مترجم: در شرایطی که راست افراطی در آمریکا و فراتر از آن می‌کوشد بی‌اخلاقی را عادی‌سازی کند، قربانیان را بی‌اعتبار جلوه دهد و حقیقت را به نام «جنگ فرهنگی» انکار کند، واکنش انتقادی و مبتنی بر ارزش‌های انسانی اهمیتی دوچندان می‌یابد. انتشار اسناد تازه مرتبط با جفری اپستین و شبکه روابط او، بار دیگر این پرسش را پیش می‌کشد که چگونه باید با واقعیت‌هایی مواجه شد که نه‌تنها قدرت سیاسی، بلکه چهره‌های معتبر فکری را نیز در بر می‌گیرد.

بخشی از این اسناد که اخیراً منتشر شده‌اند، هنوز هم ناقص‌اند. وزارت دادگستری ایالات متحده، تحت فشارها و ملاحظات سیاسی، از جمله در دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، بخش‌هایی از پرونده اپستین، به‌ویژه آنچه به رئیس‌جمهور و حلقه قدرت مربوط می‌شود را به اشکال مختلف از دسترس عمومی خارج نگه داشته است. با این حال، همان داده‌های محدود نیز تصویری نگران‌کننده از پیوندهای سیاسی، مالی و اجتماعی پیرامون این پرونده ترسیم می‌کنند.

در این میان، آنچه اهمیت ویژه دارد، نه بهره‌برداری جناحی، بلکه نحوه واکنش به این افشاگری‌هاست. گزارش تحقیقی گاردین و واکنش‌های انتقادی دو چهره برجسته چپ، ویجِی پراشاد و جفری سنت‌کلر، نمونه‌هایی از مواجهه‌ای هستند که می‌کوشد میان وفاداری به حقیقت، همدلی با قربانیان و حفظ معیارهای اخلاقی توازن برقرار کند بی‌آن‌که به دام انکار، توجیه یا تسویه‌حساب سیاسی بیفتد.

این واکنش‌ها یادآور سنتی در فرهنگ چپ‌اند که همواره بر نقد درونی، شهامت اخلاقی و تقدم ارزش‌های انسانی بر وفاداری شخصی یا سیاسی تأکید داشته است. سنتی که به‌ویژه در زمانه‌ای که راست افراطی مسئولیت‌گریزی و تحریف را فضیلت جلوه می‌دهد، اهمیتی حیاتی پیدا می‌کند.

مجموعه پیش‌رو، شامل یک گزارش مستند و دو واکنش انتقادی از درون چپ، تلاشی است برای مواجهه مسئولانه با واقعیت: نه برای صدور حکم شتاب‌زده، بلکه برای دفاع از معیارهایی که بدون آن‌ها، هیچ پروژه رهایی‌بخش و انسانی‌ای پایدار نخواهد ماند.

گاردین: انتشار اسناد تازه، نور تازه‌ای بر رابطه چامسکی و اپستین می‌اندازد
ارتباطات جدید ادعای چامسکی مبنی بر محدود بودن رابطه‌اش با اپستین به امور مالی را تضعیف می‌کند

اسناد تازه منتشرشده، که در میان میلیون‌ها پرونده تحقیقاتی مربوط به جفری اپستین، مجرم جنسی محکوم‌شده‌ای که اکنون درگذشته است، از سوی وزارت دادگستری ایالات متحده منتشر شده‌اند، بار دیگر جزئیات گسترده‌ای از دوستی نزدیک نوآم چامسکی با اپستین را آشکار می‌کنند؛ از جمله اشاره‌ای از سوی چامسکی به «خیال‌پردازی درباره جزیره‌ای در کارائیب».

در مجموعه اسنادی که روز جمعه منتشر شد و بر افشاگری‌های پیشین درباره پیوندهای اجتماعی نزدیک این دو بنا شده است، هیچ نشانه مشخصی وجود ندارد که چامسکیِ زبان‌شناس و دانشگاهی نامدار، در آن مکاتبه مشخص، به جزیره خصوصی اپستین در کارائیب ــ جایی که کودکان مورد آزار جنسی قرار می‌گرفتند ــ اشاره کرده باشد. با این حال، صمیمیت شخصی میان این دو مرد در آن تبادل پیام کاملاً محسوس است؛ همان‌گونه که در بسیاری از ایمیل‌های دیگر میان چامسکی و اپستین که با هدف برنامه‌ریزی دیدارهای اجتماعی عادی‌تر رد و بدل شده‌اند، دیده می‌شود.

همچنین تبادلی وجود دارد که در آن چامسکی در ایمیلی به استیو بنن، استراتژیست ارشد راست‌گرای کاخ سفید در دوره نخست ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، خواستار دیداری مقدماتی شده است. چامسکی در این ایمیل نوشته است: «حرف‌های زیادی برای گفتن هست»، و افزوده که اطلاعات تماس بنن را اپستین ــ که خود از دوستان سابق ترامپ بود ــ در اختیارش گذاشته است.

کارینا شولیاک، دوست‌دختر سابق اپستین، نیز در مقطعی در ایمیلی به شخص ثالثی که هویتش حذف شده، نوشته بود که او و دوست‌پسرش قصد دارند دو کیت آزمایش ژنتیکی برای چامسکی و همسرش ارسال کنند.

اما شاید چشمگیرترین مورد به اواخر فوریه ۲۰۱۹ بازگردد؛ زمانی که اپستین به یکی از نزدیکانش گفته بود از چامسکی درباره چگونگی مواجهه با «شیوه وحشتناکی که رسانه‌ها و افکار عمومی با تو رفتار می‌کنند» مشورت گرفته است. این اظهارنظر ۱۱ سال پس از آن مطرح شد که اپستین به جرم ترغیب یک دختر زیر سن قانونی به روسپی‌گری اعتراف کرده بود ــ و چند ماه پیش از آن‌که بنا بر گزارش‌ها، در حالی که در بازداشت فدرال و در انتظار رسیدگی به اتهامات قاچاق جنسی بود، با خودکشی جان ببازد.

طبق متنی که اپستین برای یک وکیل و یک مسئول روابط عمومی ارسال کرده و زیر آن نام کوچک «نوآم» آمده است، چامسکی نوشته بود: «بهترین راه این است که آن را نادیده بگیری.» او افزوده بود: «این حالا به‌ویژه صادق است، با توجه به هیستری‌ای که درباره سوءاستفاده از زنان شکل گرفته؛ هیستری‌ای که به جایی رسیده که حتی زیر سؤال بردن یک اتهام، جنایتی بدتر از قتل تلقی می‌شود.»

نه چامسکی و نه همسر دوم و سخنگوی او، والریا چامسکی، بلافاصله به پرسش‌ها درباره ایمیل‌های مربوط به اپستین پاسخ ندادند؛ از جمله این‌که آیا اصالت توصیه منسوب به این استاد دانشگاه در سال ۲۰۱۹ را مورد تردید قرار می‌دهند یا نه.

«خیال‌پردازی درباره کارائیب»

با این حال، این ارتباطات تازه ــ که در چارچوب یک قانون شفافیت کنگره منتشر شده‌اند ــ در مجموع همچنان ادعاهای پیشین چامسکی را تضعیف می‌کنند؛ ادعاهایی مبنی بر این‌که رابطه او با اپستین عمدتاً به معاملات مالی محدود بوده است. اپستین فردی بود که به‌طور مرتب در کنار برخی از برجسته‌ترین چهره‌های قرن گذشته دیده می‌شد.

این اسناد همچنین به مدارکی که دموکرات‌های مجلس نمایندگان آمریکا در ماه نوامبر منتشر کرده بودند، ابعاد تازه‌ای می‌افزایند؛ مدارکی که بخشی از آن‌ها حاوی اظهاراتی منسوب به چامسکی بود که در آن، حفظ «ارتباط منظم» با اپستین را «تجربه‌ای بسیار ارزشمند» توصیف کرده بود.

البته این ارتباط منظم، بی‌تردید شامل امور مالی هم می‌شد. از جمله، چامسکی در جریان یک مناقشه پیچیده مالی با فرزندانش از ازدواج اول ــ که حول پول و خرید یک آپارتمان می‌چرخید ــ برای دریافت مشورت با اپستین در تماس بوده است.

در مقطعی، وکیل امور املاک چامسکی پیشنهاد داده بود ایمیلی تند به یک مشاور مالی درباره اختلافات مربوط به پرداختی ۱۸۷ هزار دلاری ارسال شود. وکیل پیش‌نویس ایمیل را آماده کرده بود. اما چامسکی ــ که از درخشان‌ترین متفکران جهان به شمار می‌رود ــ پیش از ارسال، نظر اپستین را درباره مناسب بودن این کار جویا شد.

اپستین در بخشی از پاسخ خود نوشت: «باید اجازه بدهی ارسال شود، اما [او را] به خاطر نخواستن طرح پرسش‌های سخت توبیخ کن.» و در ادامه افزود: «مزخرف.»

در مقطع دیگری، والریا چامسکی هماهنگ کرده بود تا یکی از همکاران اپستین چکی ۲۰ هزار دلاری را ارسال کند؛ چکی که قرار بود به «اداره چالش چامسکی در زبان‌شناسی» کمک کند.

فراتر از این‌ها، ارتباط چامسکی با اپستین برای او دعوت‌نامه‌هایی برای تعطیلات مشترک و همچنین ورود نام‌های شناخته‌شده به دایره ارتباطاتش را به همراه داشت.

برای نمونه، پس از آن‌که ایمیل‌ها نشان می‌دهند اپستین و خانواده چامسکی در سال ۲۰۱۶ در حال برنامه‌ریزی برای دیدار بوده‌اند، اپستین به نوآم نوشت: «مثل همیشه لذت بردم. نیویورک یا کارائیب؟ از غذا لذت ببر.»

چامسکی در پاسخ نوشت: «ما هم خیلی لذت بردیم. والریا همیشه مشتاق نیویورک است. من واقعاً دارم درباره جزیره کارائیب خیال‌پردازی می‌کنم.»

در مقطع دیگری در همان سال، اپستین ــ که اهل بروکلین بود ــ درباره این‌که «هر زمانی» برای دیدار با چامسکی در نیویورک آزاد است، نوشت؛ چرا که «همه در شهر به‌جز ما رفته‌اند. جدا از وودی. شاید بتوانیم دوباره این کار را بکنیم.»

چامسکی در پاسخ نوشت که دیدار برای صرف شام با اپستین و «آلن‌ها» «عالی» خواهد بود. در ایمیل‌ها مشخص نشده بود که آیا منظور آن‌ها وودی آلن، کارگردان سینما، و همسرش سون-یی پروین است یا نه. با این حال، دلایلی وجود دارد که نشان می‌دهد اشاره به همین کارگردان بوده است؛ کسی که به‌دلیل اتهاماتی که دخترش، دیلن فارو، مطرح کرده ــ مبنی بر این‌که آلن در سال ۱۹۹۲ او را مورد آزار جنسی قرار داده است ــ از سوی بخش بزرگی از صنعت سینما طرد شده است؛ اتهاماتی که آلن بارها آن‌ها را رد کرده است.

دلیل این برداشت آن است که در ادامهٔ همان سال ۲۰۱۶، اپستین از طریق ایمیل مطلع شد که کیت‌های آزمایش ژنتیکی شرکت «۲۳ اند می» قرار است «به وودی و سون-یی تحویل داده شود». چند ماه بعد، در بهار ۲۰۱۷، ایمیل‌ها نشان می‌دهند که شولیاک هماهنگ کرده بود تا یک جفت از همان نوع کیت‌های آزمایش برای خانوادهٔ چامسکی ارسال شود؛ با هزینهٔ اپستین.

حدود یک سال بعد، چامسکی با بنن تماس گرفت و از این‌که او و والریا «دیدار شما را آن شب از دست دادیم» ابراز تأسف کرد.

چامسکی نوشت: «جفری … آدرس شما را به من داد. امیدوارم بتوانیم پیش از مدت زیادی، برنامهٔ دیگری ترتیب بدهیم. حرف‌های زیادی برای گفتن هست.»

در آن مقطع، بنن حدود یک سال بود که از دولت نخست ترامپ خارج شده بود. او در پاسخ نوشت: «موافقم. دوست دارم ارتباط برقرار کنیم»، و سپس افزود که برادرش در توسانِ آریزونا زندگی می‌کند؛ جایی که چامسکی کار خود را به‌عنوان استاد دانشگاه آغاز کرده بود.

«بی‌اعتنا باش»

یک تبادل ایمیلی نامرتبط، به لحن شوخ‌طبعانه‌ای اشاره دارد که چامسکی و اپستین گاهی در ارتباط با یکدیگر به کار می‌بردند. اپستین در مقطعی نوشت که نوآم و والریا چامسکی را همچون «پلوتو و قمرش» می‌بیند. چامسکی در پاسخ پرسید: «کدام پلوتو؟» و اپستین تصویری از شخصیت کارتونی دیزنی با گوشی که بالا آمده بود، ارسال کرد.

پس از آن‌که چامسکی گفت این سگ انسان‌واره واقعاً شبیه اوست، اپستین با شوخی‌ای با مضمون جنسی پاسخ داد و نوشت: «در سن تو، اگر چیزی بالا ایستاده باشد، باید به آن افتخار کنی.»

چامسکی نوشت: «آخ»، و اپستین پاسخ داد: «خوب است، هنوز احساس هم دارد.»

مشاورهٔ مربوط به مدیریت تصویر عمومی که اپستین مدعی بود در سال ۲۰۱۹ از چامسکی دریافت کرده، پس از یک رأی مهم دادگاه دربارهٔ اپستین مطرح شد. یک قاضی فدرال تشخیص داد که دادستان‌های وزارت دادگستری آمریکا با امضای توافقی با اپستین و سپس پنهان کردن آن از بیش از ۳۰ قربانیِ زیر سن قانونی او، قانون فدرال را نقض کرده‌اند.

این توافق به اپستین اجازه داد که در سال ۲۰۰۸ در دادگاه ایالتی فلوریدا به اتهام «فراهم‌کردن فردی زیر ۱۸ سال برای روسپی‌گری» و «درخواست روسپی‌گری» اعتراف کند و تنها ۱۳ ماه را در یک زندان محلی بگذراند. این در حالی بود که به گفتهٔ قاضی دادگاه منطقه‌ای آمریکا، کنت مارا، شواهدی که او بررسی کرده نشان می‌داد اپستین شبکه‌ای جنسی را اداره می‌کرده که در آن، او و همدستانش دختران زیر سن قانونی را در سطح بین‌المللی جذب می‌کرده‌اند؛ امری که نقض قانون فدرال محسوب می‌شود—موضوعی که جولی کی. براون، خبرنگار میامی هرالد، گزارش داده بود.

در فاصلهٔ دو روز، اپستین ایمیلی با عنوان «نظرات چامسکی» برای یک وکیل و یک مسئول روابط عمومی ارسال کرد. متنِ پس از آن با امضای «نوآم» پایان می‌یافت و چنین بود: «شیوهٔ وحشتناکی را که رسانه‌ها و افکار عمومی با شما رفتار می‌کنند دیده‌ام. گفتنش دردناک است، اما فکر می‌کنم بهترین راه این است که آن را نادیده بگیرید.»

در متن منسوب به چامسکی آمده بود که او خود با «انبوهی از اتهامات هیستریک از انواع مختلف» روبه‌رو شده است. «من هیچ توجهی نمی‌کنم، مگر این‌که برای اظهار نظر دربارهٔ موضوعی مشخص با من تماس گرفته شود. آزاردهنده است، اما بهترین راه همین است.»

این متن با اشاره به «هیستری‌ای که دربارهٔ سوءاستفاده از زنان شکل گرفته»، ادامه می‌داد: «به نظرم بهتر است واکنشی نشان داده نشود، مگر این‌که مستقیماً مورد پرسش قرار بگیریم؛ به‌ویژه در فضای کنونی—که، به گمان من، فروکش خواهد کرد، حتی اگر نه به‌موقع برای جلوگیری از رنج و عذاب بسیار.»

اما این فضا فروکش نکرد. دادستان‌های فدرال در نیویورک در ژوئیهٔ ۲۰۱۹ اپستین را به قاچاق جنسی متهم کردند؛ پرونده‌ای که در نهایت به صدور حکم ۲۰ سال زندان برای همکار او، گیسلین مکسول، انجامید. مقام‌ها اعلام کردند اپستینِ ۶۶ ساله در اوت ۲۰۱۹ در یک بازداشتگاه فدرال با خودکشی جان باخته است.

در ماه‌های اخیر، توجه به نحوهٔ رسیدگی دولت فدرال به این پرونده افزایش یافت؛ به‌ویژه پس از آن‌که ترامپ در جریان رقابت موفق خود برای ریاست‌جمهوری دوم در سال ۲۰۲۴ وعده داد فهرست کامل مشتریان اپستین را منتشر کند. با این حال، پس از آن‌که او در اوایل ۲۰۲۵ به قدرت رسید، وزارت دادگستری دولتش اعلام کرد چنین فهرستی اساساً وجود ندارد.

رئیس‌جمهور با فشار سیاسی گسترده‌ای از سوی هر دو حزب برای شفاف‌سازی روبه‌رو شد و در نهایت لایحه‌ای کنگره‌ای را امضا کرد که وزارت دادگستری را ملزم می‌کرد بخش‌های بیشتری از پرونده‌های اپستین را منتشر کند؛ اقدامی که انتشار اسناد روز جمعه و موارد پیشین در همین چارچوب صورت گرفت.

چامسکی، که در دسامبر ۹۷ ساله شد، استاد ممتاز بازنشستهٔ مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) است. به گفتهٔ سخنگوی این دانشگاه در روز دوشنبه، او از اکتبر ۲۰۲۳ در نقش خود به‌عنوان استاد برجستهٔ زبان‌شناسی در دانشگاه آریزونا در مرخصی پزشکیِ بدون حقوق به سر می‌برد.

درباره ایمیل‌ها میان جفری اپستین و نوآم چامسکی
ویجِی پراشاد

دل‌شکسته‌ام.

در کودکی، خشونت جنسی هولناکی را تجربه کردم؛ تجربه‌ای که پیش‌تر درباره‌اش نوشته‌ام و حتی پس از گذشت دهه‌ها همچنان اثرش بر من باقی است. همین باعث می‌شود نتوانم هیچ‌گونه بهره‌کشی از کودکان را ــ نه فقط از نظر اخلاقی، بلکه به‌لحاظ جسمانی ــ تحمل کنم: من عمیقاً از هر کسی که به کودکان آسیب می‌زند بیزارم و حتی با شنیدن صدای تنبیه یک کودک به لرزه می‌افتم. دو فرزندم بزرگسال‌اند و دو فرزند دیگر هنوز کودک‌اند؛ و در رابطه با هر چهار نفرشان، نسبت به شکنندگی‌ها و آینده‌شان احساس عمیق مسئولیت کرده‌ام و می‌کنم. برای من، کسی که به کودکی تعرض کند، هیچ فرصت دومی ندارد.

پرونده جفری اپستین را می‌خوانم، چون خواندن درباره خشونت خطرناکی که بر کودکان و نوجوانان اعمال شده، به‌شدت آزارم می‌دهد.

اما طبعاً نادیده گرفتن ایمیل‌ها میان دوست و همکارم، نوآم چامسکی، و اپستین ناممکن بود. هر آنچه توانستم خواندم، و آنچه لازم بود ببینم دیدم. نوآم برای من آموزگاری بزرگ بوده است و ما با هم دو کتاب نوشته‌ایم (دومی، آخرین کتاب اوست). هر دو کتاب در همان دوره‌ای نوشته شدند که او با اپستین مکاتبه داشت. اما در هیچ‌یک از گفت‌وگوهای متعدد ما، نه به موضوعات مطرح‌شده در آن مکاتبات اشاره‌ای شد و نه به این واقعیت که او با اپستین دیدار می‌کرد. من و نوآم درباره امپریالیسم آمریکا و جنایاتش صحبت می‌کردیم و سپس درباره کوبا. تنها موضوعات شخصی‌ای که جز این مباحث سیاسی میان ما مطرح می‌شد، علاقه مشترک‌مان به سگ‌ها و زبان عربی بود.

از آن‌جا که نوآم اکنون قادر به سخن گفتن یا نوشتن و توضیح رابطه‌اش با اپستین نیست، این موضوع به‌شدت پیچیده و مسئله‌دار است. چیزی نیست که بتوان به نیابت از او گفت. وقتی عکس‌ها و ایمیل‌ها منتشر شدند، من فوراً از پدوفیلیِ اپستین منزجر شدم، و به همان اندازه از دوستی نوآم با او. به نظر من، هیچ دفاعی برای این وجود ندارد؛ هیچ زمینه یا بافتی که بتواند چنین فاجعه‌ای را توضیح دهد.

از جفری سنت‌کلر، سردبیر کنترپانچ، پرسیدم که دوست مشترک‌مان، الکساندر کاکبرن، احتمالاً درباره این افشاگری‌ها چه فکری می‌کرد. جفری نوشت: «فکر می‌کنم الکس نگران می‌شد از این‌که نوآم چنین رابطه نزدیکی با یک صهیونیست افراطی و احتمالاً عامل اسرائیل داشته است… واقعاً قضاوت بسیار بدی از سوی کسی که معمولاً تصمیم‌هایی سنجیده و کاملاً استدلال‌شده می‌گیرد.»

اپستین مردی از راست افراطی و یک صهیونیست بود؛ گردآورنده‌ای از مردان قدرت و نفوذ که می‌خواهند جهان را به بهشت خودشان و جهنم ما تبدیل کنند. او نوآم را به ایهود باراک معرفی کرد؛ مردی که در اوایل دهه ۲۰۰۰ با اتهامات فساد روبه‌رو بود و در دوران نخست‌وزیری‌اش در اسرائیل مرتکب جنایات جنگی شد. در سال ۲۰۰۹، باراک جنگی هولناک علیه فلسطینیان در غزه به راه انداخت و حدود ۱۵۰۰ فلسطینی را به‌خونسردی به قتل رساند. کمیته تحقیق سازمان ملل متحد، به ریاست ریچارد گلدستون، در گزارش خود به این نتیجه رسید که دولت اسرائیل ــ به رهبری باراک ــ مرتکب جنایات جنگی شده است. وقتی باراک در همان سال به بریتانیا سفر کرد، وکلایی پرونده‌ای را به دادگاه وست‌مینستر ارائه دادند تا بر اساس قانون عدالت کیفری ۱۹۸۸، که صلاحیت جهانی در پرونده‌های جنایات جنگی را پیش‌بینی می‌کند، حکم بازداشت او صادر شود. چنین حکمی هرگز صادر نشد.

چرا نوآم باید در سال ۲۰۱۵، شش سال پس از این وقایع، با یک جنایتکار جنگی دیدار کند؟ وقتی در سال ۲۰۲۱، برای نخستین کتاب‌مان خروج، از نوآم پرسیدم که آیا حاضر بود با هنری کیسینجر دیدار کند یا نه، خندید و گفت نه. و با این حال، پیش‌تر ــ بی‌آن‌که من بدانم ــ با یک جنایتکار جنگی دیدار کرده بود.

چرا باید این‌چنین آزادانه با فردی با چنین منش و گرایشی معاشرت کرد؟ چرا باید به یک پدوفیل، بابت جنایاتش، دلگرمی و مشاوره داد؟

از سوی من، این موضوع مایه وحشت و شوک است.

ویجِی پراشاد
سانتیاگو، شیلی

آخرین کتاب ویجِی پراشاد (با نوآم چامسکی) «خروج: عراق، لیبی، افغانستان و شکنندگی قدرت ایالات متحده» است (نیویورک پرس، اوت ۲۰۲۲).

یادداشتی درباره چامسکی و اپستین
جفری سنت‌کلر، سردبیر کنترپانچ

دیروز، پیش از آن‌که افشاگری‌های تازه را ببینم و بفهمم این رابطه تا چه اندازه عمیق بوده، تماس‌های رسانه‌ای درباره چامسکی و اپستین شروع شد. («چرا مطبوعات به مطبوعات زنگ می‌زنند؟» گفتم. «اگر حرفی برای گفتن داشته باشم، خودم می‌نویسم.» و از هرگونه اظهارنظر خودداری کردم.)

مجموعه تازه اسناد بسیار زشت است و به نظر من، غیرقابل دفاع. به‌ویژه منزجرکننده است که نوآم لازم دیده قربانیان را به‌عنوان «هیستریک» شرم‌سار کند. وقتی نخستین بار روشن شد که چامسکی نوعی رابطه با اپستین داشته، متعجب شدم، اما چندان شوکه نشدم. تصورم این بود که او می‌کوشد از جیب‌های بسیار عمیق اپستین برای پروژه‌های MIT پولی دست‌وپا کند. اصلاً نوآم پیش‌تر از پنتاگون، سازمان اطلاعات دفاعی (DIA) و منابع ناخوشایند دیگری هم پول گرفته بود. چیزی به نام پولِ پاک وجود ندارد. اما با این حال…

درک این‌که او چگونه می‌توانسته چنین پیوند نزدیکی را با کسی حفظ کند که یک صهیونیست سرسخت بوده و حتی اگر خودِ او عامل اسرائیل نبوده، قطعاً سرمایه‌ای بوده که دستگاه اطلاعاتی اسرائیل بارها از آن استفاده کرده، بسیار دشوار است. واقعاً گیج‌کننده است. چند سال پیش، تردید را به نفع او کنار گذاشتم و بی‌اعتنایی‌اش به رفتار جنسی شکارچیانهٔ اپستین را مشابه امتناع لجوجانهٔ رالف نیدر از حمایت از حقوق همجنس‌گرایان در کارزار انتخاباتی سال ۲۰۰۰ دانستم؛ زمانی که چندین ابتکار مربوط به ازدواج/حقوق همجنس‌گرایان در برگه‌های رأی ایالتی بود و نیدر می‌گفت: «من سیاست غدد جنسی انجام نمی‌دهم.» اما این مورد بسیار هولناک‌تر و غیرقابل توضیح‌تر است.

چه چیزی در اپستین بود که می‌توانست قضاوت چامسکی را مخدوش کند؟ اگر نه پول بوده و نه فرصت تجاوز به زنان جوان؟ به نوشته‌های اپستین نگاه کنید: به‌سختی می‌توان آن‌ها را نوشتهٔ یک آدم باسواد دانست. این قاچاقچی جنسی که خود را به‌عنوان نابغهٔ مالی و مرشد آگاهی جا می‌زد، اصلاً آن‌قدرها هم باهوش نبود؛ و آدم فکر می‌کند نوآم، بیش از هر کس دیگری، باید در برابر اغوای فکری و چاپلوسی مصون می‌بود.

آخرین باری که با نوآم صحبت کردم، چند سال پیش بود؛ وقتی از او خواهش کردم برای کتاب‌مان عیش دزدها (An Orgy of Thieves) جمله‌ای معرفی‌کننده بنویسد، که با لطف، تقریباً بلافاصله انجام داد. به نظر می‌رسید هنوز تمام قوای ذهنی‌اش را دارد؛ قوایی که، همان‌طور که می‌دانیم، از مجموع قوای ذهنی تقریباً هر انسان دیگری روی این سیاره هم بیشتر است. بنابراین فکر نمی‌کنم بتوان این ماجرا را به زوال عقل نسبت داد، شاید هم همسر جدید (که همیشه اولین واکنش است وقتی قهرمانت زمین می‌خورد)؟ اما ظاهراً والریا فقط می‌خواست اپستین آن‌ها را در نیویورک اسکان بدهد و نوآم گفت: «من درباره کارائیب خیال‌پردازی می‌کنم.» هر طور می‌خواهید بخوانیدش.

راست‌گرایان، البته، همان‌طور که داگ هنوود اشاره کرده، به‌نحو رذیلانه‌ای می‌کوشند این دوستی گیج‌کننده را به سیاست‌های چامسکی ربط بدهند که مضحک است. در واقع، این رابطه در تضاد با تقریباً همه چیزهایی است که چامسکی طی ۶۰ سال گذشته نمایندگی کرده؛ و به همین دلیل است که این افشاگری‌ها بسیاری از ما را چنین سردرگم کرده‌اند. (کتاب رمزگشایی از چامسکی نوشتهٔ کریس نایت شاید هنوز منبع مفیدی برای گشودن گره انگیزه‌ها و پویش‌های این رابطه باشد.) من هنوز کمی مبهوت و گیج‌ام و نمی‌توانم حساب‌وکتاب اخلاقی یا فکریِ پشت آن را سرِ هم بیاورم.

این رابطه تقریباً با هر چیزی که چامسکی در طول ۶۰ سال گذشته به آن پایبند بوده، در تضاد است، به همین دلیل است که این افشاگری‌ها برای بسیاری از ما بسیار گیج‌کننده بوده‌اند. (کتاب «رمزگشایی چامسکی» نوشته کریس نایت هنوز می‌تواند منبع مفیدی برای روشن کردن انگیزه‌ها و پویایی‌های این رابطه باشد.) من هنوز کمی مبهوت و متحیر هستم و نمی‌توانم ریاضیات اخلاقی یا فکری پشت آن را با هم تطبیق دهم.

جفری سنت کلر

*جفری سنت کلر، سردبیر مشترک CounterPunch است. جدیدترین کتاب او «عیش و نوش دزدان: نئولیبرالیسم و ​​نارضایتی‌های آن» (با همکاری الکساندر کاکبرن) است.

*منبع: کنترپانچ

*ترجمه و تنظیم برای انتشار در اخبارروز توسط بابک احمدی

print