده‌اید؟ نظریه فضانوردان باستانی؟ چون این همان چیزی است که من معتقدم. من معتقدم که این تنها گزینه است. وقتی متون را تحت‌اللفظی می‌خوانم. چرا؟ بله. چه کسانی دیگری از آسمان پایین آمدند؟ من نمی‌دانم. اما کنجکاوم. بله. من فکر می‌کنم و چرا اگر کنجکاو بمانم و ندانم که داستان چیست؟ نه. پس امکانی برای توضیحات بیشتر یا داستان‌های مختلف در آن شکاف وجود دارد. و کنجکاوی من در حال حاضر با شما این است که چرا فکر می‌کنید این داستان با درام «فضانوردان باستانی» نظریه شما شد؟ قبل از اینکه به آن پاسخ دهم، این هم هست. جنبه‌های مختلفی در این وجود دارد. اردوگاه‌های مختلفی در این نظریه وجود دارد، البته. برخی معتقدند که این خدایانی که پایین آمدند از یک تمدن قبلی هستند که از سیل جان سالم به در برده‌اند. آنها فناوری و دانش باقی‌مانده داشتند. یک فاجعه رخ داد، یک فاجعه جهانی، و بخش بزرگی از بشریت را پاک کرد. بنابراین این مردم پیشرفته دوباره فرود می‌آیند و تمدن خود را دوباره راه‌اندازی می‌کنند. این نظریه آتلانتیس است یا گراهام هنکاک و رندل کارلسون. این شخصیت‌ها که در حال حاضر خیلی مورد انتقاد قرار می‌گیرند. بله. درست است. به خصوص وقتی صحبت از هنکاک می‌شود، او در حال حاضر یک سریال بسیار محبوب در نتفلیکس دارد. چون او در زمان‌بندی استثنایی منتشر می‌شود. «آخرالزمان باستانی». هم بازخورد بسیار مثبت و هم تمجید دریافت کرده است، اما بسیاری نیز با رویکرد او در نوشتن آن بسیار مخالف هستند. حتماً. و او به این عادت کرده است. او سال‌هاست که این همه انتقاد را تحمل کرده است. بله. و آنچه من در مورد هنکاک عجیب می‌دانم، من سال‌هاست که هنکاک را می‌خوانم، و بارها. ما یک پیرمرد داریم که تاریخ را تفسیر می‌کند، دیدگاه خود را از آن ارائه می‌دهد و مردم عصبانی می‌شوند و می‌خواهند او را از نتفلیکس حذف کنند چون او آنچه را که می‌بیند تعریف می‌کند. و سپس می‌توان کمی توطئه‌آمیز شد. فکر می‌کنم چرا آنها این کار را می‌کنند؟ این کاملاً بی‌ضرر است. چرا باید این مرد را از نتفلیکس حذف کنید؟ او آن را با شواهد پشتیبانی می‌کند. او به آن اعتقاد دارد. او توضیح می‌دهد که چرا فکر می‌کند اینطور است. آیا او می‌گوید این یک نظریه است؟ یا می‌گوید: «اینطور است.» در واقع. او در نتفلیکس بسیار سبک‌بار است. او عبارات خود را در این سریال انتخاب کرده است. که مجبور است این کار را بکند چون مردم خیلی از او عصبانی می‌شوند. من نظریه فضانوردان را انتخاب کرده‌ام، یعنی موجودات فضایی، چون وقتی متون را می‌خوانم، می‌خواهم باور کنم که اینطور است. این همان چیزی است که من می‌خواهم باشد. این عمدتاً بر اساس… این همان چیزی است که من امیدوارم باشد. و سپس سعی می‌کنم توضیح دهم که چرا فکر می‌کنم اینطور است. اما من بسیار دقیق هستم که بگویم این تفسیر من است. به آنچه شما باور دارید اهمیت نمی‌دهم. نظریه‌های خودتان را بسازید. اما آنچه من واقعاً می‌خواهم به شما بگویم این است که آنچه به شما آموخته‌اند درست نیست. و هنکاک نیز یکی از آنهاست. گروه دیگری نیز وجود دارند که این کار را انجام می‌دهند. و به نظر من این یک چیز است که بگوییم: «اینطور که فکر می‌کنید نیست.» شکاک باشید. انتقادی فکر کنید. نظر خودتان را شکل دهید. و من این را در پادکست‌های شما می‌شنوم. شما الان هم می‌گویید: «به داستان من به عنوان حقیقت گوش ندهید. این نظریه من است.» و همزمان، من کنجکاو می‌شوم که چرا امیدوارید اینطور باشد. این به شما چه می‌دهد؟ اگر به دینی تعلق داشته باشید، منتظر هستید کسی بیاید و ما را نجات دهد. کسی بیاید، عیسی یا خدایی، شکلی از خدا، بیاید و رستگاری را بیاورد. آنها می‌آیند و قدرت را پس می‌گیرند و همه آشفتگی‌هایی را که ما به عنوان بشریت ایجاد کرده‌ایم، از بین می‌برند. اینطور فکر نمی‌کنم کار کند. تصویر من این است که اگر نظریه من درست باشد، به این معنی است که همه تمدن‌های موجود باید این مراحل را از طریق هرج و مرج طی کنند. ما باید اشتباه کنیم. باید به جهنم برود. بارها و بارها تا زمانی که تعداد کافی از مردم شروع به درک کنند که هیچ نجات‌دهنده‌ای نخواهد آمد. ما خودمان باید این کار را انجام دهیم. این تمدن ماست و ما باید از تمدن مراقبت کنیم و آن را بسازیم همانطور که می‌خواهیم. بنابراین فکر می‌کنم تنبلی است که به ادیان تکیه کنیم. می‌خواهم به مردم بگویم که نه، این تمدن ماست. کمکی نخواهد آمد. هیچ موجود فضایی نخواهد آمد. هیچ خدایی نخواهد آمد. ما باید این را خودمان درست کنیم. و ما باید خودمان را خیلی بالا بکشیم تا از این آشفتگی که در بسیاری از نقاط در آن گیر افتاده‌ایم، خارج شویم. حالا، حالا دیگر متوجه نمی‌شوم. چون شما می‌گویید که کسی نمی‌آید و هیچ موجود فضایی هم نمی‌آید. چگونه این را با هم تطبیق می‌دهید؟ خب، وقتی در مورد ufology، که به سوئدی ufology نامیده می‌شود، تحقیق می‌کنید، ما تعداد بسیار زیادی از افراد عالی‌رتبه در جامعه داریم که به ما می‌گویند که یک فدراسیون کهکشانی وجود دارد. چند مثال می‌زنم. وزیر دفاع سابق کانادا، در اواخر عمرش، وقتی نزدیک مرگ بود، تصمیم گرفت که صحبت کند. بنابراین او در تعدادی مصاحبه شرکت کرد. در یوتیوب موجود است. اگر جستجو کنید. نام او را به خاطر نمی‌آورم. وزیر دفاع سابق کانادا. بله. او در چند پادکست شرکت کرد. این من را کنجکاو می‌کند. می‌توانیم کمی جستجو کنیم. بله. او می‌گوید که اکنون، یک بار دیگر، پل هلگر. خیلی ممنون. پل هلگر. پاول هلگر. او همچنین وزیر دفاع سابق اسرائیل را جستجو کنید. این دو نفر تصمیم می‌گیرند که در اواخر عمرشان چیزهایی را بگویند که نباید بگویند. اما آنها اکنون می‌گویند: «یک جامعه کهکشانی وجود دارد. تعداد معینی نژاد فضانورد که با هم در آنچه من می‌توانم یک سازمان ملل کهکشانی بنامم، متحد شده‌اند. بشریت به این جامعه خوش آمد گفته نمی‌شود. دلیل اینکه ما خوش آمد گفته نمی‌شویم این است که ما بسیار ابتدایی و مخرب هستیم.» وزیر دفاع اسرائیل نیز همین را می‌گوید. و این فقط دو مثال است. می‌توانم ۱۰۰ نفر دیگر را لیست کنم. این همان چیزی است که اگر شروع کنید، پیدا می‌کنید. اما آیا بسیاری از آنها وزرای دفاع سابق هستند؟ بله. ما سه نفر داریم. یک بریتانیایی، یک کانادایی و یک اسرائیلی. اینها افرادی هستند که در سطوح بسیار بالایی بوده‌اند. فعالیت‌های بسیار ابتدایی. و وقتی در آن نزدیکی مرگ قرار می‌گیرید، دیگر برایتان مهم نیست که این چه معنایی برای شهرت شما خواهد داشت یا چیز دیگری. نه. اما اگر انتقادی فکر کنم و سعی کنم آن را بچرخانم، فکر می‌کنم این نیز یک روایت است. این یک روایت است. این تبلیغات است. این را نیز باید در نظر گرفت. این اولین فکر من همیشه وقتی چیزی شبیه به این می‌شنوم، این است که چرا این را می‌گویند؟ چرا وزیر دفاع سابق اسرائیل اکنون همین را می‌گوید؟ او کتابی منتشر می‌کند که در آن همه اینها را توصیف می‌کند. اولین فکر من این است: چرا؟ چه چیزی را می‌خواهند فریب دهند؟ چون اسرائیل، آنها قبلاً خیلی با تبلیغات سر و کار داشته‌اند. و آنها چه چیزی را می‌خواهند فریب دهند؟ زیرا همزمان با این، بحث در مورد UFO و موجودات فضایی جدی گرفته شده است. این حدود دو و نیم سال پیش اتفاق افتاد. سپس آنها ۷۰ سال به همه ufologists خندیدند. سپس از Roswell 47 و همه اینها. آنجا افراد کاملاً دیوانه بودند. همه مطبوعات این را می‌گفتند. سپس دو و نیم سال پیش، این موضوع یک شبه تغییر کرد. همه ما که در این موضوع بودیم و آن را دنبال می‌کردیم، کاملاً شوکه شدیم وقتی تلویزیون ۴ شروع به صحبت در مورد آن به عنوان یک موضوع جدی کرد. تلویزیون ۴ فقط یک مثال بود. همه رسانه‌های بزرگ یک شبه این موضوع را مطرح کردند. انگار کسی دستور داده بود. دکمه‌ای را فشار دادند و گفتند: «فردا شروع به صحبت جدی در مورد این موضوع می‌کنیم.» این اتفاق در سراسر جهان رخ داد. بنابراین اکنون ما ایستگاه‌های خبری آمریکایی داریم که تقریباً هر هفته به این موضوع می‌پردازند و فقط تغذیه می‌کنند. اما آنچه آنها همیشه می‌گویند این است: «تهدید بالقوه.» آنجا می‌توانید تماشاگران و دنبال‌کنندگان را نیز دنبال کنید. کانال‌های خبری یوتیوب و پخش‌های آنها را در مورد موجودات فضایی و UFOها جستجو کنید. آنها همیشه می‌گویند که حریم هوایی را نقض می‌کنند، انگار که برایشان مهم است. اما در حال حاضر، این فضانوردان به عنوان یک تهدید بالقوه معرفی می‌شوند. کسی دکمه‌ای را فشار می‌دهد و یک شبه همه در مورد این موضوع جدی‌تر از قبل صحبت می‌کنند. و آنها به نوعی سازماندهی کرده‌اند. چه کسانی هستند؟ چه کسانی منظور شماست؟ این بستگی به این دارد که شما به کدام ایدئولوژی تعلق دارید. اما همانطور که من امروز می‌بینم، بدون شک گروهی از بازیگران وجود دارند که کل صنعت رسانه را کنترل و هدایت می‌کنند. چه کسانی؟ این گروهی از خانواده‌ها هستند. و اگر این در را باز کنیم، این پادکست مسیر کاملاً متفاوتی خواهد داشت. بسیار خب. پس ما به آنجا خواهیم رفت. شما مجبور خواهید بود اینجا را به عنوان تئوری توطئه لیست کنید. فکر می‌کنم همین الان هم آنجا هستیم. و کسانی که می‌خواهند آن را تفسیر کنند و با آن بدوند، می‌توانند این کار را انجام دهند. فکر می‌کنم این در برای بسیاری از افراد از قبل بسته شده است. بسیار خب. پس ما اینطور پیش می‌رویم. ما امتحان می‌کنیم. بسیار خب. و من کنجکاوم که کل این منطق و داستان را که شما از آن حمایت می‌کنید، به عنوان نظریه خودتان درک کنم. پس ادامه دهید. از ابتدا شروع کنیم. اگر مثلاً انجیل را بخوانید، آدم و حوا را در باغ عدن دارید. دو نفر اول. بله. طبق آنها، آنها آنجا می‌چرخند. هنوز آنجا هستند. دقیقاً. آنها آنجا می‌چرخند و به طور کلی خوب زندگی می‌کنند. متوجه شدید؟ متوجه شدم. آنها نیز برهنه هستند. بله. تا اینکه یک روز یک مارمولک ظاهر می‌شود و سیب تعارف می‌کند. بنابراین آدم و حوا ناآگاه و نگران همه چیز هستند. حوا اول سیب را می‌خورد، سپس آدم نیز همین کار را می‌کند. او از این مارمولک خوشش می‌آید و سیب تعارف می‌کند. وقتی این را می‌گویید، خیلی بامزه می‌شود. ببخشید. آیا این باید مشکلی باشد؟ آنچه اتفاق می‌افتد وقتی سیب را می‌خورند این است که آنها آگاه و نوآور و خجالتی می‌شوند. دقیقاً. آنها از یک فرد شبیه به میمون به آنچه امروز انسان می‌نامیم، می‌روند. بنابراین تفسیر من این است که آن سیب دستکاری ژنتیکی بود. یک فضانورد آدم و حوا را بر اساس تصویر خود خلق کرده بود. یک موجود مارمولک‌مانند روی زمین فرود می‌آید، با DNA آنها بازی می‌کند. حالا لازم نیست دقیقاً آدم و حوا باشند، اما آنها انسان‌های موجود را می‌گیرند، اساس آن را می‌گیرند و DNA خود را اضافه می‌کنند که DNA مارمولک است. و این چیزی است که من سعی کرده‌ام در حسابم خیلی نشان دهم و کمی در پادکست هم در مورد آن صحبت کرده‌ام. مارمولک‌ها در سراسر تاریخ بشریت فراوان هستند. آنها همه جا در سازه‌های بنایی هستند. همیشه مارمولک‌ها در این افسانه‌های لعنتی حضور دارند. مارمولک‌ها و غول‌ها. این همان چیزی است که اتفاق می‌افتد. مردم اکنون شروع به درک آن می‌کنند، چون با من همراهی می‌کنند، چقدر رایج است که مارمولک‌ها همه جا هستند. آنها در همه قاره‌ها تصویر شده‌اند. همه جا مارمولک‌ها هستند. بنابراین در این نظریه من، یک نژاد فضانورد وجود داشت که انسان را بر اساس آنچه فکر می‌کردند چگونه کار کند، از نظر ژنتیکی خلق کرد. سپس موجود دیگری، نژاد دیگری از فضانوردان وارد می‌شود و DNA خود را بر اساس تصویر خود اضافه می‌کند. بنابراین اکنون ما یک نژاد از انسان‌ها روی زمین داریم که اساساً یک نژاد فضانورد هستند که سپس DNA مارمولکی خود را به آنها اضافه کرده‌اند. چیزی که من نیز معمولاً به آن اشاره می‌کنم، تعداد ادیان است که مارمولک‌ها در تاریخ هستند. آنها نیز بسیار زیاد هستند. و سپس معمولاً در مورد اژدهایانی که از آسمان پایین می‌آیند، صحبت می‌شود. اژدهایان آتش‌افشان از آسمان. این نماد آتش بسیار است. بله. اما از دیدگاه من نسبتاً ساده است. زیرا در آن زمان هیچ مرجعی برای لامپ وجود نداشت. مراجع برای چیزی که می‌درخشید، آتش، ستاره و خورشید بود. بنابراین هر چیزی که برای این مردم می‌درخشید، آتش بود. بنابراین چیزهای آتش‌افشان از آسمان پایین می‌آیند که شبیه اژدها هستند، طبق گفته این انسان‌های اولیه. آنها طبق گفته برخی مهربان هستند و طبق افسانه‌های دیگر بسیار وحشتناک. بنابراین به نظر می‌رسد که آنها کمی دمدمی مزاج بوده‌اند. بنابراین از دیدگاه من، اکنون که به آن نگاه می‌کنم و فقط یک نتیجه‌گیری مدرن می‌گیرم، من آن را یک جنگ ژنتیکی بر سر انسان‌ها می‌بینم. این همان چیزی است که من سعی می‌کنم در این نظریه نیز بگنجانم. درست است. و سپس ما به این گروهی که رسانه‌ها را کنترل می‌کنند، بازمی‌گردیم. من ادعا می‌کنم که گروهی از خانواده‌ها روی زمین وجود دارند که می‌دانند نوادگان مستقیم آن موجود مارمولکی هستند. این همان چیزی است که ما می‌بینیم. ما تئوری‌های توطئه بی‌شماری داریم که در مورد ملکه انگلیس و بسیاری دیگر از افراد مشهور به عنوان مارمولک در یک راه فرهنگی به تصویر کشیده می‌شوند. و دیوید آیک یکی از بزرگترین تئوریسین‌های توطئه است که این ایده را مطرح کرده است. این دقیقاً به این شکل نیست که من به آن نگاه می‌کنم. این از دیدگاه او بسیار دراماتیک است. از دیدگاه من بسیار ساده‌تر است. من معتقدم که ما گروهی از خانواده‌ها روی زمین داریم که می‌دانند نوادگان مستقیم اولین انسان‌ها هستند. و به همین دلیل است که حفظ خون در این خاندان‌ها و خانواده‌ها بسیار مهم بوده است. زیرا آنها مجبور بوده‌اند و همیشه مجبور بوده‌اند با پسرعموهای خود و چیزهایی از این قبیل ازدواج کنند تا این خط خون را پاک نگه دارند. و سپس من به این فکر می‌کنم که چرا شما و من فکر نمی‌کنیم این مهم است؟ چرا فقط آنها؟ و از نظر تاریخی، همه در مورد خون سلطنتی و خون آبی شنیده‌اند. و من می‌گویم که برداشت‌های غلط زیادی در مورد آن وجود دارد. اما در اصل، این یک حقیقت است. و این خانواده‌ها نوادگان این مارمولک‌ها هستند. حال چه مارمولک باشند یا نه، اینگونه نیست که من به آن نگاه می‌کنم. آنها آن را به عنوان مارمولک تجربه کردند. سوال این است که چرا؟ چون آنها نیز به عنوان مارمولک تصویر شده‌اند. تصاویر زیادی وجود دارد. من آنها را در حساب اینستاگرامم نیز نشان می‌دهم. با ویژگی‌های واضح مارمولک. که اکنون سعی می‌کنند از موزه‌های مختلف پنهان کنند. و چیزهایی از این قبیل. آنها سعی می‌کنند پنهان کنند. وقتی می‌گویم آنها، منظورم این خانواده‌ها هستند. بسیار خب. بنابراین خانواده‌ها سعی می‌کنند مارمولک‌ها را در موزه‌ها پنهان کنند. چگونه؟ حالا ما این را از ابتدا مرور می‌کنیم. این خانواده‌ها تقریباً همه چیز را روی زمین دارند و سال‌هاست که این کار را انجام داده‌اند. آنها بسیاری از پایه‌های تمدن ما را تأمین مالی کرده‌اند. از آموزش گرفته تا تحقیق، مراقبت‌های بهداشتی، تا مؤسساتی که تاریخ ما را می‌سازند. آنها بخش بزرگی از بسیاری از حفاری‌های عجیب را تأمین مالی کرده‌اند، مانند مصر. از طریق صندوق‌های مختلف که نباید به آنها مرتبط باشند. آنها پول بسیار زیادی دارند. و آنها همچنین بزرگترین مجموعه‌های خصوصی جهان را دارند. وقتی صحبت از مصنوعات قبل از تاریخ می‌شود. آنها می‌توانند بازار را از این اشیاء پاک کنند. فقط برای روشن کردن یک نکته، تا بفهمم. بنابراین دو گروه مختلف از فضانوردان وجود دارد، همانطور که شما می‌بینید؟ یک گروه، این خدایان که به ما داده و فناوری می‌دهند. و سپس یک گروه دیگر، فضانوردان مارمولک؟ بله. که دستور کار دیگری دارند. بنابراین در واقع دو گروه مختلف وجود دارد، همانطور که شما می‌گویید؟ دقیقاً. و اینها هزاران سال است که این کار را انجام می‌دهند؟ بله. از زمان آغاز تاریخ. خیلی قبل از اینکه فکر کنیم انسان‌ها روی زمین وجود داشته‌اند. بنابراین این گروه اول، که می‌توانیم آنها را والدین ما بنامیم، کسانی که می‌خواهند نوعی تربیت به ما بدهند، اما می‌دانند که ما بارها و بارها اشتباه خواهیم کرد، اما با ما صبور هستند که ما این کار را به روش خودمان انجام دهیم و بزرگ شویم و همه اینها. مانند اینکه کل بشریت یک کودک است که سپس بالغ می‌شود و به نوعی با کمک این والدگری کم‌اثر و بسته‌های داده کوچک و فایل‌های فشرده، قوانین و اصولی را به ما می‌دهد تا با آنها پیشرفت کنیم، اما همچنین اجازه می‌دهیم اشتباه کنیم. و گاهی اوقات از دست می‌دهند، عصبانی می‌شوند. بنابراین پدر فریاد می‌زند و ما کمی می‌ترسیم و ادامه می‌دهیم. این گروه اول است. و گروه دوم دستور کار متفاوتی دارد که خود را در سازمان‌ها و شرکت‌ها و کنسرسیوم‌های مختلف که چیزی را اینجا هدایت می‌کنند، نشان می‌دهد. برای انجام چی؟ دستور کار آنها چیست؟ منظور شما چیست؟ آنها برای کنترل بشریت می‌جنگند. والدین ما فکر می‌کنند که ما باید آزاد باشیم. و دومی، کمتر خوب، می‌خواهد که ما قطعاً آزاد نباشیم. و این نیز به عنوان یک نخ قرمز در پادکست من ادامه دارد. زیرا من احساس نمی‌کنم که ما در آزادی زندگی می‌کنیم. فکر می‌کنم این یک شبکه کنترل است. که من معتقدم به طرز درخشانی طراحی شده است. و این چیزی نیست که به سادگی اتفاق افتاده باشد. این یک شبکه است که به طور استراتژیک و بسیار هدفمند ساخته شده است تا دقیقاً یک نوع زندان برای بشریت ایجاد کند. بنابراین از دیدگاه من، آنها دیدگاه‌های متفاوتی در مورد اینکه بشریت را به چه چیزی می‌خواهند، دارند. و این مارمولک‌ها چه می‌خواهند؟ چرا می‌خواهند ما را کنترل و زندانی کنند؟ فکر می‌کنم آن برنامه، آن فکر در طول زمان تغییر کرده است. فکر می‌کنم در ابتدا… فکر می‌کنم موضوع قلمرو در کیهان است. همانطور که قبلاً گفتم، وقتی به سطح معینی از بلوغ می‌رسیم، ما فضاپیماهای سرنشین‌دار را برای راه‌اندازی زندگی در سیاره‌ای دیگر خواهیم فرستاد. و این، مانند امروز روی زمین، یکی از رایج‌ترین دلایل جنگ خواهد بود. قلمرو و دین. فکر می‌کنم این تغییر نخواهد کرد، حتی اگر ۵۰۰۰ سال به جلو برویم. قلمرو همچنان مرتبط خواهد بود، حتی در کیهان. در حال حاضر، ما نمایش کاملی با زمین کوچک خود داریم، اما اینطور نخواهد بود. در آینده، ما می‌خواهیم امپراتوری خود را گسترش دهیم، زیرا این نیز در ما وجود دارد. و سپس به جناح‌های مختلف فضانوردان می‌پیوندید. شما در انجمن‌های مختلف یا گروه‌های مختلف پذیرفته می‌شوید. و سپس از دیدگاه من، چندین مورد وجود دارد. و از دیدگاه ما، می‌توانیم به آن به عنوان عینی تاریک یا عینی روشن نگاه کنیم. سپس بستگی به بیننده دارد که تصمیم بگیرد چه چیزی تاریک و چه چیزی روشن است. و من در این مرحله می‌دانم که همه چیزهایی که می‌گویم، مردم می‌گویند: «واقعاً جدی می‌گویی؟ به این باور داری؟» و من واقعاً این کار را می‌کنم. و من از آن عبور می‌کنم. این دیگر خیلی سخت نیست. اما بله، اینگونه آن را تفسیر می‌کنم. سپس در بسیاری از نقاط اشتباه خواهم کرد. اما این چارچوب من است. این یک مبارزه بین فضانوردان مختلف است. فکر نمی‌کنم فقط دو نفر باشند. فکر می‌کنم بیشتر هستند. چگونه این یک دین نیست؟ دقیقاً. این یک سوال بسیار مهم است. این بسیار شبیه به آن است. شما می‌گویید که یک داستان خلقت دارید. این شامل تمام عناصر یک دین است. دقیقاً. زیرا در نهایت، این همان چیزی است که همه ادیان بر اساس آن بنا شده‌اند. در نهایت، این خواننده کتاب است که تصمیم می‌گیرد به آن باور داشته باشد یا نه. و من متعلق به گروهی از مردم هستم که معتقدند ما باید کمتر مذهبی باشیم. و اگر آن چرندیات را با یک مرد روی ماه یا مردان عجیب و غریب حذف کنید، این یک تمدن است که به سطح معینی رسیده است که فقط می‌خواهد گسترش یابد، دقیقاً همانطور که شما می‌خواستید فرزندان خود را داشته باشید. این فقط تکامل است. این همان کاری است که انجام خواهیم داد. نمی‌توانیم جلوی آن را بگیریم. ما در مورد اینکه چگونه آن را انجام دهیم یا نه، بحث خواهیم کرد. سپس در مورد اینکه چه چیزی به این تمدن‌ها بدهیم، بحث خواهیم کرد. بنابراین برای من، هیچ چیز الهی در این وجود ندارد. من همچنین فکر نمی‌کنم که این فضانوردان باید پرستش شوند. بلکه آنها را والدین خود می‌بینم. شما گفتید که این داستان، این نظریه، یک کارکرد درمانی برای شما دارد. و شما امیدوارید که اینطور باشد. فکر می‌کنم چیزی برای گفتن در مورد ارتباط بین اینکه شما امیدوارید اینطور باشد و اینکه این برای شما درمانی بوده است، وجود دارد. حتماً. شما مطمئناً با این آشنا هستید. اما اگر بگوییم که در یک موضوع خاص قرار می‌گیرید، هر موضوعی. می‌تواند در مورد پرش با اسب باشد. می‌تواند در مورد کاربراتور ماشین باشد. هیچ ایده‌ای ندارم. مهم نیست موضوع چیست. شما باید در مغز خود پردازش کنید که چگونه این اتفاق می‌افتد. ماشین چگونه ساخته شده است؟ کجا می‌رود؟ آیا دو نسخه متفاوت وجود دارد؟ و سپس باید دیدگاهی را شکل دهید. می‌توانید پنج سال در اتاق خود بنشینید و در مورد اینکه ماشین چگونه کار می‌کند، فکر کنید. یا می‌توانید تصمیم بگیرید که دیدگاه خود را با اطرافیان خود به اشتراک بگذارید. «ماشین کار می‌کند، بچه‌ها. می‌دانید چیست؟ لاستیک اینجا قرار دارد.» این همان کاری است که من انجام می‌دهم. همزمان که افکار خودم را تجزیه و تحلیل می‌کنم و ساختار می‌دهم. مجبور می‌کنم خودم را… بله، چگونه به این موضوع نگاه می‌کنید؟ همزمان می‌گویم که این همان چیزی است که امروز باور دارم. اگر پنج سال دیگر اینجا بنشینیم و من دو کتاب دیگر منتشر کرده باشم، ممکن است چیز دیگری فکر کنم، بر اساس اینکه دوباره فکر کرده‌ام. و این زمانی است که شما خود را در یک حقیقت قفل می‌کنید که من خطرناک می‌دانم. و به چه معنا درمانی است؟ چه چیزی را پردازش می‌کنید؟ این احساس را فکر می‌کنم بسیاری از مردم می‌شناسند. آنها با احساس دائمی زندگی می‌کنند که چیزها درست نیستند. چیزها اشتباه هستند. من با اطمینان می‌دانم که بسیاری از مردم امروز اینطور فکر می‌کنند، زیرا آنها به طور مداوم با من تماس می‌گیرند. و سپس آنها با احساس دائمی زندگی می‌کنند که این درست نیست، این حقیقت ندارد، بدون اینکه بتوانند دقیقاً بگویند چه احساسی دارند و چه فکری می‌کنند. و سپس متوجه شده‌ام که حساب من و آنچه من انجام می‌دهم تا حد زیادی در مورد چیز دیگری نیز هست. این یک کارکرد درمانی است. زیرا بسیاری از مردم دیدگاهشان در سال‌های اخیر تغییر کرده است. آنها در مورد اینکه اوضاع چگونه است، دوباره ارزیابی کرده‌اند. و وقتی چیزی را که هویت خود را بر آن بنا کرده‌اید، از بین می‌برید، بسیار آسیب‌پذیر می‌شوید. به راحتی احساس سردرگمی می‌کنید. نمی‌دانید واقعاً چه کسی هستید. اگر پلتفرم رسانه‌ای شما را از شما بگیرند، شما چه کسی هستید؟ فکر جالبی است. شما مشکل این است که تمام زندگی خود را در این پروفایل رسانه‌ای قرار ندهید. دقیقاً. این خطرناک است. چون وقتی حذف می‌شوید یا هر اتفاقی می‌افتد، خودتان را آویزان خواهید کرد. و این همان کسانی هستند که این کار را انجام داده‌اند. بنابراین من می‌خواهم… من بسیار دقیق هستم که بگویم: «این نباید دین جدیدی شود. هویت خود را در آن نسازید.» به چه کسی می‌گویید؟ من به پیروانم می‌گویم، از جمله. فکر کردم اول به خودت می‌گویی. دقیقاً. این همان چیزی است که قبلاً در زندگی من اتفاق افتاده است. من شخصیت خود را بر اساس آنچه انجام می‌دهم بنا کرده‌ام. که از دیدگاه امروزی کاملاً دیوانه‌وار است. اما آن زمان اینطور بود. بسیار انسانی بود. اگر این را بردارید، چه کسی هستید؟ اگر نوازنده باشید، اگر شرکتی بسازید که برای آن زندگی کرده‌اید، چه کسی هستید وقتی آن از بین می‌رود؟ به پاندمی نگاه کنید. بسیاری از نوازندگان. من موسیقی ساخته‌ام و زیاد با هنرمندان و نوازندگان و گروه‌ها وقت گذرانده‌ام و در آن دنیا بوده‌ام. و از دوستانم که نوازندگان حرفه‌ای هستند شنیده‌ام که در طول پاندمی، وقتی فرصت نواختن به عنوان نوازنده زنده و تور رفتن از بین رفت، بسیاری از آنها دچار نوعی افسردگی، بحران وجودی شدند. من کی هستم حالا که نمی‌توانم گیتار بزنم یا آواز بخوانم؟ برخی به نجار مبلمان تغییر شغل دادند. یکی معلم موسیقی شد. در این سردرگمی هویت که شما نام بردید. من کی هستم حالا که نمی‌توانم گیتار بزنم یا آواز بخوانم؟ آیا باید کفش‌هایم را عوض کنم؟ آیا باید کسی جدید شوم؟ آیا باید هویت جدیدی داشته باشم تا این روح بزرگ را در آن جا دهم؟ یا باید سعی کنم فقط روان باشم، باز باشم، کفش جدیدی نداشته باشم یا هویت جدیدی نداشته باشم تا آن مسیر را طی کنم؟ این مسیر کاملاً متفاوتی است و رهایی‌بخش است. در حال حاضر تورم در نشانگرهای هویتی وجود دارد. از دیدگاه من. شما گیاه‌خوار هستید. شما میانه‌رو هستید. شما هستید و هستید. چه؟ می‌گویید گیاه‌خوار هستید و میانه‌رو رأی می‌دهید؟ آیا واقعاً؟ بله. این جستجوی مداوم برای منحصر به فرد و خاص بودن است. و ما آماده‌ایم تا به هر چیزی دست بزنیم. برخی ریش‌های خود را می‌تراشند، برخی موهای خود را می‌تراشند. خالکوبی می‌کنند. هر کاری که لازم است انجام می‌دهند تا احساس کنند. و همه اینها به ایگو بازمی‌گردد. و من که از بیرون می‌آیم و می‌گویم: «بسیار خب، شما تمام زندگی و شخصیت خود را بر اساس این حقیقت بنا کرده‌اید.» بله، اما اگر این را بخوانید، می‌بینید که بخش بزرگی از آن را بر اساس آن بنا کرده‌اید. بنابراین شما این را برمی‌دارید. و سپس مردم خیلی عصبانی می‌شوند. آنها از من هم خیلی عصبانی شده‌اند. من در ابتدا خیلی متعجب شدم. چرا عصبانی می‌شوید؟ من یک احمق هستم که فکر می‌کنم چیزهای زیادی. من آن را تفسیر می‌کنم. این همان چیزی است که من می‌بینم. چرا عصبانی می‌شوید؟ من نمی‌فهمم. اما امروز می‌فهمم. آنها تمام جهان‌بینی خود را بر اساس چیزی بنا کرده‌اند که من آن را تکان می‌دهم. و این همان چیزی نیست که من می‌خواهم. من به کسی آسیبی نمی‌رسانم. این همان چیزی نیست که من می‌خواهم. چون وقتی شروع به خواندن در مورد همه چیز می‌کنید، از نظریه‌های تکامل گرفته تا همه چیزهایی که امروز در زندگی روزمره خود به آن باور داریم، و فکر می‌کنیم این حقیقت دارد. و برای اولین بار چند سال است که حقیقت دارد. سپس می‌پرسید: «چگونه به این نتیجه رسیدید که این حقیقت دارد؟» اینها فکر می‌کنند. بسیار خب. آیا کسی هست که این را قبول نداشته باشد؟ بله، همه اینها. آنها نیز در ژنتیک کار می‌کنند. و این نوع چیزهاست. وقتی تعداد کافی از این موارد با هم جمع می‌شود، حقیقت ما حل می‌شود. برای من، اینطور است: «بسیار خب، هیچ کس تاریخ من را نخواهد ساخت. هیچ کس به من نخواهد گفت که از کجا آمده‌ام.» بنابراین ما خودمان آن را خواهیم ساخت. اما آیا ممکن است کسی تاریخ ما را ربوده باشد؟ چرا؟ چرا کسی تاریخ را می‌دزدد؟ چرا در مورد این دروغ می‌گویند؟ و این یک حفره خرگوش است. هرگز تمام نمی‌شود. من تا آخر عمرم به آن ادامه خواهم داد و تمام نخواهم کرد. چون مشکل این است که ما با ایگوهای خود از دانشگاه‌های خود بیرون می‌پریم و فکر می‌کنیم که همه چیز را می‌دانیم. شاید تا حدی درست باشد. اما ما چیزهایی را می‌دانیم که نمی‌دانیم. این همان چیزی است که امروز می‌بینم. کاملاً با شما موافقم. و من نیز کنجکاوم در مورد… بله، چهار حوزه وجود دارد. آنچه می‌دانم که می‌دانم. آنچه نمی‌دانم که می‌دانم. آنچه می‌دانم که نمی‌دانم. و آنچه نمی‌دانم که نمی‌دانم. و من نام آن پنجره را فراموش کرده‌ام. اما این یک مدل جالب برای دیدن لکه‌های کور خود و روایت‌های خود است. چه روایت‌هایی با آنها بزرگ شده‌ام؟ چه روایت‌هایی به من گفته شده است؟ به کدام‌ها باور داشته‌ام؟ و چه کارکردی داشته‌اند؟ چه درمانی و چه حتی وجودی؟ اولین بار که «ماتریکس» را دیدم ۱۶ ساله بودم. بسیار خب. بنابراین از سینما با دوستانم بیرون آمدم. دنیا در حال چشمک زدن بود. ذهن من منفجر شد. نه، منظورم این است که ذهن من تکه‌تکه شد و روی زمین افتاد. و احساس می‌کردم که نمی‌دانم چگونه خودم را دوباره جمع کنم. دقیقاً. من و دوستم دوباره داخل رفتیم. دوباره به این داستان نگاه کردیم. سپس بیرون رفتیم و بلیط‌های جدید خریدیم. همان روز سه بار آن را دیدیم. و سپس دوباره و دوباره و دوباره دیدیم. چون ما نیز با احساس دائمی نئو در «ماتریکس» زندگی می‌کردیم که چیزی اشتباه است. احساس می‌کنم در خانه نیستم. برخی این را به شکل تنهایی بیان می‌کنند. برخی فکر می‌کنند که آنها به سرپرستی گرفته شده‌اند. و راه‌های مختلفی برای پردازش این احساس عدم تعلق وجود دارد. بله. این نیز مهمترین چیز برای ماست که بشنویم. تعلق داشتن. احساس اینکه می‌توانیم بخشی از آن باشیم. بنابراین این چیز کوچکی نیست که در مورد آن صحبت می‌کنیم. در مورد اینکه چرا مردم اینطور واکنش نشان می‌دهند وقتی شما در مورد روایت‌های هویتی صحبت می‌کنید. این در مورد زندگی و مرگ است. حتماً. و مردم پرخاشگر می‌شوند. فکر می‌کنم به همین دلیل است. اما در طول این سال‌ها، من دائماً به این داستان بازگشته‌ام. داستان «ماتریکس». زیرا به نوعی به من زبانی برای آن احساس عدم تعلق یا اشتباه بودن یا این احساس ناآرامی و خارش داد که چیزی درست نیست. چیز بیشتری از این وجود دارد. و سپس این داستان کلماتی را به آن احساس داد. و سپس من از این داستان به عنوان نوعی عینک استعاری استفاده کردم. و سپس داستان‌های بیشتری از این دست را دیدم. «آه، اینجا را ببینید. «شبح در پوسته»، «شهر تاریک»، «آنها زندگی می‌کنند». اینها ارجاعاتی به این فیلم هستند. من یک معلم فلسفه فوق‌العاده داشتم که ما را نشاند و «ماتریکس» را تماشا کرد و بینگو فلسفی بازی کرد. «اینجا را ببینید. چه ایده‌هایی در اینجا ظاهر می‌شوند؟ اسطوره مسیح. افلاطون. هراکلیتوس.» «افلاطون را دنبال کنید. این حفره خرگوش است. هراکلیتوس را دنبال کنید.» بسیار خب. فرآیند پردازش بر اساس این چارچوب استعاری. یافتن استدلال‌های بیشتر، بلکه سرنخ‌های بیشتر که چرا اینطور بوده است. این برای من منطقی شد. این احساس می‌کرد که راهی برای تعلق داشتن است. کسانی که می‌فهمند این واقعیت نیست. کسانی که در مورد قرص قرمز و آبی صحبت می‌کنند. این یک جامعه شد. و بسیار مهم بود. یک نشانگر هویت دیگر. دقیقاً. بنابراین سوال من از شما این است که چگونه این داستان به یک نشانگر هویت برای شما تبدیل نمی‌شود؟ آگاهی از اینکه آن را در شخصیت خود قرار ندهید. این یکی از تحلیل‌های اساسی است. و من موافقت کردم چون می‌توانست اینطور باشد. که من اینجا می‌آیم. شما به آنچه من می‌گویم گوش نمی‌دهید. چون چیزی که من می‌گویم نیست. و ما یک گفتگو خواهیم داشت. این از دیدگاه من بسیار عجیب خواهد بود. شما سوالاتی از من می‌پرسید که از بیرون مطرح شده‌اند. و این اصلاً موضوع نیست. از دیدگاه من. و سپس اینطور می‌شود: «چرا آنها فقط در چمن کاخ سفید فرود نمی‌آیند؟» و چگونه باید با آن گفتگو روبرو شوم؟ چه کار باید بکنم؟ آیا باید یک سخنرانی سه ساعته داشته باشم و سپس شروع به صحبت کنیم؟ این بسیار عجیب خواهد شد. بنابراین من ترجیح می‌دهم ساکت بمانم و به چنین پادکستی نیایم. اینگونه به آن نگاه می‌کنم. چون آنچه من می‌گویم دقیقاً همان چیزی است که شما می‌گویید. من به سوال شما نیز پاسخ خواهم داد. این داستان قبلاً برای مردم به یک نشانگر هویت تبدیل شده است. مردم می‌پرسند: «آیا تی‌شرت دارید؟» آنها می‌خواهند نشان دهند که به این باور دارند. دقیقاً. و چیزهایی از این قبیل. بنابراین این یک مسیر تعادل در همه چیز است. من می‌خواهم مردم دوباره فکر کنند. من می‌خواهم مردم متفاوت نگاه کنند. همزمان، این نباید دین جدیدی شود یا به نوعی تئوری توطئه جدید. دقیقاً. چگونه باید با آنها روبرو شد؟ این پیروان من بودند که گفتند: «شما باید شروع به پادکست کنید.» من یک پادکست‌ساز لعنتی نیستم. نمی‌توانم این کار را انجام دهم. من با این آشغال‌ها سر و کار دارم. حوصله ندارم. پست‌های من را بخوانید. کتابی که منتشر می‌شود را بخوانید. آنها هر روز سر من فریاد می‌زنند. بسیار خب، شما یک پادکست خواهید داشت. و من خوشحالم که امروز این کار را کردم، چون خوب کار می‌کند. چون در ذهنم این بود که باید دائماً آنچه را که در مورد آن صحبت می‌کنم، تجسم کنم. چرا؟ این تصویر من بود که فکر می‌کردم مردم به آن نیاز دارند. من نمی‌توانم در مورد این سازه‌های بنایی که اغلب در مورد آنها صحبت می‌کنم صحبت کنم. پس فکر کردم: «چه؟ باید ساختمان را توصیف کنم؟» نه، من کل داستان را در مورد اینکه چگونه به آن نگاه می‌کنم، توصیف می‌کنم. و این رویکرد متفاوتی بود که از آن خوشحالم امروز. چون با کلمات هم خوب کار می‌کند. و این من را ملزم می‌کند که آن را به گونه‌ای فرموله کنم که شنونده به سادگی بفهمد. و مشکل این نظریه‌ها که من قبل از خودم دیدم این است که آنها به زبان سوئدی وجود ندارند. و من فکر می‌کردم که بیشتر مردم کتاب‌های انگلیسی می‌خوانند. و امروز می‌دانم که اینطور نیست. بسیار خب. چون فکر اولیه من این بود که آن را به زبان انگلیسی انجام دهم. نه، سوئدی مهم است. چون سوئدی‌ها می‌فهمند. این یک زبان کوچک است، یک کشور کوچک. یک بازار بسیار کوچک اگر بخواهید صحبت کنید. اما سوئدی برای سوئدی‌ها خوب است. و من فقط در سوئد این کار را انجام می‌دهم. و من احساس می‌کنم که… سوال شما چه بود؟ نه، اما چگونه مطمئن می‌شوید که این داستان به یک هویت جدید برای شما تبدیل نمی‌شود؟ که شما آن را قفل می‌کنید، شروع به فروش تی‌شرت می‌کنید و سپس نه تنها در اسطوره‌شناسی، بلکه در اقتصاد نیز قفل می‌شوید. دقیقاً. من… چون کاری را که شما اکنون توصیف می‌کنید، قبلاً در زندگی انجام داده‌ام و هویت را بر اساس آنچه انجام می‌دهم بنا کرده‌ام. بنابراین من بسیار دقیق بوده‌ام. و این یکی از دلایلی است که من نسبت به حضور در اینجا با شما تردید داشتم. این کی هستید؟ مهم نیست، می‌گویم. من یک فرد عادی هستم. زندگی‌ام را کرده‌ام. کارهایی را که مردم انجام می‌دهند، انجام داده‌ام. به آنچه من می‌گویم گوش دهید. به جای آن، سعی می‌کنم بگویم: «به آنچه من می‌گویم گوش دهید.» مردم این را بسیار عجیب می‌دانند. چون امروز همه سعی می‌کنند برندهای شخصی بسازند. من کاملاً علاقه‌ای به آن ندارم. من تمام تلاش خود را می‌کنم تا این کار را نکنم. اما آیا این خود یک برندسازی نیست؟ یک ضد برند نیز یک برند است. دقیقاً. این را حساب نکرده بودم. بله. و وقتی متوجه آن می‌شوید چه می‌کنید؟ کسانی که مرا می‌شناسند می‌دانند که من در مورد آن رنج می‌برم. من واقعاً علاقه‌ای به آن ندارم. و اکنون مردم شروع به پرسیدن می‌کنند: «آیا شما سخنرانی خواهید کرد؟» من می‌گویم: «آیا نمی‌توانید فقط به پادکست گوش دهید؟» نه، شما باید اینجا بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم. وقتی می‌خواهیم شما را بشنویم. بله. اما شما باید بیایید و سخنرانی کنید. اما به پادکست گوش دهید. این در نهایت X ساعت است. همه چیز توضیح داده شده است. چون اینطور نیست. چه می‌خواهید؟ چرا باید آنجا بیایم و صحبت کنم وقتی پادکست را شنیده‌اید؟ من این را نمی‌فهمم. پس دوباره به آنجا می‌رسیم. بله. اما ما می‌خواهیم بتوانیم سوال بپرسیم. من DM فرستادم. بنابراین من در آنجا پاسخ می‌دهم

print