چرا یک تظاهرات معیشتی به چنین کشتار وحشتناکی منجر شد. چه نیروها و یا ترکیبی از نیروها این سرنوشت شوم را رقم زدند. در یک سو ج.ا قرار دارد و در سوی دیگر رضا پهلوی با حمایت اسراییل و امریکا. در این میان جنبش اصیل مردم بود که قربانی شد با هزاران کشته از جوانان از جان گذشته و آرزومند.
ج.ا نقش اصلی در به وجود آمدن این شرایط دارد. اوست که هر معترضی را اغتشاش گر و مستوجب سرکوب می داند و زمینه را فراهم می کند که مردم عاصی و جان به لب رسیده روی به بیگانه بیاورند و از وی طلب رهایی کنند. بیگانه ای که در پی سعادت نه تنها این سرزمین بلکه هیچ جای دیگری نیز نیست. او آرزوهای خود را دنبال می کند، خلاصی از ج.ا و ویرانی و تکه تکه کردن این سرزمین.
****
چرا ج.ا می تواند ادعای پیروزی کند و سرمست باشد از کشتار مردمی که بر آن ها حکومت می کند.
در باور ج.ا به عنوان حکومتی دینی ملت، مردم، تاریخ، سرزمین معنایی ندارند. مردم آن هایی هستند که سرسپرده و مقلد باشند. این رژیم برای بقای خود کشتار ملیون ها انسان را وظیفه دینی می داند. بقا اصل است حتی با زیر پا گذاشتن اصول دین خود. برای او پیروزی یعنی کشتار مخالفان. لذت می برد از پشته ها از کشته بدست شمشیر دین. همان لذتی که اقوام وحشی مغول، چنگیز و تیمور با شمشیر توحش بردند.
او اکنون مسرور است و حق دارد که جشن بگیرد و بر جنازه جوانان این سرزمین رقص و پایکوبی کند. هزاران جنازه ردیف شده در گوشه گوشه این سرزمین سند ارادت آن ها به جلاد بزرگ و فقیه زمانه است و کلید درهای بهشت. در حوض خون مردم وضو می گیرد و سجده شکر میکند. اگر چنین نکند عجیب است. مگر داعش نسخه دیگر این ها چنین نکرد.
ج.ا با قتل عام مردم طی ۱۸ تا ۲۰ دی ماه ۱۴۰۴ برگ سیاه دیگری بر کتابچه قطور جنایت های خود افزود. این فاجعه انسانی نشان داد که دیگر حرف از عدم مشروعیت حاکمیت گذشته است. حاکمیت دشمنی خود با مردم را بدون شرم و پنهان کاری عیان کرده است.
در این دشمنی سازشی وجود ندارد. یا آن ها باید تا هستند ملیون ها ایرانی را بکشند و یا مردم باید روزی آن ها را بزیر کشند و نه تنها این سرزمین و مردم را از شر ان ها خلاص کنند دین و ایین مردم را نیز از فساد این مفسدان و فریب کاران پاک کنند.
ابعاد فاجعه در همین حد که بر ملا شده بسیار وسیع وسبعانه است. تیر خلاص زدن به مجروحان، پول تیر گرفتن در ازاء تحویل جنازه، شکار مردم در کوچه ها، بیرون کشیدن مجروحان از منازل خود و کشتن آن ها و بسیاری ناگفته های دیگر. این حد از توحش و جنایت را چگونه می شود توضیح داد. موضوع تصمیم در لحظه و سیاست مقطعی برای دفع خطر نیست. موضوع ذات و ماهیت این نظام ولایت مدار و فقیه خود کامه است.
در حفظ این حکومت در این حد از توحش ولی فقیه و ذوب شدگان در دیانت وی تنها نیستند. قشر بزرگی از مفسدان اقتصادی و اولیکارشی مالی و تجاری به صورت شرکت ها، بانک ها، مؤ سسات بازرگانی و سرداران سپاه در بخش یک درصدی ها با رانت های حکومتی و با استفاده از نعمت تحریم در غارت ثروت و منابع ملی شکل گرفته اند. در پایین نیز لات ها و ارازل و اوباش در لباس بسیجی جیره خوار و پیاده نظام حکومت ولایی هستند.
* * *
رضا پهلوی نیز از آنچه شد نمی تواند در درون مسرور نباشد. ظاهری غمگین بخود می گیرد ولی از اینکه توانست خود را در سطح بالاتری مطرح کند خوشحال است. از اینکه جهان تا حدی او رادید، به آرزوی ملاقات با ارباب بزرگ نرسید ولی در همان حد از نوازش با چند کلمه از ارباب بزرگ راضی است.
البته ترامپ اندازه او را بخوبی تشخیص داده است. میراث پادشاهی، حلقه معدودی از ساواک و کارشناسان خارج نشین از بقایای حلقه مفسدان پدر خود و بدون هیچ جایگاهی درمیان نخبگان، فعالان سیاسی و مدنی داخل و زندانیان سیاسی و دانشگاهیان. چنین شخصی نمی تواند جامعه ملتهب و خواستار تغییرات اساسی و دمکراتیک را سامان دهد.
رضا پهلوی شیفته شعار “جاوید شاه” شده است. اگر اندکی تاریخ می دانست باید نگران باشد که همین شعار روزی او را بر زمین می زند. چه پیش از نشستن بر تخت و چه پس از آن. این شعار هشدار بر کشیدن یک دیکتاتوری دیگر است و “مرگ بر دیکتاتوری” را از هم اکنون در خود دارد.
با وعده تو خالی آمدن ارباب بزرگ مردم پیروزی را نزدیک دیدند. پیرو رهنمایی رضا پهلوی با خشونت و تخریب و اتش زدن در پی یکسره کردن ج.ا بودند. مبارزه با حکومتی دینی، بشدت مسلح و آماده که به دفعات نشان داده برای بقای خود دست به هر کشتاری و به هر طریقی می زند.
نمی توان گفت او ندانسته عمل کرد. او و حامیان فرشگردی فاشیست می دانستند که در این مبارزه بس نابرابر مردم قتل عام می شوند. آنها کشته ها را پلکان کسب قدرت می دانستند و توجیه می کنند که جنگ است.
تاریخ صبور است، دیر نخواهد بود که ماجراجویی رضا پهلوی و دارو دسته فاشست حامی اش در مصادره جنبش مردم و سوق دادن آن در جهت اهداف خود در نبردی نابرابر با چنین هزینه ای سنگین از جان مردمی عاصی و امیدوار را به عنوان خیانت به مردم ثبت کند.
*****
اینکه ج.ا به بالاترین سطح کشتار روی می آورد نشان می دهد که مرگ را در مقابل چشمانش دید. جنبش اعتراضی مردم آن چنان تهاجمی و تهدیدکننده هستی وی نبود. چه نیرویی و با چه هدفی چنان هستی ج.ا را تهدید کردند که یاد اجداد خود افتاد و کشتار هزاران نفر را به بیرحمانه ترین شکل فرمان داد و هنور هم دنبال می کند.
اخباری که تاکنون به دست رسیده نشان می دهد دست های در نهان آماده سازی کرده بودند. چه کسانی بیشترین نفع را از نابودی ج.ا و جنگ داخلی و ویرانی این سرزمین می برند؟ جنبش اعتراضی مردم از دست ج.ا عاصی و آرزویش گذر از ان است ولی نه به بهای جنگ داخلی و ویرانی این سرزمین.
رژیم آدم کش اسراییل و نیروهای نفوذی وی نتوانستند در جنگ دوازده روزه به اهداف خود برسند. آ ن ها در پی فرصت بودند. به گفته خودشان آماده سازی کردند، نیروهایی را نفوذ دادند و یا آموزش دادند و امکاناتی را برای روز عمل فراهم کردند. رضا پهلوی عنصر توخالی و باد کرده دستگاههای تبلیغی خود را با ظاهری فریبنده در جلو فراخوان ها قرار دادند.
تظاهرات صنفی مردم را فرصت شمردند و سطح خشونت را از اعتراض به سرنگونی بالا بردند. مردم خود را برای این سطح از نبرد آماده نکرده بودند و چنین هدفی نیز نداشتند. رژیم مرگ را نزدیک دید. فرمان کشتار در بالاترین سطح را داد.
*****
مقابله مردم با ج.ا را نمی توان به کنشی معیشتی فرو کاست. این نبرد در عمق خود نبرد تاریخی سنت و دنیای مدرن است. سنت از نوع ارتجاعی ترین آن در شکل ولایت فقیه با رهبری یک دنده و لجوج و کینه توز در تقابل با جامعه ای مدرن و سر زنده که معیار زندگی را باورهای تاریخ گذشته نمی داند. آنچه مفهوم گذار از وضع موجود را عمق می بخشد رهایی جامعه از حکمرانی سنت است.
خشم و نفرت و آرزوی انتقام روح و روان جامعه را گرفته است. این کینه و نفرت و حس انتقام از این جانیان حس هر انسان شریف و باغیرتی است. نیرویی درونی در پایداری و تحمل این درد و مقابله با دشمن. ولی در مقابله با دشمنی بشدت مسلح کافی نیست.
عمل بر پایه خشم و عصیان کوناه مدت و لحظه ای می تواند جلوه ای بزرگ و مسحور کننده از خود نشان دهد. ولی در نبردی نابرابر موفق نمی شود و چون فاقد عناصر اصلی شناخت و عقلانیت است به انزوا میرود و رهبری آن نیز خاموش می شود.
ضروری است که این خشم مدیریت شود. جنبش انقلابی نمی تواند موجودیت خود را به خشم و احساسات گره زند. این همان نقطه ضعفی است که هر رهبر قدرت طلبی و هر بیگانه پلیدی به آن چشم دارد. جنبش انقلابی بیش از هر چیز نیاز به آگاهی، شکیبایی انقلابی و توانمندی دارد.
آکاهی از اینکه امکانات، نقاط قدرت و ضعف دشمن را بشناسد و در زمان مناسب اقدامی شدنی را با توجه به توان و امکانات خود انجام دهد. در گیری رو در رو با دشمنی به شدت مسلح که برای بقای خود از هیچ کشتاری رویگردن نیست اشتباهی مرگبار است.
جنبش سرنگونی ج.ا جنبش مرحله ای است در این راه شکیبایی لازم است. اقداماتی عجولانه با هدف به زیر کشیدن حاکمیت در طی چند روز و به کارگیری همه سرمایه انسانی جنبش و تبلیغ به خشونتورزی نتیجه ای جز کشتار مردم ندارد. حاکمیت را باید با جنبشهای سراسری با پرهیز از خشونت و مرحله به مرحله فرسوده کرد.
قدرت جنبش اسلحه و ابراز خشونت و آتش زدن و تخریب نیست. قدرت جنبش همبستگی همه اقشار آسیب دیده و به فقر کشیده شده است. قدرت جنبش پیوند اعتراضات کارگران، کشاورزان، بازاریان، معلمان، دانشجویان، هنرمندان و ورزشکاران است. پیوند همه قشرهای عاصی از ظلم و زورگویی.
اعتراضات پی گیر و با همبستگی سراسری در روند خود به یک سازمان دهی با ترکیبی از همه اندیشه ها و راهکارها خواهد رسید و رهبران میدانی و داخلی خود را پیدا می کند. ج.ا در طی این اعتراضات و اعتصابات فرسوده می شود، دیگر با عده ای جوان از جان گذشته و خشمگین روبرو نیست. در مقابل خود توده ای وسیع و متشکل و آگاه را می بیند. این زمانی است که جنبش مردم بدیل خود را به جهان نشان می دهد و آن ها را مجبور به حمایت از خود می کند. حمایت جهانی را گدایی نمی کند. آنقدر آگاه و همبسته و توانمند است که جهان در مقابلش تعظیم می کند و برایش افتخار است که در کنار جنبش مردم ایران بایستد.
اگر ج.ا دراین کشتار خود را پیروز می داند و رضا پهلوی نیز دل خوش است که می تواند فراخوان دهد و نامی در جهان دارد ولی رژیم اسراییل و نیروهای وابسته اش در داخل نصیبی نبردند و رضا پهلوی را نیز نیمسوخته تحویل گرفتند.
آنکه سوگوار است و ماتم گرفته مردم ایران و هزاران خانواده است که عزیزی را از دست داده اند و انکه بیشترین آسیب را دید جنبش اصیل مردم است.
خانلر کوشکی – ۱۰ بهمن 1404 – Jan. 30 , 2026