تدارکات لازم و ممکن از امروز برای خیزش و خیزش‌های آینده , خیزش و سرکوب جنبش دی ماه 1404‌(‌نتایج و درس‌ها) این‌بار بازاریان اعتصاب کردند. نه به‌خاطر فقر و گرسنگی، بلکه در اعتراض به جناح قدرتمندتر بورژوازی، متمرکز در سپاه و نهادهای مذهبی و آخوندها و بسیج، که امکان گردش سرمایه برای بازاریان را عملا و به‌شدت تنگ کرده‌اند. ستاد رهبری بازاریان در اتاق اصناف و اتاق بازرگانی است. آن‌ها مایلند که رژیم در مقابل آمریکا کوتاه بیاید و با قدری حذف تعرفه‌ها و مسدودیت‌های تجاری امکان را برای فعالیت اینان در بازار داخلی و جهانی ممکن گرداند. همین‌ها از طریق تشکیلات اتاق بازرگانی و اصناف اعتصاب هم زمان بازار را در سراسر کشور سازمان دادند و وقتی با خیزش مردم و کارگران جان به لب رسیده مواجه شدند، حجره‌ها را باز کرده و عقب نشستند.

کارگران به‌طور فردی و نه سازمان یافته، به دلایل متعددی به میدان آمدند. نفرت قدیمی از توحش و سرکوب مذهبی و ضدزن این رژیم بعلاوه فقر و بیکاری و نبود همه جانبه امنیت برای طبقه کارگر آن دلایل اصلی ای بودند که  انبوهی از این طبقه را میدان کشاند. بخشی از طبقه متوسط هم، که حال سطح معیشت شان به زیر خط فقر رسمی مملکت کشانده شده است، به اعتراضات و تظاهرات پیوستند.

 بی‌شک اغلب قریب به اتفاق جوانان و مردمی که در تقریبن تمام شهرهای ایران به خیابان آمدند، کشته، زخمی یا دستگیر شدند از طبقه کارگر، یعنی بیش از هفتاد درصد مردم ایران، شامل معلمان، پرستاران، بیکاران، بازنشستگان، کارگران کارخانجات، خدمات و غیره بودند. بخشی از تشکل‌های کارگری متعلق به شرکت واحد، معلمان، نویسندگان و هنرمندان ضمن انتشار بیانیه‌هائی در حمایت صریح از مردم معترض در خیابان، خواستار سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی شدند و در عین حال به افشای ماهیت ضدمردمی سلطنت‌طلبان و دخیل بستن‌شان به بارگاه ترامپ و دولت راسیست و فاشیست اسراِئیل پرداختند. بیانیه‌های عزیزانی مانند رضا شهابی، توماج، و دیگران در این‌باره تاریخی و ستودنی است. روند وقایع صحت هشدارهای اینان را به همه نشان داد. زنان زندانیان سیاسی که حکم اعدام گرفته‌اند و زیر شکنجه و فشارهای روانی سیستماتیک قرار دارند با انتشار بیاینه‌های فردی و جمعی از اعتراضات اخیر مردمی حمایت کرده‌اند. بیانیه‌های کارزار «سه‌شنبه‌های نه اعدام» از 54 زندان ایران، در این مبارزه روشن‌گرانه و جان‌فشانانه انرژی موثری به مبارزه سیاسی-طبقاتی کارگران و مردم آزادی‌خواه داد.

رفتار رژیم اسلامی با معترضان

رفتار رژیم با دو بخش اصلی این جنبش کاملن متفاوت بود. خامنه‌ای بازاریان را خودی نامید و رئیس جمهور اعلام کرد که با نمایندگان آن‌ها مذاکره می‌کند. اصلاح‌طلبان رنگارنگ، از روحانی گرفته تا  احمدی‌نژاد معترضین را به اجتناب از خشونت، و صحبت و مذاکره با مسئولین دولت دعوت کردند. اعتصاب بازار خاتمه یافت و حاجی‌ها حجره‌های بازارها را در سراسر کشور باز کردند.

اما رژیم با تمام قوای وحشی خود به جان جوانان طبقه کارگر و مردم گرسنه و خشمگین افتاد. میزان قتل و شتم و دستگیری از این مردم جان به لب رسیده هنوز روشن نیست. صحبت از کشتار بیش از سی هزار نفر، زخمی و کور کردن چندین برابر این تعداد از جوانان زن و مرد است. ده‌ها هزار نفر هم هنوز در زندان‌های سراسر کشور درانتظار شکنجه و رای بی‌دادکاه‌های الهی نشسته‌اند.

نقش اپوزیسیون در خارج از ایران

سلطنت‌طلبان رنگارنگ و به‌خصوص رضا پهلوی از طریق و توسط رسانه‌هایی مانند ایران اینترنشنال، من و تو، بی‌بی‌سی، و امثالهم، و دروغ‌ها و شانتاژها و جعل تاریخ و وقایع توسط آن‌ها،  تلاش کردند که این جنبش را مصادره کنند. به صراحت برای رسیدن به هدف‌های خودشان و قدرت  به ترامپ و نتانیاهو، این مجرمان کشتار فلسطینیان، التماس کردند که کمک‌شان کنند! تعدادی اوباش را با پرچم های خودشان و هم‌چنین پرچم اسراییل به تظاهرات حمایت‌گرانه از مردم ایران در اروپا و آمریکا گسیل داشتند، و ماهیت ضدبشری و فاشیستی خود را به عموم نشان دادند. اینان با اعمال‌شان  بخشی از جنبش ضدرژیم و آزادی‌خواهانه در خارج را منزجر کرده و به انفعال کشاندند. اینان در به شکست کشاندن این جنبش در داخل و خارج نقش مستقیم داشتند.

کار را به جائی رساندند که آقای شهرام همایون، مدیر و بنیان گذار تلویزیون کانال یک، که سی سال است از رضا پهلوی و پدر و پدر بزرگ او پشتیبانی کرده است، هم دادش در آمد. خبرنگار تلویزیون کانال یک را به تجمع طرفداران رضا پهلوی راه ندادند؛ چرا که آقای شهرام همایون گاهی بعضی انتقادات به شاهزاده را در کانال یک انعکاس داده بود.

در نوشته دفترچه دوران اضطرار، رضا پهلوی به صراحت ماهیت تمامن دیکتاتوری برنامه‌ای را که برای مردم ایران ، در صورت تغییراتی در ظاهر جمهوری اسلامی ایضن فاشیست، تدارک دیده‌اند را اعلام کرده است.

خواندن این نوشته، که حتی ابراز نارضایتی شدید عده‌ای از متفکرین عاقل‌تر سلطنت‌طلبان را به بار آورد، به همگان توصیه می‌کنم. آقای امیر طاهری، روزنامه‌نگار قدیمی بین‌المللی، و از مطلع‌ترین طرفداران پادشاهی مشروطه، کفته است که برنامه دفترچه دوران اضطرار بیش از آن که تابع قانون مشروطه باشد به مشروعه نزدیک است و یک دستور‌العمل برای برقراری دیکتاتوری جدید در ایران است.

 جمهوری‌خواهان در خارج  طیف گسترده و پراکنده‌ای  را در بر می‌گیرد. اینان از جنبش اعتراضی مردم پشتیبانی کرده، خواستار تغییر، تحول یا جایگزینی رژیم فعلی شدند. در برخی مراجع بین‌المللی، بخصوص در اروپا، به افشاگری از جنایات جمهوری اسلامی پرداختند و علیه دخالت‌های دولت آمریکا و دولت اسرائیل در امور مردم ایران و مصادره این جنبش موضع گرفتند. جمهوری‌خواهان در عین حال در افشاگری از رضا پهلوی و سلطنت‌طلبان فعال بودند.

 چپ رادیکال متشکل در سازمان‌ها و احزاب مختلف، مثل همیشه، اطلاعیه‌های روشن و رادیکال برای خواست سرنگونی رژیم، افشاکری از اعمال و برنامه‌های سلطنت‌طلبان و دولت‌های آمریکا و اسرائیل صادر کردند. اما عملکرد اجتماعی و در میدان‌شان ضعیف بود. اما در این میدان برخی فعالین چپ و سوسیالیست منفرد زحمات قابل قدردانی‌ای کشیدند. از جمله باید از فعالیت‌های رفقا بهرام رحمانی، شادی امین و ده‌ها رفیق دیگر قدردانی کرد.

رابطه این جنبش با جنبش‌های سال‌‌های 1396، 1398، 1401

مبارزه اکثریت مردم و به‌خصوص طبقه کارگر ایران علیه جمهوری اسلامی و برای سرنگونی آن خاتمه یافتنی نیست. این مبارزه از فازهای تکمیلی می‌گذرد. جنبش دی ماه 1396، با شعار تاریخی «اصلاح‌طلب! اصول‌گرا! دیگه تمومه ماجرا!»، «آزادی! آزادی! آزادی!» و … تکلیف مردم را با این رژیم و تمام جناح‌هایش روشن کردند. جنبش آبان 1398، با شعارهاِئی از قبیل «نان! کار! آزادی! اداره شورائی!» ماهیت مطالبات اقتصادی، ضدسرمایه‌داری و خودسالاری این جنبش را به روشنی اعلام کرد. جنبش سال 1401، با شعار «زن! زندگی! آزادی!» مطالبات آزادی‌خواهانه، طرفدار زنان، همه سرکوب‌شدگان و مردم تحت تبعیض با زبان‌های مختلف را به پیش راند. منشور «زن زندگی آزادی» بیش از بیست نهاد و تشکل کارگری، زنان، بازنشستگان، محیط زیست و.. حقیقتا یک پرچم رنسانسی و بخشن سوسیالیستی را در ایران و خاورمیانه و جهان برافراشت. اتحادیه‌های کارگری، در چندین کشور اروپایی، از جمله فرانسه و دانمارک، این منشور را تایید و از آن خود اعلام کردند.

جنبش زن زندگی آزادی و منشور آن را خیلی از جریانات راست، بورژوائی  و سلطنت‌طلب سعی کردند مصادره کنند، سیما و ماهیت آن را متفاوت جلوه داده و از آن خود گردانند. متاسفانه برخی از فعالین چپ هم، در برخوردی نادرست و اشتباه، آنرا بورژوائی و لیبرال خواندند.

من دراین نوشته این جنبش را رونسانسی و بخشن سوسیالیستی خوانده ام و عمیقن بر این باورم. مطالبات رسمن لائیک و ازادی‌خواهانه، خواست یک جمهوری لائیک، قطع کامل رابطه مذهب و مدیریت جامعه بسیار آزادی‌خواهانه هستند.

مطالبات در مورد زنان، کودکان، کارگران شاغل و بیکار، بازنشستگان، آزادی آموزش به زبان مادری عمدتن بخشی از برنامه سوسیالیستی کارگران هست و خواهد بود.

زمانی لنین در پاسخ به کمونیست‌های “چپ” ابراز داشت که اشتباه است اگر تصور کنید در یک انقلاب سوسیالیستی کارگران در یک صف و بورژوواها در صف دیگری می ایستند .

 شعار شروع کننده انقلاب سوسیالیستی در روسیه 1917 صلح! زمین! نان! بود. انقلاب کمون پاریس در 1871 با خواست صلح بین ارتش آلمان  و ارتش فرانسه، شورش علیه گرسنگی و فساد دولت تییر آغاز شد.

با توجه به وضعیت کنونی بسیار متحول سیاسی و نظامی در ایران و خاورمیانه  باید با دقت و درس‌آموزی تاریخی زیادی به بررسی جنبش‌های فراکیر کارگران و آزادی‌خواهان پرداخت.

خیزش دیگری در آینده نزدیک محتمل است؟

جهان سرمایه‌داری در بحران دست و پا می‌زند. توازن قوای قبلی اقتصادی سیاسی و نظامی جهانی فرو ریخته و جهان چند قطبی جدید در میدانی مملو از رقابت و جنگ، کشتار و ویرانی، در یک آشفتگی همه‌جانبه و خونین در حال شکل‌گیری است. وضع اقتصادی برای اکثریت مردم در ایران اگر وخیم‌تر نشود، بهتر نخواهد شد. توحش بی‌سابقه این رژیم هم روز ‌به ‌روز بر کینه و نفرت اکثریت قاطع مردم خواهد افزود. این دو عامل را کنار هم بگذاریم، جاشنی یک انفجار طبقاتی دیگر در آینده‌ای نه چند دور را بسیار محتمل می‌کند.

 از امروز باید برای جنبش وسیع آینده آماده شد و تدارک دید.

تدارک طبقاتی برای خیزش آینده

بورژوازی ایران، با همه جناح‌هایش در داخل و خارج ایران، برنامه‌ها و مطالباتی شدیدن طبقاتی دارند. اینان به دروغ می‌گویند که برنامه هایشان به نفع همه مردم و به اصطلاح ملی است.

 تکلیف رژیم فعلی جمهوری اسلامی در حفاظت از مالکیت و مناسبات سرمایه‌داری روشن است.

اصلاح‌طلبان ریز و درشت در داخل ورد زبان‌شان بهتر کردن امنیت سرمایه و سرمایه‌گذاری است. رضا پهلوی در سرلوحه برنامه‌اش تامین امنیت سرمایه را قرار داده و رسما اعلام کرده که برای تحقق امنیت از سپاه و بسیج استفاده خواهد کرد. آقای نصیری، که ظاهرا حامل پیام‌هایی از داخل به «شاهزاده» در خارج است، عین همین مطالبات طبقاتی بورژواِیی را خواستار است. آقای حسن شریعتمداری، وقتی سخنگوی جمهوری‌خواهان ملی بود، عین همین خواسته‌ و تامین امنیت سرمایه را مطرح کرد.

طبقه کارگر ایران هم مطالبات و برنامه طبقاتی خود را برای رفاه خود و اکثر جامعه باید صریح‌تر و هم دل‌تر از گذشته مطرح کند. مهم‌ترین مساله در این رابطه دادن تصویری ملموس، روشن و همه فهم از سوسیالیسم و تولید و توزیع در جامعه پساسرمایه‌داری است. امری که امروز در ایران امری کاملن ممکن، ضروری و مطلوب است. در این باره تا کنون بحث‌های زیادی شده و باید برای جمع‌بندی و ارائه نتایج عملی  این بحث‌ها شتاب کرد. نویسنده در نوشته‌ها و سخنرانی‌های چندی تحت عنوان «تولید و توزیع در جامعه پساسرمایه‌داری» از منظر نقد ضرورت وجود وفور در همه محصولات، به‌عنوان پیش شرط استقرار سوسیالیسم؛ ملزومات موجود برای فراتررفتن از سرمایه‌داری در ایران را برشمرده است. یاران دیگری هم، در داخل و خارج از ایران، از جنبه‌های دیگری به امکان‌پذیری سوسیالیسم پرداخته‌اند.

فعالین و سازمانگران متعدد تشکل‌های کارگری در ایران سایر مطالبات روز خود را هم بارها مطرح کرده‌اند. مطالبات مربوط به مزد، بیکاران، بازنشستکان، زنان، کودکان، هم جنس دوستان، مردم تحت تبعیض زبانی، فرهنگی و عقیدتی و غیره تقریبن برای همه این عزیزان روشن است. جمع‌بندی و ایجاد اتحاد و همدلی در این مورد هم عاجل و واجب است.

در مقابل برنامه بورژوازی برای تامین امنیت سرمایه و سرمایه ‌دار، باید برنامه سوسیالیستی واضح و روشن  کارگران برای تامین امنیت کارگر و خلاصی او از نکبت بردگی کارمزدی را قرار داد.

این برنامه و مطالبات فقط برای انقلاب سوسیالیستی و برقراری اداره شورائی در مملکت نیست. همین امروز لازم است تا جناح‌های مخنتف بورژوازی حساب کار خود را بکنند. سرمایه و سرمایه‌دار باید احساس عدم امنیت بکند تا در همین شرایط هم به برخی عقب نشینی‌های جدی در مقابل کارگران مدعی و متشکل تن در دهد.

بگذارید مثال تاریخی و گویائی را در این باره یادمان بیاوریم. اواخر دهه بیست قرن بیستم و اوایل دهه سی بحران عظیمی سرمایه‌داری آمریکا و جهان را فراگرفته بود. بیکاری، فقر و گرسنگی در طبقه کارگر بیداد می‌کرد. تشکل های کارگری اعم از سندیکائی، حزبی و آنارکوسندیکالیستی منظمن تظاهرات و اعتصاب و راهپیمائی برگزار می‌کردند. سرمایه‌داران هم گوشی برای شنیدن خواسته های آنان نداشتند.

فرانکلین روزولت برای مشورت با نمایندگان جریانات کارگری و سوسیالیستی جلسه‌ای ترتیب داد. او از این نمایندگان پرسید برای چه اعتراض می‌کنید. آنان بیکاری و گرسنگی را مطرح کردند و گفتند که سرمایه‌داران نمی‌گذارند خواسته‌های آنان حتی رسمن مطرح شوند، چه برسد به این که تحقق یابند!  روزولت پرسید خوب شما می‌خواهید چه‌کار کنید. کارگران گفنتد همان کاری که در روسیه کردیم! انقلاب سوسیالیستی!

روزولت بعد از این نشست جلسه‌ای با نمایندگان سرمایه‌داران برگزار کرد، خواسته‌های کارگران را مطرح کرد و کفت اگر تغییری جدی در میزان مزد و شرایط کار ایجاد نکنیم این‌ها دست به انقلاب خواهند زد و همه چیزتان را می‌گیرند.

نتیجه این نشست یک قرارداد اجتماعی تحت نام “معامله جدید” (New Deal ) بود که در آن تعدادی از مطالبات کارگران توسط دولت و کارفرمایان پذیرفته و به‌سرعت اجرا شدند.

خاصیت برنامه سوسیالیستی کارگران و تشکل برای آن، این هم هست!

بستر اجتماعی رسیدن به یک تشکیلات سراسری

ضدسرمایه‌داری کارگری

در مورد ضرورت ایجاد تشکل‌های سراسری کارگری و اتحاد رهبران فعلی و عملی و شناخته شده طبقه کارگر هم  بسیاری از فعالین این جنبش همواره، در حدی که در اختناق و سرکوب همیشگی طبقه کارگر در جمهوری اسلامی ممکن بوده، تلاش و تجربه کرده‌‌اند. عده‌ای از ضرورت تشکیل احزاب ضدسرمایه‌داری صحبت می‌کنند. چه باید کرد؟

حق و امکان ساختن هر گونه تشکل کارگری مستقل از دخالت و کنترل دولت و کارفرما همیشه در دستور کار فعالین عملی و در صحنه جنبش کارگری بوده است. ما هم همیشه از این خواسته دفاع کرده ایم. من طرفدار ایجاد یک تشکل فراگیر صنفی و سیاسی ضدسرمایه‌داری هستم.

در اعتصاب تاریخی یک ساله 180 هزار معدنچی بریتانیا در سال 1984 درسی بسیار آموزنده از ضررهای ایجاد دو تشکیلات مجزای کارگری، یکی صنفی و یکی سیاسی در خود دارد. از ماه ششم اعتصاب، جامعه بریتانیا یک حالت التهاب و جوشش پیشا انقلابی به خود گرفت. خواست معدنچیان برای باز نگه‌داشتن معادن ذغال با پلیس، باتون و زندان رهبران آنان توسط دولت تاجر پاسخ می‌گرفت. خیلی‌ها از فعالین کارگری و سوسیالیست به آرتور اسکارگیل، رهبر وقت اتحادیه معدنچیان، می‌گفتند چرا با یک اعتصاب و مبارزه سیاسی سراسری  تاچر را برکنار نمی‌کنیم تا تو نخست وزیر شوی! جواب او و سایر رهبران اتحادیه این بود که مطالبات و سندیکای ما برای امور صنفی ساخته شده نه برای مبارزه سیاسی. همان روزها در یک مصاحبه تلویزیونی از روی هترزلی Roy Hatersly، معاون رهبر حزب کارگر پرسیدند شما چرا یک اقدام برای انداختن مارگارت تاچر نمی‌کنید. جواب داد “این یک اعتصاب صنفی است و ما نمی‌توانیم در آن دخالت کنیم.”

همین یک مثال تاریخی و تقریبن متاخر از ضررهای جدا کردن تشکل‌های کارگری، به صنفی و سیاسی، کافی است تا توجه فعالین کارگری و سوسیالیست را بیش‌تر جلب کند.

تجارب تاریخی در مورد صنفی- سیاسی بودن

تشکل‌های کارگری

بد نیست این‌جا به تاریخ جنبش کارگری ضد سرمایه‌داری جهانی نگاهی بیاندازیم! جنبش و تشکل کارگری چارتیست‌ها در بریتانیا هم صنفی و هم سیاسی بود، و دست‌آورده‌ای ارزنده‌ای هم برای کارگران داشت. در قرن نوزدهم تشکل شوالیه‌های کار، و جامعه بین‌المللی کارگران‌(موسوم به انترناسیونال اول) همین‌طور تشکلی صنفی- سیاسی بودند کارل مارکس جزو بنیان‌گذاران و رهبری انترناسیونال اول بود. جنبش کارگری و آزادی‌خواهانه کمون پاریس با شرکت تعداد زیادی از اعضای انترناسیونال اول به وقوع پیوست.

 امروز سئوال این است که در شرایط سرکوب جمهوری اسلامی و فقر و سختی طاقت‌فرسای تامین زندگی، چه بستری می‌تواند مناسب‌ترین فضا را برای ایجاد این تشکل‌ها به‌وجود آورد. حزب، سندیکا، یا پیشنهاد ما؟

به‌نظرمن تشکیل و گسترش شوراهای خودیاری در محلات مسکونی و محیط‌های کار، و مرتبط کردن فرا محله‌ای آن‌ها، یک پیشنهاد ممکن و مناسب در این‌باره هست. هم اکنون تجمعات این چنینی در محلات برای رسیدگی به زخمی‌های جنبش، کمک به همسایگانی که با فقر مطلق دست به گریبان هستند، پناه دادن به کسانی  که تحت تعقیب آدم‌کشان رژیم هستند، کمک به خانواده‌های زندانیان سیاسی، رد و بدل کردن خبر و سازماندهی اعتراضات به اشکال مختلف وجود دارند.

اینترنت و تشکل‌ها و جنبش‌های

کارگری-آزادی‌خواهانه

با وجود اینترنت، امروزه امکان تبادل نظر، انتشار اخبار کارگری، آموزش، ایجاد شبکه‌های ارتباطی ، فراخواندن اعتراضات فرای محیط کار، انتشار بیانیه‌های اعتراضی و پشتیبانی وجود دارد و در همه جهان استفاده می‌شود. البته کارکرد و امنیت اینترنت در کشورهایی مثل ایران ابدن قابل اتکا نیست. این مشکل را چه‌طور باید حل کرد؟

 استفاده از اینترنت برای پخش و دریافت اخبار و نظرات ، آموزش‌های سیاسی و سازمان گری قطعا یک امکان موثر است و باید مورد استفاده قرار گیرد. اما زمانی که، همانند سال 1401 و همین چهار هفته گذشته، اینترنت قطع می‌شود چه باید کرد؟

 تنها راه، گسترش ارتباطاتات و شبکه‌های بهم پیوسته انسانی و زنده در محل سکونت و کار است. امری که کمبود شدیدش برای اکثر فعالان کارگری، جنبش‌های مختلف دفاع از حقوق زنان، محیط زیست، در این چند هفته کاملن ملموس بوده است.

 سال‌هاست که نوعی جامعه موازی زنده در دو دهه اخیر در ایران، در مقابل توحش جامعه جمهوری اسلامی، شکل گرفته است. از تجارب این جامعه موازی باید آموخت.

یک تجربه تاریخی جهانی مواخر در این زمینه تشکیل کمیته‌های پشتیبانی در محلات و محیط‌های کار از اعتصاب یک ساله معدنچیان در بریتانیا در سال‌های 1984-1985 است. بدون این کمیته‌های محلات و محیط کار اعتصاب ابدن نمی‌توانست یک سال تمام در مقابل سرکوب دولت تاچر و بورژوای بریتانیا دوام بیاورد.

اریکس هاوبسبام، تئوریسین تاریخ مشهور قرن بیستم ملاحظات آموزنده‌ای در مورد تاثیرات گلوبلایزاسیون، تقسیم موسسات تولیدی بزرگ با هزاران مزدبگیر به موسسات کوچک، کاهش تمرکز کارگران در یک محل، کاهش تجمع‌های کارگری در شکل کلوب ها و آبجوخوری‌های محلی کارگری و بالاخره کاهش تدریجی نفوذ اتحادیه‌های کارگری و احزاب ضدسرمایه‌داری در طبقه کارگر نوشته ارزشمندی دارد.

برای اکثریت مردم و به‌خصوص طبقه کارگر لازم است که از هم امروز به فکرراهبردی باشند که بتواند در مقابل تمام اشکال متفاوت سیاسی که بورژوازی ایران، در جهت تامین امنیت سرمایه و سرکوب معترضان، به‌خود بگیرد کارساز و ادامه کار باشد.

زمان جنگ دوازده روزه یک نوشته در مورد اهمیت شوراهای محلات مسکونی و محل کار و نقش آنان در ایجاد شبکه‌های خودیاری و پیش‌برد مبارزه به امضای “جمعی از هواداران حزب کمونیست ایران در داخل” منتشر شد. این نوشته بسیار ارزنده است و خواندن آن را به همه فعالین کارگری و آزادی‌خواه توصیه می‌کنم.

تدرکات برای امروز و آینده

نکبت جمهوری اسلامی در شکل فعلی ادامه یابد؛ سپاه پاسداران به‌همراه بخشی از اصلاح‌طلبان و آخوندها کودتا کند؛ ارتش کودتا کند؛ همین‌ها با بخشی از آپوزیسیون بورژوائی خارج از ایران همراه شوند؛ جنگ جدیدی از طرف اسرائیل و آمریکا به مردم تحمیل شود؛ در شرایطی که جامعه دچار تشنج‌ها و درگیری‌های داخلی بیش‌تر شود و…؛ شبکه‌های شوراهای خودیاری در محلات مسکونی و کار می‌تواند بستر خوبی برای مقابله مناسب با همه این احتمالات باشد.

این شبکه‌ها از امروز، تا زمانی که طبقه متشکل کارگر برای خود توان تسخیر قدرت سیاسی و آغاز ساختن جامعه‌ای شورائی، بری از بردگی کارمزدی و همه مصائب سرمایه‌داری برای انسان، طبیعت و همه موجودات زنده، را کسب کند لازم هستند.

با بزرگداشت یاد  ده‌ها هزار جانبخش جنبش دی ماه

با همدردی با همه خانواده‌های داغدار این عزیزان

با آرزوی بهبود هر چه زودتر یاران زخمی

برای آزاد سازی یاران اسیر و تحت شکنجه

همگی دست در دست بسوی آینده روشن و آزاد

بیست و یکم ژانویه 2026

 

print