شش هفته پس از آغاز جنگ و با وجود اعلام آتش‌بس میان آمریکا و ایران، برای هزاران ملوان و کارگر نفتکش‌ها در خلیج فارس هنوز چیزی تغییر نکرده است. بنا بر گزارش گاردین، بسیاری از کارکنان نفتکش‌ها که در نزدیکی تنگه هرمز متوقف مانده‌اند، از فرسودگی شدید روانی، اضطراب مداوم و ناتوانی از ادامه کار سخن می‌گویند. یکی از این دریانوردان گفته است که وضعیت به جایی رسیده که «کنترل اثر این شرایط بر سلامت روانی تقریباً ناممکن» شده و در کشتی او یک خدمه دچار فروپاشی روانی شده است. این بحران انسانی در حالی ادامه دارد که به گفته اتحادیه‌ها، حدود ۲۰ هزار دریانورد روی نزدیک به ۲ هزار کشتی در خلیج فارس گرفتار مانده‌اند.

ریشه این بن‌بست، فقط ترس ذهنی یا شایعه جنگ نیست. عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز در روز پنجشنبه همچنان بسیار کمتر از ۱۰ درصد سطح عادی بود و در ۲۴ ساعت، فقط ۷ کشتی از این گذرگاه عبور کردند، در حالی که پیش از جنگ، این رقم به طور معمول حدود ۱۴۰ کشتی در روز بود. ایران همچنان به کشتی‌ها هشدار می‌دهد که از مسیرهای تعیین‌شده در آب‌های سرزمینی این کشور، در اطراف جزیره لارک، حرکت کنند و شرکت‌های کشتیرانی نیز با وجود آتش‌بس، هنوز حاضر به بازگشت عادی به مسیرهای پیشین نیستند. این یعنی برای خدمه‌ای که هفته‌ها در دریا مانده‌اند، آتش‌بس روی کاغذ هنوز به امنیت واقعی در آبراه تبدیل نشده است.

فشار روانی بر خدمه فقط از خطر حمله ناشی نمی‌شود، بلکه از حس بلاتکلیفی طولانی‌مدت نیز سرچشمه می‌گیرد. گاردین به نقل از این کارکنان نوشته است که بسیاری از آنان حاضر نیستند حتی در صورت صدور دستور، از هرمز عبور کنند، زیرا خطر موشک، پهپاد و مین‌گذاری زیرآبی را همچنان جدی می‌دانند. همان ملوان گفته است حدود ۹۰ درصد خدمه کشتی‌اش می‌خواهند از حق خود برای نپذیرفتن عبور از منطقه خطر استفاده کنند. در همین حال، دیوید اپلتن از اتحادیه «ناتیلوس» هشدار داده است که مشکل فقط خشونت نیست، بلکه نشستن در موقعیت «طعمه ثابت» و ندانستن این‌که این وضعیت تا کی ادامه می‌یابد، فشار روانی را تشدید می‌کند.

ابعاد این بحران اکنون در آمارهای اتحادیه‌های دریایی نیز منعکس شده است. فدراسیون بین‌المللی کارگران حمل‌ونقل اعلام کرده است که از آغاز درگیری‌ها حدود هزار درخواست کمک از سوی دریانوردانِ ۳۰۰ کشتی دریافت کرده و حدود ۲۰ درصد این تماس‌ها مربوط به درخواست بازگرداندن خدمه به کشورشان بوده است. دیگر درخواست‌ها نیز به مسائل پایه‌ای مانند دستمزد، سوخت، آب و غذا مربوط بوده است. این فدراسیون، با استقبال محتاطانه از آتش‌بس موقت، تأکید کرده که این آتش‌بس به‌تنهایی کافی نیست و آنچه نیاز است، تضمین دائمی برای عبور امن و حمایت عملی از دریانوردان است.

در نتیجه، بحران هرمز دیگر فقط یک مسئله ژئوپلیتیک یا انرژی نیست؛ به یک بحران نیروی کار و سلامت روان هم تبدیل شده است. در سطح کلان، اخلال در هرمز هنوز یک‌پنجم عرضه نفت جهان را تحت فشار نگه داشته است؛ اما در سطح انسانی، این بحران اکنون بر دوش هزاران دریانوردی سنگینی می‌کند که میان جنگ، آتش‌بس شکننده و بی‌تصمیمی شرکت‌ها معلق مانده‌اند. برای بسیاری از آنان، مسئله دیگر فقط رسیدن به بندر تخلیه بار نیست؛ مسئله این است که آیا پس از این تجربه، اصلاً می‌توانند به زندگی و کار عادی بازگردند یا نه.

print