رضا پهلوی، فرزند ارشد شاه برکنارشده ایران، سال ۱۹۶۰ در تهران متولد شد و پس از پایان تحصیلات مدرسه، از جمله در ایالات متحده بهعنوان خلبان جنگنده آموزش دید. پس از انقلاب ایران، خانواده او در سال ۱۹۷۹ به خارج از کشور گریختند. پهلوی در آمریکا زندگی میکند. او همواره برای تغییر در ایران فعالیت کرده و خود را بهعنوان «میانجی دوران گذار» پیشنهاد داده است. دههها به نظر میرسید که از نظر سیاسی اهمیتی ندارد، اما در جریان اعتراضات اخیر در ماه ژانویه، معترضان نام او را فریاد زدند.
اشپیگل در سال ۲۰۲۴ در هتلی در لندن با پهلوی گفتوگو کرده بود. او همان زمان نیز آرزوی «انقلاب» داشت. این بار پهلوی از دفتر کار خود در واشنگتن و از طریق زوم، اندکی پیش از عزیمت به کنفرانس امنیتی، سخن گفت. او قصد دارد در مونیخ سران کشورهای غربی را به حمله نظامی علیه رژیم اسلامگرای ایران متقاعد کند.
اشپیگل: آقای پهلوی، اوایل ژانویه شما از مردم ایران خواستید علیه رژیم تظاهرات کنند. اندکی بعد هزاران نفر، شاید دهها هزار نفر کشته شدند. آیا شما معترضان را به نبردی بیسرانجام کشاندید؟
پهلوی: مردم پیش از فراخوان من نیز در خیابانها بودند. آنها نام مرا فریاد میزدند و درخواست حمایت میکردند. این یک نبرد برای آزادی است و در چنین مبارزهای اغلب خون ریخته میشود. گزینه دیگر، تسلیم شدن در برابر رژیمی است که دهههاست دست به کشتار میزند. من تلاش کردم مبارزه زنان و مردان ایرانی را هماهنگ کنم، از نظر راهبردی حمایت کنم و میان گروههای اپوزیسیون پل بزنم. از من خواسته شد و من در رأس قرار گرفتم.
اشپیگل: شما خواستار انقلاب بودید — آیا اکنون چنین چیزی رخ داده است؟ در حال حاضر در ایران سکوت مرگباری حاکم است.
پهلوی: این یک انقلاب است. ما تسلیم نمیشویم. این مبارزه ممکن است ادامه یابد و جانهای بیشتری بگیرد، اما راه بازگشتی وجود ندارد.
اشپیگل: شما خواستار حمله نظامی آمریکا به رژیم هستید. چرا با وجود خطر یک جنگ منطقهای، آن را بهترین راه میدانید؟
پهلوی: یک حمله هدفمند به دستگاههای سرکوب — نیروهای امنیتی و سپاه پاسداران — مداخله خارجی محسوب نمیشود، بلکه یک اقدام بشردوستانه برای آزادی است. چنین اقدامی میتواند از کشتارهای بیشتر جلوگیری کند. معترضان غیرمسلح با نهایت خشونت روبهرو هستند؛ رژیم از شبهنظامیان افغانستانی، عراقی و لبنانی برای تیراندازی به مردم خود استفاده میکند. یک حمله نظامی به ایرانیان فرصتی عادلانه در مبارزه برای آزادی خواهد داد.
اشپیگل: چرا فکر میکنید یک حمله نظامی دقیقاً اکنون میتواند موفق باشد؟
پهلوی: رژیم تضعیف شده است. رهبرانش در پناهگاهها پنهان شدهاند، خانوادهها و داراییهایشان به خارج منتقل میشود. هرچه سریعتر دستگاه سرکوب از قدرت کنار گذاشته شود، جانهای بیشتری نجات خواهد یافت.
اشپیگل: حاکمان تهدید به مقاومت سرسختانه کردهاند؛ با موشک و پهپاد علیه پایگاههای آمریکا در منطقه، کشتیهای تجاری و اسرائیل. آیا قدرت نظامی تهران را دستکم نمیگیرید؟
پهلوی: به هیچ وجه. رژیم خود را آماده کرده است، اما جنگ دوازدهروزه در ماه ژوئن نشان داد که زرادخانه آن تا چه اندازه محدود است. با وجود حملات گسترده، تنها تعداد اندکی از اهداف را هدف قرار دادند.
اشپیگل: با وجود سامانههای دفاعی، موشکهایی در اسرائیل اصابت کرد.
پهلوی: من تردید دارم که حاکمان تهران بتوانند حتی اگر جهان را به چالش بکشند، خسارت جدی وارد کنند. یک عملیات قاطع از سوی آمریکا و متحدانش، حملات تلافیجویانه را از پیش در محاسبات خود خواهد داشت و تدابیر حفاظتی اتخاذ خواهد کرد. خطر بزرگتر، بیعملی است: هر هفته شبهنظامیان مورد حمایت ایران در لبنان، یمن و غزه قدرتمندتر میشوند. یک حمله هدفمند میتواند فروپاشی را تسریع کند.
اشپیگل: سخنان ۱۳ ژانویه رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، مبنی بر اینکه «کمک در راه است»، بینتیجه ماند. آیا ناامید شدهاید؟
پهلوی: من نمیتوانم به جای ترامپ سخن بگویم، فقط میتوانم بگویم ایرانیان از او چه انتظاری دارند. سخنان او در ایران بازتاب یافت، زیرا مردم باور داشتند که او مانند سلفش باراک اوباما نیست.
اشپیگل: منظورتان این است که ترامپ به دنبال مصالحهای مانند توافق هستهای سال ۲۰۱۵ که در دوران اوباما منعقد شد، نیست؟
پهلوی: ترامپ این فرصت را دارد که با کمک به آزادی مردم ایران، نام خود را در تاریخ ثبت کند — این به سود ایران، منطقه، جهان و ایالات متحده خواهد بود. اینکه آیا او به این وعده عمل میکند یا نه، تاریخ نشان خواهد داد. مبارزه ما فقط به این حمایت وابسته نیست. بدون حمایت، این مسیر طولانیتر و پرهزینهتر از نظر جان انسانها خواهد بود. اما ما ادامه خواهیم داد.
اشپیگل: چه چیزی شما را خوشبین میکند؟
پهلوی: بیش از ۱۰۰ هزار ایرانی در داخل کشور — بسیاری از آنها بخشی از ساختار امنیتی رژیم و دستگاه بوروکراسی — از طریق پلتفرمی که در شبکه ماهوارهای پربیننده «ایران اینترنشنال» معرفی شده، با تیم من و شخص من تماس گرفتهاند. آنها از فساد، ایدئولوژی، خشونت و دروغ به ستوه آمدهاند. پلیسهایی که از شلیک به هموطنان خود سر باز زدند یا پزشکانی که مجروحان را درمان میکنند، تحت پیگرد قرار میگیرند. افرادی که از سیستم جدا شده و با ما تماس میگیرند، کشوری مطرود را میبینند که با منابع گاز و نفت خود میتواند مانند کره جنوبی باشد، اما بهدلیل سوءمدیریت و ساختارهای حاکمیتی مافیایی، به کره شمالی شباهت پیدا کرده است.
اشپیگل: چه نقشی برای خود قائل هستید؟
پهلوی: وظیفه من هدایت گذار به دموکراسی و به حداقل رساندن بهایی است که این ملت برای آزادی خود میپردازد. برخلاف سیاست غرب که با تاکتیکهای مماشات، همچنان خطر کشتهشدن افراد بیشتری را افزایش میدهد.
اشپیگل: شما اعلام کردهاید که میخواهید مبارزه را از داخل ایران هدایت کنید. آیا این را جدی میگویید؟
پهلوی: در حال بررسی این هستم که چه زمانی و چگونه میتوانم در ایران فعالیت کنم. نفوذ من در داخل کشور بیش از تبعید خواهد بود. البته این تنها با تدابیر امنیتی ویژه ممکن است. من نمیخواهم قربانی باشم، بلکه میخواهم در مرحلهای سرنوشتساز در محل حضور داشته باشم تا گذار را سازماندهی کنم. حتی در سال ۱۹۸۰ نیز خدمت خود را به نیروی هوایی تحت رهبری روحالله خمینی، رهبر انقلاب، بهعنوان خلبان جنگنده پیشنهاد دادم و آماده بودم در جنگ علیه عراق جان خود را از دست بدهم. این آمادگی تا امروز نیز وجود دارد.
اشپیگل: جامعه ایرانیان خارج از کشور دچار اختلاف است. چگونه میخواهید اپوزیسیون را متحد کنید؟
پهلوی: من با افرادی همکاری میکنم که دیروز مخالف من بودند، اما امروز اهداف مشترکی دارند. چهار اصل را بهعنوان مبنای مشترک پیشنهاد میکنم: برابری در برابر قانون، حقوق و آزادیهای فردی، جدایی دین از دولت و یک روند دموکراتیک. در این چارچوب، چپگرایان، راستگرایان، سلطنتطلبان و جمهوریخواهان جای میگیرند — آنچه تعیینکننده است، تنها پذیرش این اصول است.
اشپیگل: چه نوع نظام سیاسی را مدنظر دارید — یک پادشاهی مشروطه؟
پهلوی: من برای آوردن دموکراسی به ایران مبارزه میکنم. اینکه جمهوری باشد یا پادشاهی مشروطه، باید مردم ایران پای صندوق رأی تصمیم بگیرند. این کشور متعلق به آنهاست.
اشپیگل: منتقدان نگراناند که شما بخواهید سلطنت پدر خود، محمدرضا پهلوی، آخرین شاه ایران را احیا کنید.
پهلوی: تمرکز من بر یک منصب مشخص نیست؛ نه بر نخستوزیری و نه بر ریاستجمهوری. بسیاری مرا بهعنوان پلی برای گذار و پاسدار این دوره میبینند، نه بهعنوان یک سیاستمدار قدرتطلب آینده. در نهایت، یک همهپرسی و انتخابات آزاد باید تصمیمگیرنده باشد.
اشپیگل: با حامیان رژیم چه باید کرد؟
پهلوی: بسیاری از افراد از سر ترس معیشتی یا فرصتطلبی در این سیستم کار میکنند و تنها تعداد اندکی از سر اعتقاد. کسانی که دستشان به خون آلوده نیست، باید در ایران جدید جایگاهی داشته باشند. من طرفدار عفو گسترده برای کسانی هستم که به اصول دموکراتیک بپیوندند. افراد بیگناه نباید نگران انتقام باشند.
اشپیگل: و مسئولان کشتارها؟
پهلوی: برای جنایت علیه بشریت مصونیتی وجود نخواهد داشت. نیاز به دادرسیهای مبتنی بر حاکمیت قانون و دادگاههایی مشابه الگوی نورنبرگ است. شاید هم یک کمیسیون حقیقتیاب. کشور ما به عدالت انتقالی نیاز دارد و باید بسیاری از مسائل را بررسی و با آنها آشتی کند. علی خامنهای برای من یکی از شیاطین تاریخ است.
اشپیگل: آیا مرگ رهبر جمهوری اسلامی میتواند نقطه عطف باشد؟
پهلوی: ممکن است کمک کند. از نظر شخصی ترجیح میدهم او زنده بماند و شاهد فروپاشی رژیم خود باشد.
اشپیگل: چگونه از بروز هرجومرج پس از سقوط احتمالی دولت کنونی جلوگیری میکنید؟
پهلوی: طرح گذار ما بر ثبات و ادغام ایران در نظم منطقهای و بینالمللی استوار است. یک ائتلاف گسترده از نیروهای دموکراتیک باید این گذار را بر عهده بگیرد، نه یک جناح واحد. من خود را رهبر دوران گذار میدانم، نه حاکم آینده.
اشپیگل: پیام شما در کنفرانس امنیتی مونیخ چیست؟
پهلوی: این رژیم مشروعیت خود را از دست داده است. جامعه بینالمللی باید دست از حمایت آن بردارد و آشکارا در کنار مردم ایران بایستد. جنبش آزادیخواهی در ایران به حمایت نیاز دارد — سیاسی، اقتصادی و در صورت لزوم نظامی. این امر از جان انسانها محافظت میکند و امنیت بینالمللی را تقویت میکند.