ایران در میان آتش و خون به استقبال سال نو رفت
ایرانیان سال جدید را در میان غرش هواپیماها و انفجار بمبها و موشکها آغاز کردند؛ سه هفته بعد از شروع این جنگ، نه آمریکا و نه متحدانش هنوز راه روشنی برای مهار بحران ارائه نکردهاند و کمر به نابودی ایران بستهاند. این جنگ تا کنون هزاران کشته و ویرانیهایی بر جای گذاشته که چه بسا نسلهای بعدی نیز تاوان آن را خواهند پرداخت. ارتش اسرائیل بامداد جمعه حملاتی را علیه اهدافی در تهران انجام داد و زیرساختهای ایران را هدف قرار داد. همزمان، ایران به شلیک موج تازهای از موشکها به سوی اسرائیل اقدام کرد که موجب به صدا درآمدن آژیرهای خطر در تلآویو و صدای انفجار رهگیرهای پدافند هوایی در آسمان این شهر شد
درگیری میان اسرائیل و ایران بامداد آخرین روز سال ۱۴۰۴ وارد مرحلهای تازه و خطرناکتر شد؛ مرحلهای که نه فقط دو طرف درگیر، بلکه سراسر منطقه خلیج فارس و بازار جهانی انرژی را نیز بیش از پیش در معرض بحران قرار داده است. اسرائیل و ایران در تازهترین دور حملات، بار دیگر اهدافی را در خاک یکدیگر هدف قرار دادند؛ حملاتی که پس از ضربه ایران به پالایشگاه نفت حیفا و نیز حمله اسرائیل به میدان گازی عظیم پارس جنوبی، ابعادی فراتر از یک رویارویی مستقیم نظامی یافته و اکنون به تهدیدی علیه زیرساختهای حیاتی انرژی در سراسر منطقه تبدیل شده است.
ارتش اسرائیل اعلام کرد بامداد جمعه حملاتی را علیه اهدافی در تهران انجام داده و زیرساختهای آنچه «رژیم ترور ایران» خواند را، هدف قرار داده است، ارتش اسرائیل جزئیات بیشتری درباره ماهیت اهداف و حملات صبح جمعه خود منتشر نکرد. همزمان، ایران به شلیک موج تازهای از موشکها به سوی اسرائیل اقدام کرد که موجب به صدا درآمدن آژیرهای خطر در تلآویو و صدای انفجار رهگیرهای پدافند هوایی در آسمان این شهر شد. این تبادل حملات در حالی صورت میگیرد که جنگی که از ۹ اسفند با حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد، تاکنون هزاران کشته، عمدتاً در ایران و لبنان، برجای گذاشته و به تدریج سراسر خاورمیانه را درگیر کرده است.
گسترش دامنه حملات به تأسیسات انرژی، مهمترین ویژگی مرحله جدید این بحران است. در روزهای اخیر، پاسخ ایران به حملات اسرائیل به زیرساختهای انرژی خود، بازارهای جهانی را به شدت متلاطم کرده است. پس از آنکه اسرائیل میدان گازی بزرگ پارس جنوبی را هدف قرار داد، تهران نیز به شهر صنعتی رأس لفان قطر حمله کرد؛ مرکزی راهبردی که حدود یک پنجم گاز طبیعی مایع جهان در آن فرآوری میشود. به گفته منابع مرتبط با بخش انرژی، خسارات وارده به این مرکز چنان سنگین است که ترمیم آن سالها زمان خواهد برد. مدیرعامل قطر انرژی نیز به رویترز گفته است که این حملات یکششم ظرفیت صادرات LNG قطر را از کار انداخته؛ ظرفیتی که ارزشی حدود ۲۰ میلیارد دلار در سال دارد. در پی این ضربه، قطر ناچار شده وضعیت اضطراری اعلام کند و صادرات خود را متوقف سازد.
علاوه بر قطر، دیگر کشورهای خلیج فارس نیز در معرض آثار مستقیم این جنگ قرار گرفتهاند. امارات متحده عربی از «تهدید موشکی» در ساعات اولیه جمعه خبر داد؛ همزمان با آغاز جشنهای عید فطر در کشورهای مسلمان. کویت نیز اعلام کرد یک پالایشگاه نفتی این کشور هدف حمله پهپادی قرار گرفته است. همچنین بندر اصلی عربستان سعودی در دریای سرخ، که ریاض برای دور زدن تنگه هرمز بخشی از صادرات خود را به آن منتقل کرده بود، روز پنجشنبه هدف حمله قرار گرفت.
با این حال، بازار نفت در پایان هفته اندکی آرام گرفت. بهای نفت که در پی حملات روز پنجشنبه جهش کرده بود، روز جمعه کاهش یافت؛ آن هم پس از آنکه کشورهای غربی و ژاپن از آمادگی خود برای کمک به تأمین امنیت عبور و مرور کشتیها از تنگه هرمز خبر دادند و آمریکا نیز از برنامههایی برای افزایش تولید نفت سخن گفت. تنگه هرمز به طور معمول مسیر عبور حدود یکپنجم نفت جهان است و هرگونه اختلال پایدار در آن، میتواند شوکی جهانی به بازار انرژی وارد کند.
در واشنگتن، دونالد ترامپ که با توجه به افزایش بهای سوخت و نزدیکی انتخابات میاندورهای نوامبر از نظر سیاسی در موقعیت حساسی قرار دارد، تلاش کرد نشان دهد حمله اسرائیل به میدان گازی ایران بدون اطلاع قبلی آمریکا صورت گرفته و قرار نیست تکرار شود. او در کاخ سفید گفت که به بنیامین نتانیاهو گفته است چنین اقدامی را دوباره انجام ندهد و نخستوزیر اسرائیل نیز این بار از این دستور پیروی خواهد کرد. با این حال، خود نتانیاهو بعداً گفت که اسرائیل به تنهایی به میدان گازی پارس جنوبی حمله کرده است. این اظهارات، همراه با گزارشهایی مبنی بر آنکه برخی مقامهای اسرائیلی حمله را در هماهنگی با آمریکا توصیف کردهاند، از شکافها و ابهامهای جدی در هماهنگی راهبردی میان واشنگتن و تلآویو حکایت دارد.
اختلاف در اهداف جنگ نیز آشکارتر شده است. تولسی گبرد، مدیر اطلاعات ملی آمریکا، در جلسه کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان گفته است اهداف واشنگتن و اسرائیل یکسان نیست. به گفته او، دولت اسرائیل بر از کار انداختن رهبری ایران متمرکز بوده، در حالی که هدف اعلامشده رئیسجمهوری آمریکا نابودی توان موشکهای بالستیک، ظرفیت تولید این موشکها و نیروی دریایی ایران است. این تفاوت در تعریف اهداف، در کنار نبود چشماندازی روشن برای پایان جنگ، به سردرگمی فزاینده درباره مسیر بعدی این بحران دامن زده است.
از سوی دیگر، تهران هشدار داده است که حمله به زیرساختهای انرژی ایران، جنگ را وارد «مرحلهای تازه» کرده است. ابراهیم ذوالفقاری، سخنگوی نظامی ایران، گفت اگر بار دیگر تأسیسات انرژی ایران هدف قرار گیرد، حملات بعدی به زیرساختهای انرژی دشمنان و متحدانشان تا نابودی کامل آنها ادامه خواهد یافت. سپاه پاسداران نیز تأکید کرده تولید موشک در دوران جنگ ادامه دارد و صنعت موشکی ایران امسال در سطح بالایی عمل میکند و از نظر تولید و ذخایر با مشکلی روبهرو نیست. این اظهارات عملاً به معنای آن است که جمهوری اسلامی قصد ندارد از فشار بر زیرساختهای انرژی منطقه عقبنشینی کند.
در داخل اسرائیل نیز آثار جنگ محسوس است. روز پنجشنبه یک موشک ایرانی به پالایشگاه نفت در بندر حیفا اصابت کرد و هرچند به گفته وزارت انرژی اسرائیل خسارت عمدهای وارد نکرد، اما باعث قطع موقت برق در بخشهایی از کشور شد. این حمله نشان داد که حتی با وجود سامانههای چندلایه پدافندی، زیرساختهای حساس اسرائیل نیز از تیررس حملات ایران در امان نیستند.
در تحولی دیگر بریتانیا، کانادا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، هلند و ژاپن در بیانیهای مشترک از آمادگی خود برای کمک به تضمین عبور امن کشتیها از تنگه هرمز سخن گفتند و وعده دادند برای تثبیت بازار انرژی نیز گامهایی بردارند، از جمله همکاری با برخی کشورهای تولیدکننده برای افزایش عرضه. با این همه، نشانهای از اقدام فوری دیده نمیشود. فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، گفته است هرگونه مشارکت در تأمین امنیت تنگه تنها پس از پایان درگیریها ممکن خواهد بود. امانوئل مکرون، رئیسجمهوری فرانسه، نیز تأکید کرده دفاع از حقوق بینالملل و تلاش برای کاهش تنش، بهترین کاری است که میتوان انجام داد. او پس از نشست سران اروپا در بروکسل گفت هیچیک از رهبران اروپایی تمایلی به ورود به این جنگ نشان ندادهاند.
سه هفته بعد از شروع این جنگ، نه آمریکا و نه متحدانش هنوز راه روشنی برای مهار بحران ارائه نکردهاند و هر حمله تازه میتواند بازارهای جهانی، دولتهای عرب حوزه خلیج فارس و توازن سیاسی در واشنگتن و تلآویو را بیش از پیش تحت فشار قرار دهد.