در حالی که گفت‌وگوهای ۱۱ آوریل میان آمریکا و ایران در اسلام‌آباد بدون دستیابی به توافق پایان یافت، اکنون گزارش‌های تازه حاکی از آن است که دو طرف ممکن است پیش از پایان مهلت آتش‌بس موقت، بار دیگر به صورت حضوری دیدار کنند. به نوشته آسوشیتدپرس به نقل از مقام‌های آمریکایی که نامشان فاش نشده، واشنگتن و تهران همچنان خواهان ادامه مسیر مذاکره‌اند و احتمال دارد دور بعدی گفت‌وگوها روز پنجشنبه، ۱۶ آوریل، برگزار شود. گفته می‌شود اسلام‌آباد همچنان یکی از گزینه‌های اصلی برای این دیدار است، هرچند از ژنو نیز به عنوان محل احتمالی مذاکرات نام برده شده است. دونالد ترامپ نیز روز دوشنبه در برابر خبرنگاران، با اشاره به امکان رسیدن به توافقی تازه، گفت آمریکا و ایران در بسیاری از موضوعات به تفاهم رسیده‌اند، اما اختلاف بر سر پرونده هسته‌ای همچنان باقی است و تهران، به گفته او، ناچار خواهد شد این واقعیت را بپذیرد که «نمی‌تواند سلاح هسته‌ای داشته باشد».

در همین حال، آنچه از پشت درهای بسته مذاکرات اخیر بیرون آمده، نشان می‌دهد که دولت ترامپ، برخلاف لحن علنی و تند خود، فعلاً به دنبال برچیدن دائمی برنامه هسته‌ای ایران نیست، بلکه طرحی را روی میز گذاشته که بر اساس آن همه فعالیت‌های هسته‌ای ایران برای ۲۰ سال «تعلیق» شود. به این ترتیب، واشنگتن می‌کوشد فاصله زمانی طولانی‌تری میان ایران و توانایی بالقوه ساخت سلاح هسته‌ای ایجاد کند، بی‌آنکه ناچار باشد بر سر اصل حق غنی‌سازی، که تهران آن را بخشی از حقوق خود در چارچوب پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای می‌داند، یک درگیری نهایی و بی‌واسطه را رقم بزند.

در برابر این پیشنهاد، ایران بار دیگر طرحی محدودتر را پیش کشیده و خواهان توقفی کوتاه‌تر، در حد پنج سال، شده است؛ پیشنهادی که شباهت زیادی به ایده‌ای دارد که پیش‌تر نیز در مذاکرات نافرجام ژنو مطرح شده بود. همین تفاوت نشان می‌دهد که مناقشه موجود، دست‌کم در این مرحله، دیگر فقط بر سر اصل توافق یا عدم توافق نیست، بلکه بر سر دامنه، مدت و سازوکار محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران متمرکز شده است. این خود نشانه‌ای از این است که، با وجود همه تنش‌ها، هنوز فضایی برای معامله باقی مانده است.

آمریکا خواهان آن است که ایران نه فقط فعالیت‌های هسته‌ای خود را متوقف کند، بلکه بخش بزرگی از ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود را نیز از دسترس خارج سازد. در واشنگتن این نگرانی وجود دارد که حتی اگر تهران امروز از رفتن به سوی بمب صرف نظر کند، حفظ مواد غنی‌شده در داخل کشور این امکان را در آینده باقی بگذارد که همان روند با سرعتی بیشتر از سر گرفته شود. در مقابل، ایران بر آن است که این مواد باید در داخل کشور باقی بماند، هرچند گفته می‌شود درباره رقیق‌سازی آن، به نحوی که دیگر برای تولید سلاح هسته‌ای قابل استفاده نباشد، آمادگی نشان داده است.

به همین دلیل، منازعه کنونی تنها بر سر چند سال کم و زیاد در یک توافق فنی نیست، بلکه بر سر تعریف آینده پرونده هسته‌ای ایران است. دولت ترامپ از یک سو می‌خواهد نشان دهد که از توافق سال ۲۰۱۵ بسیار فراتر رفته و محدودیت‌هایی به مراتب سخت‌تر و طولانی‌تر بر ایران تحمیل کرده است، و از سوی دیگر نمی‌تواند واقعیت سیاسی و فنی را نادیده بگیرد که تحمیل یک ممنوعیت دائمی و مطلق، در شرایط کنونی، به‌سادگی ممکن نیست. همین تناقض باعث شده است که سیاست آمریکا بیش از آنکه به یک «راه‌حل نهایی» شباهت داشته باشد، به تلاش برای خریدن زمان و عقب راندن بحران شباهت پیدا کند.

هم‌زمان با ادامه رایزنی‌ها، فشار نظامی و اقتصادی آمریکا نیز تشدید شده است. محاصره دریایی بنادر ایران، که از سوی دولت ترامپ به عنوان اهرم فشار معرفی می‌شود، در عمل نشان می‌دهد که کاخ سفید می‌کوشد مذاکره را نه در فضایی آرام، بلکه زیر سایه فشار مستقیم پیش ببرد. این سیاست، هرچند می‌تواند تهران را به دادن امتیاز وادار کند، خطر تشدید تنش و از کنترل خارج شدن اوضاع را نیز در خود نهفته دارد؛ به‌ویژه در منطقه‌ای که هنوز از تبعات درگیری‌های ماه‌های اخیر بیرون نیامده است.

به گزارش نیویورک تایمز، برای ترامپ، دشواری فقط در گرفتن امتیاز از ایران نیست. او اکنون در موقعیتی قرار گرفته که اگر بخواهد به توافقی زمان‌دار تن دهد، ناچار است به شکلی با همان منطقی کنار بیاید که سال‌ها آن را در توافق هسته‌ای دوره اوباما محکوم می‌کرد. مخالفت اصلی او با توافق پیشین، وجود محدودیت‌های زمان‌دار و به اصطلاح «غروب» آن‌ها بود؛ اما اکنون آنچه دولت او پیشنهاد می‌کند نیز در نهایت نوعی محدودیت مدت‌دار است، هرچند با دوره‌ای بسیار طولانی‌تر و با محدودیت‌هایی شدیدتر. از این رو، اگر توافقی شکل بگیرد، تفاوت آن با برجام بیشتر در طول مدت و سطح فشار خواهد بود، نه در اصل منطق آن.

در مجموع، آنچه اکنون در برابر آمریکا و ایران قرار دارد، نه صلحی پایدار و نه حل نهایی یک بحران چهل‌ساله، بلکه تلاش برای متوقف کردن ساعت هسته‌ای ایران و خریدن زمانی بیشتر است؛ زمانی که شاید از وقوع جنگی گسترده‌تر جلوگیری کند، اما الزاماً به معنای پایان بحران نیست. در عین حال، خبر احتمال برگزاری دور تازه مذاکرات در روزهای آینده نشان می‌دهد با وجود لفاظی‌های تند، تهدیدهای نظامی و فشارهای اقتصادی، درِ دیپلماسی هنوز کاملاً بسته نشده است. اکنون همه‌چیز به این بستگی دارد که آیا دو طرف می‌توانند فاصله میان خواست آمریکا برای تعلیقی طولانی و اصرار ایران بر حفظ حداقلی از ظرفیت و حق هسته‌ای خود را پر کنند یا نه.

print